سید قطب مردی از تبار اسلام‌خواهان و استعمار ستیزان بود که در طول زندگی خود خدمات ارزنده‌ای را ارائه کرد و در نهایت توسط دون صفتان زمانه زندانی و پس از مدتی به شهادت رسید تا الگوی وی در ایجاد و تداوم حکومت اسلامی و تألیفات ارزشمندش هم‌چنان سر لوحه دولت‌مردان و جوانان مؤمن و انقلابی سراسر دنیا باشد.

جبهه جهانی مستضعفین – از زمان پیدایش اسلام تا کنون شخصیت‌های بزرگ  مسلمانی پا به عرصه گذاشته‌اند که هر یک در راه رسیدن به آرمان‌های والای خود تلاش‌های شایسته‌ای انجام داده‌اند، مردان و زنان بزرگی که با سر دادن ندای آزادی و عدالت‌خواهی مردم را به اسلام راستین و مبارزه با ستم دعوت کرده‌اند.

یکی از این شخصیت‌های فاخر، «سید قطب» است که فریاد اسلام‌خواهی و مبارزات او با استعمار انگلیس همواره بلند بود و در طول زندگی خود خدمات ارزنده‌ای را ارائه داده و در نهایت توسط دون صفتان زمانه زندانی و پس از مدتی به شهادت رسید تا الگوی وی در ایجاد و تداوم حکومت اسلامی و تألیفات ارزشمندش هم‌چنان سر لوحه دولت‌مردان و جوانان مؤمن و انقلابی سراسر عالم اسلام باشد.

در ادامه به بررسی زندگی، فعالیت‌ها و تألیفات سید قطب متفکر مصری می‌پردازیم:

زندگی‌نامه سید قطب
سید قطب در سال ۱۹۰۶ میلادی در روستای «موشه» در یکی از سرزمین‌های مرتفع مصر و کنار رود خروشان نیل و از توابع استان اسیوط مصر که به روستای عبدالفتاح نیز معروف است، دیده به جهان گشود.

اکثر اهالی روستای موشه مسلمانند و اقلیتی از پیروان مسیحیت نیز در این روستا زندگی می‌کنند.

پدرش مردی متدیّن و پرهیزگار و مادرش از خانواده‏ای محترم و سر شناس‏ بود، او دو خواهر به نام‌های حمیده و أمینه و یک برادر کوچک به نام محمد داشت.

پدرش حاج قطب ابراهیم سر سلسله خاندان بود که پس از وفات پدربزرگ ریاست این خاندان را برعهده گرفت.

از خصوصیات بارز پدر این بود که بسیار اهل انفاق بود و بخشش وی به قدری بود که وقتی دارایی‌اش تمام شد، زمین‌های کشاورزی را یکی پس از دیگری فروخت تا این که مجبور شد منزل بزرگ و زیبایش را نیز بفروشد.

از عادات هر ساله او این بود که روزهای عید سعید فطر، قربان، عاشورا، نیمه شعبان، سالروز معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ماه مبارک رمضان، همه اهالی روستا را برای تلاوت قرآن در منزل خود جمع می‌کرد و مهمانان را اطعام می‌کرد؛ از ویژگی‌های دیگر پدر سید قطب تواضع بود.

کارگرانی که برای وی کار می‌کردند، طبق رسم همیشگی او را «سیدی» خطاب می‌کردند؛ اما او بسیار ناراحت می‌شد و می‌گفت: کوچک‌ترها بگویند عمی الحاج و بزرگ‌ترها بگویند حاجی.

حاج ابراهیم از نظر سیاسی عضو حزب اللوای مصر و منزلش مرکز امور سیاسی روستا بود، در جریان انقلاب ۱۹۱۹ میلادی در مصر، اجتماعات علنی و سری تشکیل داد و راه انقلاب را به مردم  آموخت.

حاجی قطب ابراهیم دوبار ازدواج کرد؛ حاصل ازدواج اول یک دختر و حاصل ازدواج دوم سه دختر و دو پسر بود که همگی وقتی به سن رشد رسیدند، با دولت وقت درگیر شدند و همه آنان طعم تلخ زندان را چشیدند.

هنگامی‌که سید قطب به جرم اسلام‌خواهی، به زندان افتاد، خواهر و خواهرزاده‌هایش نیز دستگیر و روانه زندان شده و مورد اذیت و آزار قرار گرفتند و پس از امتناع از شهادت بر ضد دایی‌شان یکی از آنان زیر شکنجه‌های شدید مأموران زندان شهید شد.

مادر سید قطب، زنی پاکدامن و از خاندانی بلند مرتبه بود و قبل از ازدواج با حاج ابراهیم در قاهره زندگی می‌کرد و استماع قرآن را بسیار دوست داشت و پسرش سیدقطب را به این نیت به مدرسه فرستاد تا قرآن بیاموزد و برای مادر تلاوت کند.

