رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با اساتید کشور و همچنین دیدار با هیئت‌دولت، به یکی از چالش‌های امروز فضای علمی کشور، یعنی کاهش شتاب رشد علمی کشور اشاره کردند و فرمودند: «چند نکته در اینجا وجود دارد: نکته‌ی اول این است که رسیدن ما به رتبه‌ی بالای علمی، ناشی از شتاب فوق‌العاده‌ی کار بود. طبق آمارهای جهانی، شتاب پیشرفت علمی در کشور، سیزده برابرِ متوسط جهان بود. این را مراکز آماری علمی دنیا اعلام کردند که ما هم مکرر قبلاً اعلام کردیم. این شتاب، امروز کم شده. اینکه بعضی می‌گویند از لحاظ پیشرفت علمی عقب ماندیم، بعضی می‌گویند نه، عقب نماندیم و هر دو هم آمار ارائه می‌کنند، نکته‌اش اینجاست: بله، علی‌الظاهر از رتبه‌ی شانزدهم یا پانزدهم تنزل نکردیم (این درست است)، اما بایستی ترقی می‌کردیم؛ یعنی آن شتاب بایستی ادامه پیدا می‌کرد. این شتاب امروز کم شده. برادران و مسئولان عزیز وزارتخانه‌ها به این [نکته] توجه کنند؛ آن شتاب، امروز نیست. کاری کنید که شتاب رشد علمی فروکش نکند. باز به تعبیر نظامی‌های جنگ سخت، این حرکت از دُور نیفتد. البته می‌دانیم که هرچه جلوتر برویم، طبعاً این شتاب کمتر خواهد شد؛ یعنی وقتی خیلی عقبیم، ظرفیت‌های استفاده‌نشده‌ی بیشتری وجود دارد که هرچه جلوتر بیاییم، این ظرفیت‌ها طبعاً کمتر می‌شود، چون استفاده می‌شود (این را می‌دانیم)، اما آن شتاب لازم و متناسب، در پیشرفت علمی نباید کم بشود.» (دیدار با اساتید دانشگاه‌ها، ۱۳ تیر ۱۳۹۴)

این دغدغه رهبر معظم انقلاب به‌خوبی نشان می‌دهد که اگر این کاهش شتاب در رشد علمی کشور کنترل نگردد، جامعه علمی کشور پویایی خود را از دست خواهد داد و این عدم پویایی آثار سنگین فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی خاص خود را خواهد داشت.

اما با نگاهی به سایر بیانات رهبر معظم انقلاب در این دیدار و بیانات گذشته ایشان می‌توان برخی از علل کاهش رشد علمی کشور را به‌خوبی تحلیل نمود. ایشان در همین دیدار به یکی دلایل کاهش رشد علمی در دانشگاه‌ها اشاره کرده و می‌فرمایند: «نکته‌ی دوّم این است که محیط علمی کشور را از حاشیه‌سازی‌ها برکنار نگه دارید.

اشتباه نشود؛ من نمی‌گویم در دانشگاه‌ها سیاست نباشد -شاید خیلی‌ها یادشان است که من سال‌ها پیش در همین جلسه‌ی ماه رمضان در حضور اساتید، تعبیر تندی کردم نسبت به آن کسانی که می‌خواستند دست‌وپای سیاست را از دانشگاه‌ها و میان دانشجوها جمع کنند که مایه‌ی گله‌ی خیلی‌ها شد- نه، بنده معتقدم محیط دانشگاه، محیط فهم سیاسی، تحلیل سیاسی، دانش سیاسی، آگاهی سیاسی است؛ این را من مانع نیستم؛ نه، [بلکه می‌گویم] سیاست‌بازی نشود، سیاسی‌کاری نشود، حاشیه‌سازی نشود. این حاشیه‌سازی‌ها به کار اصلی که عبارت است از کار علم و پیشرفت علم با همه‌ی خصوصیّاتی که این مسئله دارد، لطمه میزند.»

واقعیت این است که زمانی که محیط علمی دانشجویی کشور تبدیل به یک محیط پرتنش و جولانگاه احزاب سیاسی و جنگ روانی و سیاسی این احزاب می‌شود، بستر امنیت و آرامش علمی به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین نیازهای رشد علمی از میان می‌رود و به‌نوعی اولویت و انرژی فضای علمی کشور مسائل حاشیه‌ساز و غیرمهم می‌شود و فضای عمومی دانشجویی کشور از حرکت علمی و تولید علم و پویایی بازمی‌ماند.

