روی دادن انقلاب اسلامی در ایران، اتفاقی شگرف بود که توجهات اندیشمندان جهان را به خود جلب کرد، همه در پی کشف چیستی آن بودند هر یک نظری در مورد ماهیت این انقلاب می داد اما همه در این زمینه متفق القول بودند که این رویداد اجتماعی عظیم در ایران آغاز یک حرف جدید در دنیای مدرن است، حرفی که با “نه” گفتن به ساختارها و بنیان های اندیشه ای پیش از خود آغاز می شد. بنیان های برساخته از تفکر مدرنیستی در ساحات مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی. همگان منتظر این حرف جدید در عرصه مهم و تاثیرگذاری چون هنر هم بودند.

یکی از سوالاتی که همیشه در میان اهالی فرهنگ و هنر مطرح بوده آن است که هنر باید به کدام سو برود و هنرمند چه مسئولیتی دارد؟ برخی پاسخ به این سوال را در این دیده اند که هنر را باید آزاد گذاشت تا هر آن چه که میل دارد را به تصویر کشد و هنرمند نیز مسئولیتی ندارد، فردی رها است که ما فی الضمیر خود را در این قالب ریخته و عرضه می کند.

از دیگر سو، عده ای نیز نظر خلاف این داشته اند؛ برای هنر رسالتی قائلند و برای هنرمند مسئولیتی. چیستی این مسئولیت و رسالت نیز محل بحث دیگری است که در بحث نظریه های هنر مورد بررسی و واکاوی قرار می گیرد.

شاید جامع ترین، متقن ترین و صریح ترین تعریف از دیدگاه انقلاب اسلامی به این مباحث را باید در کلام امام خمینی(ره) جستجو کنیم. ایشان پس از پایان جنگ تحمیلی، در پیامی خطاب به هنرمندان و خانواده شهدا گفتمانی را ارائه کردند که بعدها معروف به منشور هنر متعهد شد.

از دیدگاه امام خمینی(ره)، “تنها هنرى مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- اسلام ائمه هدى- علیهم السلام- اسلام فقراى دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم ‏آور محرومیت ها باشد.” این دیدگاه که در نسبت مستقیمی با شعارها و بنیان های نظری انقلاب اسلامی است مبتنی بر آرمان عدالت و انقلاب جهانی اسلام قرار دارد.

از زمان صدور این پیام تا کنون همواره در محافل مختلف، پیام نورانی امام زینت المجالس بوده و همه از لزوم اهتمام به آن سخن بر زبان رانده اند ولی در عمل چیزی که رخ داده و نتیجه تاسف بار بوده است.

با بررسی هزاران اثری که سالانه در گونه های مختلف هنری تولید می شود به این نتیجه می رسیم که کمترین و دور ترین نسبت ها با آرمان هنر اسلامی و انقلابی در کشور تولید شده و اتفاقا در ده ها رویداد مختلف هنری دولتی مورد تقدیر و تجلیل قرار می گیرند در حالی که وظیفه ذاتی دستگاه ها پیشبرد اهداف و دیدگاه های انقلاب است نه صرف بودجه بدون آن که آرمان و منظر خاصی را مدنظر داشته باشد.

آن چه که در زمینه هنر متعهد و پرورش هنرمندان آرمانگرا امروز داریم همه مرهون فعالیت های خودجوش و تلاش های مردمی است اما نهادهای متولی بسیار تهی دست رفتار کرده اند. اما دلیل این مساله چیست؟

شاید پاسخ به این سوال را باید در این مساله جستجو کنیم که برای دستگاه هایی که بدون دستور نمی توانند فکر و عمل کنند هنوزنداریم  سند واحد و منسجم اجرایی تدوین نشده است و مدیران هر آن گونه که میلشان بکشد و آن طور که خود می اندیشند کار می کنند و نتیجه این شده است که امروز می بینیم.

چاره جویی مسئولین ذی ربط برای جاری و ساری نمودن هنر متعهد مد نظر امام خمینی(ره) نه تنها یک تکلیف بلکه یک ضرورت است. در جهانی که با بحران های مختلف دست به گریبان است آثار هنری پیشرو و آرمان خواهانه می توانند نقشی موثر ایفا کنند و پیام حقیقت را به مخاطبین به سرعت برساند. باید این را بپذیریم که دوران هنر برای هنر و هنر خنثی و انتزاعی به سر آمده است، این مساله بدان معنا نیست که هنرمندان را مجبور به کاری کنیم، هر کس در چارچوب ضوابط می تواند برای خود کار هنری انجام دهد اما تکلیفی که بر دوش مسئولین فرهنگی است اولا حمایت و ثانیا پرورش هنرمندان متعهد و آرمان خواه است چرا که در زمانه پر هیاهو و سریع امروز، زمان برای اتلاف زیاد نیست.