بیعت با امام، معیت با امت

این دیدار تاریخی و مهم باعث شد تا ارتش قدرتمند ترین بازوی خود را از دست بدهد. و همچنین افسرانی که تاآن زمان در پیوستن به ملت تعلل می کردند را مصمم کند. امام که به علت کسالت بنا به توصیه پزشک ۱۹ بهمن را استراحت میکردند، به اصرار پرسنل نیروی هوایی این دیدار را پذیرفتند.

رژیم پهلوی که ژاندارم منطقه خاورمیانه شده بود برای ایجاد برتری نظامی در بین کشورهای حاشیه خلیج و همچنین پیشی گرفتن از رقبایی همچون عراق که از لحاظ تسلیحاتی وابسته به شوروی سابق بودند اقدام به خرید تجهیزات پیشرفته نظامی از آمریکا کرده بود. سود سرسام آور فروش نفت در دهه ۵۰ نیز دست شاه را در این امر بازگذاشته تا سفارشاتی محیر العقول بدهد.

یکی از ارکانی که در ارتش به تجهیزات بسیار پیشرفته ای مجهز شد ، نیروی هوایی ارتش بود، خرید هواپیماهای شکاری اف ۱۴ و خرید سامانه های رهگیری و پدافندی فوق پیشرفته از مواردی بودند که انجام شد. هر چند اکثر دستگاه ها با حضور مستشار نظامی استفاده و بهره برداری می شدند و در تعمیرات قطعات هیچ ایرانی حق دخالت و ورود به این زمینه را نداشت. البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که مردم مظلوم کشور قبلا طعم تلخ بمب های هواپیماهای فانتوم خریداری شده را در ماجرای قیام عشایر جنوب چشیده بودند و این از نقاط سیاه و لکه های ننگ بر پیشانی حکومت پهلوی است.

با این حال حکومت پهلوی یک چیز را در محاسباتش در نظر نگرفته بود و آن هم قلب آدمی است. افسرانی که با مردم میزیستند و در خفا اعلام انزجار خود را از حکومت پهلوی اعلام میداشتند با حساس شدن وضعیت انقلاب خود را دخیل در این نهضت مردمی میدانستند.از طرف امام و شورای انقلاب و دولت موقت نیز با ارتش تماسهایی برقرار می شد تا در این نهضت فراگیر به مردم بپیوندند. هر چند سران ارتش به دلیل وابستگی ها و جنایات قبلی خود در حکومت طاغوت توانایی درک چنین موقعیتی را نداشتند اما بدنه ارتش به خوبی روند تحولات را درک میکرد. و حضور عناصر مومن و فعال در میان آنها باعث تشویق و ترغیب بیشتر آنان به نهضت مردمی انقلاب اسلامی میشد. حضور افسرانی که بعدها نیز تعهد خود را با ایثار و خون خود در جبهه دفاع از این میهن نیز اثبات کردند.

اما اتفاق بسیار مهمی که در ۱۹ بهمن ماه ۵۷ رخ داد و عملا کمر ارتش پهلوی و دولت بختیار را برای تلاش برای کودتا علیه انقلاب به شکست منتهی کرد، دیدار افسران و همافران نیروی هوایی ارتش با امام خمینی در حسینیه جماران بود. این دیدار تاریخی و مهم باعث شد تا ارتش قدرتمند ترین بازوی خود را از دست بدهد. و همچنین افسرانی که تاآن زمان در پیوستن به ملت تعلل می کردند را مصمم کند. امام که به علت کسالت بنا به توصیه پزشک ۱۹ بهمن را استراحت میکردند. به اصرار پرسنل نیروی هوایی این دیدار را پذیرفتند هر چند بختیار این دیدار را تکذیب کرد اما واقعیت راه خود را برای انتشار پیدا کرده بود و نیازی به تکذیب یا تایید نداشت. بختیار با لحنی گستاخانه به امام توهین می کند اما عکس مشهور ادای احترام نظامی همافران در مقابل امام قوت قلبی مردمی می شود که به پوستن ارتش به صفوف انقلاب برای به ثمر رسیدن دل بسته بودند. دیگر حرف های بختیار حنایی ندارد و این امام است که دلها را یکی پس از دیگری تسخیر می کند.

