در روزهای اخیر به ویژه پس از تصویب برجام در مجاری قانونی، موضوع خظر نفوذ دشمن یکی از منوضعاتی است که در محافل سیاسی و اجتماعی مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.

در همین زمینه و در یک مصاحبه تفصیلی پای صحبت های حامد رضایی فرد از فعالان فرهنگی و سیاسی گیلان نشستیم.

گفتگوی ما با حامد رضایی، خواندنی از آب در آمده است:

***

۱) چرا رهبر معظم انقلاب مذاکره با آمریکا را فقط در حوزه هسته ای مشروع می دانند و سایر موارد مذاکره ‏با آمریکا را ممنوع اعلام کرده اند؟

در باب سوال اول چند نکته مهم و حائز اهمیت وجود دارد و چند پرسش اساسی که باید به آن در قالب همین سوال پرداخته شود. اول این که آیا مشروعیت مذاکره در موضوع هسته ای با آمریکا یک مشروعیت برخاسته از ایدئولوژی است یا یک تاکتیک موقت و یا یک تصمیم در یک برهه زمانی خاص؟

ببینید، با توجه به شعارهای اصیل انقلاب اسلامی و با در نظر گرفتن آنچه محتوای انقلاب نام دارد، اساسا هرگونه رابطه با شیطان بزرگ در هر سطحی مذموم و ناپسندیده است، مگر آنکه یا از مواضع انقلاب عدول شود و یا دشمن تغییر ماهیت داده باشد. اما درباره مذاکرات هسته ای و صدور مجوز رهبری برای مذاکره چند نکته دیگر هست که باید مورد توجه قرار گیرد.

نخست آن که این مذاکره به معنای داد و ستد یا یک نوع معامله برای برون رفت از انزوایی که چند کشور در صدد ایجاد آن برای جمهوری اسلامی بودند انجام پذیرفت و با توجه به سلقیه دولت حاضر به شکل کنونی پایان یافته و در دولت گذشته نیز با توجه به سیاست خارجی آن دولت، مذاکره برای آن انجام می پذیرفت که در افکار عمومی بین المللی ملت ایران را ملتی بی منطق جلوه ندهند. با توجه به همان سیاست در حین مذاکرات فعالیت های هسته ای با شتاب فراوان پیگیری و اجرا می شد. لذاست که رهبری بارها تاکید داشتند که متن مذاکرات عرضه شود تا گفتمان انقلاب اسلامی برای جهانیان آشکار گردد و الّا نشستن با کشورهایی که به هیچکدام از معاهدات بین المللی که خودشان وضع کرده اند پایبند نیستند و کرارا حریم قوانین بین المللی را به نفع خود و به ضرر دیگران نقض کرده اند اساسا معنا ندارد. از این جهت مذاکره درباره ی موضوع هسته ای ایران در این چارچوب باید یک تصمیم مقطعی برای رفع شر و دفع فتنه دانست نه یک تصمیم برخاسته از ایدئولوژی جمهوری اسلامی.

۲) دشمنان از جمله امریکا چگونه پروژه نفوذ را در چارچوب مذاکره و دوستی و دست دادن با ایران دنبال می ‏کنند؟

نفوذ شقوق متعددی دارد اما زمینه هایی نیز دارد که یکی از زمینه های ایجاد نفوذ همین مذاکرات و ابراز دوستی و از این دست مواضع است که با حقیقت فاصله دارد. بزک کردن چهره ایالات متحده یک نوع نفوذ است که بسیار نیز خطرناک است. تعطیلی شعار مرگ بر آمریکا از مصادیق نفوذ است که بسیار خطرناک است. کنار زدن نیروهای ارزشی در عرصه های مختلف از نشانه های نفوذ است. اما در زمینه های فرهنگی نفوذ شکل های خطرناک تری نیز دارد مثل این که جایی از یک منسک و مراسم معنوی استفاده می شود برای تخدیر. تخدیر الزاما مصرف مواد مخدر و … نیست که البته آن هم یکی از مصادیق هجمه است اما تخدیر وقتی خطرناک تر است که وسیله ی آن مقدس باشد. شما شبکه های اجتماعی را ببینید در ذات خود یک نوع تخدیر دارند. البته بنده استفاده از آن ها را نفی نمی کنم لکن برای اشاره به مصادیق تخدیر عرض می کنم.

۳) در شرایط بعد از مذاکرات چگونه باید رفتار کنیم که علاوه بر استفاده از توفیقات ناشی از مذاکره اما از ‏عزت و استقلال و آزادی نیز صیانت شود؟

اولا برای دستیابی به عزت لازم است شرایط وضع شده توسط رهبری و مجلس و شورای عالی امنیت ملی در اجرای برجام به شکل تام لحاظ شوند تا در پس اجرای آن ضرری متوجه کشور نباشد. ثانیا اقدامات ما باید متناظر با اقدامات طرف مقابل انجام پذیرد و پیش دستی در این زمینه جایز نیست.

۴) برای ثبات گفتمان استقلال، آزادی و عزت چه راهکارهایی وجود دارد؟ در این زمینه سهم مردم، دانشگاه و ‏نهادهای مختلف دولتی و مردمی از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و تشکل های دانشجویی را توضیح ‏بفرمایید؟

دانشگاه می تواند مرکز استقلال خواهی یک ملت باشد، شما فرض کنید یک دانشگاه پویا در عرصه های علمی را، یک دانشگاه فعال در عرصه های سیاسی را با درک درست از موقعیت خودش و تلاش و جهد در عرصه علمی می تواند کشور را از بسیاری از وابستگی ها نجات بدهد این یک زمینه است. نکته دیگر این که دانشگاه و دانشجو با تولید آرمان می تواند خواسته های یک ملت را جهت بدهد، شما نگاه کنید در بسیاری از حوادث بزرگ و مهم بعد از انقلاب و در حین انقلاب دانشگاه نقش موثر و تعیین کننده داشته است.

۵) آیا دست دادن با امریکا و دوستی با شیطان بزرگ که بی شک بنابر تجربه سایر دولت ها به نفوذ اقتصادی، ‏سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آمریکا به نظام جمهوری اسلامی ختم می شود، در برابر از دست دادن استقلال ‏و آزادی ارزش دارد؟ به عبارت دیگر آیا ارزش دوستی با امریکا بیشتر از استقلال و آزادی و عزت اسلامی ‏است؟

کسانی که مدعی اند دوستی با آمریکا راه حل برون رفت از مشکلات کشور است باید شاهد مثال بیاورند، با نگاه گذرا به کشورهای همسایه جمهوری اسلامی که بعضا با آمریکا رابطه هم دارند این مهم به راحتی قابل دریافت است که صرف رابطه با آمریکا باعث حل مشکلات آنان نشده است. که اگر اینگونه بود می بایست ایران در دوره پیش از انقلاب توفیقاتی می داشت، لذاست که این یک توهم است که با رابطه با آمریکا مسائل و مشکلات کشور حل خواهد شد. اهمیت انقلاب اسلامی با ماهیت استکباری آمریکایی در تضاد دائمی و ابدی است.