راهپیمایی اربعین، آثار و برکات فردی و اجتماعی آن از جمله موضوعاتی است که بررسی آن، ابعاد جدیدی از این پدیده عظیم را نشان می‌دهد. در این خصوص با سوالاتی نظیر بررسی عقلانیتی که بر این پدیده حاکم است، چرایی تاکید بر پیاده‌روی برای زیارت در آموزه‌های دینی، روحیه و فرهنگ اربعین و همچنین تهدیدات معطوف به آن به سراغ حجت الاسلام و المسلمین علی سرلک مسئول نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه هنر رفتیم تا به این سوالات پاسخ دهند. متن زیر مشروح مصاحبه ما با این استاد دانشگاه است؛

*حضرت آقا یه تعبیری دارند، می فرمایند اربعین شروع جاذبه مغناطیس حسینی است. به نظر شما علت این صحبت آقا چیست و از چه جهتی این را می فرمایند؟

شاید این نکته از این جهت باشد که اربعین به نوعی علنی شدن و عمومی شدن و سیطره تفکر اباعبدالله است. به واقع پیش آهنگ و انگار یک آمادگی جهانی برای یک اتفاق بزرگ است. این راهپیمایی در تاریخ کره زمین بی نظیر است.

مسلمانها به لحاظ کمیت از سایر ادیان کمترند، در این میان باز شیعیان بین مسلمان ها در اقلیت هستند. اینکه یک مذهب زنده و پویا در درون خودش این همه مغناطیس و این همه جاذبه داشته باشد و بتواند پیروان خودش را به یک همچون همراهی‌ها و همگامی‌ها و هم‌پیمانی‌ها و خلاصه همدلی‌هایی بکشاند جزء اختصاصات شیعه و به نوعی یک مانور آمادگی است. یک مغناطیسی که، آن روایت معروف می‌فرماید: «إنَّ لِقَتلِ الحُسَینِ حَرارَهً فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لاتَبرُدُ أبَدا» یعنی اصلاً سرد نمی شود، این حرارت قلبی به یک تعظیم شعائر الهی رسیده که «وَ مَنْ یُعَظِّمَ شعائِرَ اللّه فَإنَّها مِن تَقْوی القلوب». آن تقوای قلوب که همان محبت اولیاء خدا است وقتی به تعظیم شعائر الهی برسد، وقتی به این تظاهرات ها و به این اقدامات علنی و عمومی و دسته جمعی برسد، به واقع یک نویدها و یک خبرهایی در آن است که گویا آن حقیقت سیدالشهدا(ع) به عالم شهود هم قدم می‌گذارد و دنیا با همین چشم مادی خودش می تواند حجم این تحول و حجم این انقلاب روحی و این جوشش خون حسینی را ببیند و اندازه گیری کند.

به هرحال اربعین و این اتفاقی که در اربعین می‌افتد به واقع یک تحول متفاوت و عجیب و قابل تأملی است که حقیقتاً نوید بخش و امید آفرین است. الحمدلله در این چند سال اخیر هم این اتفاق گره‌های بزرگی را به لحاظ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی به لطف خدا باز کرده است. آثار این حرکت ملموس است. علی رغم تهدیدهایی که در کشور عراق وجود دارد و نا امنی‌هایی که داعش به وجود آوردند و صحنه‌های جنایتکارانه‌ای که اینها خودشان تعمد داشتند در محیط های مجازی منتشر کنند، هیچ کدام نتوانست در این زیارت و گردهمایی خللی ایجاد کند.

*عقلانیت ابزاری حاکم بر مبانی فکری غرب قادر به تحلیل چنین پدیده‌ای نیست، لذا از نظر شما چه نوع عقلانیتی حاکم بر این پدیده است و چطور می شود این را تحلیل کرد؟

عقلانیتی که بر این پدیده حاکم است به نوعی در فلسفه به آن عقل مستفاد گفته می‌شود، عقلی که اتکای آن به جای ابزار به اهداف و به سنتهاست و فلسفه آن یک فلسفه بزرگتر از عالم ماده باشد.