رهبر معظم انقلاب در بیان دیگری در زمینه چگونگی کندشدن رشد شتابان علمی کشور می‌فرمایند:

«دشمن علی‌القاعده دو تا کار را برای دانشگاه ما برنامه‌ریزی می‌کند: یکی علم زدایی، یکی دین زدایی؛ از دانشگاه علم زدایی بشود، از دانشگاه دین زدایی بشود. علم زدایی از دانشگاه چگونه است؟ یکی از کارهای کوچکش همین ترور دانشمندان است؛ که آخری‌اش همین دو سه تا دانشمند عزیز هسته‌ای ما بودند که در این‌یک سال اخیر از دست ما گرفته شدند. برنامه، وسیع‌تر از این‌هاست؛ این‌یکی از آسان‌ترین‌هایش است. پیچیده‌تر از این، این است که دانشگاه ما را، استاد ما را و دانشجوی ما را به کار غیرعلمی سرگرم کنند؛ نگذارند این شکوفایی علمی که آرزوی ماست، تحقق پیدا کند.

علم زدایی که در این چهارچوب موضوع کار علمی و تلاش علمی در محیط دانشگاه‌ها از اولویت خارج می‌شود که یکی از مصادیق آن همان ایجاد حاشیه‌های سیاسی در محیط دانشگاه‌هاست و راهبرد دیگر آن، موضوع ترور عناصر علمی دانشگاه‌هاست.

ایشان در بخش دیگری از سخنانشان می‌فرمایند: مطلب دیگر، لزوم دمیدن روح تازه به نهضت علمی عمیق و سریع است. حرکت خوب است – قبلاً هم‌عرض کردم – لیکن باید یک روح تازه‌ای دمیده شود. بخش مهمی از ظرفیت دانشگاهی کشور ما هنوز درگیر پیشرفت علمی نیستند. همه‌ی ظرفیت دانشگاهی باید درگیر بحث پیشرفت علم بشود. دانشگاه‌های گوناگون، اساتید در همه‌جا، دانشجوها – بخصوص دانشجوهای نخبه و خوش‌فکر که در بینشان نابغه هم پیدا می‌شوند – همه باید درگیر پیشرفت علم باشند. (بیانات در دیدار جمعی از اساتید در تاریخ ۰۲/۰۶/۱۳۹۰)

این بیان رهبر معظم انقلاب هم به‌خوبی دو علت بسیار جدی چرایی کندشدن رشد علمی کشور را بیان می‌کنند:

الف: علم زدایی که در این چهارچوب موضوع کار علمی و تلاش علمی در محیط دانشگاه‌ها از اولویت خارج می‌شود که یکی از مصادیق آن همان ایجاد حاشیه‌های سیاسی در محیط دانشگاه‌هاست و راهبرد دیگر آن، موضوع ترور عناصر علمی دانشگاه‌هاست.

اما یکی از مهم‌ترین و خطرناک‌ترین راهبردها در این چهارچوب از بین بردن انگیزه کار علمی در دانشگاه‌هاست. به‌عنوان مثال بی‌انگیزه کردن دانشجویان نخبه برای کار علمی و ترغیب آن‌ها برای مهاجرت به خارج از کشور یکی از این راهبردهاست. رهبر معظم انقلاب به این موضوع به‌عنوان یکی از آسیب‌های فضای علمی کشور در دیدار اخیر خود با دانشجویان اشاره کردند. (بیانات در دیدار با دانشجویان، ۲۰/۴/۱۳۹۴)

ب: دین زدایی راهبرد دیگر تضعیف حرکت علمی کشور است. یکی از مصادیق این امر گسترش فساد و فحشا در محیط علمی کشور در کنار برجسته‌سازی مباحثی ضد ارزشی و دینی مانند برگزاری کنسرت و آزادی روابط دختر و پسر به‌عنوان مسائل اصلی دانشگاه‌هاست. برجسته‌سازی این مباحث ضد ارزشی به‌جای تولید علم در دانشگاه‌ها هم تنها فضای تولید علم در کشور را تضعیف می‌کند و دانشجو و دانشجویان را از حرکت علمی صحیح بازمی‌دارد.

ج: نکته دیگری که در این راستا توسط رهبر معظم انقلاب به‌عنوان یک آسیب بیان شده است، موضوع عدم استفاده از همه ظرفیت علمی کشور در موضوع رشد علمی کشور است. به نظر می‌رسد که این مهم تنها و تنها زمانی رخ خواهد داد که گفتمان پیشرفت علمی کشور تبدیل به گفتمان غالب فضای علمی کشور گردد. موضوعی که رهبری معظم انقلاب با صراحت به آن اشاره کرده‌اند.

«خب، نکته‌ای که بر این اساس بنده اصرار دارم در ذهن آقایان و خانم‌ها و اساتید محترم مطرح باشد، این است که «گفتمان علم و پیشرفت علمی» و «گفتمان پیشرفت عمومی کشور» – یعنی انگیزه برای سهیم شدن دانشگاه در پیشرفت کشور – در دانشگاه باید حفظ شود؛ که البته امروز وجود دارد، اما باید حفظ و تقویت شود. هیچ‌چیزی نباید با این گفتمان در دانشگاه مزاحمت کند.

باید اصرار بر نوآوری علمی در دانشگاه وجود داشته باشد؛ اصرار برقرار گرفتن پیشرفت‌های علمی در خدمت نیازهای کشور، که یکی از جهت‌گیری‌ها و معیارهای اساسی این است. بالاخره ظرفیت‌ها محدود است – هم‌ظرفیت‌های انسانی، هم‌ظرفیت‌های مالی و مادی – حتماً باید توجه شود که کار علمی ما در جهت نیاز کشور باشد. ما نیازهای گوناگونی داریم که دانشگاه می‌تواند به این نیازها پاسخ دهد، این خلأها را پر کند. این هم یک تجربه‌ی ما است. (دیدار با اساتید دانشگاه در تاریخ ۱۵/۰۵/۱۳۹۲)

کندشدن حرکت علمی کشور در بلندمدت عقب‌ماندگی اقتصادی کشور را موجب خواهد شد. زیرا تضعیف حرکت علمی کشور اقتصاد دانش‌بنیان را به‌عنوان بالاترین منبع ایجاد درآمد اقتصادی پایدار و درون‌زا در کشور تضعیف خواهد نمود.

به نظر می‌رسد که مهم‌ترین و کلیدی‌ترین نکته در موضوع آسیب‌شناسی چرایی کندشدن رشد علمی کشور را باید در فاصله گرفتن فضای علمی و دانشگاهی کشور از گفتمان تولید علم و جایگزین شدن حاشیه‌سازی‌های سیاسی و دین زدایی در محیط علمی دانشگاه‌هاست. این مهم به‌خوبی نشان می‌دهد که مسیر رشد حرکت علمی کشور نیاز به یک مقاوم‌سازی پایدار دارد.

بر این اساس به نظر می‌رسد که مانند سیاست‌های اقتصاد مقاومتی باید سیاست‌های مقاوم‌سازی علمی هم در کشور با رصد دقیق آسیب‌های حرکت علمی کشور طراحی و تنظیم گردد. فراموش نباید کرد که کندشدن حرکت علمی کشور در بلندمدت عقب‌ماندگی اقتصادی کشور را موجب خواهد شد. زیرا تضعیف حرکت علمی کشور اقتصاد دانش‌بنیان را به‌عنوان بالاترین منبع ایجاد درآمد اقتصادی پایدار و درون‌زا در کشور تضعیف خواهد نمود. بی‌شک توجه عمیق به رشد و حرکت علمی کشور و تبدیل کردن گفتمان تولید علم به گفتمان اصلی دانشگاه‌ها، بسترساز ایجاد نسلی پرتلاش و کارآمد و کارآفرین به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین ارکان پیشرفت همه‌جانبه کشور خواهد بود و تضعیف حرکت علمی کشور در این چهارچوب، بسترساز ایجاد نسلی ضعیف و ناکارآمد علمی و درنهایت هدررفت منابع کشور در دانشگاه‌ها و تضعیف تدریجی نظام خواهد بود. امید است که سیاست‌گذاران در فضای علمی کشور به‌خوبی با توجه به این مباحث با یک سیاست‌گذاری دقیق و همه‌جانبه مانع کندی بیش‌ازپیش حرکت علمی کشور شوند و با یک کار جهادی آرامش را به دانشگاه‌های کشور بازگردانند و با اطمینان به عناصر انقلابی و خدوم دانشگاه‌ها بستر رشد علمی بیش‌ازپیش دانشگاه‌ها را فراهم آورند.