رویارویی جبهه‌ی اسلام به رهبری جمهوری اسلامی ایران و استکبار جهانی به رهبری آمریکا، اکنون پس از گذر از مبانی فکری و عقیدتی در آغاز هزاره‌ی سوم، وارد فاز عملیاتی خود شده است. آمریکا با ادعای دولت هژمون و ابرقدرت نظم بین‌المللی پساجنگ جهانی، سعی در گسترش نفوذ خود در همه‌ی مناطق، چه به‌صورت مستقیم و چه به‌صورت نیابتی دارد. جمهوری اسلامی به‌عنوان دولتی برآمده از آرمان‌های انقلاب اسلامی، تعریف دیگری از جبهه‌ی نبرد ارائه کرده و بر نقش عوامل غیرمادی در این رویارویی تأکید کرده است. انقلاب اسلامی و باورهای آن متأثر از فرهنگ غنی عاشوراست. عاشورا در واقع نماد رویارویی دو تفکر با قدرت مادی نابرابر است که جبهه‌ی ضعیف‌تر (به‌لحاظ مادی) با ایمان به باورها و ارزش‌های دینی، تعریفی دیگر از پیروزی ارائه می‌دهد و عقلانیت ابزاری را زیر سؤال برده و به استقبال آن پیروزی می‌رود. تکلیف‌گرایی در عین نتیجه‌گرایی، جاری دیدن عاشورا در زمان و مکان و دوری از ذلت، مبنای رفتار جمهوری اسلامی است. انقلاب اسلامی ایران نخستین انقلابی محسوب­ می­شود که آشکارا شریعت و تعالیم اسلامی را به‌عنوان قانون اساسی خود برگزیده ­است.

انقلاب اسلامی ایران، که می‌توان آن را به‌صورت گفتمان تجلی‌یافته در نظام جمهوری اسلامی ایران تعریف کرد، به‌لحاظ داشتن ویژگی‌های خاص غیرمادی در قالب یک انقلاب فرهنگی، اصول و ارزش‌هایی متفاوت از هنجارها و مرسومات رایج، که در نظم لیبرال تعین یافته، به نمایش گذارده است. همین عوامل غیرمادی است که باعث تقابل ایران و آمریکا شده است. ایران در صورت عدول از ارزش‌های انقلابی و اسلامی و استحاله در نظام بین‌المللی وستفالیایی لیبرال، مسلماً ذخیره‌ی گفتمانی خود در جهان اسلام را از دست می‌دهد. آنچه به جمهوری اسلامی قدرت نرم و گفتمان‌ساز می‌بخشد (یعنی مزیت جمهوری اسلامی در این نظم فعلی)، مقاومت و مقابله علیه زورگویان جهانی است.

بدین‌ ترتیب، تمدن اسلامی توانست بلوک ایدئولوژیکی واحدی را تشکیل دهد که غرب را در ادعای جهان‌شمولی خود به چالش کشد. اگر جمهوری اسلامی در نظام بین‌المللی و دیپلماسی ناعادلانه‌ی کنونی هضم شود، ناچار است از آرمان‌های فراملی خود دست کشیده و در چارچوب تنگ منافع ملی باقی بماند. در نتیجه، قدرت نرم و محور بودن خود را در گفتمان مقاومت علیه نظام سلطه از دست می‌دهد.

چالش‌های نظری و عملی ایران با نظم ناعادلانه‌ی لیبرال

نخست: چالش‌های نظری

۱٫ نبرد دولت ضدهژمون با هژمون

در نظریات روابط بین‌الملل، دولت هژمون دولتی است که به علت قدرت اقتصادی و نظامی و وجود سازوکارهای بین‌المللی، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در جهان نفوذ و قدرت دارد.[۱] در این میان، نقش دولت انقلابی در نظریات نظم هژمونیک تأثیرگذار است. وجود این دولت حاصل عدم امکان نفی اختلاف و نابرابری در عرصه‌های مختلف جهانی است.[۲] دولت انقلابی در این نظریات دولتی است که با وارد کردن انتقاد‌های بنیادین به اصول اساسی نظام جاری فروپاشی این نظام را جست‌وجو می‌کند و در این مسیر، عامدانه و مبتنی بر یک انقلاب درونی، در برابر دیگر کشورها اقدام به مقابله و تخاصم می‌کند.[۳]

