آیا ایران عامل تداوم هشت سال جنگ و خون‏ریزی بود؟

به گزارش سراج هشت، در طول جنگ هشت‌ساله، در رسانه‌‌های غربی و عربی، انبوهی از مطالبی منتشر می‌شد که ایران را عامل تداوم جنگ می‌‌دانست. استدلال آن‌ها این بود که: «پرزیدنت صدام حسین خاطرنشان ساخته که عراق، کلیه‌‌ی قطعنامه‌‏های سازمان ملل را پذیرفته و نیروهای خود را به مرزهای بین‌‏المللی بازگردانیده است؛ اما ایران نسبت به قطعنامه‏‌های بین‌‏المللی بی‌‌تفاوت است!»

«صلح چیزی است که عراق خواهان است و به آن نیاز دارد.»[۱] «منطق فرانسه این است که موشک‌های اگزوست اعتبار نظامی به عراق خواهد داد و ممکن است ایران را برای برقراری صلح به پای میز گفت‌وگو بکشاند.»[۲] «تداوم جنگ نتیجه‌ی لجاجت و سرسختی یکی از طرفین [ایران] است.» «از دیدگاه دولت فرانسه، اعطای هواپیماهای سوپراتاندارد به عراق، به عنوان حربه‏ای بازدارنده به شمار می‌روند که ممکن است رژیم خمینی را وادار به مذاکره و صلح کنند، زیرا کاملاً روشن است که روح‌الله خمینی جز زبان زور، با زبان دیگری آشنایی ندارد.»[۳] این جملات گوشه‏ای از انبوه مطالبی است که رسانه‏های غربی و عربی در طول هشت سال جنگ عراق و ایران، درج و منتشر می‏کردند. استدلال عمومی آن‌ها نیز در این عبارات خلاصه می‏شد که «در ۱۵ ژوئن ۱۹۸۲، پرزیدنت صدام حسین خاطر نشان ساخت که عراق کلیه‌ی قطعنامه‏های سازمان ملل را پذیرفته (خصوصاً قطعنامه‌ی ۵۱۴ شورای امنیت) و نیروهای خود را به مرزهای بین‏المللی بازگردانیده است.» [۴] اما ایران نسبت به قطعنامه‏های بین‏المللی بی‌تفاوت است.

بر اساس آنچه ذکر شد، تردیدی باقی نمی‏ماند که ایران مسئول تداوم تخاصم هشت‌ساله‌ی دو کشور بوده است. بنابراین مسئولیت خون قریب به یک میلیون انسان و خسارات مادی و معنوی بی‏شماری که بر دو ملت مسلمان وارد آمد، بر ذمه‌ی جمهوری اسلامی است. چه این کشور سرسختانه در مقابل تمامی قطعنامه‏های شورای امنیت سازمان ملل متحد مقاومت کرد و از پذیرش آن‌ها سر باز زد. اینکه اخبار رسانه‏های جهان واقعیت دارد یا نعلی است وارونه بر حقیقت جنگ، امری است که تنها از رهگذر بررسی قطعنامه‏های شورای امنیت سازمان ملل متحد در طول جنگ هشت‌ساله‌ی عراق و ایران دست‌یافتنی به نظر می‏رسد. آنچه در پی می‌آید قطعنامه‏هایی است در طول جنگ هشت‌ساله‌ی ایران و عراق، از سوی شورای امنیت سازمان ملل، تصویب و به طرفین ابلاغ شده است.

قطعنامه ۴۷۹

اولین قطعنامه‌ی شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال جنگ واقع‌شده بین ایران و عراق، در تاریخ ششم مهرماه ۱۳۵۹ صادر شد؛ یعنی هفت روز پس از تهاجم سراسری ارتش عراق به مرزهای زمینی و هوایی ایران. این قطعنامه که به قطعنامه‌ی ۴۷۹ شهرت دارد، لحنی خنثی داشت و طرفین را به آتش‏بس توصیه می‏کرد.[۵] این لحن و این توصیه در حالی بود که عراق جنگ را آغاز کرده و ارتش این کشور طی یک هفته، هزاران کیلومتر در خاک ایران پیشروی کرده بود. بدیهی است پذیرش این قطعنامه از سوی ایران به معنای قبول حضور دشمن در خاک این کشور بود که می‌توانست پیامدهای ارضی و سیاسی جبران‌ناپذیری به بار آورد.

