شبهه:

ما معتقدیم که امامان (ع) معصوم هستند. پس چرا این بزرگواران در دعا ها خطاب به خدا میگویند : «خدایا خطاها و گناهان ما رو ببخش؟»


پاسخ:

به چند نکته‌ ی بسیار مهم باید توجه شود:

۱- در دعاهایی که واژه‌ ی «ذَنب / جمع ذنوب» بکار رفته ، دقت شود که «ذَنب» الزاماً گناه نیست ، بلکه هر چیزی است که به انسان بچسبد. مانند تهمت، افترا، شایعه، تحقیر …؛ و البته گناه نیز از آنجهت که به انسان میچسبد و جز با توبه ، رحمت و مغفرت الهی یا عذاب پاک و برطرف نمیشود نیز ذنب است.

در ابتدای سوره فتح میخوانیم که خداوند متعال به پیامبر اکرمش (ص) میفرماید که فتح مکه را بتو میدهیم تا «ذنوب» گذشته و آینده‌ ی تو مورد مغفرت قرار گیرد. در حالی که میدانیم اولاً ایشان حد اعلای عصمت بودند ، ثانیاً خدا از پیش گناه آینده را نمیبخشد و ثالثاً برای گناه جایزه نمیدهد ؛ بلکه پیامبر اکرم (ص) چه قبل از هجرت و چه پس از آن، کارهای بسیاری داشتند که میتوانست موجب بغض ، کینه ‌توزی و انتقام مردم عرب قرار گیرد که از جمله بی ‌اعتبار کردن بت و بت ‌پرستی ، ساقط کردن حکومت کفر و طواغیت ، مقاومت کامل در جنگ هایی که بر او تحمیل میکردند ، کوتاه کردن دست صاحبان زر و زور و تزویر از اجحاف به مردم و …، در ضمن تهمت‌ هایی نیز به ایشان میزدند که میتوانست دنباله و عواقب سویی داشته باشد ، مثل ساحر ، مجنون و … . به همه اینها «ذنب» گفته میشد.

۲- نکته‌ ی دوم که باید مورد توجه قرار گیرد ، قاعده‌ ی «حَسَناتُ الأَبْرارِ سَیِّئاتُ الْمُقَرَّبینَ ؛ خوبی‌ های نیکان ، گناهان مقربین است» میباشد.

به عنوان مثال:

اگر بنده هفته ‌ای یک شب هم نماز شب بخوانم، چه بسا کار بسیار پسندیده‌ ای باشد ، اما اگر عارفِ سالک ، یک شب نماز شب نخواند ، مستوجب عقوبت نیز خواهد بود و بسیار توبه و انابه می کند ، تا پس از افول از آن مقام ، دوباره برگردانده شود . یا مثلاً اگر انسانی که درآمدی ندارد ، هزار تومان به مسجدی ، بیمارستانی ، مرکز امداد یا مستحقی کمک کند ، بسیار نیکوست ، اما اگر یک سرمایه ‌دار متمول هزار تومان کمک کند ، کوتاهی نیز کرده است .

هنوز صدای امام خمینی (ره) در گوشمان طنین‌انداز است . در آن هنگامه جنگ و ایثار جان و مال مردم در راه خدا ، در دیداری که با رزمندگان (مقربین) داشت ، بدین مضمون فرمود : «ایثار نزد مقربین شرک است». و حکمتش آنست که ایثار کننده ، فرض میکند که خودش مالک چیزی است و خدا مالک چیز دیگری و او از مِلک خود را راه خدا میگذرد . و حال آنکه مالک همه چیز اوست . اما همین ایثار ، یک امر الهی برای تکامل و آدم شدن است و از امور حسنه ‌ای قلمداد میشود که انسان را از «ابرار» قرار میدهد.

یک حکایت:

میگویند: روزی خطیبی در بالای منبر ، شرح حال فقیر محترمی را مفصلاً بازگو کرد و از نمازگزاران خواست تا کمک کنند . خادم کیسه برداشت و دور افتاد. به شخص سرمایه ‌داری رسید، او یک اسکناس صد تومانی مچاله و پاره را در کیسه انداخت و به خادم گفت : «اگر آقا راست گفته باشد» ؛ خادم نیز به او گفت : تو یکی دعا کن که راست نگفته باشد . یعنی اگر راست باشد که بدجوری بخاطر توان و بی ‌توجهی‌ ات عقوبت میشوی.

ادامه بحث:

اهل عصمت (ع) ، در مقامی قرار دارند که ارتباطشان با معبود و إله العالمین ، مستقیم است . آنان هستند که واسطه‌ ی فیض الهی به دیگران هستند ، لذا دائم الذکر میلاشند . البته غفلت به آنان راه ندارد ، اما لحظه ‌ای پرداختن به امور دیگر ، مثل خوردن ، خوابیدن و سایر شئون زندگی را برای خود معصیت قلمداد نموده و توبه میکنند . بدیهی است که خوردن و خوابیدن آنان نیز به امر الهی و برای اوست ، اما در هر حال بسیار فرق است بین حال نماز و سجده برای خدا ، یا خوردن و خوابیدن برای خدا . همینطور ما ، در مسائل و شئون متفاوت ، به راحتی میگوییم : «بیش از این توانم نبود» و بسیار ساده عبور میکنیم ، اما آنها حقیقت نعمت و ناتوانی در بجای آوردن «شکر نعمت» به مفهوم واقعی را درک نموده و در محضرش احساس و ابراز شرمندگی میکنند و ..

۳- حقیقت و روح استغفار و توبه است که ما گمان میکنیم الاّ و لابد باید فقط در قبال معصیت باشد . و حال آنکه چنین نیست.

بعنوان مثال:

نه شناخت خداوند متعال آنطور که باید و شاید بر کسی حاصل میشود (چون حدی ندارد) و نه علم محدود است و نه کمال . لذا اهل توحید ، ایمان و معرفت ، دائماً در حال سیر و سلوک و تقرب میباشند و از مرحله ‌ای به مرحله‌ ی بالاتر قدم میگذارند و به هر مرحله‌ ای که میرسند ، گذشته را در قصور دیده و استغفار میکنند . بی ‌تردید اگر کسی وضع حال را خوب و کامل ببیند و از آن راضی باشد ، هیچ رشدی نخواهد کرد . پس اگر کامل نمیبیند و راضی نیست ، باید احساس و ابراز پشیمانی و ندامت و طلب مغفرت داشته باشد.