درمان “خون دماغ” از منظر طب اسلامی

اولین درمان سیب است، در روایت آمده: «دخلت المدینه ومعى أخى سیف فأصاب الناس الرعاف، وکان الرجل إذا رعف یومین مات فرجعت إلى المنزل، فإذا سیف أخى رعف رعافا شدیدا، فدخلت على أبى عبد الله (ع) فقال: یا زیاد أطعم سیفا التفاح، فرجعت فأطعمته إیاه فبرئ.» یعنی «وارد شهر مدینه شدم و برادرم سیف همراه من بود، مردم مبتلا به خون‌دماغ شدند در مدینه و مردی که مبتلا می‌شد پس از دو روز خون‌ریزی می‌مرد، به خانه برگشتم و برادرم سیف مبتلا به خون‌دماغ شدید شد، بر امام صادق (ع) وارد شدم و امام فرمودند ای زید به سیف سیب به‌عنوان غذا بده، من هم به او سیب به‌عنوان غذا دادم و او هم خورد و خوب شد.» این نوع خون‌دماغ یک بیماری همه‌گیر است و نوعی وبا است. مراد خوردن سیب به‌عنوان غذا، زیاد خوردن سیب است.

دومین درمان سویق سیب است، در روایت آمده: «رعفت سنه بالمدینه فسئل أصحابنا أبا عبد الله علیه السلام عن شئ یمسک الرعاف فقال لهم: اسقوه سویق التفاح فسقونی فانقطع عنی الرعاف.» یعنی «در سالی در مدینه مبتلا به خون‌دماغ شدم، اصحاب ما از امام صادق (ع) سؤال کردند از چیزی که جلوی خون‌دماغ را بگیرد، امام فرمودند به آن شخص سویق سیب بدهید، آن‌ها هم به من سویق سیب دادند و خون‌دماغ من قطع شد.» در این روایت اشاره به خون‌دماغ شد ولی نه نوعی که همه‌گیر بود بلکه تنها یک نفر مبتلا شده بود.

برای تهیه سویق سیب ابتدا باید سیب را ورق‌ورق کرد و آن را خشک کرد سپس آن را آسیاب کرد و بعد آن را در ماهیتابه یا دستگاه تفت داد تا جایی که رنگ آن تغییر کند، برای خشک‌کردن بهتر است از آفتاب استفاده شود البته می‌توان از دستگاه هم استفاده کرد، در روایات به سیب لبنانی تأکید شده ولی می‌توان از هر نوع سیبی استفاده کرد، برای پوست سیب چندان تعریف نشده و سبب ابتلا به آپاندیس می‌شود ولی شاید اگر خشک شود و تفت‌داده شود مشکلی نداشته باشد.

سومین درمان آب سوره حمد است، در روایت آمده: «کسی که مبتلا به خون‌دماغ است بینی‌اش را بگیرند (یا بگیرد)، این را بخوانند و بنویسند یا من أمسک الفیل عن بیته الحرام امسک دم فلان بن فلانه، آب سوره حمد را روی سر و پیشانی بریزند، به اذن خدا این خون‌دماغ را قطع می‌کند.» مراد از آب سوره حمد یا نوشتن سوره حمد و شستن آن با آب و جمع‌کردن آن آب است یا خواندن سوره حمد بر آب، البته احتمال اول قوی‌تر است. مراد از فلان، نام بیمار و مراد از فلانه، نام مادر بیمار است.

چهارمین درمان آیه قرآن است، ﴿مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ﴾ ﴿یَوْمَئِذٍ یَتَّبِعُونَ الدَّاعِیَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَت الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا﴾ ﴿وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا﴾

پنجمین درمان، در کتاب مکارم الاخلاق آمده: «روی پیشانی کسی که مبتلا به خون‌دماغ است با خون خودش یا با زعفران بنویسند ﴿وَقِیلَ یَا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءکِ وَیَا سَمَاء أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاء وَقُضِیَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ وَقِیلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ﴾، همانا درمان خواهد شد اگر خدا بخواهد.»