سید، پدرش را در کودکی از دست داد و رسیدگی به مادر، برادر و خواهرانش وظیفه او شد و با پیش آمدن چنین شرایطی مجبور شد رحل اقامت بربندد و با خانواده‏‌اش در قاهره زندگی کند، مرگ ناگهانی مادر در ۱۹۴۰میلادی او را دچار غم و اندوه سختی‏ کرد.

او در سلسله مقالاتی تحت عنوان ‏”أمّاه‏” که آنها را در کتاب‏”الأطیاف الاربعه‏” منتشر ساخت، احساسات شدید خویش را در فقدان مادر و غم جانسوزی که بخاطر این مصیبت بر قلبش نشسته بود به تصویر کشیده و از غربت و تنهایی سخن به میان‏ آورده است.(+)

تحصیلات سید قطب
او در سن شش سالگی وارد مدرسه شد و در همان روز اول مشاهده کرد که ناظم مدرسه دانش‌آموزان را کتک می‌زند، سید با دیدن این صحنه، فرار را بر قرار ترجیح داده و به منزل بازگشت.

مادر که آرزو داشت فرزندش درس بخواند و باسواد شود با شوهرش، حاج ابراهیم، صحبت کرد تا او را نصیحت کند که به مدرسه بازگردد، با صحبت‌های پدر، سید دوباره به مدرسه بازگشت و به تحصیل مشغول شد.

در سال دوم ابتدايی شروع به حفظ قرآن کرد و در سال چهارم ابتدایی در سن ده سالگی حافظ کل قرآن کريم شد.

سید، در سال ۱۹۲۰ میلادی برای ادامه تحصیلات به قاهره سفر کرد و در منزل دایی خود احمد حسین عثمان که استاد دانشگاه الازهر و روزنامه‌نگار بود، سکونت گزید و در سن شانزده سالگی وارد دانشسرای عبدالعزير قاهره شد.

این دانشسرا زیر نظر وزارت تعلیم و تربیت، اداره می‌شد و معلم دوران ابتدایی، تربیت می‌کرد. سید قطب پس از سه سال تحصیل در سال ۱۹۲۴ میلادی با موفقیت دوره دانشسرا را به اتمام رساند و گواهینامه تدریس در مدارس ابتدایی به نام وی صادر شد.

۵۱

سید قطب با این مدرک می‌توانست به استخدام وزارت تعلیم و تربیت درآید و به امر مقدس تدریس مشغول شود؛ ولی ذوق و شوق تحصیل مانع از این امر شد و وی تصمیم گرفت تحصیلات عالیه را ادامه دهد؛ لذا در سال ۱۹۲۵ میلادی موفق به اخذ دیپلم شد و در همان سال در آزمون ورودی سطح عالی دارالعلوم شرکت کرد و با موفقیت وارد دانشگاه دارالعلوم شد.

زمانی‌که وی وارد دانشگاه دارالعلوم شد، رياست این مرکز بر عهده دکتر طه حسين بود.

سید قطب دانشجویی با نشاط و آگاه بود و از بحث با اساتيد در زمينه‌های علمی، اقتصادی، اجتماعی و… واهمه نداشت.(+)

سید قطب با شجاعت و بدون واهمه، از اوضاع علمی و فرهنگی دانشگاه انتقاد می‌کرد و با وجود اینکه جوان بود، وقتی دید نظریات وی مورد بی‌توجهی و بی‌مهری قرار می‌گیرد، به ریاست دانشگاه پیشنهاد داد که اداره دانشگاه را به من واگذار کنید،  من اقدامات مهمی در جهت ارتقای سطح علمی دانشگاه انجام می‌دهم و به عنوان نمونه، درس عربی و علوم دینی را توسعه می‌دهم، مدت تحصیل را از ۴ سال به ۶ سال اضافه و آموزش زبان انگلیسی را برای همه دانشجویان اجباری می‌کنم؛ زیرا معتقدم در دنیای امروز اگر دانشجویی، زبان انگلیسی بلد نباشد از بحث روز عقب می‌ماند.(+)

فعاليت‌های مطبوعاتی سيد قطب
سيد قطب از سنين نوجوانی در مطبوعات مصر مقاله می‌نوشت و به روزنامه‌نگاری علاقه بسیاری داشت.

اولين مقاله وی در سن شانزده سالگی در مجله”صحيفه بلاغ” به چاپ رسيد و ایشان هم‌چنین با نشريات معروفی چون البلاغ الاسبوعی، الجهاد، الاهرام و… همکاری می‌کرد.

او در مجله “اللواء الجديد” که توسط شاخه جوان حزب وطنی مصر چاپ می‌شد مقاله می‌نوشت؛ اما حتی پس از تعطيلی اين مجله دست از مبارزه نکشيد و به عنوان سردبير و نويسنده مجله “الدعوه” کار خود را ادامه داد.

در سال ۱۹۴۸میلادی با همکاری جمعيت اخوان المسلمين مجله “الفکر الجديد” را تأسيس کرد؛ راه و روش مجله الفکر الجديد که مجله‌ای انقلابی بود، طرفداری از اصلاحات و تغيير روش‌های حاکم بود.

سيد قطب در طول حيات ۲۵ ساله مطبوعاتی خود ۴۵۵ مقاله و قصيده در مجلات و روزنامه‌های مختلف مصر به چاپ رساند.(+)

تالیفات سیّد قطب
سید قطب معتقد به وجود روحیه‌‏ای اصیل و اسلامی در کشور مصر بود، مقصدی که‏ جوانان با شور و اشتیاق تمام به آن روی آورده و در راه آن با مبارزه و جهاد تا سر حد شهادت فداکاری و ایثار می‏‌کنند، همین باور او را بر آن داشت تا همه مطالعات‏، مشاهدات، تجارب شخصی و تلاش خود را در راه اعتلای اسلام به کار بسته و چون‏ سربازی از جان گذشته به میدان اندیشه و کار و تحقیق و تألیف وارد شود و در زمینه‏‌های مرتبط با این هدف تألیفات با ارزشی به میراث فرهنگ غنی اسلامی تقدیم‏ کرد، این نوشته‏‌ها غالباً با موضوعات مختلف ادبی، تربیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فلسفی و دینی نگارش یافته و در سطح کشورهای اسلامی و عربی‏ انتشار یافت.

آثار او در مجموع بیش از بیست و پنج کتاب است که علاوه بر این تعداد، شماری از  آثار وی کتاب‌هایی هستند که به او نسبت داده شده و اکنون در دسترس نمی‌‏باشند و چه بسا به‏ صورت مقالاتی در روزنامه یا مجله‌‏ای منشر گردیده و از دست رفته باشد که آمریکا التّی شاهدت‏، شخصیات‏، القصه بین التورات و القرآن، المنطق‏ الوجدانی فی القرآن و … از جمله این‏‌گونه آثار به‌شمار می‌‏روند.

مجموعه آثار سید قطب را می‏‌توان به شرح زیر تقسیم کرد.

آثار ادبی:
– مهمّه الشاعر فی‌الحیاه
– التصویر الفنی فی‌القرآن
– مشاهد القیامه فی‌القرآن
– النقد الادبی اصوله و مناهجه
– نقد کتاب مستقبل الثقافه مصر
– طفل من القریه
– الاطیاف الاربعه
– الاشواک
– المدینه المسحوره

آثاری در زمینه تعلیم و تربیت:
– القصص الدینی
– الجدید فی اللغه العربیه
– الجدید فی المحفوظات
– روضه الطّفل

آثار دینی و اجتماعی:
– العداله الاجتماعیه فی الاسلام
– السّلام العالمی و الاسلام
– نحو مجتمع اسلامی
– فی ظلال القرآن
– خصائص التصّور الاسلامی
– معرکة الاسلام و الرّأسمالیه
– الاسلام و مشکلات الحضاره
– دراسات اسلامیه
– هذا الّدین
– المستقبل لهذا الّدین
– معالم فی الطریق
– فی التاریخ فکره و منهاج

قصاید:
الف- الشّاط المجهول
ب- حلم الفجر
ج- قافله الّرقیق
د- نهایه المطاف
ه- حلم قدیم
و- انتهینا
ز- فی الصّحراء
ح- من بواکیر الکفاح

داستان:
الف- من الاعماق
ب- الی الاسکندریه
ج- سوق الرّقیق
د- تلمیذه
هـ- عذراء
و- خطیئه
ح- أب

مقالات:
الف- نحن الشعب
ب- التکلة الاسلامیه
ج- الی الاحزاب الاسلامیه
د- مدارس للسخط
هـ- دفاعا عن الفضیله

نقد آثار بزرگان:
الف- خان الخلیلی از نجیب محفوظ
ب- الملک و ادیب از توفیق الحکیم
ج- همزات الشیاطین از عبد الحمید جوده السحّار
د- وحی الاربعین و سارة از عباس محمود العقّاد
هـ- شعر محمود ابو الوفا
و- ادب الّرافعی
ز- دعوة الکاشانی الی مؤتمر الاسلامی
ح- ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین
ط- بین الفلسفه و العلم از علی ادهم
ی- دفاعا عن البلاغه از محمّد حسن الزّیات
س- من مفازقات التفکیر از اسماعیل مظهر
ع- التّناسق الفنی فی القرآن
ف- هذه هی الاغلال از عبد الله القصیمی

۵۲

تفسیر فی ظلال القرآن
سید قطب تفسیر”فی ظلال القرآن‏”را به سبک جدید و ساده‏ و جزء به جزء نگاشت، چند جزء از این تفسیر را آقای‏”احمد آرام‏”ترجمه کرد و با نام ‏”در سایه قرآن‏”منتشر شد.

سوره‌‏های حمد و بقره از این تفسیر را نیز آقای‏ دکتر مصطفی خرّم‏دل در یک جلد بزرگ به فارسی برگردانده است.

دکتر محمد یوسف‏ موسی استاد دانشگاه قاهره در شماره‌ی اول از مجلد ۲۵ مجله الازهر سال ۱۳۷۳ هجری مقاله مبسوطی درباره تفسیر فی ظلال القرآن نوشت و به روش بحث‏ و امتیازات این تفسیر اشاره کرد.

این تفسیر با روشی بدیع، سهل‌‏ترین راه فهم‏ قرآن را در اختیار شیفتگان و علاقه‌مندان به کلام الهی می‏‌گذارد و برای کسانی‌که مایل‏ باشند به‏‌طور مستقیم به معانی و مقصود کلام الهی برسند صرف‌نظر از اضافات‏ و تفصیلات بهترین تفسیر و مرجع می‌‏باشد.

سیّد قطب در مقدّمه این تفسیر تحت عنوان در سایه‌ی قرآن می‏‌گوید: در قرآن‏ نعمتی است که ارج و ارزشش را نمی‏‌شناسد جز کسی‌‌که خود از آن چشیده باشد، نعمتی‌ست که بر عمر می‏‌افزاید و پاکیزه و مبارکش می‏‌گرداند.”

در سایه قرآن آموختم که در این جهان بی‌کران تصادف و جهش ناگهانی‏ فاقد اعتبار است.

در سایه قرآن با خاطر آسوده و اندرون آرام و دل روشن‏ به زندگی ادامه و دست خدا را در هر کار و هر امری می‌‏دیدم …

در سایه قرآن‏ مطمئن شدم که هیچ‌گونه اصلاحی برای ساکنان زمین و هیچ آسایشی نصیب‏ بشریت نمی‏‌گردد و ترقّی و تعالی و برکت و طهارت و هماهنگی با قوانین‏ جهان و فطرت حاصل نمی‌‏شود، مگر با برگشت به سوی خدا؛ آری برگشت دادن همه‏ امور زندگی به آئین خدائی و منهج الهی که مقررات آن را خداوند در کتاب خود، قرآن‏ مجید برای بشریت روشن کرده است‏”.

گفتنی است کتاب‌های یاد شده به جز قصاید و داستان‌ها و مقالاتی است که در روزنامه‌ها و مجلاتی مانند: الرساله، اللواء، الجدید، الدعوه، الصرخه، مصر الفتاه، المسلمون، الاشتراکیه و … منتشر شده است.(+)

حكومت اسلامی از ديدگاه سيدقطب
او علاوه بر مباحث پربار خود در باب آیين و عدالت اسلامی در تبيين شيوه حكومت اسلامی به پايه‌های حكومت اسلامی، نظام مالی حكومت اسلامی، سياست داخلی و خارجی حكومت اسلامی و … اشاره كرده است.

در دوره‌ای كه سيدقطب می‌زيست افكار چپ‌گرايانه به اوج خود رسيده بود و جوانان بدون آگاهی از واقعيت اسلام فريب می‌خوردند و جذب شعارهای انقلابی كمونيست‌ها می‌شدند، سيدقطب در اين مقطع نيز به وظيفه خود عمل كرد و با استدلال افكار كمونيسم را تجزيه و تحليل و نقد كرد كه بسيار مفيد بود.

سيدقطب به خاطر ديدگاه خاص مذهبی‌اش به بحث درباره حكومت اسلامی می‌پردازد؛ وی در زمينه ضرورت وجود دولت صحبتی به ميان نياورده و تنها توضيح می‌دهد كه چرا بايد از بين تمام حكومت‌ها، حكومت اسلامی داشته باشيم و با اشاره به اين مطلب كه هر نظامی با توجه به مشكلات دوره خود به وجود می‌آيد و در واقع هر نظامی بايد پاسخگوی نيازهای اجتماع خود باشد و هم‌چنين ذكر مقدماتی از آیين اسلامی و عدالت اسلامی چنين می‌گويد: «نخست يك جامعه اسلامی كه در آن قوانين و اصول اسلامی باشد تشكيل دهيد، آنگاه خواهيد ديد كه اسلام چگونه حكومت خواهد كرد.»

جامعه متمدن از منظر سید قطب
از ديدگاه سيد، حاكميت و جامعه متمدن دارای شش ويژگی است.

* جامعه‌ای متمدن است كه در آن خدا به تنهايی حاكم است، اين حاكميت در برتری و اجرای شريعت الهی و تنها در صورتی است كه بشر در آن از عبوديت افراد ديگر كاملاً و حقيقتاً آزاد می‌شود؛ البته اين شريعت فقط در احكام قانونی خلاصه نمی‌شود بلكه ارزش‌ها و موازين، عادات و تقاليد را نيز دربرمی‌گيرد.

* جامعه‌ای را متمدن گویند كه اجتماع در آن براساس عقيده، آئين، انديشه و راه زندگانی باشد و اين امور همگی از معبودی واحد صادر شده باشند؛ اما اگر جامعه براساس نژاد، رنگ، قوميت و محدوده جغرافيايی اجتماع كرده باشند، متمدن نيست و تنها جامعه‌ای كه براساس عقيده و انديشه شكل گرفته است، اجتماع اسلامی است.

* جامعه‌ متمدن جامعه‌ای‌ست كه در آن انسانيت انسان، والاترين ارزش را داشته باشد و خصوصيات انسان در آن محترم شمرده شود.

* جامعه‌ای متمدن است كه ارزش‌ها و اخلاق انسانی در آن برقرار شده باشد و اين ارزش‌های اخلاقی در چنين جامعه‌ای نسبی نيستند.

* در جامعه‌ متمدن اساس اجتماع بر پايه خانواده و اين خانواده براساس تخصص زوجين در عمل بنا شده باشد.

* به طور كلی جامعه‌ای متمدن است كه انسان در آن به صورت صحيح وظيفه خليفه‌اللهی خود را انجام دهد.

سيد معتقد است كه پيشرفت و اختراعات مادی تنها معنای تمدن نيستند، بلكه از ديدگاه اسلام، تقدم مادی و اخلاقی هر دو با هم معنای تمدن در اسلام است، پس جامعه‌‌ی متمدن همان اجتماع اسلام است و جامعه‌ای كه متمدن نباشد، اجتماع جاهلی است.

وی در پاسخ به اين پرسش كه چرا اسلام تنها راه حكومت است بيان می‌كند:
۱- تنها اسلام است كه هم به فكر وطن‌خواهی و هم به فكر عدالت اجتماعی است و آنان را يك‌جا تحقق می‌بخشد بدون آنكه اين دو فكر معارض يكديگر باشد.

۲- تنها شريعت اسلامی قادر است كه به شرايط زندگی امروزی جواب مثبت دهد و با پيشرفت و تجدد حيات بشری هماهنگی كند؛ راهی كه ما به سوی آن دعوت می‌كنيم تنها راهی است كه ضامن زندگی شريف‌تر و گرانبهاتری برای اين امت است.

۳- بايد اسلام حكومت كند، زيرا اسلام يگانه عقيده مثبت و حيات‌دهنده است و در افقی بالاتر از مسيحيت و حكومت‌های كمونيستی قرار دارد.

پايه‌های حكومت در اسلام از ديدگاه سيدقطب
حكومت از ديدگاه سيدقطب براي تداوم استقرار خود به سه پايه اتكا دارد:

الف) عدالت فرمانروايان: اسلام در قبال اختيارات و آزادی‌های كه به حاكم داده و او را بر جان و مال مردم مسلط كرده، امام و حاكم را مقيد به اجرای عدالت نيز كرده است يعنی تا زمانی سلطه‌ی او را قانونی می‌داند كه با زيردستان خود به عدالت رفتار كند.

ب) فرمانبرداری افراد: در حكومت اسلامی اگر حاكم عادل باشد و يا به طور كلی تمامی شرايط يك حاكم لايق را داشته باشد، در صورتی می‌تواند اجتماع اسلامی را به پيش ببرد كه مردم فرمانبردار او باشند.

ج) مشاوره ميان فرمانروايان و مردم: سيدقطب در تفسير خود در ذيل آيه «و امرهم شوری بينهم» به اين نكته اشاره می‌كند كه امر به شوری فقط مخصوص حكومت و دولت نيست بلكه شامل تمام مراحل زندگی فرد است. به عبارت ديگر هر جماعتی از مسلمين كه تشكيل می‌شود بايد در امورشان با هم مشورت كنند چه اين جماعت دولتی تشكيل داده باشد و چه تشكيل دولت نداده باشد.

مفاهيم اساسی در گفتمان سيدقطب
۱- جاهليت: جاهليت از ديدگاه سيدقطب تجسم انحراف از اسلام است. چه اين انحراف پيش از اسلام انجام شده باشد و چه پس از آن.

او در اين‌باره به صراحت تمام اعلام می‌كند كه جوامعی خود را مسلمان می‌دانند ولی مهم‌ترين خاصيت الوهيت را كه حاكميت است به غيرخدا سپرده‌اند به جوامع جاهلی منظم می‌شوند و در تعريف جامعه جاهلی می‌نويسد: جامعه جاهلی هر جامعه‌ای است كه عبوديت آن به خدا خالص نباشد تجسم اين عبوديت در انگاره اعتقادی و شعاير عبادی و مقررات قانونی است.

۲- حاكميت: يكی از بنيادی‌ترين مفاهيم در انديشه سيدقطب حاکمیت است.

به اقتضای لااله‌الاالله هيچ حاكميتی جز خدا برای خدا نيست و هيچ شريعتی جز شريعت خدا و هيچ سلطه‌ای برای كسی بر كسی نيست؛ زيرا هرگونه سلطه از آن خداست.

مفهوم حاكميت الهی در ديدگاه قطب بر دو پايه قرار دارد:
الف) عبوديت تنها برای خدا و رهایی از حاكميت بشر يا سلطه طاغوت‌هاست كه شامل همه‌‌ی نظام‌های دموكراتيك- سوسياليست و سكولار می‌شود.

ب) اجتهاد در اموری از شريعت كه نصی درباره آن در دست نيست. هرچند مشروعيت اين اجتهاد نيز منوط به سيادت حاكميت الهی و عمل به شروط آن است حاكميت خدا در سيادت شريعت او تجسم می‌يابد كه هر آنچه در شريعت او آمده است معطوف به تنظيم زندگی بشر است و اين در اصول اعتقاد و اصول حكمت و اصول اخلاق و رفتار و نيز اصول معرفت تجسم می‌يابد.

سید قطب با تأكيدی كه بر حاكميت خدا دارد اصرار می‌ورزد كه به بهانه تعارض شرع با مصلحت بندگان نبايد بر شرع (حاكميت) شورش كرد. از بسياری از سخنان سيدقطب به صراحت يا اشاره برمی‌آيد كه وی جوامع مسلمان را به دلايل تن در ندادن به حاكميت الهی يا تلاش نكردن براي برپایی آن تكفير می‌كند.

۳- جماعت: سيدقطب معتقد بود خيزش اسلامی ميسر نيست جز از راه جماعت اندام‌وار جنبشی يا گروه مؤمن يا نسل قرآنی يگانه‌ای كه به نسل نخست صحابی تأسی كنند.

سيدقطب معتقد بود اين گروه پيشتاز بايد از سويی بريده از جامعه جاهلی باشند تا بتوانند از شاخص‌های جاهلی رها و پيوسته به تعاليم اسلام باشند و از سويی ديگر نوعی ارتباط با جاهليت سايه‌گستر بر جامعه‌شان داشته باشند كه هدف از آن تبليغ ايده‌شان و برآوردن نيازهای مادی ضروری است. از ديدگاه وی اين جماعت مراحل متعددی را پيش رو دارد و هر مرحله‌ای ابزارهای متناسب با آن دارد و در مرحله نهايی چاره‌ای جز حركت به سمت فروپاشيدن جاهليت از رهبری بشريت نيست.

از نظر او آماده‌سازی پيشگامان دو مدخل دارد: نخست از راه عقيدتی كه در شكل‌دهی آگاهی و ساخت ذهنی‌شان براساس عقيده نمود می‌يابد.

۴- روش (منهج): مسأله منهج مفهومی اساسی و دغدغه‌ای مركزی در مقولات گفتمان سيدقطب است؛ تعريف او از منهج همان اسلام است.

منهج اسلامی از همه نظام‌های بشری متمايز است، زيرا تنها در اين منهج است كه انسان‌ها از عبادت يكديگر رها شده و تنها به بندگی خدا درمی‌آيند و تنها از خدا دستور می‌گيرند و فرمان می‌برند و مشروعيت هر وضعيتی را كه مبتنی بر اين قاعده نباشد برنمی‌تابند و اين چيز بسيار تازه‌ای است كه ما داريم و بشريت هنوز آن را نشناخته است.

۳۰

استادان و افراد تأثیرگذار بر سید قطب
افراد متعددی بر سیدقطب تأثیر عقیدتی داشتند که این جا به اسامی دو تن از آنان اشاره می‌کنیم:

۱. ابوالاعلی مودودی (۱۹۷۹میلادی): مودودی، یکی از متفکران بزرگ پاکستانی معتقد به ضرورت تشکیل جامعه اسلامی و مبارزه با استعمار بود.

وی در سال ۱۹۴۱ میلادی در هندوستان، حزب «جماعت اسلامی» را تأسیس کرد که شباهت بسیاری به تشکیلات اخوان‌المسلمین مصر داشت.

وی نویسنده کتاب‌های الاسلام الیوم، منهاج الانقلاب‌الاسلامی، الحکومة الاسلامیه، الاسلام و المدینه، تدوین الدستور الاسلامی و المصطلحات الاربعة فی القرآن است و سید قطب در زندان با افکار و آثار او آشنا شد.

از نظر ابوالاعلی مودودی، اسلام دین کاملی است و اگر کسی به بخشی از اسلام عمل کند و بخش دیگری را رها سازد، مرتکب ارتداد جزئی می‌شود.

آثار ابوالاعلی تأثیر شگرفی بر فکر و ذهن سید قطب داشته است تا جایی‌که آن هنگام که سید دستگیر شد، در پاسخ این پرسش که آیا افکارت را از مودودی گرفته‌ای، پاسخ داد: فکر و نظر من همان اندیشه‌های ابوالاعلی مودودی است.

۲. عباس محمود عقاد: سید قطب پس از ورود به قاهره به واسطه دایی‌اش، احمد حسین عثمان با او آشنا شد و به دلیل مشترکاتی که سید با او داشت، تحت تأثیر افکار او قرار گرفت.

سید مدتی در مدرسه عقادیه که زیر نظر عقاد اداره می‌شد، درس خواند و در این مدت با افکار و عقاید او آشنا شد؛ اما پس از مدتی آثار ادبی او را نقد کرد.

زمانی‌که سید در سال ۱۹۵۱ میلادی به طور رسمی به اخوان المسلمین پیوست، عقاد که با اخوان المسلمین به شدت مخالف بود، از سید قطب انتقاد کرد و تحت مقاله‌ای با عنوان «ارادة الغفلة» به سید بی‌حرمتی کرد.

اندیشه‌ها و اعتقادات سید قطب
سید قطب در جایگاه مغز متفکر جمعیت اخوان المسلمین بین سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۴ میلادی مطرح بود و همواره مقابل کسانی که از این جنبش ضد استعماری انتقاد می‌کردند، می‌ایستاد.

وی درباره «اخوان‌المسلمین» می‌گوید: خداوند اخوان المسلمین را زنده بدارد که مصر را زنده نمود و مفهوم جهاد را که از نظر مردم فقط شعار دادن و کف زدن بود، تغییر داد و مفهوم اصلی آن را که کار و فداکاری است، به آن بازگردانید و چگونگی نبرد را که منحصر به تبلیغات بود، به قربانی شدن و شهادت در راه خدا تبدیل کرد.

سیدقطب معتقد است هر گروه و دولتی که به یکی از کشورهای اسلامی حمله نظامی می‌کند، باید تحریم سیاسی و اقتصادی شود.

سید قطب از تمام شرکت‌های اسلامی می‌خواهد روابط اقتصادی خود را با دشمنان اسلام قطع کنند و معتقد است که همکاری شرکت‌ها و مؤسسات تجاری با دشمنان اسلام نامشروع است؛ وی همانند دیگر متفکران متعهد جهان اسلام به شدت با فرهنگ غرب مخالفت و از اندیشه و اخلاق غربی انتقاد می‌کرد و مقاله‌ای به نام «عود الی المشرق» را در مجله العالم العربی در این زمینه چاپ کرد.

سید قطب به جنبش یهود و صهیونیسم نیز به شدت بدگمان بود و آن را عامل انحطاط و عقب ماندگی جوامع اسلامی می‌دانست.

وی هدف صهیونیسم را تضعیف عقیده اسلامی دانسته و می‌گوید: نقشه‌های صهیونیسم و استعمار از لابه‌لای کتاب‌ها و برنامه‌ها و سخنرانی‌های سردمداران و نیز بازی‌های عمال آنان بیانگر این حقیقت است که آنان درصدد تضعیف عقیده اسلامی و محو اخلاق در جامعه اسلامی هستند و می‌خواهند اسلام را از این که مصدر و منبع قانونگذاری باشد، دور سازند.

سید در کتاب “معالم فی الطریق” ضرورت جهاد ضد دشمن را اجتناب ناپذیر دانسته و می‌گوید: برقراری حکومت خداوند بر روی زمین و محو حکومت بشری، گرفتن قدرت از دست بندگان غاصب و برگرداندن به خدا، اقتدار بر اساس قانون الاهی و از بین بردن قوانین ساخته بشر فقط از طریق موعظه و حرف صورت نخواهد گرفت.

سید درباره آزادی اندیشه معتقد است که آزادی یعنی رهایی از همه قیود، غیر از بندگی خدا، او آزادی را در عبد خدا بودن می‌داند و می‌گوید: کلمه «لا إله إلا الله»  اساس طرز فکر اسلامی است.

سید قطب متفکر و دانشمند بزرگ مصری، آفت بزرگ جوامع اسلام را ملی‌گرایی دانسته و معتقد است تا وحدت میان مسلمانان جهان حاصل نشود، امپریالیسم غرب بر منابع مالی مسلمانان چنگ خواهد انداخت.

مبارزات سیاسی و اعدام سیدقطب
مهم‌ترین دوران مبارزه سیدقطب به زمانی مربوط می‌شود که به جمعیت اخوان المسلمین پیوست.

سیدقطب پس از عضویت در جمعیت اخوان المسلمین، ابتدا عضو مکتب ارشاد، سپس در جایگاه رئیس هیأت تحریریه نشریه اخوان المسلمین منصوب شد. مقالات تند و صریح او در این نشریه و روزنامه‌های دیگر، سبب شد تا وی در سال ۱۹۵۴ به همراه حسن الهضیبی دستگیر و به پانزده سال زندان محکوم شود.

پس از صدور حکم، وی را به زندان قدیم «لیمان طره» که قدمتی پانصدساله دارد، منتقل کردند.

پس از پنج سال محکومیت، سید در زندان بیمار شد و بیم مرگ وی می‌رفت؛ از این رو مسؤولان اخوان المسلمین مصر با دبیر این جمعیت در عراق به نام أمجد زهاوی تماس گرفتند و به او توصیه کردند عبدالسلام عارف، رئیس جمهور وقت عراق را واسطه قرار دهد که جمال عبدالناصر را قانع کند تا سید از زندان آزاد شود و به واسطه این پیغام، سیدقطب در سال ۱۹۶۴ میلادی از زندان آزاد شد.

پس از آزادی از زندان بر سر ادامه کار جمعیت، اختلاف نظر حاصل شد. عبدالفتاح اسماعیل، عضو ارشد این جمعیت و همفکرانش بر این عقیده بودند که باید جهاد را ادامه داد؛ ولی بعضی از اعضاء با این نظر موافق نبودند.

سیدقطب که روحیه انقلابی و جهادی داشت، به عبدالفتاح اسماعیل پیوست و مطالبی در باره لزوم تغییر حاکمیت و برپایی نظام اسلامی نگاشت که بعدها با عنوان کتاب معالم فی الطریق چاپ شد.

با ادامه فعالیت‌های سیدقطب و تأثیر افکار و آرای وی بر مردم به ویژه جوانان مصر و جهان عرب، در سال ۱۹۶۵ میلادی دوباره دستگیر و زندانی شد. گروه‌های کمونیستی مصر که به شدت با افکار سید مخالف بودند، شعار می‌دادند: جمال، ذبح کن. ذبح کن.

در این دوره از زندان که حدود چهارماه طول کشید، سید را در زندان انفرادی حبس کردند و پیش چشم او خواهرزاده‌اش، رفعت را کشتند. محاکمه سیدقطب در جایگاه متهم ردیف اول به فرمان جمال عبدالناصر در دادگاه نظامی در تاریخ ۱۹۶۶/۴/۱۲ میلادی آغاز شد و به مدت ۳۶ روز ادامه یافت.

۲۰

چهارماه از زمان محاکمه گذشت و سرانجام قاضی مصر، فؤاد الدجوی احکام صادره را چنین اعلام کرد: سید قطب و محمد یوسف هواش و عبدالفتاح اسماعیل محکوم به اعدام و بقیه اعضای اخوان المسلمین از ۱۰ سال تا حبس ابد زندانی می‌شوند.

سید در پاسخ دوستانش که پرسیدند حکم اعدام را چگونه یافتی؟ پاسخ داد: شکر خدا من پانزده سال است که آرزوی شهادت دارم. بعضی از دوستانش از او خواستند که از اعمالش عذر بخواهد تا شاید از اعدامش صرف نظر کنند؛ اما وی در پاسخ گفت: من از عملی که برای خدا انجام دادم، عذر نمی‌خواهم.

سرانجام روز اعدام فرا رسید و در تاریخ ۹ آگوست ۱۹۶۶ هنگام طلوع خورشید، سید قطب و دوستانش به سوی جوخه اعدام هدایت شدند. سید سربلند و با روی گشاده و خندان جمله‌ای به سربازان گفت که ترجمه شعر اقبال لاهوری است: «نشان مرد مؤمن با تو می‌گویم که چون مرگش رسد خندان بمیرد».(+)

سید قطب متفکر و دانشمند بزرگ مصری نمونه‌ای از مردان آزاده‌ای است که با تأسی به قرآن، احکام و قوانین اسلامی به مبارزه با ظلم و استعمار پرداخت و آن‌گاه که ظالمان زمانه وی را خطری برای افکار و اعمال شیطانی خود دیدند پس از مدتی زندانی کردن، وی را به اعدام محکوم کردند.

اگر چه چراغ عمر سید قطب خاموش شد؛ اما نور بصیرت وی همواره راهنمای کسانی است که در این راه قدم می‌گذارند.

برخی منابع:

  1. http://www.hawzah.net/fa/Article/View/۸۹۱۶۶/%D۸%B۴%D۹%۸۷%DB%۸C%D۸%AF-%D۸%B۳%DB%۸C%D۸%AF-%D۹%۸۲%D۸%B۷%D۸%A۸-%C۲%AB%D۸%B۴%D۸%A۷%D۹%۸۷%D۸%AF-%D۸%A۸%DB%۸C%D۸%AF%D۸%A۷%D۸%B۱%C۲%BB–%۲۸۱۹۰۶–۱۹۶۶%D۹%۸۵%۲۹
  2. http://www.siasi.porsemani.ir/content/%D۸%B۳%D۹%۸A%D۸%AF-%D۹%۸۲%D۸%B۷%D۸%A۸-%D۹%۸۸-%D۸%AD%DA%A۹%D۹%۸۸%D۹%۸۵%D۸%AA-%D۸%A۷%D۸%B۳%D۹%۸۴%D۸%A۷%D۹%۸۵%D۹%۸A%D۸%۹F
  3. http://www.rohama.org/fa/content/۲۵۷
  4. http://maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,۱۲۵۷۹
  5. http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=۸۷۹۲۷
  6. http://eslahe.com/۱۵۲۷/ooouuso-ouso-uoo-oo-ouoou-u-ooooooo-oo-uuoe-ouo
  7. http://www.hawzah.net/fa/Article/View/۸۹۱۶۶/%D۸%B۴%D۹%۸۷%DB%۸C%D۸%AF-%D۸%B۳%DB%۸C%D۸%AF-%D۹%۸۲%D۸%B۷%D۸%A۸-%C۲%AB%D۸%B۴%D۸%A۷%D۹%۸۷%D۸%AF-%D۸%A۸%DB%۸C%D۸%AF%D۸%A۷%D۸%B۱%C۲%BB–%۲۸۱۹۰۶–۱۹۶۶%D۹%۸۵%۲۹