آیت الله مین سید محمد مهدی میرباقری در جلسه ای با عنوان «بررسی مبانی اسلامی فلسفه هنر»، که به دعوت مجمع عالی حکمت اسلامی صورت گرفت، به تبیین ابعاد مختلف هنر پرداختند؛ متن پیش رو گزارشی محتوایی از این جلسه می باشد.

عوامل انسانی، اجتماعی و تاریخی، دخیل در پیدایش هنر

استاد میرباقری با بیان اینکه معمولا تعریف هنر خیلی نتیجه نخواهد داد، بحث خود را با بیان عوامل دخیل در ایجاد محتوا و ساختار هنری آغاز نمودند: ایشان اولین عامل را در شکل گیری هنر عامل انسانی دانسته و فرمودند: عوامل دخیل در شکل گیری هنر با هر تعریفی، بخشی ازعوامل انسان شناختی هستند؛ قوای فعال یک هنرمند و مجموعه فعل و انفعالات درونی او از عوامل اثر گذار در پیدایش اثر هنری است. دومین عامل، عوامل اجتماعی است؛ صرفا عوامل روان شناسی در هنر، موثر نبوده و هنر در ظرف اجتماع تجلی می یابد. عامل سوم مسائل تاریخی بوده است، مثل سینما که در دوران قبل امکان بروز و ظهور نداشته است. لذا عوامل تاریخی هم دخیل در ظهور و بروز و عبور از مرز های هنر و وارد شدن به مرحله جدید می باشد.»

اختیار انسان دخیل در پیدایش هنر

استاد میرباقری در ادامه با اشاره به مباحث انسان شناختی هنر افزودند: عوامل سه گانه ی ذکر شده، به صورت جبری عمل نمی کنند؛ نه جبر مادی و نه جبر الهی. چرا که داوری در صورت اختیار امکان پیدا می کند، اگر اختیار در پدید آوردن هنر و خلاقیت هنری نقش ایفا نکند نمی شود به حق و باطل تفسیر کرد.

تعریف هنر ذیل دو مولفه اخلاق و پرستش

ریاست فرهنگستان علوم اسلامی به نقش اختیار در تولید اثر هنری نگاهی ویژه داشته و توضیح داد که: دو طیف از هنر قابل تصویر است، هنری ناشی از اختیارات سوء و هنری دیگر ناشی از اختیارات خیر . اثر هنری به مدار خیر و شر و به پرستش نسبت به حضرت حق بر می گردد. لذا معیار ارزش های اخلاقی تحت تاثیر اخلاق و پرستش تعریف می شوند. عبارت نورانی «فالهمها فجورها و تقویها » نباید به مفاهیم دیگر تاویل شود . خیر و شر، تقوی و فجور است.

استاد حوزه علمیه قم در ادامه به بیان جایگاه اجتماعی و اثر آن در تبیین حق و باطل پرداخته و بیان داشت: دو دستگاه هنری شکل می گیرد. در دستگاهی، هنر، بستر تحرک اراده های انسانی منتهی به خضوع و تواضع می شود. در دیگر مجموعه، هنر منتهی به تحرک مادی و شدت محبت به دنیا می شود. البته هر دو دستگاه منبع تحول می شوند. به عنوان مثال عاشورا منبع تحرک عظیم تاریخی است و رنسانس نیز موجب انقلاب های اجتماعی شد. اهیمت هنر در این است که ظرفیت ایجاد انقلاب های اجتماعی را دارد. هنر ابزار جنگ نرم اصحاب حق و باطل است. لذا در هنجارشکنی های اجتماعی نقش هنر غیر قابل انکار است.

تحلیل عوامل انسانی

استاد میرباقری با تحلیل عوامل اثر گذار در ایجاد یک پدیده هنری اضافه کرد: اولین عامل ایجاد هنر عقل عملی است. عقل عملی از کوچکترین تا بالاترین فعالیت های انسان را اعتبارگذاری و ارزش گذاری می کند. بنابر این انتخاب های انسان بر اساس موازین عقل عمل صورت می پذیرد؛ سپس نظام موازینی در جامع بر اساس این تحلیل ها شکل می گیرد و بر اساس دستگاه ارزش گذاری محوری جاری در اختیار انسان، جامعه انسانی شکل می گیرد. نکته مهم آن است که جریان عقل و جهل هر دو در این شکل گیری دخیل هستند. وقتی نظامی تخریب شود ارزش ها و موازین آن هم از بین می رود. تعلقات و ارزش های اجتماعی که باشد وقتی دستگاه باطل بیاید و محور را از کار بندازد، موازین بی پشتوانه می شوند.

وی با بیان اینکه در موضوع هنر به قوه خیال بسیار پرداخته می شود، افزودند: اعتباریات نیز نوعی دخالت حوزه خیال است، مصادیقی غیر واقعی فرض می شود که حقیقی نیستند لکن به واسطه توسعه مفاهیم حاصل می شوند و این به وسیله قوه خیال اتفاق می افتد و رفتار انسان متاثر از قوه خیال و اعتباریات است. البته به این حوزه باید بیشتر پرداخته شود. مشخص شود که آیا ما تخیل اجتماعی هم داریم؟! همچنین عالم مثال و خیال منفصل نیز از مسائل قابل تامل در عرصه هنر می با شد.

وی در ادامه افزود« البته خیال، هر دو مسیر نور و ظلمت را طی می کند، یعنی خلاقیت های هنری در عالم خیال می تواند در ارتباط با عالم شیطانی نیز شکل بگیرد که البته متناسب با حکمت الهی هم هست»

هنر اسلامی چیست؟

عضو مجلس خبرگان رهبری در انتهای جلسه با اشاره به نیاز ما برای تبیین بیشتر هنر اسلامی با تاکید بر اینکه هنر با قید اسلامی باید برخاسته از اندیشه ناب دینی باشد اشاره داشت که: اگر اسلام گزاره های کلامی و اخلاقی و فقهی است که در قالب گزارش های توصیفی بیان شود، باید رابطه گزاره ها با هنر را برقرار کنیم و نسبت ها مشخص شود. لذا مبانی هنر باید از مجموعه گزارش های توصیفی تکلیفی و ارزشی دینی استنباط بشوند. همچنین مسیر تکاملی هنر باید از دین بدست بیاد نه اینکه صرفاً خروجی آن را ممیزی کرد. بنابراین جریان سرپرستی دین باید در هنر جاری بشود. تکامل هنر باید با جریان ولایت حقه دیده شود و هنر اسلامی تحت تاثیر حقیقت اسلام و الوهیت و مکتب هنری اسلام شکل می گیرد.

بین هنر مسلمین و هنر اسلامی باید تفکیک کرد و هنرهایی که در جامعه اسلامی بوده حتماً تحت تاثیر اسلام بوده لکن به معنای تام اسلامی دانستن این آثار هنری مغالطه است. هنر اسلامی، مسیر حرکت جامعه به سمت عصر ظهور را فراهم می کند، لذا باید ایجاد میل و نفرت جامعه مومنین به سمت نور و ولایت حقه باشد. کما اینکه هنر ظلمانی به سمت اولیای طاغوت جامعه را می کشاند.