فتنه در بستر اعتراضات مسالمت‌آمیز

فتنه و عقب‌نشینی در بستر ایجاد تردید در توانایی‌های ملت شکل می گیرد به این معنی که دشمن می‌خواهد با ایجاد تردید ملت را از پیشرفت باز دارد.

 

اگر بخواهیم خیلی دقیق و ملموس حرف بزنیم باید گفت عمر فتنه در کشورمان دقیقا به بلندای عمر پیروزی انقلاب اسلامی است که توانست معادلات جهانی را برهم زده و درس ظلم‌ستیزی و استقلال‌طلبی را بیشتر از آرمان‌های دیگر به جهان صادر کند.

همه فتنه ۸۸ را یادمان هست، فتنه‌ای که به گواه تاریخ از دهه ۶۰ روند شکل‌‌گیری آن برای کودتای مخملی در ایران به شکل براندازانه شکل گرفت و یارکشی نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری، آشوبگران را به کف خیابان‌ها کشید و خیلی زود به امید دشمنان بدل شد.

چندین روز به بهانه تقلب در پیروزی نامزد منتخب مردم، فرصت‌طلبان با هدایت داخلی و خارجی از تخریب و کشته‌سازی گرفته تا تخریب اموال عمومی، از هیچ تلاشی دریغ نکردند.

طولی نکشید که اردوکشی خیابانی با تدبیر رهبری و هوشیاری مردم به حال کنترل درآمد و با یک حرکت حماسی مردمی آبی بر آتش اغتشاش شده و تمام امید دشمن به یاس بدل شد و در این بین مردم خطه اولین‌ها زودتر از همه به میدان آمده و حماسه ۸ دی را آفریدند و به تبع آن جریان‌های حمایتگرانه شکل گرفت و فتنه در نطفه خفه شد.

برخی تحلیگران معتقدند هر ۱۰ سال دشمن برای فتنه‌ای جدید برنامه‌ریزی می‌کند و با تمام قوای داخلی و خارجی و دلارهای سعودی به میدان می‌آید تا براندازی را به منصه‌ ظهور برساند، خوابی که ملت ایران اعتقاد دارند تعبیر نشدنی است.

حجت‌الاسلام حمید رسایی نماینده پیشین مردم تهران در مجلس با اشاره به اینکه از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون هر ۱۰ سال یک فتنه ایران اسلامی را تهدید کرده است، پیش‌تر گفته بود: فتنه ماجرای منتظری، تیرماه ۷۸ و آشوب‌های پس از انتخابات ۸۸ از جمله فتنه‌هایی محسوب می‌شوند که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در کشور رخ داده است.

متولیان، استاد دانشگاه و تحلیگر سیاسی نیز در گفت‌و‌گویی عنوان داشته بود: براساس نتایج تحقیقات میدانی یک تیم زبده متشکل از پاتریک کلاوسون، فرانسیس فوکویاما، کنت تیمرمن، ساموئل هانتینگتون و … تجزیه و تحلیل و بررسی‌های صورت گرفته در مراکز پژوهشی و تحقیقاتی که منجر به تدوین دکترین جدید آمریکا برای براندازی جمهوری اسلامی ایران از طریق “جنگ نرم” شد؛ پروژه ۳۰ ساله‌ای را با عنوان “پروژه  ۲۰۲۰ ” تهیه و در قالب سه مقطع ۱۰ ساله برای سال‌های ۷۸ و ۸۸ و ۹۸ در دستور کار خود قرار دادند.

او تاکید می‌کند: این پروژه ۳۰ ساله بر ریل‌گذاری در حوزه‌های سیاسی امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تاکید دارد. در هر کشوری وقتی نظام سیاسی تغییر می‌کند که چهار نظام مشتمل بر : ۱– نظام سیاسی  ۲– نظام اقتصادی  ۳– نظام فرهنگی  ۴– نظام اجتماعی با هم سقوط کرده و دگرگون شود و بر این اساس، استکبار جهانی به سرکردگی شیطان بزرگ (با توجه به تأثیر قطعی انقلاب اسلامی بر شکل و ساختار آینده  سیاسی جامعه  جهانی) با هدف پیشگیری از سقوط امپراتوری قانون‌مند شده، سلطه در پروژه  ۲۰۲۰ برای نابود کردن این ۴ نظام برنامه‌ریزی نموده است.

اما گویا عمر فتنه کوتاه‌تر از ۱۰ سال شده است چرا که بار دیگر اعتراضات دراویش گنابادی، معروف به واقعه گلستان‌هفتم در اواخر بهمن و اول اسفند ۹۶ در اعتراض به بازداشت نعمت‌الله ریاحی، یکی از اعضای این گروه تجمع کرده بودند به آشوب کشیده می‌شود و این بار نیز خیلی زود این اتفاق در صدر اخبار دنیا قرار می‌گیرد و بهانه دست براندازان می‌دهد.

 ساعت ۶ و ۳۰دقیقه دوشنبه ۳۰بهمن بود که غائله یک اغتشاش خونین در خیابان گلستان هفتم در پاسداران تهران آغاز می‌شود. آتش غائله‌ای که جمعی از دراویش اغتشاش‌گر با استفاده از یک اتوبوس و حمله به کلانتری۱۰۲ پاسداران به بهانه بازداشت یکی از اعضا، روشن کرده بودند، با ورود به پشت بام‌های منازل مسکونی محل شدت می‌گیرد.

این اتفاق متاسفانه در بدترین شکل زد و خورد بین این فرقه تا بن دندان مسلح به انواع سلاح گرم و سرد با پلیس تبدیل شده، پس از ساعت‌ها ایجاد رعب و وحشت در بین مردم، نتیجه‌ای جز به شهادت رسیدن ۳ نفر از ماموران ناجا و ۲ نفر بسیجیان که سعی در کنترل اقدامات وحشیانه اغتشاش‌گران داشتند و مجروح شدن ۳۰ نفر دیگر از ماموران نداشت.

تقریبا دو سالی فتنه در سایه سکوت می‌ماند و منتظر فرصت است تا رخ نشان دهد، اما عمر آرامش حاکم در کشور زیاد به درازا نمی‌کشد که به ناگاه زمزمه‌های کمک معیشت ۶۰ میلیون ایرانی دهن به دهن در محافل خبری می‌پیچد و این سوال پیش می‌آید که منبع تامین این کمک‌ها چه خواهد بود؟

ناگاه ذهن‌ها به سمت گرانی بنزین کشیده می‌شود و خیلی زود پرس و جو در این خصوص آغاز می‌شود و وقتی سخنگوی دولت در سفر به مناطق زلزله‌زده آذربایجان‌شرقی پاسخ را به جلسه آخر هفته هیات دولت موکول می‌کند، ظن‌ها به یقین تبدیل می‌شود و به ناگاه جمعه اواخر شب کارت سوخت و بنزین دو نرخی (با کارت سوخت ۱۵۰۰ و آزاد ۳۰۰۰ تومان) اعلام وجود می‌کند و این نگرانی مردمی را برای ماجرایی جدید رقم می‌زند.

از شنبه ۲۵ آبان بلوا به پا می‌شود و چندین شهر درگیر آشوب به بهانه گرانی‌ها می‌شوند و این بار نیز دشمن سریع از طریق عوامل داخلی و خارجی هدایت اعتراض‌ها را به دست می‌گیرد و حالا دیگر آشوبگران به حدی وقیح شدند که دست به اقدامات تخریب‌گرایانه هولناکی زده و داعش‌گونه به میدان می‌آیند.

به سرعت دامنه آشوب گسترده شده و اماکن دولتی و عمومی و مردمی در آتش فتنه می‌سوزد و می‌رود تا جریان وارد فاز خطرناکی شود که تدبیر رهبری و حمایت از تصمیم قوا در اصلاح قیمت سوخت و قول مسولان برای رفتن عوایدی این گرانی به جیب مردم، جریان اعتراض به‌حق مردمی را از حالت انحراف خارج کرده و صف مردم از آشوبگران جدا می‌شود.

چند روز بعد بار دیگر مردم غیرتمند ایران اسلامی در حمایت از رهبر فرزانه خود و آرمان‌هایشان به میدان می‌آیند تا تو دهنی محکمی به دشمن بزنند، با این تفاوت که این بار مردم زنجان با وجود همه دلخور‌ی‌ها ابتکار عمل از شهر اولین‌ها را به دست گرفته و به میدان آمده‌اند تا با محکوم کردن آشوب و اغتشاش در صف اول بصیرت‌افزایی قرار گیرند، بعدها تبریز و شهرهای دیگر و تهران در اقدامی مشابه دخالت بیگانه در اعتراضات به حق مردمی را محکوم کرده و امید دشمن داخلی و خارجی را به یاس تبدیل می‌کنند.

در این بین اما سؤال بسیار مهمی که مطرح می‌شوداین است که چرا دولت کارت‌های سوخت را حذف کرد تا دوباره مجبور شود با این همه خسارت که به وجود امد، آن را احیاء کند؟

پیش از این آقای «زنگنه» وزیر نفت چنین پاسخی به این سؤال داده بود: بهتر است یک چیز به شما بگویم، کاری که هیچ کس در دنیا انجام نمی‌دهد و تنها ما انجام می‌دهیم را باید به آن شک کنیم و برعکس کاری که در همه جای دنیا انجام می‌شود را اگر انجام ندادیم نیز باید به آن شک کنیم. هیچ کس در دنیا از سامانه هوشمند سوخت استفاده نکرده است»(!) یک پاسخ دیگر هم به این سؤال داده شده بود و آن اینکه، نگهداری از سامانه هوشمند سوخت هزینه دارد. چقدر؟ سالانه ۲۰ میلیارد تومان!

پاسخی که به سؤال اول داده شده، از یک مدیر در سطح وزیر آن هم نفت حقیقتا عجیب است. هزینه نگهداری از سیستم هوشمند سوخت نیز از آن پاسخ‌هایی است که سوال‌های بیشتری را ایجاد می‌کند، چرا؟ چون هزینه واردات حاصل از حذف کارت سوخت حدود ۲ میلیارد دلار در سال برآورد شده است. (خبرگزاری دانشجو اردیبهشت ۹۸) به این رقم نجومی خسارت ۳۶ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومانی (حدود ۴ میلیارد دلار) قاچاق بنزینِ حاصل از حذف کارت سوخت در یک سال را هم اضافه کنید و حاصل جمع را بگذارید کنار آن ۲۰ میلیارد تومان هزینه نگهداری سامانه هوشمند سوخت در سال! یعنی طبق محاسبات حذف‌کنندگان کارت سوخت، ۲۰ میلیارد تومان بزرگ‌تر از ۶ میلیارد دلار است! به نظر می‌رسد کار برخی از مدیران این دولت، از سوءمدیریت هم گذشته‌اند!

حمایت از اقشار کم‌درآمد!

 حسن روحانی در دیدار برخی اعضای دولت و مسوولان کشور به‌ مناسبت میلاد پیامبر گرامی اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) با اشاره به اقدام اخیر دولت در افزایش نرخ بنزین می‌گوید: دولت مدت‌ها به‌دنبال آن بود تا از طریقی بتواند از  اقشار ضعیف کشور که به‌واسطه شرایط اقتصادی در فشار هستند، حمایت و به آنها کمک کند، اما به‌دلیل کمبود منابع درآمدی و بودجه توان اجرای آن وجود نداشت.

وی با یادآوری اینکه امروز اقشاری در جامعه هستند که در زندگی خود با مشکلات مواجه هستند، می‌افزید: فشارهای اقتصادی شدید در سال ۹۷ و ۹۸ به زندگی مردم وارد شد و دولت می‌خواهد در حد تأمین نیازمندی‌های ضروری، حمایتی از مردم کرده و به خانواده‌هایی که احساس می‌کنیم در فشار بیشتر هستند کمکی کرده باشیم.

نکته بسیار جالب و مایوس‌کننده آنجا رقم می‌خورد که رئیس دولت تدبیر و امید عصر چهارشنبه ۶ آذر در جلسه شورای اداری استان آذربایجان‌شرقی می‌گوید: شبی که سهمیه‌بندی بنزین اجرا شد من خودم هم اطلاع نداشتم و نمی‌دانستم که اجرای این طرح این هفته است یا هفته آینده؛ چرا که به شورای امنیت کشور گفته بودم که زمان آن را به من هم حتی نگویید، به آنها گفته بودم در صداوسیما کارهای تبلیغاتی اجرای این طرح را انجام دهید و هر شبی که مناسب بود آن را اجرایی کند.