مثلا قرآن در مورد شهید می‌گوید «وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ»، با تاکید می‌گوید گمان نکنید کسی که در راه خدا شهید می‌شود مرده است بلکه زنده است. اگر با عقل ابزاری بخواهیم به موضوع نگاه کنیم او مرده است ولی قرآن می‌گوید اصلاً این طور نیست. یک عقلی که عالم ماده را در اختیار عالم معنا می‌داند و آن را متأثر و نازله عالم معنا می‌داند این را می فهمد، او در تحلیل عمیق خود به این می‌رسد که این عالم ماده تنزل عالم معنا و تنزل عالم حقیقت است و از شئون آن است. به تعبیر شهید آوینی، که ایشان می گوید انعکاس آن است.

حافظ می‌گوید «اینهمه عکس می و نقش مخالف که نمود/ یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد» وقتی کسی با این عقل که منقاد و بهره‌مند است جلو برود، حتماً می‌تواند بفهمد که سرپرستی سیدالشهدا نسبت به عالم همچین جلوه‌هایی پیدا می‌کند. با اینکه حضرت اباعبدالله در سال ۶۱ هجری به فجیع ترین شکل ممکن به شهادت رسید، دقیقاً از همان نقطه‌ای که آنها با عقل ابزاری‌شان فکر کردند که کار تمام شده است، این حرکت از همان نقطه جوشید و از همان نقطه حضرت سیدالشهدا(ع) احیا شد.

اباعبدلله(ع) از همان نقطه راه را به عالم معنا برای همه باز کردند. این تعبیر زیارت اربعین تعبیر عجیبی است که «و بَذلَ مُهجَتـَهُ فیکَ لیَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالهِ وَ حَیرَهِ الضـَلاله» بذل یعنی عطای بی عوض و مهجه یعنی خون قلب. یعنی امام حسین(ع) خون قلبش را بدون هیچ چشم داشتی نثار کرد تا استنقاذ کند یعنی غرق شده‌ها را نجات دهد و با این منطق هم قابل فهم است که «هرکه بی سامان شود در راه دوست/ در دیار دوست سامانش دهند» لذا خاک امام حسین(ع) خاصیتی دارد که خاک تربت رسول الله(ص) آن خاصیت را ندارد.

«فی تربته شفاءٌ» خوردن خاک حرام است مگر خوردن خاک تربت سیدالشهدا(ع). با این نگاه که نگاه فراعقلی است می شود فهمید که این ماجرای اربعین دقیقاً در منظومه رب العالمینی حضرت حق در سر جای خودش کار می کند. «بنازیم دستی که انگور چید، مریزاد پایی که در هم فشرد/ برو زاهدا خورده بر ما مگیر، که کار خدایی نه کاریست خرد» خدا پشت این قصه است. آیه قرآن است که می‌گوید «وَمَنْ قُتِلَ مَظلوماً فقد جعلنا لولیه سُلطَاناً» یعنی ما سلطنتمان را برای کسی قرار می‌دهیم که مظلومانه کشته شود. این سلطه خداست و این را باید ببینیم که کسی تصور نمی کرد یک روز عراق ساز و برگ این همایش تاریخی و بی نظیر کره زمین بشود. این حرکت اصلاً دست زید و عمر نیست و فقط و فقط از یک ناحیه مافوق کنترل می شود.

*در آموزه های دینی ما تأکید خیلی زیادی به «ماشیاً» شده است یعنی زیارت با پای پیاده به نوعی اصالت دارد، در رابطه با این موضوع توضیح بفرمایید.

کار خیر هرچه دشواری معقول داشته باشد رشد بیشتری در آن است. مثلاً اثر سلوکی روزه فصل تابستان در گرما خیلی بیشتر از روزه فصل زمستان است. با اینکه هر دو تکلیف شرعی‌اند ولی آن روزه‌ای که مشقتی در آن است سلوک خالصانه‌تری دارد و طبیعتاً انسانی که به چنین کاری متلبس می‌شود، رشد بیشتری می‌کند. کسی که با وسایل نقلیه به کربلا می‌رود حتماً بهره می‌برد ولی آنکه ماشیاً حرکت می‌کند، این مشی سیر در آفاقی است که در آن سیر در انفس شروع می شود یعنی در مشی، انسانها در منازل و موقف‌ها و مسیرها و سختی‌ها و در خستگی‌ها انگار دارند از درون به انشراح می رسند.

البته هر زائری به هر طریقی بهره می‌برد منتهی این کسی که با زحمت و پیاده می‌آید گام‌هایش در درون خودش عرصه های ایمانی و انسانی را فتح می‌کند که نتوانسته با نماز و روزه و… فتح کند. لذا برای گام به گامش این پاداش های عجیب ذکر شده است. لذا مشی و پیاده رفتن و گام بر زمین زدن موضوعیت دارد. یک بخشی از آن طبیعتاً متوجه کردن اهوای انسان‌هاست به این نقطه. که برای همه این سوال پیش می آید که چه خبر است؟ برای انسان‌های گوناگون با سطوح فکری و سیاسی و اجتماعی و… این پرسش را ایجاد می کند که «این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست».

شاید از این جهت هم بتوان بررسی کرد که حرکت مشی تدارکات بیشتری می خواهد و گویا امت اسلامی باید بیشتر دست اندر کار این اتفاق شود و ظرفیت های آن بیشتر نمایان شود به واقع به نوعی مانور انتظار است. شاید با این مشی به نوعی داریم یاد می‌گیریم یا تمرین می کنیم که «أَ تَرَانَا نَحُفُّ بِکَ وَ أَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ» در دعای ندبه را که یک روزی بیاید که ما امام زمان را احاطه کنیم و دور ایشان را بگیریم که داریم آن‌ را تمرین می‌کنیم به نوعی آن جنبه اجتماعی در این مشی بیشتر از غیر آن است.

*در روایاتی که در باب زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) وجود دارد، تفاوتهایی از حیث آثار و برکات زیارات و یا ثواب هایی که برای آن در نظر گرفته شده وجود دارد، به نظر شما تفاوت این روایات از کجا ناشی می شود؟

این احتمالاً به حال آدم ها بر می‌گردد. بالاخره مراتب سلوک فرق می کند. قرآن می‌فرماید «فَسالَت أَودِیَهٌ بِقَدَرِها فَاحتَمَلَ السَّیلُ زَبَدًا رابِیًا» یعنی وقتی سیل می آید این گودال ها به اندازه خودشان پر می شود. اینکه یک کسی آمادگی بیشتری دارد و هر قدمش ممکن است هزار حج و هزار عمره باشد ولی کس دیگری آمادگی کمتری داشته باشد و یک حج باشد. به هر حال همه بهره‌مند می شوند منتهی به اندازه آمادگی‌های روحی و قلبی‌شان بهره می‌برند. بدون تردید در این خیل عظیم جمعیت زائرین ارباب همه به یک اندازه بهره ندارند.

بعضی برای حاجت هایشان می روند که البته خوب است ولی حتماً چیز کمی است. می‌رود تا مریضش شفا پیدا کند و… که چیز بدی نیست اما بعضی ها «و نصرتی معده لکم» هستند که توان خود را آماده کرده اند برای اینکه همراهی کنند یعنی قصه آنها قصه «یالیتنی کنت معکم» است که اینها حتما مرتبه‌شان مرتبه بالاتری است و بهره شان بهره بیشتری است.

*یک اشاره ای به آثار و برکات زیارت اربعین در حوزه فردی و اجتماعی داشتید. این آثار و برکات را در حیطه‌های دیگری بررسی کنید، مثلا در نظام بین الملل چه آثاری دارد؟

ببینید قطعاً الان در منطقه ما که بهتر است از واژه خاورمیانه استفاده نشود چون یک تقسیم بندی غربی است، حساسیت های سیاسی و امنیتی خیلی بالاست. در واقع در بحث موازنه قدرت این قدرت نمایی مجموعه‌ها می‌تواند امنیت روانی آنها را به دنبال بیاورد. اینکه شیعه بتواند باوجود همه دسیسه‌هایی که بر علیه او در حال انجام است و او را به عنوان یک مجموعه به قول خودشان فناتیک و بنیادگرا و تروریست و مساوی اینها می‌دانند، بتواند این همایش را داشته باشد، حتماً و بدون تردید می‌تواند موازنه قدرت را تغییر دهد.

