مقوله انسان تراز چندین مدت است که از جانب مقام معظم رهبری مطالبه گسترده شده است و اخیرا مفهوم انقلابی بودن توسط ایشان به مطالبه ای عمومی تبدیل شده است. بسیاری از اندیشمندان اسلامی معتقدند انسان تراز اسلام همان انسان انقلابی مورد نظر مقام معظم رهبری است. انقلابی بودن با وجود اهمیت و ژرفای گسترده مفهومی، تبیین دقیق و عمیقی نشده است. برای تبیین این مفهوم عمیق به گفت‌وگو با حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمد غفاری، از شاگردان مرحوم آیت الله بهجت و از مدرسین عرفان نظری و عضو موسسه حکمت و فلسفه ایران پرداختیم.

تسنیم: مولفه‌های انسان انقلابی از منظر اندیشه اسلامی چیست؟

حجت‌الاسلام غفاری: در چیدیمان اندیشه اسلامی، انسان تراز یک انسان ایمانی هست و یکی از مولفه‌های مهم انسان ایمانی، انقلابی بودن و مجاهد بودن اوست. اولین مولفه مهم در حرکت سالم انقلابی (بدون لحاظ ترتیب تقدم و تاخر)‌ عبارت از این است که مومن انقلابی در تمام اقداماتش، احساس مبارزه می‌کند. این معنادار نیست که انسان حس مجاهدت داشته باشد اما در مقابل خودش، دشمن یا مانع نبیند. اساسا وجود مانع، باعث معنادار کردن جهاد است. اگر ما کاری را انجام دادیم و به سهولت پیش رفت مشخص می‌شود که کار ما، کار مفیدی نیست زیرا کار مفید در اندیشه اسلامی، همواره در میدان مبارزه با نیروی دشمن و رقیب شکل می‌گیرد.

تسنیم: شاید یک شبهه‌ای در اینجا مطرح شود براین اساس که صلح در جهان خیلی امر خوبی است و باید صلح به پا کنیم، همه ما انسانیم و جنگ کردن خیلی خوب نیست. نسبت این شبهه با فرمایشات پیشین شما چیست؟

حجت‌الاسلام غفاری: اتفاقا ترکیب تیم رحمت اسلام بر صلح، رفق و مدارا بیش از ادیان دیگر است. به همین خاطر است که نام پیامبر ما با نام رحمت قرین شده است. این کاملا مسلم است که صلح شریف‌تر از مبارزه و درگیری است اما نباید واقعیت موجود در زندگی را نادیده گرفت. ما نباید آرمانگرایانه حرف بزنیم، خیلی خوشحال می‌شدیم اگر در یک دنیایی زندگی می‌کردیم که همگی در آن دنیا با هم رفیق و دوست می‌بودیم اما این یک امر آرمانی است و با دنیای واقعی ما متفاوت است. منشاء تاکید بر امر جهاد در روایات ائمه به خاطر همین نگاه واقع‌بینانه است.

اینکه رهبر معظم انقلاب فرمودند من به نتیجه مذاکرات بین ایران و آمریکا بدبین هستم برخی آن را حمل بر غیب‌گویی کردند حال آنکه آن سخن غیب‌گویی نبود و عین متن قرآن است که می‌فرماید “انهم لا ایمان لهم”. ما در چارچوب اندیشه اسلامی یاد گرفتیم که انسان دارای حرمت است برای نمونه ما در داستانهای روایی خودمان ماجرا همسفر شدن حضرت امیر(ع) با انسان یهودی را داریم که با آنکه مسیر حضرت امیر(ع) به سمت طائف نبود و مسیر آن انسان یهودی به سمت طائف بود، حضرت او را تا حدی از مسیر طائف همراهی کردند و فرمودند که همسفر احترام دارد. ایشان نفرمود همسفر مسلمان احترام دارد بلکه صرفا همسفر احترام دارد. ما تبعیت از ائمه شریفی می‌کنیم که به انسان به ماهوی انسان، حرمت قائل هستند اما چه کار کنیم که در دنیای واقعی ما، انسانیت لکه‌دار شده است. در دنیای کنونی واقعی ما، کودک کشته می‌شود دنیای صلح دنیای ایده‌آل گرایانه و دنیای جهاد و مبارزه دنیای واقعی است.

