نصفه شبی نرگس و دختر عمه اش دارند با هم “درد دل” میکنند.

نرگس: ….مثلا من بستنی دو قلو میخرم و یک قلش را به دوستم میدهم. اما فرداش وقتی که او بستنی دو قلو میخرد بهش میگویم نصف بستنیت را به من بده، نمیدهد.

فاطمه میگوید: خب این چه کاریه؟ چرا اینطوری میکنی؟ نکن!

نرگس میگوید: ببین، هر آدمی را باید اول امتحان کنی. یکبار بهش از خوراکی و وسایلت بدهی، بعد ببینی او هم به تو از خوراکی و وسایلش میدهد یا نه؟ اگر هر دو تای شما از چیزهایتان به همدیگر میدهید، می توانید با هم دوست باشید. وگرنه دیگر با او دوست نمیشوی.

فاطمه میگوید: من برای هر کسی شرط میگذارم. مثلا اگر پاک کنم را بخواهد بهش میگویم شرط داره. تو هم باید مداد رنگی هایت را به من بدهی. بعد اگر شرط را قبول کرد، پاک کنم را بهش میدهم.

ولی واقعا جای فکر کردن دارد. راستی کدامشان درست می گویند؟

وبلاگ انشاء/