«تندرو های امروز شبیه منافقین و ستون پنجم زمان جنگ هستند» این جمله را می توان جدید ترین تلاش هاشمی برای به حاشیه بردن جریان انقلابی کشور دانست.

هاشمی رفسنجانی که روزگاری خود را در متن اصلی جریانات سیاسی کشور می دیده، این روزها به وضوح درک کرده است که دیگر مقبولیتی در میان جامعه ایران ندارد و همین مساله است که او را وادار کرده است تا شاید با جنجال سازی های مکرر و اظهارات ساختار شکنانه حیات سیاسی خود را در جامعه ادامه دهد.

با این نگاه شاید فلسفه رفتار های این روزهای هاشمی را بهتر درک کرد. همین امر بوده است که او را وادار ساخته تا با اصرار بر جدا کردن خود از مسیر انقلاب اسلامی که هر روز با شیوه ای پیگری می شود جایگاه سابق خود را اندکی بازیابی نماید. روزی با حمله به فقهای شورای نگهبان و روزی نیز با حمله به روحیه انقلابی گری و جوانان انقلابی. در همین راستا هاشمی و روحانی از ابتدا دولت یازدهم با تعریف دو گانه اعتدال-افراط خود را به عنوان معتدلین معرفی کردند، اقدامی که نتیجه آن قرار گرفتن جریان انقلابی و حزب اللهی  که از قضا منتقد دولت هستنددر جناح افراطیون است. نتیجه ای که از مقدماتی اشتباه و ناصحیح نشات گرفته است.

در همین راستا سایت هاشمی رفسنجانی در حاشیه نگاری جدیدش از دیدار چند روز پیش هاشمی از شیوه تخریبی جدید هاشمی رفسنجانی رونمایی کرد. این سایت در گزارشی، سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی را این گونه روایت می کند:

«حرف بعدی آقای هاشمی حرف شباهت منافقین و ستون پنجم های زمان جنگ و تندروهای امروز است. حرفی که ۳۰ سال قبل هم زده بود، که “نفوذی ها در لباس انقلابی گری می آیند”.هاشمی خوب می داند که چگونه برخی انقلابی ها از ضد انقلاب بدتر می شوند. اگر به انحراف بروند و حقیقت انقلابی گری را درک نکنند. همانها که هاشمی بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به آنان گفت: انقلابی گری، کلّه شقّی نیست!. فاصله منافق و ستون پنجم و تندروها از مو باریکتر می شود. اگر به حقیقت انقلابی گری عمل نکنند. وگرنه نتیجه ی عمل آنها جملگی یکی می شود. درست مثل سنگ زدن به برجام و آتش زدن سفارت عربستان!»

اگرچه افراط و تفریط همواره مورد نقد تمامی گروه ها و جریانات بوده است اما هاشمی رفسنجانی با استخدام این واژه و استعمال همیشگی آن تلاش می کند تا شاید بتواند دلیلی موجه برای حملات خود به جوانان انقلابی دست و پا نماید. اما هاشمی رفسنجانی در ادامه پیگیری این استراتژی انتقاد از برجام و پر رنگ کردن اعتراضات جوانان انقلابی به اقدامات عربستان را مصداقی از افراطی گری معرفی می کند و این امور را اقداماتی منافق گونه و نشات گرفته از تفکر ستون پنجمی معرفی کرده است.

اما در شرایطی هاشمی رفسنجانی انتقاد از برجام را به سنگ زدن تشبیه کرده است و در سخنانی توهین آمیز به منتقدین برجام برچسب منافق و ستون پنجمی می زند که رهبر معظم انقلاب در بیانات آغاز سال جدید در حرم مطهری رضوی با انتقاد از رویه دولت یازدهم و حامیان دولت در توهین به منتقدین، دولت و حامیان دولت را از اهانت کردن به منتقدین منع کرده بودند. ایشان در بخشی از بیانات خود فرموده بودند: «من مردم عزیز را به بی‌تفاوتی دعوت نمی‌کنم به نظارت نکردن دعوت نمی‌کنم بلکه به اهتمام به مسائل اصلی کشور دعوت می‌کنم اصرار می‌کنم برخورد‌ها تحقیر آمیز نباشد. نه از سوی مردم نسبت به مسئولان و نه از سوی مسئولان نسبت به منتقدین. دلواپس بودن جرم نیست. دغدغه بودن جرم نیست».

از سوی دیگر اگرچه تعرض به سفارت عربستان اقدام صحیحی نبود و می توانست به شیوه ای صحیح تر صورت بگیرد اما با این حال اساس و فلسفه این اقدام که ناشی گرفته یکی از اصول انقلاب اسلامی یعنی حمایت از مستضعفین دیگر نقاط عالم بوده است بلاشک امری پسندیده و قابل دفاع است.

