با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، این امید در میان دوستداران و دغدغه مندان فرهنگ اسلامی ایرانی زنده شد که دولت جدید با اتخاذ تدابیر مناسب و راهبردها و راهکارهای اثرگذار، از فروپاشی پایه های فرهنگ زندگی جامعه ایرانی جلوگیری کرده و مؤلفه های متعالی این فرهنگ را به جهانیان معرفی خواهد نمود. اما امروز، در شرایطی که سخن از برجام ۲ به میان است، همچنان فرهنگ در شرایط بحرانی قرار داشته و هنوز مردم جهان تصور درستی از سبک زندگی مردم ایران ندارند.

با گذشت قریب ۹۰۰ روز از آغاز دولت یازدهم، تنها امید شبه روشنفکران در حوزه های مختلف فرهنگ و هنر است که ناامید نشده، مگرنه به مانند دوران دفاع مقدس که عمده بار نشر، انتقال و نهادینه سازی ارزش های فرهنگ بومی بر عهده ی پیکرهای شهدا بود و بزرگترین کلاس های فرهنگی در مراسم تشییع جنازه ایشان برگزار می شد، امروز نیز تشییع شهدای تازه تفحص شده، جانبازان و شهدای مدافع حرم است که مسئولیت انتشار و معرفی مؤلفه های اساسی فرهنگی زندگی اسلامی ایرانی به نسل جوان را به دوش می کشد.

۱۴۱۰۴۷

سیاست های دولت یازدهم در حوزه فرهنگ زودتر از بخش های دیگر نمود عینی و عملی پیدا کرد، ماجرای رفع تعلیق نشر چشمه، تکخوانی زنان، حمایت از سینمای فرانسوی، برخورد با رسانه های منتقد دولت و … از جمله رویدادهایی بود که در ۱۰۰ روز ابتدایی آغاز به کار دولت نشان داد اولویت های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به چه ترتیبی درجه بندی شده است و اکنون پس از گذشت قریب ۷۰ درصد عمر دولت می توان با مرور برنامه های ارائه شده وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اصول گفتمان فرهنگی اعتدال را به خوبی درک کرد.

در مرداد ۱۳۹۲ اصول گفتمانی فرهنگی اعتدال به این صورت تعریف شد: گسترش اعتماد فرهنگی، گسترش امید فرهنگی، پذیرش تنوع فرهنگی، توجه به توانمندی های انسانی حوزه فرهنگ، توسعه سرمایه انسانی و سرمایه های فرهنگی، گسترش و تعمیق گفت و شنودهای فرهنگی، پذیرش اصل نقش حمایتگری دولت به جای تصدی گری و کارگزاری، عدالت فرهنگی، مدارا و تساهل فرهنگی.

فهم این اصول بدون درنظرگرفتن اثرگذاری و درهم تنیدگی آنها با اشکالاتی مواجه است؛ برای نمونه گسترش امید فرهنگی را نمی توان بدون اصل مدارا و تساهل فرهنگی در نظر گرفت. از همین روست که امروز امید شبه روشنفکران در بخش های مختلف فرهنگی و هنری در نسبت با دهه گذشته افزایش پیدا کرده است؛ چرا که تساهل فرهنگی پایه و اساس گفتمان فرهنگی اعتدال است. به عبارت دیگر اگر کسی تصور کند منظور از گسترش امید فرهنگی، کاستن از دغدغه های فرهنگی است، سخت اشتباه کرده است.

۱۴۱۰۴۸

اینکه در حال حاضر با وجود ده ها نهاد، سازمان و موسسه فرهنگی دولتی و غیردولتی در سطح کشور هنوز ابتدائیات فرهنگ زندگی اسلامی ایرانی از قبیل فرهنگ کار، الگوی مصرف، انس با قرآن، تربیت قرآنی، فرهنگ کتابخوانی و … در جامعه نهادینه نشده و در مقابل عناصر سبک زندگی امریکایی مانند اباحی گری، مصرف گرایی، تفردگرایی، خانواده گریزی، سرمایه داری، سکولاریسم و … که به طور روزافزون در جامعه ریشه می دواند، به سیاست های فرهنگی دولت های مختلف از جمله دولت یازدهم بر می گردد. به واقع دولت یازدهم اگر بخواهد کارنامه ای در زمینه نهادینه سازی مؤلفه های سبک زندگی اسلامی ایرانی و جلوگیری از بسط عناصر سبک زندگی غربی ارائه دهد، آیا اساساً اقدام اثرگذاری در این زمینه وجود دارد؟

۱۴۱۰۴۶

اما آنچه که موجب شده دولت تدبیر و امید نتواند بخش زیادی از برنامه های اعلام شده در مرداد ۱۳۹۲ و هنگام گرفتن رأی اعتماد از مجلس دهم را جامه عمل بپوشاند، پایبندی محکم به سیاست مدارا و تساهل فرهنگی است، سیاستی که اولین اثر آن تثبیت موقعیت عناصر نفوذی در حوزه فرهنگ و اثر دومش میدان دادن به دست پروردگان طیف قبل و نفوذی های جدید است. در حقیقت، اگرچه در جمهوری اسلامی مدیریت های غلط فرهنگی در دهه های گذشته همواره مسأله ساز بوده است اما در برخی ادوار، مجال دادن به غرب گرایان زمینه تخریب و اضمحلال پایه های فرهنگ ملی را فراهم کرده است که به نظر می رسد این موضوع در سال های تصدی گری دولت یازدهم نیز نمود پیدا کرده است.

در دو سال اخیر سیاست  مدارا و تساهل فرهنگی موجب شده تا عرصه های گوناگون فرهنگ و هنر از سینما گرفته تا هنرهای تجمسی و موسیقی و از رسانه های مکتوب گرفته تا رسانه های مجازی، به عرصه تاخت و تاز غرب گرایان و شبه روشنفکرانی تبدیل شود که در ۳۷ سال گذشته هیچ خدمتی به بسط گزاره های فرهنگ زندگی اسلامی نکرده و هر جا فرصت یافته اند اهداف، ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی را مورد تاخت و تاز قرار داده اند.

 یک عده کسانى هستند که «لم یؤمنوا بالله طرفه عین». اینها هرگز نه به اسلام و نه به ایران، ایمانى نیاورده‌اند. آن چند سالى هم که این جریانات روشنفکرى الهى، اسلامى، مذهبى، حقیقى، ایرانى - هرچه مى‌خواهید اسمش را بگذارید - در ایران وجود داشت، اینها حاضر نشدند حتى سر بلند کنند! به گوشه‌اى رفتند، یا به خارج از کشور سفر کردند و معبود خودشان، قبله‌ى خودشان، معشوق خودشان را آن‌جا یافتند. این ملت، این سنت ها، این تاریخ و این فرهنگ، برایشان اهمیتى نداشت؛ طبعا آینده‌ى این ملت هم برایشان اهمیتى ندارد. ممکن است حرف بزنند، ممکن است ادعا کنند؛ اما گذشته نشان نمى‌دهد که اینها صادقند. اینها به فکر مردم نیستند؛ به فکر خودشانند... آن ملتى، آن نسلى، آن جوانى که بخواهد به یک مجموعه‌ى هرهرى مذهب، بى‌ایمان، بى‌اعتقاد به بنیان هاى اخلاقى و دینى و معنوى دل بسپارد و با حرف آنها پیش برود، زیر پایش سست خواهد شد.... با همه ى قوا باید موجودى فعلى را حفظ کرد. نباید اجازه دهند که یک عده افرادى که سال هاى متمادى در این کشور با ابزارهاى روشنفکرى و با ابزارهاى فرهنگى، هیچ خدمتى به این مردم نتوانستند بکنند - حداقلش این است - در هیچ مشکل و مسأله‌ى مهمى نتوانستند با این مردم همراه باشند و به پاى مردم برسند؛ حتى نتوانستند پابه‌پاى مردم برسند، چه برسد بخواهند جلودار و پیشرو و رهبر مردم باشند - همیشه عقب ماندند، همیشه در انزوا ماندند - اینها مجددا به این کشور بیایند و سایه‌ى فکر و فرهنگ خودشان را حاکم کنند. این ‌که مى‌بینیم در بعضى از مطبوعات و مجلات و منشورات فرهنگى، چیزهایى نشان داده مى‌شود، دنبال رجعت به گذشته‌اند؛ دنبال برگشتن به حالت بیمارى روشنفکریند. این مقوله‌ى روز است. این مقوله‌ى بسیار اساسى و مهمى است. ... على‌اى‌حال، ارتجاع روشنفکرى این است؛ یعنى برگشتن به دوران بیمارى روشنفکرى؛ برگشتن به دوران بى‌غمى روشنفکران؛ برگشتن به دوران بى‌اعتنایى دستگاه روشنفکرى و جریان روشنفکرى به همه‌ى سنت هاى اصیل و بومى و تاریخ و فرهنگ این ملت. امروز هر کس این پرچم را بلند کند، مرتجع است؛ ولو اسمش روشنفکر و شاعر و نویسنده و محقق و منتقد باشد. (بیانات مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه تهران -اردیبهشت ۱۳۷۷)

