«انقلاب اسلامی»، بی شک بزرگترین رخداد سیاسی دهه های اخیر جهان بود، که با وقوعش، نه تنها سیستم مدیریت و حکومت داری و دیگر مناسبات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در داخل ایران را دگرگون کرد، که پیامدهای وقوع آن تا صدها کیلومتر دورتر از مرزهای جغرافیایی کشورمان را نیز تحت الشعاع خود قرار داد.

انقلاب اسلامی مردم ایران، تنها انقلاب دینی سده اخیر جهان بود، که گفتمانی تازه و نو، برخواسته از فطرتی الهی و پاک را به جهانیان عرضه کرد و در دنیایی که راهی جز شرق و غرب، پیش پای دنیا وجود نداشت، راهی نو و پنجره ای تازه در منظر مردم جهان گشود.

انقلابی که نظریه‌ های رایج در دنیای آن روز که دین و مذهب را مخدّر و افیون توده ها می دانست، به سخره گرفت و با به صحنه آوردن دین در بستر اجتماع، جهشی عظیم در تحولات سیاسی جهان به وجود آورد.

عظمت و پویایی این انقلاب آن چنان بود که دلها و فطرت های پاک جهانیان را متوجه خود کرد و بسیاری از جهانیان را به بررسی و فهم مفاهیم و مبانی این انقلاب ترغیب نمود.

از همان آغازین روزهای نهضت امام خمینی (ره) در سال ۴۱ تا روزهای پس از پیروزی آن در سال ۵۷ تا همین امروز که نزدیک به چهار دهه از آن می گذرد، موضوعی که همیشه و همه وقت مورد تاکید قرار داشت، ثبت وقایع و رخدادهای این انقلاب و موضوع تاریخ نگاری انقلاب اسلامی بود.

انقلاب اسلامی حرفی نو در جهانی بود که محصور در دو تفکر شرق و غرب، سیری دوار و تکراری را طی می کرد، و این حرف نو برای همه نسل ها، درس های فراوانی داشته و خواهد داشت؛ درس هایی که روشنی بخش راه نسل های مختلف برای ساختن آینده و پیمودن راه های صعب پیش رو خواهد بود؛ و در این بین، ثبت وقایع مختلف تاریخ انقلاب اسلامی، به منظور معرفی و انتقال درست و البته عاری از تحریف این اتفاقات، آرمان ها و شعارها از اهمیت به سزایی برخوردار است.

این موضوع آنچنان مهم و حیاتی است که حتی در روزهای قبل از پیروزی انقلاب نیز مورد توجه بزرگان انقلاب قرار گرفته بود. رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) در پیامی در پنجم مرداد ۱۳۵۷ با اشاره به اهمیت تاریخ نگاری انقلاب اسلامی می فرمایند: «لازم است برای بیداری نسل های آینده و جلوگیری از غلط نویسی مغرضان، نویسندگان متعهد با دقت تمام به بررسی دقیق تاریخ این نهضت اسلامی بپردازند و قیام ها و تظاهرات مسلمین ایران را در شهرستان های مختلف با تاریخ و انگیزه آن ثبت نمایند تا مطالب اسلام و نهضت روحانیت سرمشق جوامع و نسل های آینده شود. ما که هنوز در قید حیات هستیم و مسائل جاری ایران را که در پیش چشم همه ما به روشنی اتفاق افتاده است دنبال می کنیم، فرصت طلبان و منفعت پیشگانی را می بینیم که با قلم و بیان بدون هراس از هر گونه رسوائی، مسائل دینی و نهضت اسلامی را بر خلاف واقع جلوه می دهند و به حکم مخالفت با اساس نمی خواهند واقعیت را تصدیق کنند و قدرت اسلام را نمی توانند ببینند و شکی نیست که این نوشتجات بی اساس به اسم تاریخ در نسل های آینده آثار بسیار ناگواری دارد. از این جهت روشن شدن مبارزات اصیل اسلامی در ایران از ابتدای انعقاد نطفه اش تاکنون و رویدادهائی که در آینده اتفاق می افتد از مسائل مهمی است که باید نویسندگان و عالمان متفکر و متعهد بدان بپردازند. درست آنچه را امروز برای ما روشن و واضح است برای نسل های آینده مبهم باشد و تاریخ، روشنگر نسل های آینده است و امروز قلم های مسموم در صدد تحریف واقعیات هستند، باید نویسندگان امین این قلم ها را بشکنند.»(۱)

دقت در این جملات ضمن آنکه اهمیت تاریخ نگاری و ثبت وقایع مرتبط با انقلاب اسلامی حتی در شهرستانها را نشان می دهد، اولویت قرار دادن آن به منظور جلوگیری از تحریف انقلاب به دست مغرضانِ غلط نویس را نیز مورد تأکید قرار می دهد؛ همچنین، حضرت امام(ره) ثبت درست و هدف دار تاریخ انقلاب اسلامی را وسیله ای برای بیداری نسل های آینده عنوان می دارند؛ موضوعی که اگر از آن غفلت شود، «آثار بسیار ناگواری» به همراه خواهد داشت.