چنین قطعنامه‏ای که در آن نشانه‏ای و اشاره‏ای به طرف مهاجم و کشور مدافع وجود نداشت، بیش از هر چیز، به واکنشی از نوع رفع تکلیف می‏مانست تا قطعنامه‏ای الزام‏آور از سوی نهادی بین‏المللی که دغدغه‌ی بر هم خوردن صلح و امنیت جهانی را داشته است. این واقعیت زمانی ملموس‏تر است که یاد‏آوری شود هم‌زمان با تهاجم عراق به کویت، که در دوم اوت ۱۹۹۰ (۱۱ مرداد ۱۳۶۹) اتفاق افتاد، شورای امنیت سازمان ملل، بلافاصله با فشارهای آمریکا و متحدانش، پیش از سپیده‌دم همان روز، تشکیل شد و اولین قطعنامه با شماره‌ی ۶۶۰  را تصویب کرد. به طور کلی و خلاصه، قطعنامه‌ی ۶۶۰ در مقایسه با قطعنامه‏ها و بیانیه‏های شورای امنیت در مورد جنگ ایران و عراق تفاوت‌های آشکار ذیل را داشت:‏
شورای امنیت سازمان ملل متحد در نخستین ساعت حمله‌ی عراق به کویت تشخیص داد که «صلح و امنیت بین‌المللی» نقض شده و اقدام جدی برای اعاده‌ی صلح ضروری است؛ در حالی که در مورد ایران پس از هفت سال جنگ خونین و خسارات جانی و مالی هولناک و جبران‌ناپذیر، شورای امنیت با تصویب قطعنامه‌ی ۵۹۸ در ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۷ (۲۹ تیر ماه ۱۳۶۶) به این تشخیص نائل شد که صلح و امنیت نقض شده است.‏

قطعنامه‌ی ۶۶۰ عراق را محکوم و این دولت را متجاوز به حریم کویت معرفی کرد؛ در حالی که طی هشت سال جنگ ایران و عراق، در قطعنامه‏ها و بیانیه‏های متعددی که از سوی شورای امنیت صادر شد، هرگز عراق متجاوز شناخته نشد و هیچ گاه محکوم نگردید.‏ در قطعنامه‌ی ۶۶۰، شورای امنیت از عراق خواست «فوراً و بدون قید و شرط کلیه‌ی نیروهای خود را به مواضعی که در اول اوت ۱۹۹۰ مستقر بودند، به عقب فراخواند.» در حالی که در جنگ تحمیلی هشت‌ساله‌ی عراق علیه ایران، این شورا هرگز از عراق به تنهایی چنین اقدامی را نخواسته بود.

قطعنامه ۵۱۴

۰قطعنامه‌ی دوم شورای امنیت سازمان ملل، با عنوان قطعنامه‌ی ۵۱۴، در تاریخ ۲۱ تیرماه ۱۳۶۱ صادر شد. در این قطعنامه، برقراری آتش‏بس فوری و بازگشت به مرزهای بین‏المللی، احترام به حاکمیت، تمامیت ارضی و عدم مداخله‌ی کشورها در امور یکدیگر مورد تأکید قرار گرفته بود.[۶] این قطعنامه در حالی صادر شد که ایران با انجام چهار عملیات بزرگ (ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس) موفق شده بود متجاوز را از بخش‏هایی عمده‏ای از خاک این کشور، به طور مشخص در استان خوزستان، عقب براند و در پی بررسی تعقیب متجاوز برآید.

با این وجود، در این قطعنامه نیز به تعیین و تنبیه متجاوز و پرداخت غرامت به عنوان سه خواسته‌ی اساسی جمهوری اسلامی، هیچ اشاره‌ای نشده بود. بنابراین این قطعنامه هیچ فشاری بر عراق به عنوان آغازگر جنگ وارد نمی‏کرد.[۷] این در حالی بود که علی‏رغم آزادسازی مناطق مهمی در خوزستان، نیروهای نظامی ایران با تلاش خود به مرزهای بین‏المللی رسیده، ولی هنوز وارد خاک عراق نشده بودند. در مقابل، عراق همچنان بخش‏های مهمی از خاک ایران و ارتفاعات سرکوب در مرزها را در اختیار داشت. در چنین وضعیتی، ایران قطعنامه‌ی ۵۱۴ را ناعادلانه تشخیص داد و از پذیرش آن خودداری کرد؛ در حالی که عراق بی‌درنگ آن را پذیرفت.