صلابت و اقتدار، مولفه ی انقلابی بودن

اما مولفه دوم در حرکت سالم انقلابی، صلابت و اقتدار است ما نباید از واژه اعتدال غفلت کنیم، واژه اعتدال به ما می‌آموزد که در مقابل دشمن باید با صلابت بود و در مقابل نیروهای خودی و مومن باید کمال رافت و رحمت را باید داشت. این همان آیه قرآن است که “اشداء علی‌الکفار و رحماء بینهم”. این اعتدال میان رفتار مومن با رفتار دشمن است.

واژه صلابت و اقتدار به هیچ عنوان نباید با تندروی و افراط خلق شود. انسان مومن انقلابی کسی است که بی‌جا صلابت را خرج نمی‌کند، انسان مومن حتما در مقابل خدای خویش ذلیلانه حاضر می‌شود. این فرمایش حضرت علی(ع) است که ” المومن نفسه اصلب و هو اذل من العبد” ( نفس مومن سخت‌تر از کوه است و در برابر مولایش بسیار ذلیل است)، امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید” المومن اصلب من الجبل” ( مومن با صلابت‌تر از کوه است)

مولفه سوم، با تمام توان و ظرفیت‌ حاضر شدن نیروی مومن انقلابی در صحنه مبارزه است انسان انقلابی اگر نتواند بخشی از واقعیت را تامین کند حتما بخش دیگری را عهده‌دار می‌شود. برای مثال ما در رفتار حضرت امیر(ع) شاهد هستیم که ایشان ۲۵ سال کاملا خانه‌نشین شدند اما در همان ۲۵ سال به فکر ایتام مدینه بودند و هیچگاه به این بهانه که من را نگذاشتند در سیاست دخالت کنم از جامعه منزوی نشدند، جالب اینجاست که در ورایت داریم که حضرت امیر در مناجات با خدا می‌فرمایند “خدایا من را ببخش که امشب نتوانستم نان و خرما تهیه کنم و فقط توانستم آب به فقرا برسانم”.

ایثار، مولفه چهارم انقلابی بودن

مولفه چهارم مولفه ایثار است، حضرت امیر(ع) فرمودند که “عامل سائر الناس بالانصاف و عامل المومنین بالانصاف”، شاخصه مومن انقلابی این است که با جمیع مردم منصفانه برخورد می‌کند اما با مومنین با ایثار برخورد می‌کند یعنی اینکه دیگران را بر خودش مقدم می‌داند. ما بدمان نمی‌آید از واژگانی که در حقوق بشر غربی آمده نظیر حق شهروندی، حق بشر و… استفاده کنیم اما این موارد خیلی خیلی حداقلی هستند.

در ادبیات دینی توصیف ایثار شده نه توصیف رعایت حقوق، عدم تجاوز به حقوق و… در روایت از پیامبر اکرم(ص) است که می‌فرماید “آنقدر جبرئیل مرا توصیه به همسایه کرد که من گمان کردم قرار است همسایه از من ارث ببرد”، مولفه پنجم، اقدام به موقع است. اقدام به موقع یعنی اقدام شایسته و دقیقا موثر؛ ما به اشتباه خیال می‌کنیم که باید ابتدا تعلیم صورت بگیرد سپس اقدام حال آنکه در سنت تربیتی اندیشه دینی این تلقی اشتباه است. گزینه مقدم بر تعلیم، عادت دادن است، مادر باید همیشه کودکان خودش را عادت به خیر بدهد نه اینکه به آنها تعلیم دهد زیرا کودک توان فهم ندارد اما به خوبی می‌تواند عادت کند. لذا حضرت امیر(ع) فرمودند “عودوا انفسکم الخیر” (خودتان را به خیر عادت دهید)، اقدام دیرهنگام اساسا اقدام محسوب نمی‌شود. حضرت امیر فرمود “رحم‌الله امرء اغتنم المهل” (خدا آن انسانی را رحمت کند که مهلت‌ها را غنیمت شمارد). ماجرای تاریخی مسلمی که در این مورد مطرح است ماجرای قیام توابین است. هزاران نفر به رهبری سلیمان بن صرد اقدام کردند اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتند زیرا به هنگام قیام ولی الهی او را تنها گذاشتند و سپس توبه کردند حال آنکه توبه دیرهنگام ارزش ندارد. بله، موجب به جهنم نرفتن فرد می‌شود ولی همپایی با ولی الهی نخواهد داشت.