اما آنچه که در این سالها رخ داده، چه بوده و کارنامه معتقدان به انقلاب و مخالفان آن در این زمینه چگونه بوده است؟

تنها گذشت چند ماه از پیروزی انقلاب اسلامی کافی بود تا شاهد انتشار گسترده کتاب هایی در قالب خاطرات و روزنوشته های خارجیان مقیم ایران در روزهای قبل و بعد از پیروزی انقلاب و یا مطلعان از حوادث آن روزها باشیم. سرعت انتشار این کتب از سوی ناظران و راویان خارجی نیز موضوع قابل تاملی است که کمتر به آن پرداخته شده است. کتاب هایی همچون «غرور و سقوط» به قلم «آنتونی پارسونز» انگلیسی، «ماموریت در ایران» به قلم «ویلیام سولیوان»، آخرین سفیر آمریکا در ایران، «اسرار سقوط شاه» اثر «برژینسکی» و «همه سقوط می کنند» به قلم «گری سیک» تنها بخشی از این مجموعه کتاب ها هستند که در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب عرضه شده است.

در این بین مقامات ایرانی دوره پهلوی، نزدیکان شاه و دربار نیز بیکار نبوده و دست به انتشار کتب خاطرات خود زدند. آنچه «هویدا» در «سقوط شاه» و یا «پرویز راجی» در «خدمتگزار تخت طاووس» نقل کرده اند، از این دست نوشته جات است. خاطرات افرادی همچون «فرح پهلوی» و «علی امینی» نیز در همین جمع قرار می گیرند.

توجه بیش از پیش دانشگاه ها و مراکز پژوهشی خارجی به مقوله تاریخ معاصر ایران نیز موجب انتشار مجلدات و پژوهش های مختلفی، اکثر آلوده به تحریف در این زمینه شده است.

پس از آغاز به کار تلویزیون های فارسی زبان ضد انقلاب، شاهدیم که ثبت تحریف آمیز وقایع انقلاب اسلامی در حوزه تصویر و مستند نیز از سوی آنها به شدت در حال پیگیری است. ساخت مجموعه های مستندی همچون «انقلاب ۵۷» از سوی شبکه «من و تو» آن هم با صرف هزینه ای میلیاردی نمونه ای از این توجه ویژه است. توجهی که بیش از آنکه مرهون خلاقیت گردانندگان من و تو باشد، مدیون بی تحرکی رسانه ملی در این زمینه است. بی تحرکی، تنبلی و رخوتی که سبب شده است، در گذر سالها، در کنار تحریف جانفشانی های مردم، خیانت های سران رژیم پهلوی، افتخار و سیر نابودی کشور، «حرکت به سوی دروازه های تمدن بزرگ» لقب بگیرند.

همه اینها در حالی است که دست جبهه انقلاب اسلامی در ثبت و ضبط کامل و مستند رویدادهای انقلاب و ارائه آن در قالب های مختلف ـ آن طور که حضرت امام (ره) می فرمایند ـ آن چنان که باید و شاید پر نیست. در این بین مجموعه های فاخری همچون «نهضت امام خمینی» اثر شایسته «حجت الاسلام سید حمید روحانی» در کنار آثار متعددی که عمدتا در قالب تاریخ شفاهی تدارک دیده شده اند؛ آنچنان که باید، نتوانسته اند این بار سترگ را به سر منزل مقصود برسانند.

این روزها ضرورت بازنویسی تحولات و رخدادهای انقلاب اسلامی و بیان تحلیلی اهداف و آرمان های این انقلاب به شدت احساس می شود. باید یک نهضت فراگیر در زمینه ثبت رخدادها و اتفاقات انقلاب اسلامی، تا سطح شهرستان های کشور ـ آن طور که حضرت امام (ره) مطرح می نمایند ـ رخ بدهد و در این بین، باید از قالب های نو، به ویژه تصویر در ماندگاری این وقایع بهره جست.

این موضوع آن قدر اهمیت دارد، که تعلل یا بی توجهی به آن، می تواند منجر به وقوع اتفاقات ناخوشایند فراوانی به ویژه در نسل های آینده شود.

یادمان باشد که انقلاب ها از بین نمی روند، فرو نمی ریزند، مگر آنکه تحریف شوند.

مراقب تحریف انقلاب باشیم.

سجاد ستوده

۱ـ صحیفه نور، ج ۲، ص ۸۴ و ۸۵٫