قطعنامه‌ی ۵۲۲

سومین قطعنامه‌ی شورای امنیت سازمان ملل متحد با عنوان قطعنامه‌ی ۵۲۲، در پی دو عملیات رمضان و مسلم بن عقیل، در جلسه‏ای که به درخواست عراق تشکیل شده بود، صادر شد.[۸] در این قطعنامه نیز هیچ توجهی به خواسته‏های ایران نشده و حتی به جای واژه‌ی جنگ میان عراق و ایران، از عبارت «وضعیت میان ایران و عراق» استفاده شده بود و مفاد دو قطعنامه‌ی پیشین، یعنی آتش‏بس فوری و پایان دادن به همه‌ی عملیات‏های نظامی و بازگشت به مرزهای شناخته‌شده‌ی بین‏المللی، تکرار شده بود.[۹] طبیعتاً دولت جمهوری اسلامی ایران این قطعنامه را نیز مانند دو قطعنامه‌ی پیشین رد کرد.

ذکر این نکته ضروری است که از تاریخ صدور اولین قطعنامه (۶ مهر ۱۳۵۹) تا زمانی که قطعنامه‌ی دوم شورای امنیت سازمان ملل در ارتباط با تخاصم بین عراق و ایران صادر شد (۲۱ تیر ۱۳۶۱) قریب به هجده ماه فاصله افتاد. حال اینکه در یک سال برتری ایران، یعنی سال ۱۳۶۱، سه قطعنامه صادر شد.

قطعنامه‌ی ۵۴۰

چهارمین قطعنامه‌ی شورای امنیت، قطعنامه‌ی ۵۴۰ بود که در پی توسعه‌ی جنگ در خلیج فارس و حمله به کشتی‏ها در ۶‌ آبان ۱۳۶۲، صادر شد. در این قطعنامه، هرچند برای نخستین بار به لزوم بررسی واقع‏بینانه‌ی جنگ اشاره شده[۱۰] و از دبیرکل خواسته شده بود مشورت‏هایی را با دو طرف درگیر در زمینه‌ی راه‏های توقف جنگ آغاز کند، اما بیشترین تأکید بر حق کشتیرانی و تجارت آزاد و احترام به صلح و امنیت و دریانوردی در خلیج فارس، یعنی شریان انرژی دنیای غرب، قرار داده شده بود. همچنین این قطعنامه نیز به جای به‌کارگیری واژه‌ی جنگ، از «وضعیت میان ایران و عراق» استفاده کرده و باز هم کوچک‌ترین توجهی به خواسته‏های ایران ننموده بود.[۱۱]

لذا این قطعنامه نیز از سوی ایران رد شد. آیت‏الله خامنه‏ای در خطبه‏های نماز جمعه، ضمن تأکید بر رد این قطعنامه از سوی ایران، بر ضرورت اصلاح روش برخورد شورای امنیت با موضوع تجاوز عراق به خاک ایران تأکید کرد.[۱۲] گفتنی است عراق در حالی این قطعنامه را پذیرفت که در همان روز صدور قطعنامه، بالگردهای سوپرپومای این کشور، با استفاده از موشک‏های اگزوسه، به کاروان دوازده کشتی در خور موسی حمله کردند.[۱۳]

قطعنامه‌ی پنجم شورای امنیت سازمان ملل نیز که به دنبال گسترش جنگ در خلیج فارس در پی استفاده‌ی عراق از هواپیماهای سوپراتاندارد و جدیت یافتن تهدید ایران مبنی بر بستن تنگه‌ی هرمز در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۶۳ صادر شده بود، بر حق کشتیرانی آزاد در خلیج فارس تأکید داشت و اساساً در مورد پایان دادن به جنگ، طرح جدیدی مطرح نکرده بود.[۱۴] ششمین قطعنامه‌ی شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز چیزی جز درخواست اجرای قطعنامه‌ی ۵۲۸ نبود.[۱۵]

قطعنامه‌ی ۵۲۸

هفتمین قطعنامه با عنوان قطعنامه‌ی ۵۲۸، در تاریخ ۵ اسفند ۱۳۶۴ صادر شد. این قطعنامه بار دیگر با عنوان «وضعیت میان ایران و عراق»، بدون اینکه به آغازکننده‌ی جنگ اشاره کند و باز هم بی‌آنکه به خواسته‏های اصلی ایران، یعنی تعیین و تنبیه متجاوز، کوچک‌ترین توجهی ابراز نماید؛ «از اقدامات اولیه که باعث بروز منازعه میان ایران و عراق شد و از ادامه‌ی درگیری» ابراز تأسف کرده و از طرفین خواسته بود «آتش‏بس فوری، متوقف ساختن کلیه‌ی مخاصمات در زمین، دریا و هوا» را رعایت نمایند.[۱۶]

