عبدالحسن مسلمی

۱- اصل روشنگری

در مورد ولایت فقیه برخی با استفاده از ادبیات شاعرانه تلاش می کنند خود را ملتزم نشان دهند ولی این ادبیات نه تنها مورد انتظار نیست بلکه کفایت نمی کند. خبرگان ملت باید مستقل باشند لذا نیاز نیست و انتظاری نداریم مانند توده حزب الله حرف بزنند ولی آنچه مورد انتظار است روشنگری در گذرگاه های بحرانی و فتنه گون است. آنجا که نه جای سکوت است انتظار اظهار سخن داشتیم و داریم. پاسخ به شبهات و شایعات را نباید واگذار کرد به قیامت بلکه باید حجت ها را تمام کنند تا توده های متدین گرفتار پندارهای تردیدآمیز نشوند. سکوت، نشانه پذیرش بسیاری از نسبت هاست، و اگر پاسخ مقتضی را دریافت نکنیم، نشانه همراهی و تایید شبهات و شایعه هاست!
همچنین زمانی که گروه های ناسالم به دفاع از یک کاندیدای خبرگان پرداختند یا او را در لیست ائتلاف خودشان قرار دادند با موضعی به هنگام و صریح، موضع خود را با آنها اعلام کند. سکوت در چنین مواقعی علاوه بر اینکه شخص را در موضع تهمت قرار می دهد، باعث آبروبخشی به لیست جریان ناسالم هم می گردد. ثمره چنین بی موضعی در جایی آشکار می شود که شخص در لیستی قرار بگیرد که مورد حمایت استعمار انگلیس هم قرار گیرد، سکوت می کند و عملا به این همراهی رضایت می دهد و ناخواسته در زمین دشمن اسلام و انقلاب بازی کرده و به عاملی برای مقابله با انقلاب اسلامی، در دست انگلیس تبدیل می شوند.

۲- اخلاق مداری

برخوردها و سیره رفتاری بزرگان الگوی سیاست دینی است و در تمام شوؤن مدیریتی استان اثر خواهد گذاشت. کوچک‌ترین سخن و سیره عملی خبرگان ملت، درس آموز است و حکم حجت عملی برای سایرین دارد لذا حزب الله از وضع موجود هرگز نمی تواند راضی باشد چه اینکه بروز برخی اطلاعات از پنهان و پیدای برخی شخصیت‌های عزیز، ناگوار می نماید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بدیهی است که اخلاق را دیگر بر منابر وعظ نمی جوئیم، بلکه در سیره عملی بزرگان جست‌وجو خواهیم کرد. تنها مایه امید حزب الله که اوضاع سیاسی- اجتماعی را سامان دهد، اخلاق مداری روز افزون بزرگان دین و خبرگان ملت است.

پالایش دفاتر از افراد فاسد و فرسوده و دوری جستن از مواضع تهمت که کنار گذاشتن اطرافیان مشکوک و بدنام، از جمله محوری ترین اقدامات در جهت اخلاق مداری است. پرهیز از سخن پراکنی های ناروا نسبت به یکدیگر، از جمله نکات مهمی است که در برخی مواقع مراعات نمی شود. دمیدن بر آتش اختلافات جاهلانه ناشی از شرقی و غربی بودن و نزاع های حیدری- نعمتی بی فایده مسئله مهم دیگری است که بزرگان –که خود مبرا از آن اند ان شاالله- اطرافیان را ازآن برحذر دارند.

۳- حفظ حریم بزرگان و پیشینیان

آنچه مورد انتظار است آنکه سرمایه های معنوی و میراث اخلاقی استان با اهتمام بیشتری به نسل جوان معرفی گردد. برگزاری همایش هایی با موضوع علمای گذشته نقش اساسی را دارد. در سالهای گذشته اقدام جدی خاصی در این جهت مشاهده نشده است. از آن طرف گاهی حسادت‌ و رقابتی ناسالم باعث می شود تا مردم از معرفی سرمایه های عظیم مردم گیلان و شخصیت های برجسته تاریخ و گذشته گیلان، محروم شوند.

ایجاد فضایی برای حضور بزرگان دینی گیلانی که در قم یا سایر مناطق حضور دارند به گیلان و معرفی آنها به مردم می تواند برای استفاده مردم از این بزرگان بسیار مفید باشد. همچنین زمینه چینی برای حضور روحانیون فاضل و برجسته گیلانی از قم و تهران به شهرهای شان و به دست گرفتن زمام امور دینی مردم.