آرمان گرایی، هفتمین مولفه انقلابی بودن

مولفه هفتم عبارت از است از اقدام به موقع آن هم به خاطر آرمان نه به خاطر قانون. مومن انقلابی کسی نیست که در محدوده قانون بگنجد، قانون، شی‌ء بسیار ارزشمندی است اما آرمان، گزینه ارزشمندتر از قانون است. برای مومن انقلابی خط‌کش قانون خط‌کش خنده‌داری است. برای مثال اگر به مومن انقلابی بگویید که ساعت کاری از ۸ صبح تا ۳ بعد از ظهر است مومن انقلابی به آن سخن حتما خواهد خندید زیرا مومن انقلابی به آن ساعت از کار، اکتفا نخواهد کرد. ابن ابی عمیر از اصحاب امام معصوم(ع) ۷ سال زندانی شد آن هم فقط به خاطر اینکه نام اصحاب معصوم(ع) را لو بدهد. در روایات آمده که او ۲۱ هزار بار شلاق خورده و هر روز شلاق می‌خورده و هر روز بیهوش می‌شده است. ما در جنگ تحمیلی خودمان صدها ابن ابی عمیرها را مشاهده کردیم لذا نظم جهادی اصلا قابل مقایسه با نظم قانونی نیست. قانون برای مومن انقلابی گزینه بسیار حداقلی است.

مولفه هشتم و مهم دیگر، ادب است،  مومن انقلابی سرتا پا ادب است و امکان ندارد از واقعیت ادب خالی باشد. امام صادق(ع) می‌فرماید “ان خیر ما ورث الاباء لابنائهم الدب”( بهترین چیزی که پدران برای فرزندانشان به ارث می‌گذارند، ادب است)، گزینه شاهراه برای تربیت دینی، عادت دادن کودکان به ادب است. اگر کودک، ادب نسبت به بزرگتر را یاد بگیرد فردا وقتی به او گفته شود که در مقابل خدا تعظیم کن، به هیچ عنوان برایش سخت و سنگین نخواهد شد.

مؤلفه نهایی در مؤلفه‌های انقلابی، مزین بودن به حسن خلق است. آرامش همراه متانت و آرامش همراه با جذابیت در خلق و خو، ویژگی مؤمن انقلابی است. در داستانهای دینی این مطلب هست که شخص جاهلی به سمت مالک اشتر آب دهانش را رها کرد ولی مالک اشتری که تربیت شده علی(علیه السلام) است با اینکه آن لحظه نمی‌خواست به مسجد برود اما برای همین حرکت، مسریش را به سمت مسجد عوض کرد و دو رکعت نماز خواند تا آن شخص بخشیده بشود.

نمونه این کار در رفتار امام حسن مجتبی(علیه السلام) با باغبان یهودی است که موجب شد آن مرد یهودی مسلمان شود. همانگونه که مشاهده می‌کنید، اسلام دینی جامع‌نگرانه است و هیچ وقت بخشی از واقعه را گزارش نمی‌کند. یک انسان تراز باید از همه جهات در ویژگی مناسبی قرار بگیرد. البته توجه به این نکته هم لازم است که ما باید هرچقدر که ممکن است به این ویژگیها نزدیک شویم و هیچ وقت نباید مایوس شویم. نگاه ما صفر و صدی نیست که یا باید تمام آن ویژیگیها را دارا باشیم یا اینکه اگر یکی از آنها را نداشتیم آنگاه مؤمن انقلابی نخواهیم بود. اگر ما آراسته به این ویژگیها بشویم قطعا هم خودمان از زندگی لذت خواهیم برد هم اطرافیان ما از دست زبان و حرکات ما در امان خواهند بود.