بسم الله الرحمن الرحیم

این روزها با گشتی در ستادها و دفاتر تبلیغاتی نامزدهای انتخابات شهرمان چیزی که کمتر به چشم می خورد شیوه صحیح و قانونی و اخلاقی تبلیغ است. شیوه ها و قوانینی که در قانون بدانها اشاره شده جهت پر کردن صفحات دفتر قانونگذاری نبوده بلکه براساس معیارهای عقلی وشرعی نگاشته و تصویب شده ولی با کمال تعجب توسط اکثریت مدعیان صداقت و درست کرداری که وعده قانونمداری را در صورت رای آوردن می دهند زیر پا گذاشته می شود و سوال اینجاست براستی چنین افرادی شایستگی لازم برای نمایندگی و قانونگذاری یک ملت بزرگ را دارند؟

با نگاهی به شیوه های تبلیغی ناپاک، و مردمی که با این شیوه ها عادت کرده و با تبلیغات و انتخابات پاک بیگانه شده اند، این نکته را به ذهن می رساند که مردمی که با علم به تبلیغات ناپاک به این افراد رای می دهند، پس چرا همیشه از اوضاع مملکت و نمایندگان ناراضی هستند و گله می کنند؟ باید گفت خود کرده را تدبیر نیست.

 روشهایی که این روزها بیشتر به چشم می آید عبارتند از: تبلیغات رنگین و پر زرق وبرق، پذیرایی و دادن وعده های غذا بین مناطق حومه و روستاها، خرج کردن و اصطلاحا خریدن شناسنامه، داشتن ستادهای میلیاردی که توسط بازاریان و سرمایه داران (البته به اذعان نامزدها، فی سبیل الله) در اختیار کاندیدا قرار داده می شود، وعده های دروغ و غیر قابل اجرا، تنزل جایگاه یک نماینده تا سطح شهردار و فرماندار و مسئول آسفالت یک کوچه و محله، توهین و تخریب دیگران بجای معرفی خود، ژست های فریبنده و ادعاهایی همچون رزمنده و جانباز و نماینده فلان شخصیت و فرزند فلان شخصیت، علی رغم فاصله گرفتن از معیارهای ایثارگران و شخصیتهای بزرگ و بعد از اینهمه آزمون و خطا و داستانهای عبرت آموز قرآن و دیدن وضعیت فرزندان و بزرگان نظام، بازهم چشم بسته به صرف بالارفتن از دیوار فلان جا و نواده فلان بزرگوار و حضور و عکاسی در جبهه و نشستن روی ویلچر و داشتن عکس با فلان شخصیت مطرح به او اطمینان کرده و نظریه ملاک حال فعلی افراد است و حکم قطعی پسر نوح با بدان بنشست را فراموش می کنیم.

استفاده از اختلاط و بی اخلاقی ها و ابتذال در ستادهای تبلیغاتی، تبلیغ و ارسال پیامک حضور فلان خاله و عمو و اجرای موسیقی و ساز و آواز در ستادها، درشت گویی و کلی گویی در سخنرانی ها و شانه خالی کردن از پاسخ به سوالات و دردهای واقعی مردم، دادن وعده های غیر ضروری و فراموشی اولویتها در هیاهو و ساز و آواز ستادها.

اینها گوشه ای از ناپاکی انتخاباتی است که روزانه شاهدش هستیم و اینجاست که در هیاهوی این مدعیان دروغین خدمت به مردم، افرادی هم پیدا می شوند که حاضر نیستند تحت هر شرایطی تن به ذلت اینگونه تبلیغات داده و بر آرمانها و اعتقادات پاک خود راسخند. بیاییم با چشمانی باز و بدون علقه های شخصی و حزبی و سیاسی خود به این افراد رای داده تا حقاً شأن مجلس را از نابودی و فاصله گرفتن از جایگاه اصلی خود حفظ کرده و شاهد شکوفایی داشته های بی شمار کشور و استان مظلوممان باشیم.

استانی که ابتدائا در مسئله محیط زیست بسیار مظلوم بوده و باید نمایندگان دوره قبلی پاسخ بدهند که در مقابل سیاسی کاری سازمان محیط زیست و تاراج منابع طبیعی و نابودی محیط زیست استان توسط برخی از مردم و مسئولان چه کاری کرده اند؟

مسئله دوم بیکاری بی سابقه و نابودی کشاورزی استان با واردات افسار گسیخته دولتها در سالهای گذشته و خصوصا در یکسال اخیر است.

مسئله سوم بکارگیری نیروها و مدیران فاقد کارآیی و پیر و کنارگذاشتن نیروهای انقلابی و دلسوز از ادارات و سازمانهاست.

مسئله بعدی وضعیت جوانان، دانشگاه ها، آموزش و پرورش و اوضاع نامناسب فرهنگی و اخلاقی استان است.

ومهم ترین مسئله هم عدم اهتمام مسئولان و نمایندگان به بازنگری در طرحهای گردشگری حلال و اخلاق مدارانه استان گیلان است. استانی که با نفوذ عناصر غرب گرا و بی انگیزه و تسامح و تساهل مدیران فرهنگی و سیاسی آن، در حال تبدیل شدن از استان ولایی و مذهبی به شهری برای عیش و نوش و هرزگی سرمایه داران و هتاکان به دین و انقلاب بوده که سواحل و تفرجگاه های آن در سالیان اخیر خصوصا بی بند و باری و مشغول کردن جوانان به قلیانسرا و کنسرتهای مختلط و هرزگی، جهت گمراهی آنها از سرنوشت و عملکرد مدیران، در دولت فعلی، موید این نکته است و باید فکری اساسی نمود.

محمدرضا عوض نیا | ۲/۱۱/۹۴