نگاهی به زمان صدور این قطعنامه و تحولات جاری جبهه‌ی جنگ، رعایت یا عدم رعایت عدالت و بی‌طرفی شورای امنیت سازمان ملل متحد در صدور قطعنامه‏ها، به ویژه قطعنامه‌ی ۵۲۸ را نشان ‏می‏دهد. توضیح اینکه قطعنامه‌ی مذکور در حالی صادر شد که نیروهای نظامی ایران با انجام عملیات والفجر ۸ در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ از اروند عبور کرده و شهر استراتژیک فاو را به تصرف درآورده بودند.[۱۷] جالب‏تر اینکه از زمان صدور قطعنامه‌ی ۵۲۲ در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۶۱، که پس از عملیات‏های مسلم بن عقیل و رمضان صادر شده بود، شورای امنیت هیچ قطعنامه‏ای را که در آن آتش‏بس و ترک مخاصمه گنجانده شده باشد صادر نکرده بود و این یعنی ارتباط وثیق عملیات‏های موفق ایران با صدور قطعنامه‏های شورای امنیت سازمان ملل. بدیهی است قطعنامه‏ای این‌چنین، که نه تنها دربردارنده‌ی حداقلی از خواسته‏های ایران به عنوان طرف برتر در جنگ نبود، بلکه پس از مدتی سکوت، بلافاصله پس از انجام عملیات موفق والفجر ۸ صادر شده بود، مورد پذیرش ایران قرار نمی‌گرفت.

قطعنامه‌ی ۵۹۸

۰پس از صدور هفت قطعنامه‌ی خنثی در ارتباط با پایان دادن به مخاصمه‌ی طولانی ایران و عراق، سرانجام هشتمین قطعنامه در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۶۶، با عنوان قطعنامه‌ی ۵۹۸ توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد صادر شد. مفاد این قطعنامه به طور خلاصه عبارت بود از: ابراز تأسف از آغاز و ادامه‌ی منازعه‌ی ایران و عراق، آتش‏بس فوری، اعزام نیروهای ناظر برای بررسی و تأیید آتش‏بس و عقب‏نشینی به مرزهای دو کشور، بازگشت اسیران به کشورهای خود، همکاری دو کشور متخاصم با دبیرکل در اجرای این قطعنامه و تلاش‏های میانجی‏گرانه، خودداری کشورها در امر تشدید منازعه، تفویض اختیار از سوی دو کشور به یک هیئت بی‌طرف جهت تحقیق راجع به مسئولیت منازعه، اعزام کارشناسان سازمان ملل برای بازسازی دو کشور پس از خاتمه‌ی درگیری و تلاش دبیرکل در جهت یافتن راه‏های افزایش امنیت از طریق مشورت با ایران و عراق و کشورهای منطقه.[۱۸]

این قطعنامه برای اولین بار، حداقلی از خواسته‏های ایران را، ولو به تلویح در بر داشت. بند ششم این قطعنامه مقرر می‏داشت: «…از دبیرکل درخواست می‏کند که با مشورت با ایران و عراق، مسئله‌ی تفویض اختیار به یک هیئت بی‏طرف برای تحقیق درباره‌ی مسئولیت منازعه را بررسی کند و در اسرع، به شورای امنیت گزارش کند.»[۱۹] هرچند این قطعنامه نیز مانند قطعنامه‏های پیش، عدالت و بی‌طرفی کامل را رعایت نکرده بود، اما همان‏ گونه که اشاره شد، حداقل‏هایی از خواست‏های ایران در آن مورد توجه واقع شده بود؛ ضمن اینکه اوضاع و شرایط بین‏المللی به شدت علیه ایران شکل گرفته بود.

در چنین وضعیتی ایران ابتدا اعلام کرد که قطعنامه را نه می‏پذیرد و نه رد می‏کند. نه رد نه قبول قطعنامه‌ی ۵۹۸ از سوی ایران، در واقع سیاستی بود که این کشور در پیش گرفت تا تغییراتی در مفاد قطعنامه به وجود آورد. اما شرایط و رخدادهایی نظیر سقوط فاو، جزایر مجنون و شلمچه، حضور پررنگ آمریکا در خلیج فارس و دخالت آشکار در جنگ علیه ایران با هدف قرار دادن هواپیمای ایرباس ایرانی، کاهش شدید درآمد حاصل از فروش نفت ایران و نهایتاً پیدایش نوعی اجماع بین‏المللی برای پایان دادن به جنگ، باعث شد تا ایران نهایتاً در ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ رسماً قطعنامه‌ی ۵۹۸ را بپذیرد.