۴- حضور در مجامع دینی و مردمی

طبق سیره مستمره علمای ربانی، که نمونه ای از آن در سیره آیت الله رودباری قابل مشاهده است، علما باید در دسترس مردم باشند. دسترس همه مجامع مذهبی و مردمی، بدون حاجب و دربان و نگهبان، مردم باید بتوانند حرفشان را منتقل کنند، درد دل کنند، راهنمود بگیرند. این یک کمال مطلوب دینی و اجتماعی است.

برخی از بزرگان در انحصار یک مجموعه خاص قرار داده اند، برخی در دایره یک شهر محصور شده اند و برخی تنها افراد بیت شریفشان به آنها دسترسی دارند! این اصلاً مطلوب نیست. تکاپوی این روزها در تبلیغات انتخاباتی نشان داد که می توان در دسترس بود، می توان از مردم و با مردم سخن گفت! راستی، سخنرانی های عمومی رهبر انقلاب –با این همه مشغله اجرائی که قطعا سایر بزرگان گرفتار آن نیستند-، نمی تواند الگو باشد؟

همچنین حضور مداوم در مساجد که مهمترین پایگاه های دینی مردم گیلان است، و داشتن برنامه فرهنگی و تربیتی در مساجد برای بالابردن سطح دانش دینی و عمیق تر کردن اعتقادات مذهبی مردم از جمله کارهای مهم یک نماینده خبرگان است.

۵- برخورد با انحرافات و مفاسد سامان یافته

در صورتی که از کاریزمای مذهبی در جهت برخورد با انحرافات فرهنگی، سیاسی و مفاسد اقتصادی، استفاده نشود، گذشته از محکمه عدل الهی در قیامت، بزرگان در پیشگاه مردم و تاریخ نیز پاسخی نخواهند داشت و نام نیکی به یادگار نمی ماند. گرچه دغدغه شخصی همه عزیزان مبارزه با مظاهر انحراف و فساد هست ولی به دلیل پیچیدگی و انسجام آهنین شبکه های فاسد، لازم است اقدامات سنجیده، هماهنگ و ساختارمندی در این جهت شکل گیرد که قطعا تنها در سایه ارتباط منسجم نمایندگان خبرگان با همدیگر و با نیروهای اجرایی سالم و توده های دلسوز سامان خواهد یافت. در صورتی که جلوی بسیاری مفاسد در ابتدای امر در گیلان گرفته نشود، بعد از مدتی به صورت فساد ساختاری در آمده و در آن صورت به بلایی بزرگ تبدیل خواهد شد که بر سر مردم گیلان نازل می شود.

در صورتی که فجایعی همچون روز رشت امسال و جشن نیمه شعبان چند سال پیش، اتفاق افتاد لازم است که نماینده خبرگان، با این امور بین غیر مشروع برخورد کرده و برای جلوگیری از وقوع مجدد چنین انحرافات و بدعت هایی تلاش کند.

۶- حوزه های علمیه و دانشگاه ها؛ محور تحول اخلاقی-اجتماعی

سامان دادن به اوضاع این دو نهاد آموزشی-تربیتی نقطه محوری در تحولات استانی خواهد بود. گرچه تلاش های زیادی صورت پذیرفته است اما این کافی نیست. حضور برخی چهره های مسئله دار یا کم سواد در عرصه تصمیم سازی برخی نهادهای آموزشی-تربیتی و نیز تک روی برخی دیگر از چهره های خدوم منجر می شود که یک وحدت متعالی در پیشرفت حوزه و دانشگاه حاصل نشود، بماند که گامی در جهت همراهی و وحدت این دو نهاد برداشته نشده است.

حضور پر برکت گروه های تبلیغی-جهادی طلبگی و دانشگاهی در عرصه های مختلف استان با بی مهری برخی از بزرگان مواجه شده است. اینان که در خط مقدم عمران و ارتقای فرهنگی و عمرانی استان هستند چه ارتباط ارگانیکی با نمایندگان محترم خبرگان دارند؟ در ادبیات انتخاباتی این بزرگان آیا اینها دیده شده اند؟ ارتباط همیشه باید از سوی بزرگان برقرار شود.

۷- جوان گرایی

جوانان قشری هستند که از سویی در معرض آفت ها و آسیب ها قرار دارند و از سوی دیگر بیشترین پذیرش را نسبت به موضع حق دارند و به دنبال آن هستند. برنامه های فرهنگی و تربیتی مخصوص جوانان گیلان از نیازهایی است که باید برای آن برنامه درازمدت داشت. این برنامه ها باید به گونه ای باشد که سرریز آن به سایر اقشار و نسل ها برسد و آنها نیز در کنار آنها از این فضا استفاده کنند. خلاهای زیادی در این عرصه ها وجود دارد و با توجه به عمق مشکلاتی که هست باید برنامه متناسب در نظر گرفت.