با این حال به نظر نمی رسد روی سخن هاشمی رفسنجانی صرفا به واقعه سفارت عربستان متمرکز باشد بلکه اساسا به دنبال قطع ریشه روحیه انقلابی و حمایت از مظلومان جهان است. روحیه ای که در مقابل سکوت های دیپلمات مابانه عده ای تمام قد در دفاع از رهبر شیعیان عربستان به صحنه آمداند.

اما این سخنان هاشمی درحالی است که رهبر معظم انقلاب در دی ماه سال جاری با انتقاد از سیاست زده شدن انتقاد از افراطی گری فرموده بودند: « یک عادتی هم در بعضی پیدا شده است که همین‌طور مدام تکرار میکنند «تندروها، تندروها»؛ خب بله، تندرَوی و کندرَوی -طرف افراط و تفریط- هر دو بد است، این معلوم است امّا [اینکه] تندروی چیست، کندروی چیست، خطّ میانه کدام است، چیزهای خیلی واضح و روشنی نیست، جزو مسائل بیّن نیست، تبیین لازم دارد».

ایشان در ادامه سخنان خود با اشاره به این که هدف از بیان این سخنان تخریب جوانان مومن و انقلابی است فرمودند: «من میفهمم که بعضی وقتی میگویند تندروی، جریان حزب‌اللّهی و مؤمن مورد نظرشان است؛ نه! جریان مؤمن را، جریان انقلابی را، جوانان حزب‌اللّهی را متّهم نکنید به تندروی؛ اینها همان کسانی هستند که با همه‌ی وجود، با همه‌ی اخلاص در میدان حاضرند، آنجایی هم که دفاع از مرزها لازم باشد، دفاع از هویّت ملّی لازم باشد، مسئله‌ی جان دادن و خون دادن مطرح باشد، همینها هستند که به میدان می‌آیند. به صِرف اینکه یک جایی یک قضیّه‌ای واقع بشود که مورد قبول و تأیید نباشد، فوراً پای حزب‌اللّهی‌ها را [وسط] بکشند، مثل قضیّه‌ی سفارت عربستان که البتّه کار بسیار بدی بود، کار غلطی بود و هرکسی کرده باشد کار غلطی است؛ جماعت مؤمن را، جوانهای انقلابی را که هم انقلابی‌اند -چون بنده با این جوانها تا حدود زیادی و از دور و نزدیک اُنس دارم- هم خیلی اوقات عقلشان و فهمشان و تعقّلشان هم از بعضی از بزرگ‌ترها خیلی بیشتر است، خوب میفهمند، خوب تحلیل میکنند، خوب مسائل را تشخیص میدهند و سینه‌چاک انقلابند، سینه‌چاک اسلامند، به این بهانه ما تضعیف کنیم که فلان قضیّه در فلان‌جا اتّفاق افتاده است که اتّفاق بدی بوده! بله، سفارت عربستان که هیچ، در سفارت انگلیس هم که چند سال پیش، آن اتّفاق افتاد، بنده بدم آمد؛ اصلاً هیچ قابل قبول نیست این‌جور عملیّات؛ این عملیّات عملیّات بسیار بدی است، به ضرر کشور و به ضرر اسلام و به ضرر همه است؛ این را بهانه قرار ندهند برای اینکه جوانهای انقلابی ما را مورد تهاجم قرار بدهند؛ این هم یک مسئله است».

اما اصرار هاشمی رفسنجانی به ادامه پروژه حمله به جوانان انقلابی و آن هم بعد از انتقاد رهبر انقلاب به این خط سیاسی تنها محدود به این مورد اخیر نبوده است و پیش از این به بهانه های دیگر از زبان و او و هم فکرانش بارها مطرح شده بود همین مساله بود که رهبری چندین بار نسبت به «تندرو خواندن» آنها هشدار داده اند. ایشان در بیانات خود در جمع اقشار مختلف مردم در ۱۸ شهریور سال جاری فرموده بودند:

«سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند، نسبت به انقلاب بی‌تفاوت بار بیاورند، روحیّه‌ی حماسه و انقلابیگری را در او بکُشند و از بین ببرند؛ جلوی این باید ایستاد. جوان، روحیّه‌ی انقلابیگری را باید حفظ کند. و مسئولین کشور جوانهای انقلابی را گرامی بدارند؛ این‌همه جوانهای حزب‌اللّهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّه‌ی انقلابیگری تشویق کرد؛ این روحیّه است که کشور را حفظ میکند، از کشور دفاع میکند؛ این روحیّه است که در هنگام خطر به داد کشور میرسد».

در مجموع به نظر می رسد در شرایطی که رهبر معظم انقلاب بار ها در کنار توصیه های خود به جوانان انقلابی از لزوم تقویت روحیه انقلابی گری در جوانان سخن گفته بودند و مسئولان را به حمایت از این ویژگی مامور کرده بودند با این وجود هاشمی رفسنجانی در برهه های مختلفی تلاش کرد تا با انتخاب نقطه ای مقابل این بیانات، حمله به این جوانان را در دستور کار خود قرار دهد و با تمام توان خود در صحنه خشکاندن ریشه این روحیه حاضر شده است.