مردم که تجمع برای پیروزی تبدیل به یک کار هر روزه برایشان شده بود راهپیمایی عظیمی در تهران و تبریز انجام دادند. همافران رژه می رفتند و با پلاکاردهایی در حمایت از ملت در این راهپیمایی ها شرکت کرده بودند. “نخست‌وزیری بازرگان مورد تأیید ما همافران و درجه‌داران نیروی هوایی می‌باشد”، “بختیار هیچ‌گونه سنگری در نیروی هوایی ندارد”، “ما قطره‌هایی از ارتش خمینی هستیم”. همچنین در حوالی دانشگاه تبریز حدود یک میلیون نفر از اهالی آذری زبان این مرز و بوم به تظاهراتی گشترده ای در حمایت از دولت موقت و امام خمینی دست زده بودند. سخنران این مراسم آیت الله قاضی طباطبایی بود. و در پایان قعطنامه ای در حمایت از امام قرائت شد.

اما اتفاق بسیار جالبی که در این روز رخ داد زیارت امام خمینی از حرم سیدالکریم در شهر ری بود. امام در تماس تلفنی با یکی از علمای شهر ری تصمیم به زیارت حرم گرفته بودند. امام را با یک ماشین به حرم آورده و به محض ورود خدام درهای حرم را بستند تا امام زیارت کند. امام در آستانه در زیارت مختصری می کنند و به زیارت امامزاده حمزه می روند. در همین حال مردم که متوجه حضور امام در حرم شده اند فوج فوج به صحن می ایند. و با شعارهای انقلابی فضای حرم شاه عبدالعظیم حال و هوای دیگری میگرد.

 تیرهای آخر دست‌نشانده‌ها برای بقا

حمله گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی در شب ۲۰ بهمن نشان از آن دارد که استبداد داخلی تیرهای آخر خود را برای بقا شلیک می‌کند. اما مردم با خون خود این انقلاب را تضمین می‌کنند و دیگر اسلحه یارای مقابله با سیل عظیمی که خواهان تغییر هستند را ندارد.

۹ روز از حضور امام در تهران گذشته است، سرعت وقوع حوادث انقلاب به حدی است که توانایی تصمیم‌گیری را از حکومت گرفته و قدرت عمل را به دست انقلابیون داده است. بختیار دیدار همافران با امام خمینی را شایعه خوانده و عکس معروف دیدار را مونتاژ شده می‌خواند، کمیته تبلیغات دفتر امام در پیامی این دیدار و عکس را تایید می‌کند. طبیعی است که دیگر حرف حکومت پهلوی برای مردم اهمیتی ندارد. چند روزی است که در تهران حکومت نظامی برقرار است اما مردم به آن بی‌توجهند و حضور مستمری در خیابان‌ها دارند.

مسجد دانشگاه تهران به محل تجمع انقلابیون تبدیل شده است. صبح ۲۰ بهمن ماه با حضور میلیونی مردم در دانشگاه تهران، بازرگان نخست وزیر منصوب امام برای مردم سخنرانی می‌کند.

بازرگان که ۱۷ سال است به دانشگاه نیامده این بازگشت را شکر گفته و همچنین تحصن روحانیون در مسجد دانشگاه را نشانه آغاز پیوند دین و دانش می‌داند. یاد فداکاری‌های ملت می‌کند و از بار عظیمی که ۱۷ بهمن ماه توسط امام خمینی برای منصب نخست وزیری دولت موقت بر دوش او گذاشته شده است می‌گوید. نیت دولت موقت را کار برای مردم محروم و مستضعف عنوان می‌کند و از تدوین قانون اساسی جدید و از بین رفتن نظام سلطنتی به عنوان خواسته ملت می‌گوید. اما مجلسین را منتخب مردم نمی‌داند و خواستار تشکیل مجلسی انقلابی می‌شود. همچنین بالاترین حکم را حکم خدا می‌داند که از زبان مراجع تقلید گفته می‌شود و ملت خواستار اجرای آن هستند، هر چند که بازرگان در گذر زمان خلاف بسیاری از این حرف‌ها در آینده عمل می‌کند. این تجمع حاشیه‌های جالبی نیز دارد، مردم در پایان سربازی را که برای حضور در این مراسم آمده است را روی دست گرفته و شعار سر می‌دهند درود بر برادر ارتشی، درود بر خمینی.