در این نظریات، هژمون نقش اساسی در حفظ ثبات سیستم و تغییر رفتار دولت انقلابی در مسیر هماهنگی با نظام را دارد؛ چراکه هژمون عامل هدایت‌کننده و نظم‌دهنده‌ی نظام شناخته می‌شود.[۴] این قدرت هژمون، چنان‌که در نظریات ثبات هژمونیک مطرح می‌شود، به‌عنوان قدرت برتر، نقش سامان دادن به اقتصاد سیاسی و ایجاد نهادها و رژیم‌ها را دارد.[۵] و رأس سیستم تلقی می‌شود. بر این اساس، هژمون ناچار از رودررو شدن با دولت انقلابی است؛ چراکه منافع دولت‌های برتر را کاملاً تحت تأثیر قرار می‌دهد. بدین منظور، هژمون از ابزار‌های گوناگونی استفاده می‌کند؛ از جمله اقناع، پاداش، تهدید به اعمال زور و یا اعمال زور.[۶]

بی‌شک دیپلماسی فشار در برابر دولت انقلابی کاربرد بیشتری دارد. این نوع دیپلماسی راهبردی است در جهت متقاعد کردن دولت انقلابی به‌وسیله‌ی تهدید به زور و یا در حالتی گزینشی، محدود، ناپیوسته و کنترل‌شده، استفاده از زور که توسط هژمون و کشورهای همسو اعمال می‌شود.[۷] الکساندر جرج این نوع دیپلماسی را راهبردی در جهت متوقف کردن کشوری می‌داند که قصد بر هم زدن وضع موجود را دارد.[۸] آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم و سر برآوردن کمونیسم در شوروی سابق، تمرکز اصلی نظامی، سیاسی و اقتصادی خود را با هدف ایجاد سد نفوذ در برابر کمونیسم، بر خاورمیانه و غرب آسیا گذارد. این کشور در این منطقه (به‌خصوص بعد از انقلاب اسلامی) چند هدف راهبردی داشت:

  1. جلوگیری از گسترش سلاح‌های کشتارجمعی (البته به‌استثنای اسرائیل!)
  2. مبارزه با آنچه آمریکا آن را افراط‌گرایی اسلامی می‌داند.
  3. تضمین جریان آزاد و ارزان انرژی
  4. محاصره‌ی همه‌جانبه‌ی جمهوری اسلامی ایران
  5. حل منازعه اعراب و اسرائیل

از دید آمریکا، ایران دولتی سرکش است، منافع و هژمونی آمریکا را در خاورمیانه و آمریکایی لاتین به چالش می‌کشد، خواهان نابودی اسرائیل است و دشمنان اسرائیل را در خاورمیانه تجهیز می‌کند. به همین خاطر، ایران باید پدیده‌ای امنیتی و تنش‌زا معرفی شود تا مقدمات حمله‌ی رسانه‌ای، سیاسی و اقتصادی به این کشور فراهم گردد و در نتیجه، ایران از دیپلماسی اصولی و مقاومت‌محور خود عقب‌نشینی کند.

۲٫ چالش مختصات دیپلماسی انقلابی

انقلاب اسلامی ایران و گفتمان عدالت‌خواهانه و سلطه‌ستیزانه‌ی آن، نظم لیبرال موجود را برنتابیده و در ابعاد فرانظری، ساختاری، هنجاری و نهادی، آن را به چالش کشیده است؛ به‌گونه‌ای که جمهوری اسلامی در گام اول، در بُعد تبیینی و تخریبی، به واسازی نظم بین‌المللی موجود می‌پردازد. در بُعد تبیینی، از طریق توصیف و تبیین سرشت ناعادلانه‌ی وضع موجود و نظام مستقر، سعی می‌کند آن را غیرطبیعی ساخته و از آن مشروعیت‌زدایی کند. در گام بعدی، جمهوری اسلامی با توجه به اصول انقلاب اسلامی، درصدد پیاده‌سازی الگوی عملی در عرصه‌ی جهانی با توجه به ظرفیت‌های خود و کشورهای خواهانِ تغییرِ وضعِ موجود است.[۹] وضع و نظم بین‌المللی کنونی که توسط قدرت مدعی هژمونی (آمریکا) پیگیری می‌شود، مبتنی بر هنجارهای لیبرال است. وجود تضاد و تقابل میان ارزش‌ها، معیارها و منافع نظم مذکور با آنچه در گفتمان انقلاب اسلامی تجلی و نمود یافته، موجب به چالش طلبیده شدن این نظم توسط انقلاب اسلامی گردیده است،[۱۰] زیرا هویت نظام جمهوری اسلامی با نظام‌های غربی در تعارض است.

  1. هویت نظام جمهوری اسلامی را می‌توان با این عناصر تبیین کرد:
  2. نفی نظام‌های وابسته به غرب
  3. ایجاد چالش برای نظام دوقطبی
  4. ایجاد خیزش جهانی مستضعفان علیه مستکبرین
  5. طرح سه عنصر معنویت، اخلاق و عدالت.[۱۱]

لذا جمهوری اسلامی براساس باورهای اسلامی و ایدئولوژیک خود، سعی دارد نظم مسلط را حداقل از منطقه‌ی خود خارج و در نهایت آن را در سطح جهانی تضعیف نماید. اما ایران برای پیگیری این هدف باید دیپلماسی خاص خود را به کار بندد. این نوع دیپلماسی، دیپلماسی مبتنی بر ارزش‌ها و اصول اسلامی است که در این نوشتار، دیپلماسی انقلابی نام می‌گیرد.