یعنی به لحاظ ابعاد سیاسی و منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای حتماً معادلات دچار تغییر می‌شود. اینکه هر کجا که بناست نسبتی با مسئله شیعه با قرائت حضرت امام خمینی(ره) مثل حزب الله لبنان و … وجود داشته باشد به آن هجوم می‌آورند، از هجوم فرهنگی گرفته تا نظامی و… اما باز شیعه می تواند این جریان را مدیریت کند و جلو ببرد، حتماً اینها با پرسش‌های بی پاسخی از جهت هویتی و از جهت بنیادی روبه‌رو می شوند. حقیقت قصه این است که خیلی این مسئله برای غربی‌ها گران تمام می‌شود لذا می‌بینید که چه فضاسازی‌هایی می‌کنند و چه سکوت خبری را در خصوص اربعین قائل‌اند.

یعنی این امپراطوری خبری که اینها در اختیار دارند اگر جایی اتفاق کوچکی بیفتد، در سایت ها و شبکه های خود می‌توانند آن را بزرگنمایی کنند. اما به راهپیمایی اربعین که می‌رسند چند عکس نصفه و نیمه می‌گیرند و بعد جنبه‌های منفی آن را نشان می دهند. غربی‌ها واقعاً از درون دچار بحران روانی و بحران هویتی می شوند. به همین دلیل باید بر این مسئله تاکید کرد و این بزم و این حرکت را همیشه گرم نگه داشت و از خدا خواست تا همه توفیق بیشتری برای خدمت در این مسیر داشته باشند.

*به نظر شما راهپیمایی اربعین چه فرهنگی را به منصه ظهور می رساند؟

به نظرم فرهنگ جهاد و شهادت طلبی به وضوح در این حرکت قابل مشاهده است. اولاً احتمال اینکه عده‌ای در این مسیر به شهادت برسند با توجه به اوضاع و احوال کشور عراق و با حضور داعشی های جنایتکار دور از ذهن نیست. لذا افرادی که درصدد برافراشتن این بیرق و گرم نمودن این حرکت هستند روحیه جهادی دارند و روحیه مجاهدانه در آنها رسوخ پیدا کرده است. اینها اهل مبارزه‌اند و برای ثواب به زیارت نمی‌روند. می‌خواهند یک جریانی را به حاشیه بکشانند و این همان اسلام سیاسی است که حضرت امام (ره) می‌فرمودند.

حرف اصلی امام این بود که گریه بر امام حسین جدال با یزید است و این یک نوع مبارزه است و این فقط یک ثواب برای بخشیده شدن نیست. این یک صف بندی است. لذا ما در این قصه صف بندی می‌کنیم. به نظر من روحیه جهادی و روحیه شهادت طلبی در کسانی که این مسیر را طی می‌کنند وجود دارد. حضور اینها همه ساز و برگ نظامی است. خودشان سلاح و رسانه‌اند و حضورشان پیام دارد. روحیه دیگری نیز در این بین وجود دارد از باب آن شعر حافظ که می گوید: «مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم/ هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم» و این روحیه ایثار است که کسانی با همه وجودشان می خواهند این مسیر باز بماند و رهروان این مسیر گرامی داشته شوند.