بحث داغ رسانه‌های داخلی و خارجی اوضاع و احوال انقلاب مردمی ایران است. همه از یکدیگر برای پوشش خبری لحظه به لحظه انقلاب سبقت می‌گیرند. روباه پیر نیز در بخش فارسی رادیو بی بی سی نیز گزارش لحظه به لحظه از انقلاب می‌دهد و نظرات سیاسی مختلف را پیرامون انقلاب بیان می‌کند. از اختلاف و سردرگمی مقامات آمریکایی می‌گوید و از قول کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا بیان می‌کند “بی تصمیمی کارتر باعث سقوط شاه شد” که نشان از این دارد که استکبار مجبور است واقعیت انقلاب مردمی ملت ایران را بپذیرد. اما بحث داغ رسانه‌ها احتمال کودتای ارتش است! از توده‌ای تا مجاهدین و سلطنت‌طلب هر یک به نحوی عملکرد ارتش را تحلیل می‌کنند! برخی ارتش را به انقلاب پیوسته می‌دانند و نشانه آن را دیدار همافران با امام بیان می‌کنند و برخی دیگر هنوز احتمال کودتا را توسط ارتش ممکن می‌دانند. همه منتظر تا ببینند چه اتفاقی رخ خواهد داد.

حوالی ساعت ۹ شب صدای تیراندازی از شرق تهران به گوش می‌رسد. تداوم صدای شلیک و فریادهایی که از درون پادگان آموزشی نیروی هوایی به گوش می‌رسد مردم را به خیابان‌ها می‌کشاند و صدای الله اکبر طنین‌انداز می‌شود. ساعت ده شب سربازان داخل دوشان تپه با گفتن الله اکبر از مردم کمک می‌خواهند. خبرها حاکی از آن است که نیروهای گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی حمله کرده‌اند. انگار دیدار روز گذشته اثر خود را گذاشته است. همافران درگیری خونینی را با گارد آغاز کرده‌اند. اما یکی از سربازان گارد که در ابتدای درگیری مجروح و بیمارستان منتقل شده، می‌گوید صرفا برای اطفای حریق اعزام شده بودند ولی وقتی به محل رسیدند درگیری شدیدی جریان داشت. مردم دسته دسته به سمت پادگان در حرکتند و آمبولانس‌ها زوزه کشان به سمت بیمارستان‌ها می‌روند. گارد اجازه برقراری ارتباط با داخل پادگان را به مردم نمی‌دهد اما افسران نیروی هوایی از طریق پرتاب نامه همراه با سنگ مردم را از وضعیت شهدا و مجروحین مطلع می‌سازند و از آنها می‌خواهند که برای حمایتشان بمانند. سرانجام افسران نیروی هوایی از طریق یک آمبولانس تعدادی اسلحه را از پادگان خارج کرده و در اختیار مردم قرار می‌دهند. ساعت منع رفت و آمد و عبور و مرور گذشته است اما هر لحظه بر جمعیت مردم افزوده می‌شود و درگیری شدت پیدا می‌کند. تعدادی از افسران نیروی زمینی ارتش نیز به کمک انقلابیون می‌آیند. بیمارستان‌های جرجانی، بوعلی، سینا، شفا، ۲۵ شهریور و بسیاری دیگر پر از مجروحینی است که از محل درگیری آورده شده‌اند.

حمله گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی در شب ۲۰ بهمن نشان از آن دارد که استبداد داخلی تیرهای آخر خود را برای بقا شلیک می‌کند. اما مردم با خون خود این انقلاب را تضمین می‌کنند و دیگر اسلحه یارای مقابله با سیل عظیمی که خواهان تغییر هستند را ندارد. ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد.