مراسم بزرگداشت یاد و خاطره شهید «ابراهیم هادی» با حضور همرزم‌ وی در رشت برگزار شد.

به گزارش سراج هشت، به نقل از ۸ دی؛ مراسم بزرگداشت یاد و خاطره شهید «ابراهیم هادی» شامگاه پنجشنبه در کانون فرهنگی ورزشی بسیج جوانان رشت برگزار شد.

راوی دفاع مقدس در این مراسم اظهار داشت: نماز اول وقت، اطاعت از رهبری، شجاعت بی‌نظیر و اخلاص و جوانمردی شهید هادی از او یک انسان متمایز و ویژه ساخته بود.

ابوالفضل کاظمی با اشاره به خاطره‌ای از شهید هادی افزود: در یکی از مسابقات کشتی که به فرد برنده جایزه نقدی می‌دادند، شهید هادی به اختیار خود به فرد یتیمی که قصد داشت برای خواهرش جهیزیه بخرد باخت، او بسیار جوان‌مرد بود.

وی با بیان اینکه شهید هادی به اساتید و پیشکسوتان خود احترام زیادی می‌گذاشت تصریح کرد: او هر روز ۲ ساعت بدون دریافت هیچ گونه وجهی مسافر جابه‌جا می‌کرد و به جای کرایه از آنان می‌خواست که برای امام زمان(عج) صلوات بفرستند.

راوی دفاع مقدس با مهم برشمردن نقش احترام به والدین در سعادت و عاقبت به خیری فرزندان گفت: بزرگانی همچون شهید هادی و مقام معظم رهبری با دعای خیر پدر و مادر به عزت و عاقبت به خیری رسیدند و جوانان باید همواره خدمت‌گزار والدین خود باشند.

همسر شهید گیلانی مدافع حرم «حامد کوچک‌زاده» نیز در این مراسم با اشاره به ایمان و تقوای الهی این شهید اظهار داشت: ایشان علاقه خاصی به شهید سیرت‌نیا داشتند و بعد از شهادت ایشان حالت روحی شهید کوچک‌زاده بسیار دگرگون شد.

روزافزای با بیان اینکه شهید کوچک‌زاده با مردم و خانواده خود بسیار خوش اخلاق بود افزود: بیشتر وقتش را صرف بچه‌ها می‌کرد و بسیار کم برافروخته و عصبانی می‌شد.

وی خاطرنشان‌کرد: شهید کوچک‌زاده همیشه دغدغه فرهنگی داشت و اسلحه گرفتن در جبهه را آسان‌ترین کار می‌دانست؛ من رضایت کامل برای جبهه رفتن ایشان داشتم اما هرگز فکر نمی‌کردم که شهید شود.

همسر شهید کوچک‌زاده با بیان اینکه علت نیش و کنایه برخی به خانواده شهدا این است که مزه ناامنی را نچشیدند گفت: اگر آنها به جبهه نمی‌رفتند و مبارزه نمی‌کردند ما باید در کشور خود جلوی دشمنان می‌ایستادیم.

شهید هادی در اردیبهشت ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد، چهارمین فرزند خانواده بود و در نوجوانی پدرش را از دست داد.

شهید هادی در ۲۲ بهمن سال ۶۱ و پس از پنج روز محاصره در کانال کمیل، پس از شهادت تمامی یارانش با لبی تشنه به ملاقات خدا رفت.