ان روی سکه جشن های نیمه شعبان؛

آیا دین با شادی مخالف است؟

 

آیا دین با شادی مخالف است؟ آیا شادی با رعایت ارزشها ممکن نیست؟ این دو سوالی است که پاسخ منفی مشخصی میتوان به آن داد. ولی این مسئولین فرهنگی ذیربط هستند که در دوران جمهوری اسلامی باید توجه خاصی به فرهنگ انتظار داشته باشند که بسیار در کلام بزرگان آمده است و غایت این انقلاب است.

 

محسن حمیدبیگی: “توجه به ارزش‌ها و رعایت شئونات در اجرای برنامه‌ها ضروری است. ما معتقد نیستیم که اسلام دین عزاست، اسلام دین شادی، نشاط و زندگیاست، اما باید شئونات و چارچوب‌ها در شادی هم رعایت شود و این خود یکهنر است و همه همکارانم موظف هستند در اجرای برنامه‌های فرهنگی و هنری نسبت به این مهم دقت لازم را داشته باشند “. این سخنان را کدام عزیز نکته سنجی، در کجا و کی بیان نموده است؟

این اولین سوالاتی است که برای خواننده ی چند جمله ی بالا پیش می آید. اگر که قبلا این مطلب را مطالعه نکرده باشید و یا فراموش کرده باشید، لازم است چند لحظه ای تأمل بفرمایید تا پاسخ این سوالات مشخص شود.

این سخنان و نکات دقیق را یکی از مسئولان ذی نفوذ تهران، چند ماه پیش و بعد از مراسمی بیان نمودند. مراسمی که به مناسبت ولادت حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) در برج میلاد طی سال ۹۶ برگزار شد. جشنی که به اذعان گزارشات متعدد شد مجال مفصلی برای شادی های مغایر با فرهنگ اصیل و ریشه دار ایرانیاسلامی. -مراسمی که دخترانی از تبار یاس فاطمی را به انجام حرکات موزون در مقابل مردان نامحرم کشاندند و تضاد بسیار تلخی بین اسم مراسم و ماوقع آن، به نمایش گذاشتند. و موسیقی های بعضا مبتذلی که استفاده شد و اگر چند جمله ی بالا نبود حتی از کف زدن این مسئول برای این حرکات موزون اغماض نمی کردیم.

بله اینها صحبت های جناب نجفی است شهردار تهران،پس از آن جشنی که مختصرا شرح آن گذشت. و ایشان این ضعف را ناشی از اشتباه معاونین خود دانستند و به نکته بسیار دقیقی اشاره کردند و آن نکته این است که ایجاد شادی برای مردم و حفظ شئونات و ارزشهای جامعه توأمان با هم، واقعا یک هنر است.

در چند سال اخیر با پدیده ای مواجهیم که به اسم مراسمات مذهبی و آیینی، جشن هایی برگزار میشود که شاید اندک شباهت شان به سنت های پیشین ما در بزرگداشت این جشنها، دکلمه یا دلنوشته ای باشد که در اول مراسم معمولا مجری یا یک کودک دختر میخواند . و پس از آن جای خالی فرهنگ انتظار در طول مراسم موج میزند. از استفاده از مجریان به عنوان مبلغ دین گرفته، از موسیقی مبتذلی که گاها پخش میشود گرفته تا رقصی که ماحصل اینجور مراسم هاست، همه و همه گویای این است که متولیان این امر حتی بویی از این هنری که جناب نجفی گفتند نبرده اند.

و این موضوع نه به دوره جناب نجفی ختم میشود و نه حتی به تهران . به عنوان مثال میتوان به اتفاق سمنان اشاره کرد که در جشن نیمه شعبان این برنامه هیچ تناسبی با آن ایام نداشت و یا جشنهای خیابانی شهرداری در نیمه شعبان در مناطق مختلف تهران. و حتی برنامه ها و جشنهای دینی صدا و سیما که در نهایت میشود فرصتی برای حضور دوباره سلبریت یهای کشوری که شاید صدا و سیما میخواهد دایره اثرگذاری آنها را به دین مردم نیز برساند.

نگارنده متن به مدیریت پذیری فرهنگ و یا خواسته ی مردم بودن آن کاری ندارد ولی تأثیر مستقیم طراحی های فرهنگی را بر سبک زندگی مردم، نمیتوان انکار کرد. و این برنامه ریزی ها در شرایطی توسط فعالین فرهنگی طراحی میشود که ما در سنت های پایدار خودمان این مراسمات را با هنری بسیار زیبا طراحی کرده ایم که نه شادی متاثر شود و نه ارزشی قربانی. از مولودی خوانی های مساجد تا پایکوبی های محلی و جشن های محلهای با کیک و شیرینی و….. که همه این ها به خوبی با دقت بسیار گام به گام با فرهنگ اصیل ما همراهی میکرد. که خوشبختانه هنوز عده ی کثیری به این سنتها پایدار هستند.

آیا دین با شادی مخالف است؟ آیا شادی با رعایت ارزشها ممکن نیست؟ این دو سوالی است که پاسخ منفی مشخصی میتوان به آن داد. ولی این مسئولین فرهنگی ذیربط هستند که در دوران جمهوری اسلامی باید توجه خاصی به فرهنگ انتظار داشته باشند که بسیار در کلام بزرگان آمده است و غایت این انقلاب است.

و الا مردم با حضور خود در جشن های میلاد آمادگی قلبی خود را به اشتیاق ظهور اعلام کرده اند و این متولیان امر هستند که باعث میشوند ذائقه ی مردم به چه سمتی گرایش پیدا کند. وقتی چندین هزار نفر در مصلی در شبهای قدر دعا میکنند آیا واقعا سخنی برای مسئولین ندارد؟

اوّلین درس عملی از این موضوع این است که نابود کردن بنای ظلم در سطح جهان، نه فقط ممکن است، بلکه حتمی است.

درس دیگرِ اعتقاد به مهدویّت و جشنهای نیمه شعبان برای من و شما ایناست که هر چند اعتقاد به حضرت مهدی ارواحنافداه یک آرمان والاست و در آن هیچ شکّی نیست؛ اما نباید مسأله را فقط به جنبه آرمانی آن ختم کرد – یعنی به عنوان یک آرزو در دل، یا حدّاکثر در زبان، یا به صورت جشن – نه، این آرمانی است که باید به دنبال آن عمل بیاید. انتظاری که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست؛ انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازىِ امام زمان آماده کنیم. سربازىِ امام زمان، کار آسانی نیست. سربازىِ منجی بزرگی که میخواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللی مبارزه کند، احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشن‌بینی دارد. عدّه‌ای این اعتقاد را وسیله‌ای برای تخدیر خود یا دیگران قرار می دهند؛این غلط است. ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پُر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌ای نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم. شنیده‌اید، در گذشته کسانی که منتظر بودند، سلاح خود را همیشه همراه داشتند. این یک عمل نمادین است و بدین معناست که انسان از لحاظ علمی و فکری و عملی باید خود را بسازد و در میدان های فعّالیت و مبارزه، آماده به کار باشد.