هرچند اگر واژه «نفوذ» را در مجوعه بیانات رهبر انقلاب جستجو کنیم، می توانیم ریشه آنرا در زمان های خیلی دور ببینیم اما در یک سال اخیر، مسئله «نفوذ» آنچنان در کشور ما سازمان پیدا کرده که در سخنرانی های مقام معظم رهبری، این مسئله، هم حجم بشتری را به خود اختصاص داده و هم ضریب توجه بالاتری پیدا کرده است.

گرچه رهبر انقلاب، مسئله «نفوذ» را دارای ابعادی مختلف معرفی می کنند اما ایشان «نفوذ» در حوزه های فرهنگی و سیاسی را از سایر ابعاد این مسئله مهمتر دانسته و حتی جایگاه آنرا از «نفوذ» در بعد امنیتی نیز بالاتر می دانند: «نفوذ امنیّتی چیز کوچکی نیست امّا در مقابل نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، کم‌اهمّیّت است. نفوذ امنیّتی عوامل خودش را دارد، مسئولین گوناگون -از جمله خود سپاه- جلوی نفوذ امنیّتی دشمن را با کمال قدرت ان‌شاءالله میگیرند.» (بیانات معظم له در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ۱۳۹۴/۰۶/۲۵)

حال اگر ما بخواهیم در میان ابعاد مختلف مسئله «نفوذ»، اصلی ترین آنرا مورد بررسی قرار دهیم باید عنوان کنیم که «نفوذ سیاسی» یکی از اصلی ترین برنامه های تخریب نظام از سوی دشمنان داخلی و خارجی است. به عبارت دیگر، وقتی همه آنهایی که هیچ نسبت مثبتی با جمهوری اسلامی ایران ندارند در سودای آسب زدن به آن برآمدند، و وقتی پس از سالها تجربه متوجه شدند که نه فشار نظامی بر این ملت کارگر خواهد بود، نه تحریم اقتصادی، به این فرمول رسیدند که نیات شوم خود را از کانال جنگ نرم دنبال کرده و طرح نفوذ سیاسی و فرهنگی در تار و پود نظام سیاسی و جامعه ایرانی را روی میز خود قرار دهند.

صدالبته این عبارت درست است که بین نفوذ فرهنگی و نفوذ سیاسی، جنس فرهنگی آن از درجه اهمیت بالاتری برخوردار است اما ما در این فرصت می خواهیم به مسئله نفوذ سیاسی دقت کرده و اصلی ترین زمینه آنرا در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور را مدنظر قرار دهیم.

در جمهوری اسلامی ایران نیز مانند بسیاری از نظامات سیاسی، فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور از کانال مجلس عبور می کند. در نتیجه اگر قرار است دشمن ما نقطه ای را برای هدف گذاری نفوذ سیاسی خود مدنظر قرار دهد، یکی از بهترین این نقاط، مجلس شورای اسلامی است. به این شکل که سعی می شود تا با داخل کردن نیروهای وابسته به خود در بین کاندیداهای مجلس یا حمایت از نامزدهای انتخاباتی که زمینه پذیرش دیدگاه های آنها را دارند، به طرح نفوذ سیاسی شان شکل عملی ببخشند.

البته باید با توجه به جایگاه مجلس خبرگان، قاعده فوق را برای این نهاد انقلابی مهم نیز مدنظر قرار داد. یعنی نفوذ افرادی که هرچند از علمای شرع محسوب شده و سواد دینی بالایی دارند اما با مقوله ولایت فقیه یا با شخص ولی فقیه دارای زاویه بوده و این سودا را در ذهن می پرورانند که رکن اصلی جمهوری اسلامی ایران را مورد خلل قرار دهند.

طبیعتا انتخابات پیش رو، مهیاترین و وسوسه انگیزترین فرصت برای آنهایی است که می خواهند به ساختار سیاسی کشور نفوذ کرده و زمینه ساز انحراف در جمهوری اسلامی شوند. از همین رو، در ایام ثبت نام انتخابات های مجلس خبرگان و شورای اسلامی، با حجم گسترده ای از ثبت نام ها مواجه شدیم و شاهد حضور افرادی بودیم که هیچ نسبتی با شأنیت نمایندگی مردم در مجلسین مذکور نداشتند.