روحانی ادامه می‌دهد: من هم مثل همه مردم ایران مطلع شدم که صبح جمعه قیمت بنزین تغییر کرده است چرا که من هم این طرح را به شورای امنیت واگذار کرده بودم و به آنها گفته بودم که زمانش را به من نگویید چرا که این مصوبه در جلسه سران قوا مصوب شده است.

این اظهارات روحانی البته موجی از ناراحتی و ناامیدی از تدبیر در کنار امید مورد تاکیدش حتی در بین هم پالکی‌های خود به راه می‌اندازد که رئیس دولت چگونه می‌تواند از این مسئله مهم بی‌اطلاع بوده باشد و کار راه به دیگران سپرده باشد و اینگونه راحت جلوی دوربین معادلات تصمیم‌گیری برای یک کشور و سرنوشت مردمی را جابه‌جا کند؟

 با این وجود تحلیلگران اقتصادی معتقدند، مصرف بی‌رویه، قاچاق گسترده و بی‌توجهی به هدررفت این سرمایه ملی باعث شده است که عملا بخش عمده‌ای از درآمدهای کشور در این مسیر هزینه شود به گونه‌ای که یارانه پنهان بنزین به تنهایی بیش از ۲۵۰ هزار میلیارد تومان در سال بوده که این رقم از کل درآمد ناشی از صادرات نفت در بودجه بیشتر می‌باشد.

از طرف دیگر در سایه سوءمدیریت اقتصادی از سوی مسوولان اجرایی باعث شده است مشکلات اقتصادی و معیشتی بخش قابل توجهی از مردم روز به روز بیشتر شده و آنها را نسبت به ادامه این اوضاع نگران کند.

تناقض همیشگی؛ بنزین گران می‌شود ولی اجناس نه! 

یک شهروند در زمینه گرانی بنزین معتقد است: بنزین از لیتری ۱۰۰۰ تومان به ۱۵۰۰ تومان در هر لیتر افزایش پیدا کرده و دولت در اقدامی عجیب اذعان می‌دارد که کالایی گران نخواهد شد، وانت بارها در تهران و دیگر شهرها وظیفه حمل و نقل را برای کالا به عهده دارند. آیا افزایش قیمت بنزین از درآمد آنها کم نمی‌کند؟ قطعا بله.

وی ‌می‌افزاید: آیا از درآمد راننده تاکسی ها کم نمی‌شود؟ قطعا بله. بنابراین به هر حال قیمت کالا و خدمات افزایش پیدا خواهد کرد و دولت می‌تواند به صورت موقت جلوی این اقدام را بگیرد. آنهم برای مدت حداکثر سه ماه و سال آینده تورم را افزایش خواهد داد. از طرفی نمیتوان باور کرد که دولت بتواند کنترل قیمت ها را در دست بگیرد چرا که در سالهای اخیر نشان داده است که عملا کنترل بازار را در اختیار ندارد و قیمت ها افسار گسیخته سیر صعودی خواهند گرفت.

این قطعا می‌تواند تحلیل درستی باشد چرا که دولتمران در دولت ثابت کردند، تصمیمات ادعایی اغلب در حد حرف باقی مانده و اگر هم اجرایی شده مقطعی بوده و تنها برای فروکش کردن ناراحتی مردمی بوده است.

چرا به جای افزایش یکباره نرخ بنزین، طی چند سال تدیجی افزایش قیمت رخ نداد؟ 

شهروند دیگری معتقد است: نرخ بنزین طی سه سال گذشته ۱۰۰۰ تومان باقی ماند و هیچ افزایش قیمت در این مدت نداشت. به جای آنکه سه سال به قیمت دست نزنند و یک شبه قیمت را سه برابر کنند.

او معتقد است: می‌بایست طی هر سال افزایش قیمت تدریجی رخ می‌داد تا متناسب با نرخ تورم قیمت بنزین هم افزایش یابد و به این شکل شوک بزرگ به اقتصاد کشور و مردم وارد نکند. مثلا سال ۹۶ قیمت بنزین ۱۲۰۰ و سال بعد ۱۴۰۰ و به این شکل.