شرایط و مواضع ایران در قبال درخواست‏های صلح در دوران جنگ هشت‌ساله به طور عام و موضع مشخص این کشور در قبال قطعنامه‏های شورای امنیت سازمان ملل متحد که خواستار پایان جنگ بودند، از سوی آیت‌الله خامنه‏ای، رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی دفاع جمهوری اسلامی ایران بیان شده است که ذکر آن در پایان این مقال می‌تواند به عنوان خلاصه‌ای از رویکرد ایران به مبحث صلح و قطعنامه‏های شورای امنیت باشد:

«قدرت‏های جهانی می‏خواهند ابتکار صلح و جنگ، هر دو را در دست داشته باشند. با زدن یک دکمه جنگ را به وجود بیاورند و هر وقت مایل بودند، با زدن دکمه‏ای، صلح را تحمیل کنند. ما چنین قدرت‏نمایی و اقتداری را از دولت‏های بزرگ دنیا هرگز قبول نخواهیم کرد. ما صلح را دوست داریم، اما نه آن صلحی که ابزار اقتدار ابرقدرت‏ها باشد. صلح یک ارزش است، اما ارزش مطلق نیست. باید برای ارزشیابی یک صلح این ملاحظات مورد توجه قرار گیرد؛ چه صلحی، در چه موقعیتی، با چه کسی. در پاسخ به ملاحظه‌ی اول، ما می‏گوییم که صلحی که کلید صلح و جنگ را به دست ابرقدرت‏ها بدهد نه. در پاسخ ملاحظه‌ی دوم، می‏گوییم صلح هنگامی که دشمن در خاک ماست و صلحی که دشمن در تأمین حقوق تضییع‌شده سر باز می‌زند نه و در پاسخ ملاحظه‌‌ی سوم، می‏گوییم صلح با کسی که هوای ژاندارمی خلیج فارس و رهبری عرب را در سر دارد و با قدرت هدف‌های خود را دنبال می‏کند نه.»[۲۰]

پی‌نوشت‌ها:

 

[۱]. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه‌ی «گزارش‏های ویژه»، شماره‌ی ۱۹۱، ۵ مهر ۱۳۶۲، ص ۱۲ و ۱۳، رادیو کلن، ۴ مهر ۱۳۶۲٫

[۲]. واحد مرکزی خبر صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، «بولتن رادیوهای بیگانه»، ۲۶ شهریور ۱۳۶۲، ص ۱۸ و ۱۹، رادیو آمریکا، ۲۵ شهریور ۱۳۶۲٫

[۳]. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه‌ی «گزارش‏های ویژه»، شماره‌ی ۱۸۸، ۲ مهر ۱۳۶۲، ص ۳۳ و ۳۴، رادیو ایران، ۱ مهر ۱۳۶۲٫

[۴]. اداره کل مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی، «بررسی مطبوعات جهان»، شماره‌ی ۳۹۷، ۱۰ مهر ۱۳۶۲، ص ۴۱ و ۴۲، لوموند، ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۳٫

[۵]. مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق در اسناد سازمان ملل متحد: ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۲، ترجمه‌ی محمدعلی خرمی، چاپ اول، ۱۳۸۷، تهران، جلد اول، ص ۵۵٫

[۶]. پیشین، ص ۱۲۵٫

[۷]. حسین علایی، روند جنگ ایران و عراق، نشر مرز و بوم، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۱، ج اول، ص ۵۲۸٫

[۸]. علیرضا لطف‌الله‌زادگان، روزشمار جنگ ایران و عراق، کتاب بیست‌ویکم: عملیات مسلم ابن عقیل، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ اول، ۱۳۹۱، تهران، ص ۶۵۹٫

[۹]. مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، همان، ص ۱۵۳٫

[۱۰]. حسین علایی، همان، ص ۶۴۴٫

[۱۱] مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، همان، ج دوم، ص ۱۳۳٫

[۱۲]. روزنامه‌ی کیهان، ۱۳ آبان ۱۳۶۲، ص ۲٫

[۱۳]. حسین علایی، همان، ص ۶۴۵٫

[۱۴]. مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، همان، ج ۳، ص ۱۴۲٫

[۱۵]. پیشین، ج ۵، ص ۲۸۲٫

[۱۶]. پیشین، ج ۵، ص ۸۰ و ۸۱٫

[۱۷]. محمد درودیان، سیری در جنگ ایران و عراق ۳: فاو تا شلمچه، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ ششم، ۱۳۸۷، تهران، ص ۱۹٫

[۱۸]. مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، همان، جلد ششم، ص ۳۰۳ تا ۳۰۵٫

[۱۹]. پیشین، ص ۳۰۵٫

[۲۰]. روزنامه‌ی جمهوری اسلامی، ۶ مهر ۱۳۶۲، ص ۱۰٫

 

*عرفان حکیمی؛ پژوهشگر حوزه‌ی دفاع مقدس