یک عده کسانى هستند که «لم یؤمنوا بالله طرفه عین». اینها هرگز نه به اسلام و نه به ایران، ایمانى نیاورده‌اند. آن چند سالى هم که این جریانات روشنفکرى الهى، اسلامى، مذهبى، حقیقى، ایرانى – هرچه مى‌خواهید اسمش را بگذارید – در ایران وجود داشت، اینها حاضر نشدند حتى سر بلند کنند! به گوشه‌اى رفتند، یا به خارج از کشور سفر کردند و معبود خودشان، قبله‌ى خودشان، معشوق خودشان را آن‌جا یافتند. این ملت، این سنت ها، این تاریخ و این فرهنگ، برایشان اهمیتى نداشت؛ طبعا آینده‌ى این ملت هم برایشان اهمیتى ندارد. ممکن است حرف بزنند، ممکن است ادعا کنند؛ اما گذشته نشان نمى‌دهد که اینها صادقند. اینها به فکر مردم نیستند؛ به فکر خودشانند… آن ملتى، آن نسلى، آن جوانى که بخواهد به یک مجموعه‌ى هرهرى مذهب، بى‌ایمان، بى‌اعتقاد به بنیان هاى اخلاقى و دینى و معنوى دل بسپارد و با حرف آنها پیش برود، زیر پایش سست خواهد شد…. با همه ى قوا باید موجودى فعلى را حفظ کرد. نباید اجازه دهند که یک عده افرادى که سال هاى متمادى در این کشور با ابزارهاى روشنفکرى و با ابزارهاى فرهنگى، هیچ خدمتى به این مردم نتوانستند بکنند – حداقلش این است – در هیچ مشکل و مسأله‌ى مهمى نتوانستند با این مردم همراه باشند و به پاى مردم برسند؛ حتى نتوانستند پابه‌پاى مردم برسند، چه برسد بخواهند جلودار و پیشرو و رهبر مردم باشند – همیشه عقب ماندند، همیشه در انزوا ماندند – اینها مجددا به این کشور بیایند و سایه‌ى فکر و فرهنگ خودشان را حاکم کنند. این ‌که مى‌بینیم در بعضى از مطبوعات و مجلات و منشورات فرهنگى، چیزهایى نشان داده مى‌شود، دنبال رجعت به گذشته‌اند؛ دنبال برگشتن به حالت بیمارى روشنفکریند. این مقوله‌ى روز است. این مقوله‌ى بسیار اساسى و مهمى است. … على‌اى‌حال، ارتجاع روشنفکرى این است؛ یعنى برگشتن به دوران بیمارى روشنفکرى؛ برگشتن به دوران بى‌غمى روشنفکران؛ برگشتن به دوران بى‌اعتنایى دستگاه روشنفکرى و جریان روشنفکرى به همه‌ى سنت هاى اصیل و بومى و تاریخ و فرهنگ این ملت. امروز هر کس این پرچم را بلند کند، مرتجع است؛ ولو اسمش روشنفکر و شاعر و نویسنده و محقق و منتقد باشد.
(بیانات مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه تهران -اردیبهشت ۱۳۷۷)