این شهروند ادامه می‌دهد: چرا دولت روند تدریجی را پیش نگرفت و به صورت افزایش قیمت دفعتی اقدام کرد تا کشور را با یک آشوب و دگرگونی روبه رو کند؟

سخنان این شهروند معقول به نظر می‌رسد لذا این ذهنیت را ایجاد می‌کند چه عواملی پشت پرده بودند که رئیس دولت تصمیم گرفته این شوک را به جامعه وارد کند؟

 وضع قوانین بازدارنده و سخت برای اغتشاش‌گران

در ادامه یک شهروند اما نظرش روی اغتشاش است و در این باره به فارس می‌گوید: پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب اسلامی و به ثمر نشستن نظام مقدس جمهوری اسلامی و قرار گرفتن در گام دوم انقلاب، واقعا زیبنده این نظام مقدس با حدود ۲۴۰ هزار شهید گرانقدری که تقدیم کرده نیست که عده‌ای فرصت‌طلب به هر بهانه‌ای دست به تخریب و آشوب و غارت بزنند، جان و مال و امنیت مردم را به خطر بیاندازند و برای نظام هزینه‌های زیادی ایجاد کنند. آزادی در همه جای دنیا مشروط است و آزادی که باعث سلب آزادی عمومی مردم گردد، معنایی ندارد. این مقدار از مماشات در هیچ کجای دنیا مشاهده نمی‌شود. حتی آنهایی که شعار آزادی و حقوق بشر سر می‌دهند، خیلی کمتر از اینها را تحمل نمی‌کنند.

او اضافه می‌کند: اعتراض قانونی حق مردم است ولی اگر فردی دست به اغتشاش و خرابی و … زد باید بداند که هزینه بسیار سنگینی را می‌بایست بپردازد. در ضمن پس از اغتششات باید برنامه‌ها و گزارش‌های دقیقی به مردم ارائه شود تا مردم بدانند که چه هزینه سنگینی بابت رفتار این عده فرصت‌طلب پرداخت می کنند.

این شهروند تاکید می‌کند: اشرار، آشوبگران و تخریبگران حوادث اخیر به جهت درس عبرت بایستی در ملاء عام اعدام شوند تا از این پس کسی جرات تخریب امکانات زیرساختی شهرها را را نداشته باشد وگرنه اگر مماشات شود من بعد برای هر مسئله ای باید نگران از دست دادن امکانات زیرساختی شهر خود باشیم. حالا که صف مردم و اوباش جدا شده باید منتظر بود که آیا صدای مردم شنیده می‌شود؟

 آنچه مسلم است این است که هراز چندگاهی در کشور بنا به مسائل مختلف شاهد اعتراضاتی هستیم. در مرحله اول باید عنوان کرد که اعتراض به مسائل مختلف حق مدنی هر شهروند و لازمه دموکراسی به حساب می‌آید که صد البته باید ساز و کار مناسب جهت رساندن مطالبات به گوش مسوولان فراهم شود.

با این حال متاسفانه شاهد موج سواری یک عده سودجو در همه اعتراضات هستیم که نه تنها باعث به حاشیه رفتن موضوع و حق مطالبه‌گری مردم می شوند بلکه با تخریب اموال دولتی و شخصی، خسارات مالی فراوانی را به جامعه تحمیل کرده و با در باغ سبز نشان دادن به دشمنان، امید آنان به براندازی را به غلط تقویت می‌کنند.

آشوب طلبان با اقدامات غیرقانونی و مخربانه خود مسیر اعتراض مسالمت‌آمیز مردمی به گرانی بنزین و دیگر تصمیات غلط را همواره با چالش جدی مواجه کردند و آتشی افروختند که دود آن به چشم عموم شهروندان ایرانی رفته است هرچند در این تجمعات مردم خط خود را از آشوبگران جدا کردند اما سوال اساسی مردم درباره گرانی بنزین همچنان ادامه دارد.

حال سوال بنیادین اینجاست که مردم با وجود شرایط حساس داخلی و منطقه‌ای که دشمن در کمین نشسته و چشم به داخل دوخته تا  فرصتی فراهم شود و به اهدافش جامع عمل بپوشاند،چگونه می‌تواند در تصمیمات غلط دولتمردان پا به میدان نقد گذاشته و صدای اعتراض را به گوش مسولان برساند به گونه‌ای که نه سیخ بسوزد و نه کباب؟

انتهای پیام/

فارس/