حال سوالی که اینجا مطرح می شود این است که برای مقابله با پروژه نفوذ سیاسی دشمن چه باید کرد؟ و چه افراد یا نهادهایی مسئول برطرف کردن این مسئله هستند؟ بدیهی است اولین چیزی که به ذهن می رسد این است که نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و از همه مهمتر، شورای نگهبان اصلی ترین نهادهای حاکمیتی هستند که مسئول مقابله با نفوذ سیاسی دشمن در انتخابات پیش رو هستند. به عبارت دیگر، توقع نیروهای مومن و انقلابی کل کشور این است که شورای نگهبان و سایر ارگان هایی که در مقوله انتخابات کمک کار این نهاد انقلابی هستند با جدی گرفتن پروژه نفوذ سیاسی دشمن و درک اهمیت این مسئله در نزد رهبر معظم انقلاب، در بررسی صلاحیت کاندیداها از این منظر به وظیفه خود بنگرند و با تحلیل مواضع سیاسی تک تک کاندیداها، مانع حضور نفوذی ها در عرصه انتخابات شوند.

اما این، همه داستان نیست. یعنی نباید ما به عنوان عضوی از جامعه ایرانی و یکی از نیروهای امت مومن و انقلابی جمهوری اسلامی، همه بار و مسئولیت مقابله با پروژه نفوذ سیاسی دشمن را به گردن شورای نگهبان انداخته و خود در گوشه ای نشسته و نظاره گر باشیم که آیا این نهاد انقلابی در جنگ پیش رو (بخوانید جنگ نابرابر پیش رو) پیروز بیرون می آید یا نه. بلکه ما با در نظر داشتن این دو پیش فرض که اولا؛ امکان خطا در شورای نگهبان مثل هر نهاد بشری دیگری وجود دارد و ممکن است معدود افرادی که متعلق به اردوگاه نفوذی ها هستند، بتوانند از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند و ثانیا؛ درک این واقعیت که شورای نگهبان در بهترین حالت، ضامن کف کیفیت انتخابات است و رساندن کیفیت انتخابات به نقطه ایده آل و طراز جمهوری اسلامی قانونا از اختار این نهاد خارج است، باید خود را برای ارتقای کیفیت انتخابات و بالا بردن بصیرت نهفته در پشت هر برگه رای مأخوذه آماده سازیم. یعنی اقدامی که حتما در پس آن، شکست پروژه نفوذ سیاسی دشمن نهفته است.

تصور کنید یکی از کاندیداهای مجلس شورای اسلامی، از نظر روحیات درونی، گرایش شدیدی به زندگی اشرافی و نمایش تجملات زندگی خود دارد. قطعا این فرد از منظر اندیشه های حضرت امام (ره) و رهبر انقلاب (حفظ الله) هیچ شأنیتی برای قرار گرفتن در جایگاه وکالت مردم ندارد. اما از سوی دیگر باید این را هم بدانیم که شورای نگهبان نمی تواند قانونا فردی را صرفا به این عنوان که وی دارای گرایشات تجملاتی است رد صلاحیت کند. در نتیجه، اینجاست که نقش مردم و انتخاب آگاهانه ایشان پر رنگ و برجسته شده و توقع می رود آنجاهایی که بحث به ارتقای کیفیت انتخابات می رسد، مردم بتوانند با بصیرت سیاسی خود، غربال گری نظام را تکمیل کنند.

طبیعتا در مورد پروژه نفوذ سیاسی دشمن نیز این قاعده وجود دارد. ما باید این واقعیت را درک کنیم که نفوذ سیاسی یک مقوله پیچیده است و این توانایی را دارد که بتواند حتی قانون – یعنی همان ابزار دست نهادهای نظارتی – را نیز با محدودیت مواجه سازد. نفوذ سیاسی یک مسئله کاملا تفسیری، تحلیلی و وابسته به گذاره های مختلف سیاسی است که می تواند دایره حضور خود را از محیط قانون فرا ببرد و تنها چیزی که قادر به مقابله با آن است، رای مبتنی بر بصیرت دینی و انقلابی جامعه مومن و انقلابی است.

در نتیجه به نظر می رسد با توجه به اعلام نظر شورای نگهبان در خصوص صلاحیت کاندیداهای مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری از یکسو و زمان اندک باقی مانده تا روز هفت اسفند از سوی دیگر، لازم است تا همه آنهایی که دلشان برای ایران اسلامی می تپد، دست به شناسایی کاندیداهای موجود زده و با استخراج و استفاده از معیارهای مطرح شده در مورد ویژگی های نماینده مطلوب از منظر امام راحل و رهبر انقلاب، به جامعه خود برای انتخاب فرد اصلح یاری رسانند. باشد که این تیر دشمن جمهوری اسلامی نیز به سنگ بخورد. ان شاالله…

سیدمجتبی نعیمی