این شرایط قطعاً در دوران پسابرجام و در زمانی که برجام۲ جای برجام۱ را در ادبیات دولتمران گرفته است، تشدید خواهد شد. افزایش ورود گردانندگان شبکه های نفوذ در قالب گروه های تجاری، سیاسی و فرهنگی و دستگیری عوامل نفوذ در حوزه فرهنگ انکارناپذیر است هرچند متولیان دستگاه های رسمی اصرار بر انکار آن داشته باشند. در این میان نقش مجلس شورای اسلامی بسیار خطیر و حیاتی است، چرا که این مجلس می تواند با قانونگذاری مناسب و برطرف کردن خلاهای قانونی در مواجهه با خطر نفوذ و شناسایی و برخورد با عوامل نفوذ به ویژه در عرصه فرهنگ و هنر، بسیاری از هزینه های مادی و معنوی نظام و مردم را کاهش دهد. از آنجا که هم اکنون بسیاری از نمایندگان مجلس دهم در سراسر کشور مشخص شده اند مقتضی است تا افرادی که دغدغه فرهنگ زندگی اسلامی ایرانی را دارند از هم اکنون مطالعه و مداقه بر روی خلاهای قانونی مبارزه با پدیده نفوذ را آغاز کرده تا در زمان مناسب بتوانند با این عامل مخرب و ویرانگر مقابله نمایند.

شما بگویید ببینم در مقابل آن فیلمى که پایه‌هاى فرهنگ مردم، اعتقاد مردم، دین مردم، روحیه‌ى انقلابى و ایثار و شهادت را در مردم متزلزل مى‌کند – که نه یکى، نه دو تا، نه ده تاست – شما چند فیلم ساخته‌اید؟! این‌جاست که من احساس خطر مى‌کنم…من نمى‌توانم قبول کنم و بپذیرم که این سیل لجن بیاید و جوان و کودک و قشرهاى مختلف را در خودش غرق کند. از تمام شیوه‌هاى دشمن شادکن و دشمن‌آموز براى مقابله‌ى با تفکر انقلاب استفاده شود؛ اگر کسى هم مخالفت و مقابله کند، فورا انگ و تهمت بخورد! این‌که آزادى نشد؛ این‌که عاقلانه و خردمندانه نیست؛ این‌که مدیریت کشور نیست. شما مسؤولید به نقش رسانه‌ها توجه کنید. این بسیار بسیار مهم است. (بیانات آیت الله خامنه ای در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران -تیر ۱۳۷۹)

در مجموع اکنون که شرایط انتخاباتی کشور به پایان رسیده و تقریبا منتخبین بهارستان نشین مجلس دهم مشخص و معلوم گردیده، توقع آن است تا نمایندگان منتخب مردم در مدت باقیمانده به حضور رسمی خود در فضای مجلس دهم، با مرور خواسته های امام امت، بر موضوع فرهنگی توجهی ویژه نموده و به عنوان نمونه، نکات زیر را در اولویت فعالیتهای آتی خود قرار دهند:

  1. شاید مهمترین وظیفه ی مجلس دهم را بتوان در توجه به موضوع پیوست فرهنگی ارزیابی نمود؛ موضوعی که عموما با سهل و ممتنع گیری در لوایح و طرحها در مجالس ماضی همراه بوده و تا به امروز آسیب های ویژه ای را بر بنیان های فرهنگی کشور چه در ابعاد اسلامیت و چه وجه ایرانی جامعه وارد ساخته است.
  2. هر چند دولتها، به ویژه دولت محترم یازدهم، همواره از اختصاص درصد بالای اعتبارات ۶۵ درصدی به بخش فرهنگ، سخن میرانند، اما واقع آن است که این ارقام، مجموع اعتبارات بودجه ای کشور در حوزه فرهنگی و اجتماعی بوده و در این میان بخش فرهنگ و هنر و رسانه تنها ۶ درصد از این اعتبارات را شامل می گردد. از این جهت است که می بایست نمایندگان محترم در گام نخست به تفکیک و شفاف سازی بودجه فرهنگی از بودجه اجتماعی در نظام بودجه ریزی کشور و لحاظ آن در لوایح و طرحهای آتی مبادرت ورزند.
  3. شرایط کنونی به صراحت تمامی مستندات، شرایط نفوذ فرهنگی است و از آنجا که طبق ماده ۱ قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مصوب ۱۳۶۶ مجلس شورای اسلامی، ماهیت تشکیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و استقلال فرهنگی و مصونیت جامعه از نفوذ فرهنگ اجانب میباشد، در این راستا می بایست نمایندگان محترم مجلس دهم نظارت ویژه ای را بیش از پیش بر عملکرد این وزارت خانه جهت پایبندی بر اهداف و وظایف قانونی خود مبذول نمایند.
  4. بی تردید تصدی گری دولت و دولتی بودن، دو موضوع و مقوله جدای از یکدیگر میباشد و در این میان نمایندگان محترم مجلس آینده میبایست در مصوبات خویش، بالاخص مصوبات بودجه ای خود بر این نکته توجه داشته باشند که اصولا مبالغ اختصاصی از برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به منظور ایفای شآن تصدی گری بوده و یا صرفا توقع دولتی سازی فرهنگی را از این وزارت خانه پیگیری می نمایند.
  5. شاید لازم باشد که نمایندگان محترم مجلس دهم بر این نکته توجه داشته باشند که یکی از اصلی ترین و شاید مهمترین بازوی اجرایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در عرصه ی سینما، بنیاد سینمایی فارابی است، بنیادی که بر طبق اساسنامه، سازمانی است غیردولتی و غیرانتفاعی با امکاناتی مادی و غیر مادی ویژه ای که شاید شفاف سازی هزینه کرد این امکانات را بتوان یکی از عوامل موثر جهت بهبود شرایط سینمای کشور دانست؛ سینمایی که امروزه متولیان رسمی آن از خالی بودن دست خود خبر می دهند.
  6. توجه مادی و معنوی به رسانه ی ملی و سازمان صداوسیما به عنوان قرارگاه خط مقدم جنگ نرم کشور، اولویتی اساسی است که اگر چه در لایحه بودجه ۱۳۹۵ با بی تدبیری صورت گرفته، رشدی یک درصدی برای آن لحاظ شده، اما به واقع توجه جدی نمایندگان مجلس دهم را در دوران وکالت خود طلب مینماید.

 اگر چه دولت یازدهم در آخرین تدابیر آشنا و نما آشنای خود، رسانه ملی را موظف نموده تا از طریق پخش آگهی بازرگانی به رفع نیازهای مالی خود مبادرت ورزد، اما به واقع این موضوع در راستای بسط و گسترش فرهنگ مصرف‌گرایی، ضربه های جبران ناپذیری را بر اقتصاد ملی وارد میسازد؛ پس نمایندگان محترم مجلس دهم باید بر این نکته توجه نمایند که تئوری مصرف‌گرایی (Consumerism) را میتوان از جمله مهمترین آفات و معضلات جدی در مسیر تحقق اقتصاد مقاومتی بر شمرد که اگر چه امروزه به عنوان رکن اعتقادی نئوکینزین های دولت کنونی در زمینه اقتصاد پیگیری میشود، اما به واقع عامل تخریب کننده ی بنیان های اقتصادی و هجوم واردات بی رویه کالا به کشور محسوب میشود.