فیلم ابد و یک روز را باید یک فیلم قصه گو دانست. یک فیلم قصه گو با یک داستان خطی که تلاش می کند در دام کلیشه ها نیفتد، هرچند که در بعضی از سکانس ها مانند سکانس پایانی فیلم ناموفق است و دچار کلیشه می شود.

درباره ی روایت این فیلم چند نکته ی اساسی وجود دارد. نخست این که راوی ثابتی در فیلم وجود ندارد. در بخش هایی راوی دانای کل است، در بخش هایی سمیه و حتی نوید و سایرین. نکته ی آزاردهنده تر در این باره این است که گاهی این راوی با روایت تناسب ندارد. مثلا در سکانسی که لازم است سمیه راوی باشد، می بینیم راوی دانای کل است و هزاران مورد از این دست. این اتفاقات به روایت آسیب می زند و بعضا مخاطب را آزار می دهد.

نکته ی دیگر درباره ی روایت این فیلم، وجود بخش های اضافی در روایت است. به عنوان مثال ورود پسر نوجوان خواهر سمیه به داستان یک بخش اضافی برای این روایت است، چون این ورود هیچ کمکی به روایت نمی کند و حتی خودش یک حرکت ابتر است. ورودی که صرفا اتفاق می افتد بی آن که به روایت کمکی بکند.

نکته ی حائز اهمیت دیگر درباره ی این فیلم عدم تناسب بین دیالوگ های روایت و تصاویر فیلم است. ما در فیلم شاهد دیالوگ های خشن و تند هستیم. اما این خشونت در تصاویر نمایش داده نمی شود. صرفا در همان دیالوگ ها می ماند. ایضا این مسئله درباره  ی مسائل عاطفی هم رخ می دهد. برای نشان دادن بار عاطفی در فیلم تنها از ابزار گریه در تصاویر استفاده می شود.

۵۶۹۹۵۳۳۲_۵۵۵۹۴۱۵۰fbbda

نکته ی دیگر درباره ی این فیلم عدم وجود تعلیق است. عملا باید گفت در فیلم تعلیقی رخ نمی دهد، تنها در بعضی سکانس ها استرس وجود دارد ونه تعلیق. البته نباید از همه ی فیلم ها انتظار تعلیق داشت اما به نظر می رسد در فیلم ابد و یک روز با این داستان و این شیوه ی روایت تعلیق نیاز باشد.

اما فارغ از اینها این را هم باید در نظر گرفت که فیلم نقاط مثبتی هم دارد. این فیلم را باید فیلم پر بازیگری دانست. بازیگرانی که هر کدام از ایفای نقش شان به خوبی بر آمدند و از آن مهم تر آنکه این نقش ها بر یکدیگر سایه نمی انداختندو موجب کمرنگ تر شدن یکدیگر نمی شدند.

اما با وجود تمام این بازی های خوب به دلیل همان چه که پیش تر گفته شد، همزادپنداری در فیلم رخ نمی دهد. و مخاطب دچار همزادپنداری نمی شود. چون اساسا بازی ها مبتنی بر دیالوگ ها هستند نه تصاویر.

اما فارغ از این نکات خود نگاه اجتماعی کارگردان به این طبقه از جامعه بسیار تامل برانگیز است. فیلم این طبقه از جامعه را به شدت سیاه و حال به هم زدن به تصویر می کشد. این نگاه شاید بیشتر از آن که درمانگر باشد، مخرب است. نگاهی که موجب پس زدن این طبقه توسط مخاطب می شود. نگاهی که گاها فانتزی و کمیک می شود و از واقعیت های موجود فاصله می گیرد.

در کل اما فیلم ابد و یک روز را با تمام نقاط منفی و مثبت اش می توان یک تجربه ی قابل قبول  برای کارگردان تازه کار و جوانش دانست.

مرتضی پاکشریفی

پایان/