در مورد حضرت موسی بن جعفر(ع) آمده است: «لا یَزالُ یَنتَقِلُ مِن سِجنٍ اِلَی سِجن»؛ آن حضرت همواره از زندانی به زندان دیگر منتقل می‌شد تا اینکه امام مظلوم به زندان مخوف و تاریک سِندی بن شاهک ملعون منتقل شده تحت شکنجه قرار گرفت.

سرانجام هارون به تنگ آمد، چون می‌دید روز به روز بر عظمت امام افزوده می‌شود و شیعیان بسیاری از او پیروی کرده و به امامت او اعتقاد پیدا می‌کنند. خلیفه عباسی احساس خطر کرد و تصمیم بر مسموم کردن آن حضرت گرفت. مقداری خرما طلب نموده؛ چند عدد از آنها را خورد و بقیه را مسموم کرده و برای امام فرستاد و خادم را مأمور کرد که حتما به آن حضرت بخوراند، خادم خرما را برای امام برد و پیام هارون را ابلاغ کرد. امام نیز چند دانه از آن خرما را خوردند، امّا سِندی گفت: بیشتر بخورید، امام فرمود: همین مقدار برای مأموریت تو کافی است. امام بعد از مسمومیت، سه روز در بستر شهادت قرار گرفته و شهید شد. سِندی برای ظاهر سازی چند نفر قاضی و افراد عادل را احضار کرد تا گواهی دهند بر اینکه امام ناراحتی مزاج ندارد.

امام (ع) متوجه شده به آنها فرمود: گواهی ندهید زیرا که من سه روز است مسموم شده‌ام و بر اثر همین سم از دنیا می‌روم. بعد از شهادت امام، پیکر مطهر حضرتش را روی تابوت نهاده و از زندان بیرون آوردند، شخصی پیشاپیش پیکر مطهر فریاد می‌زد: هذا اِمامُ الرَّفَضَه فَاعرِفُوهُ؛ این امام رافضیان است پس او را بشناسید. پیکر امام را روی پل بغداد گذاشتند و به مردم اعلام نمودند بیایند، ملاحظه کنند که ایشان به مرگ طبیعی از دنیا رفته و اثر جراحت در بدنش دیده نمی‌شود.

در ادامه صوت مداحی زمینه «تک و تنها چه غروبه» محمود کریمی در سال ۹۱ را می‌شنوید: