شبهه:

با آنکه شیعیان امامان ۱۲ گانه خود را صاحب علوم الهی و بی کران میدانند اما هیچ یک از این اشخاص، نگارش، تالیف و اختراعی ارزنده که گره از کار جامعه باز کند ، نداشته است.

پاسخ:

۱- انبیاء یا ائمه‌ ی اطهار (ع) ، نویسنده یا کارشناس موضوعی یک یا دو یا چند مقوله نیستند که بنشینند در چند مورد کتاب بنویسند و آنها را نشر دهند تا معارفشان منتشر شده و به آیندگان برسد. بلکه آنان مخازن علم الهی و معادن وحی و امامان و پیشوایان جامعه‌ ی بشریت هستند و گفتارها، رفتارها، بیانات و همه‌ ی افعال و حالاتشان کتاب معرفت است و منتشر نیز شده است.

۲- چرا ما باید گمان کنیم که الزاماً «کتاب»، یعنی چند سطر نوشتاری که در صفحاتی درج شده و تحت عنوانی میان دو جلد قرار گرفته باشد؟ مثلاً اگر کسی بخواهد «هستی» را مطالعه کند، کدام کتاب را به جز کتاب خلقت را میخواند؟ همه‌ ی فرمایشات و زندگی و سیره‌ ی آن بزرگواران «کتاب» است و منتشر شده و در اختیار همگان قرار دارد. مضافاً بر اینکه ائمه‌ ی اطهار (علیهم‌ السلام) شاگردان بزرگی ترتبیت کرده‌ اند که آنان نیز قلم، قدم، افعال و حالاتشان کتاب است و بعضاً معارف اخذ شده از نبی اکرم (ص) یا ائمه‌ی اطهار (ع) را موضوع بندی کرده و در قالب کتاب به رشته‌ ی تحریر درآورنده‌ اند.

۳- هر چند کتبی منسوب به برخی از ائمه (ع) نیز نام برده‌ اند و اغلب مانند صدها هزار عنوان کتاب دیگر، در جنگها، اختناقها و … نابود شده است. اما مگر معارفی که هم اکنون در دست شیعه و سنی هست، از غیب وحی شده است؟ این معارف هر کدامشان که درست است، از ناحیه‌ ی ایشان نشر یافته و امروز مورد بهره ‌وری دانشمند و عادی قرار میگیرد.

۴- پس از قرآن کریم که کلام وحی است، چه کتابی معظمتر، کاملتر و ژرفتر از «نهج البلاغه» که مجموعه ‌ای از سخنان، تفسیرها، تاریخ، احکام، دستور العملها، حکمتها، خطبه‌ ها و نامه‌‌ های حضرت علی (علیه ‌السلام) است، یافت می شود؟ یا چه کتابی در اصول عقاید، احکام، اخلاق و عرفان، عمیقتر و ژرفتر از «صحیفه سجادیه» می‌ یابند و چه مجموعه‌‌ ای از معارف اسلامی در زمینه ‌های متفاوت: جهان ‌بینی، فلسفه، تاریخ و … ، از اصول کافی میخواهند که اغلب مباحث امام باقر و امام صادق (علیه ‌السلام) است.

۵- اگر بهانه نمودند که «خیر. ما اینها را قبول نداریم ، باید کتابت و قلم شخص آنها موجود میبود» ، توجه داشته باشید که فقط بهانه است. مگر مابقی علوم (تجربی، ریاضی،‌ نجوم، فلسفه و …) را به قلم کاشف و نویسنده مطالعه کرده و میکنند؟ اصلاً مگر «قرآن» کریم را به قلم نویسنده میخوانند و یا حتی پیامبر (ص) برای آنها کتابت نموده است؟ از آنها بپرسید: قرآن از چه طریق به شما رسیده است؟ و یا ملاک قبول یا رد «کتابت نویسنده» است، یا عقل؟ اگر ملاک دستخط بود، پیامبر اکرم (ص) خود قرآن کریم را مینوشتند.

۶- دقت شود که کتاب و کتابت ،‌ الزاماً ۳۰۰ صفحه در یک موضوع و یک یا چند جلد نیست. هر یک حدیث و روایتی خود یک صفحه یا چند سطر کتاب است. لذا سؤال اینجاست که آیا آن معارف به آیندگان و به دست ما نرسیده است؟ خب با آنها چه کردیم ، که اگر کتابی به قلم آنها میبود چه میکردیم؟

به هیچ یک از دانشمندان (بزرگان)، وحی نازل نشده است و “هر چه میگویند ، از معارف منتشر شده‌ ی آنان اخذ شده است.