تجربه موفق امام موسی صدر در ایفای نقش الاهی اش در صحنه اجتماع لبنان، ما را حساس می کند، که کدام ریشه های فکری، می تواند موجب چنین توفیقات بزرگی برای ایشان شود.

وی طی یک سخنرانی در میان مسیحیان لبنان اینگونه می گوید: «ادیان یکی بودند زیرا در خدمت هدفی واحد بودند: دعوت به خدا و خدمت به انسان. و این دو نمودهای حقیقتی یگانه اند. اما آنگاه که ادیان در پی خدمت به خویش درآمدند، میانشان اختلاف بروز کرد.

توجه هر دینی به خود آنقدر زیاد شد که تقریبا به فراموشیِ هدفِ اصلی انجامید. اختلافات شدت گرفت و رنج ها فزونی یافت. ادیان یکی بودند و هدفی مشترک را پی می گرفتند: مقابله با خدایان زمینی و یاری مستضعفان و رنجدیدگان. و این دو، نیز نمودهای حقیقتی یگانه اند. اما هنگامی که ادیان پیروز شدند و همراه با آنها مستضعفان نیز پیروز شدند، طاغوت ها چهره عوض کردند و برای دستیابی به غنائم، از ادیان پیشی گرفتند و در پی حکم راندن بر ادیان به نام ادیان برآمدند. و اینگونه بود که، رنج و محنت مظلومان مضاعف گشت و ادیان دچار مصیبت و اختلاف شدند… .

چون هدف ادیان را فراموش کردیم و از خدمت به انسان دور شدیم، خدا هم ما را به حال خود گذاشت و از ما دور شد و ما به راههای گوناگون رفتیم و به پاره های مختلف بدل گشتیم و در پی خدمت به منافع خاص خود بر آمدیم و معبودهای دیگر (غیر خدا) را برگزیدیم و انسان را به نابودی کشاندیم.»[۱]

اینگونه است که موسی صدر می تواند در جامعه متکثر و گوناگون لبنان، یک به یک موانع را کنار زند و الگویی جهانی در رهبری مذهبی و ملی ترسیم کند. و روشن می شود که نگاه او به تقریب و تعامل ادیان، صرفا نگاهی تاکتیکی نمی باشد، بلکه ریشه در باورهای عمیق قرآنی و حدیثی او دارد.

اما نگاه او به انسان، آنچنان امیدبخش و پیشتاز است که ریشه اصلی نفوذ کلمه و محبوبیتش آشکار می شود:

«برادران! آزادی، برترین سازوکار فعال کردن همه توانایی ها و ظرفیتهای انسانی است. هیچ کس نمی تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند. توانایی هایش را پویا و موهبتهای الاهی را بالنده سازد. آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش گمانی به انسان. کسی می تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد… آزادی حقیقی یعنی رهایی از عوامل فشار خارجی و عوامل فشار داخلی… یعنی رهایی از دیگران و رهایی از نفس!»[۲]

او همواره به دنبال رفع محرومیت از محرومان، از هر دین و طبقه و ناحیه بود. یکی کارهایش ایجاد مدرسه صنعتی جبل عامل بود. بچه های بی سرپرست، تا سن بیست سالگی، در این مدرسه شبانه­روزی به یادگیری نجاری، آهنگری، جوشکاری، برق و… به طور رایگان، مشغول بودند. بنا به نقل شهید چمران، این مدرسه برای تامین مخارجش ناچار بود، در و پنجره و پیچ بسازد و بفروشد.

همچنین موسسه خیریه ای با شعار: «پیروان ما، می میرند اما گدایی نمی کنند» تاسیس کرد و با جمع آوری متکدیان از هر دین و طایفه، و ایجاد شغل، هویتی مستقل و قوی برای لبنان، به خصوص شیعیانش، به ارمغان آورد.

او در متن زندگی مردم بود و لذا به تاسیس «خانه دختران» دست زد که در آن به دختران فقیر و بی سرپرست هنرهای دستی آموزش داده می شد. همچنین آموزشگاه پرستاری، درمانگاه، مرکز پزشکی و موسسه قالیبافی را برای ریشه کنی فقر و حاشیه نشینی، در لبنان به ثمر رساند.

سید موسی صدر حوزه علمیه ای تاسیس نمود که طلاب زیادی از آفریقا و آسیای شرقی در آن به تحصیل می پرداختند. شهید سید عباس موسوی (دبیر کل شهید حزب الله لبنان) یک نمونه از پرورش یافتگان این حوزه بودند.

تشکیل مجلس اعلای شیعیان و تاسیس مقاومت و جامعه مقاوم در برابر اسرائیل مهمترین اقدام سید موسی صدر، برای دفاع از حقوق طبیعی و شخصیت انسانی شیعیان لبنان بود.

منابع: سید موسی صدر، نگاهی به زندگی و مبارزات امام موسی صدر نوشته فرشته مرادی/ سیره و سر گذشت امام موسی صدر مجموعه دو جلدی/ ادیان در خدمت انسان

[۱] . کتاب ادیان در خدمت انسان ص۱۳-۲۲/ سخنرانی در ۳۰ بهمن ۱۳۵۳در کلیسایی در بیروت؛ طی آن از موسی صدر به عنوان نماد “گفتگو و همزیستی ادیان” تجلیل شد.

[۲] . سخنرانی به مناسبت شهادت کامل مروه، روزنامه نگار لبنانی که در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۴۵ ایراد شد و در روزنامه الحیات، در همان تاریخ چاپ گردید.

منبع: +