«بادیگارد» داستان زندگی یک محافظ است؛ محافظ فیلم «بادیگارد» انسانی است که با انقلاب و دفاع مقدس و باورهای دینی و اعتقادی خود رشد و زندگی کرده و خدمت به جامعه در مسیر آرمان ها و ایده آل هایش با ابعاد فکری و شخصیتی اش عجین شده است. حیدر که بر مبنای نگرش های ایمانی و انسانی طی سال ها خدمت را تا حد تکلیف ارتقا داده به شغل خود صرفاً به عنوان وظیفه نمی نگرد او خود را محافظ مجموعه ای می داند که گاه در لابلای آن املای غلط دار هم نوشته می شود!

وی ادامه داد: همین غلط های املایی است که باعث می گردد او در خودش توقف کند و دنیای ذهنی و فکری اش را زیر و زبر نماید. او آرمان گرایی است که دوست دارد تمام دیکته ها بدون غلط نوشته شوند و به امید چنین دیکته ای است که با تلخی ها و کاستی ها کنار می آید، استوار می ماند و با شهادت اش آن را امضا می کند؛ در واقع حیدر نماینده پایبندی و استواری یک نسل به آرمان های انقلاب و دفاع مقدس است.

آذین سپس با تأکید بر اینکه «بادیگارد» هم مانند «آژانس شیشه ای» فیلم زمانه است اظهار داشت: اگر «آژانس شیشه ای» می کوشید به اما و اگرهای دیروز پاسخ بگوید «بادیگارد» می خواهد پاسخگوی نیازها و سوأل های امروز نسل جوان باشد که خواهان دانستن هستند. حیدر «بادیگارد» و کاظم «آژانس شیشه ای» از یک جنس و یک نسل اند. آدم هایی که دیروز و امروزشان در راستای زندگی مرامی و عقیدتی شان رقم خورده و باورمند و استوار به آرمان ها و اهداف انقلاب وفادارند.

این منتقد باسابقه سینما خاطرنشان کرد: حیدر هم مانند کاظم به دلیل هجمه ناخواسته ها، تحمیل ها، سلیقه ها و شرایط بغرنج گذار اجتماعی و برخی مناسبات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نامیزان، درباره خود شغل اش و فردای جامعه سوأل مند می شود و بی قراری ها و شوریدگی های اطرافیان و جوانان او را به خودنگری و واکاوی اوضاع زندگی اجتماعی اش می کشاند. در واقع راه و مسیری که حیدر می پیماید شاید از منظر نوع موضوع و شکل داستان مانند «آژانس شیشه ای» تداوم گر یافتن پاسخ هایی برای آن ها نباشد اما در یک راستا قرار دارد.

وی تأکید کرد: بادیگارد بودن شاید شغل دلچسبی نباشد اما وقتی با عقیده و مرام همراه شود و چارچوبش را سلیقه، انحراف، رابطه و پول و منیت نلرزاند ارمغانش خدمت است. حیدر هم مانند کاظم «آژانس شیشه ای» خادم مردم است و این بار در شکلی دیگر امیدوارتر و دلگرم تر به شاگردان اش و نسل جوان؛

آذین در ادامه با بیان اینکه «بادیگارد» ساختار و مضمون و محتوایی یکتا و تأثیرگذار دارد و حرف هایش حدیث دردمندی و پایبندی و عشق و خدمت به انقلاب و دستاوردهای آن است گفت: ساخته محکم و سینمایی حاتمی کیا که نشانگر کارگردانی حرفه ای او در ساخت آثار استاندارد است دارای چیدمان دقیق در قصه و فیلمنامه، پردازش خوب شخصیت ها و حوادث و محتوایی ارزشمند بوده و نمایشگر امید و امیدواری به فردای بهتر است. فضاسازی های باورپذیر، بازی های درخور به ویژه بازی دیدنی پرویز پرستویی و تصویرسازی های چشمگیر از جمله در سکانس انتهایی فیلم در داخل تونل از نکات بارز آن است.

این منتقد سینما افزود: کارگردانی برخی از صحنه های فیلم به ویژه در سکانس نهایی تصادف در تونل که منجر به شهادت حیدر می شود آنچنان حرفه ای از آب درآمده که مخاطب را روی صندلی های سالن سینما میخکوب می کند و ورق جدیدی از کارگردانی در سینمای کشور را به رخ مخاطبان می کشد.

وی در خاتمه این گفتگو افزود: با این حال بعضی شخصیت ها از جمله میثم و حتی راضیه و برخی قسمتها مثلا در صحنه ای که همه خانواده در حال پانسمان حیدر هستند، جی کار بیشتری داشت.

بادیگارد در مجموع یک اثر سینمایی ارزشمند از فیلمسازی قدر و ارجمند است.