واقعا باور نکردنی است که ملتی که اینقدر فلاکت کشیده‌اند و اینهمه در فقر دست و پا می‌زنند، چه در دوره صدام و چه در دوره بعد از آن که آمریکا آنجا را اشغال نمود و… اینگونه عمل کنند. مگر می‌شود یک کشور اینقدر مسئله داشته باشد و اینقدر جانانه از زائران سیدالشهدا پذیرایی کند؟ این روحیه ایثار و فداکاری است که تفسیر «لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ» است. یعنی خودشان غذای خوب نمی‌خورند ولی بهترین غذای خود را برای زائران امام حسین وسط می‌گذارند و این صحنه ها واقعاً تماشایی است. کسانی که اهل ذوق‌اند باید بنشینند و این صحنه ها را به تصویر بکشند. روحیه جهاد و روحیه شهادت و روحیه ایثار در آنجا آکنده است.

یک نکته تلخ که در این موضوع قابل بیان است این است که مردم ما با همه توفیقاتی که دارند ولی انگار سخت‌افزار کشور با این نگاه در این طرف همراه نیست. یعنی می‌بینم نزدیک اربعین کرایه اتوبوس و… افزایش می یابد. بعضی‌هایمان نشان داده ایم که متأسفانه روحیه جهاد و شهادت نداریم. در ناوگان حمل و نقل ما به این مسئله نگاهی به عنوان فرصت نه برای خدمت بلکه برای توسعه با نگاه عقل ابزاری وجود دارد.

لذا بعضی مجموعه‌ها از همچین حرکت‌هایی می‌خواهند بهره‌های مادی ببرند و برای آن کیسه دوخته‌اند. باید نسبت به این آفت بزرگ هوشیار بود چون در دراز مدت این مسئله و این رخنه‌ها باعث افول و آسیب این جریان می‌شود. مثل همان نگاهی که عربستان به زائران بیت الله الحرام دارد و از امنیت حرم و خدمت به زائران چیزی نمی‌فهمد و گویا زائران را به چشم یک فرصت اقتصادی می‌بیند. اگر این نگاه وجود داشته باشد حج از محتوا خالی می‌شود و همینطور اگر این نگاه در مورد زیارت حضرت سیدالشهدا وجود داشته باشد همین طور می‌شود.

*به نظر شما در جریان پدیده اربعین به چه موضوعی می توان به دید تهدید نگاه کرد؟

بحث تفکیک‌ها و تفرقه‌ها و صف‌بندی‌های درونی است که باید مواظب آن بود. ما در جریان اربعین در برابر نظام کفر باید صف‌بندی و مبارزه کنیم. اینکه کسانی پیدا بشوند از این موقعیت برای تفرقه و تفرق و دعواهای داخلی استفاده کنند، این یکی از تهدیدهاست. لذا باید زائران به هوش باشند و مدارا کنند. به اختلافات در آنجا نباید دامن زد و اگر اتفاقی از این دست افتاد از باب «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراما» باید بزرگوارانه از کنار آن گذشت. این تهدید داخلی اربعین است. یکی هم آلوده شدن و آغشته شدن این مسیر به بهره‌های مادی است که به آن اشاره شد.

آسیب دیگری که مطرح است همین پیرایه‌هایی است که به موضوع عزاداری گره خوده، از قمه زنی گرفته تا برخی خرافه پردازی ها. الحمدلله تجهیز و آموزش‌های خوبی در مورد اربعین توسط ایران شده است. هم در بحث های تبلیغی و هم در موضوعات امنیتی و….

در پایان باید گفت امام حسین(ع) کار خودش را کرده است و ایران که در دوره‌ای هشت سال با این عراق درگیر بود الان تقریباً به صورت قلبی و عاطفی مخصوصاً با حمله داعش و شجاعت و دلاوی ایرانی ها در این خصوص واقعا عراقی ها باور کردند که ایران پناه خوبی برای آنهاست. لذا احترامی که عراقی‌ها به ایرانیان در این ایام می‌گذارند سابقاً نبوده است. من در زمان صدام کربلا رفته بودم و فضا خیلی متفاوت شده است. بعضی از آقایون سیاسیون هم که یا قصد و غرض دارند و یا جهل دارند که می خواهند بین عراقی ها و ایرانی ها فاصله ایجاد کنند خدا انشالله آنها را از خواب غفلت بیدار کند.

منبع: مهر