جمهوری اسلامی براساس باورهای اسلامی و ایدئولوژیک خود، سعی دارد نظم مسلط را حداقل از منطقه‌ی خود خارج و در نهایت آن را در سطح جهانی تضعیف نماید. اما ایران برای پیگیری این هدف باید دیپلماسی خاص خود را به کار بندد. این نوع دیپلماسی، دیپلماسی مبتنی بر ارزش‌ها و اصول اسلامی است که در این نوشتار، دیپلماسی انقلابی نام می‌گیرد.

 ویژگی‌های دیپلماسی انقلابی از منظر امام خمینی (ره):

  1. گسترش دایره‌ی نفوذ اسلام و مقابله‌ی همه‌جانبه با نظام سلطه: «ما این واقعیت را در سیاست خارجی و بین‌المللی اسلامی‌مان بارها اعلام نموده‌ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه‌ی جهان‌خواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه‌طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری می‌گذارند، از آن باکی نداریم.»[۱۲]
  2. حمایت از نهضت‌های رهایی‌بخش و مسلمانان: «ما همیشه در حد امکانات و قدرتمان، از برادران فلسطینی برای پایان دادن به تجاوز اسرائیل و آزاد کردن اراضی اسلامی از دست اسرائیل غاصب، حمایت می‌کنیم و هرگز کمترین کمکی به اسرائیل نخواهیم کرد.»[۱۳]
  3. تکلیف‌گرایی ایدئولوژیک در قالب اصل دعوت: «باید پیام رهایی‌بخش انقلاب اسلامی به گوش تمامی مسلمانان عالم برسد.»[۱۴]

به این ترتیب، کاملاً مشخص است که از دیدگاه امام، حمایت از مظلوم و گسترش دایره‌ی نفوذ اسلام، از مهم‌ترین راهبردهای سیاست خارجی ایران است، زیرا ایران به‌عنوان کشوری انقلابی و اسلامی، وظیفه دارد از مستضعف حمایت کند. همین تکلیف‌گرایی و نگاه معنوی، نقطه‌ی چالش انقلاب اسلامی و جبهه‌ی استکبار است.

ویژگی‌های دیپلماسی انقلابی از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در دیدار با دست‌اندرکاران دستگاه دیپلماسی، مختصات و ویژگی‌های دیپلماسی انقلابی در تزار جمهوری اسلامی ایران را بیان نموده‌اند. در جدول پیش رو، اهم بیانات ایشان گردآوری شده است.

۱۱۲

علاوه بر موارد مندرج در جدول مذکور، فرماندهی معظم کل قوا، در دیدار با کارکنان وزارت امور خارجه در تابستان سال ۱۳۹۳، پنج ویژگی دیپلماسی ایرانی را تبیین فرمودند. اولین ویژگی این دیپلماسی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، پایبندی به موازین شرع است که در عرصه‌ی رفتارهای فردی و در محافل دیپلماتیک، باید رعایت شود. نترسیدن از هیبت و تشر قدرت‌های بزرگ از جمله آمریکا، دومین ویژگی دیپلماسی ایرانی از نگاه معظم‌له است که نتایج آن ایجاد جاذبه در دل ملت‌ها و تعظیم و تجلیل سیاست‌مداران دنیا نسبت به جمهوری اسلامی ایران بیان شده است. ایشان ویژگی سوم دیپلماسی ایرانی را دفاع صریح، قاطع و واقعی از مظلوم دانسته و جلوگاه آن را دفاع از ملت و مبارزین فلسطینی، لبنانی و موارد مشابه دیگر توصیف کرده‌اند.

مخالفت جدی با نظام سلطه، دیگر ویژگی دیپلماسی است که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید کرده‌اند و شاهد آن را مخالفت مقتدرانه‌ی مسئولان ما با دخالت سلطه‌گران و به‌ویژه آمریکا از ابتدای انقلاب تاکنون دانسته‌اند. پنجمین ویژگی دیپلماسی ایرانی از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، حفظ سرمایه‌ی ملی است که ضرورت آن را پشتوانه‌ی دستگاه دیپلماسی و عامل تأمین منافع ملی بیان داشته‌اند. همچنین ایشان عناصر سرمایه‌ی ملی این ویژگی را دین، استقلال برآمده از انقلاب اسلامی، بسیج، ملت مؤمن، جوانان انقلابی، سخن قاطع در مقابل زیاده‌خواهان، دانشمندان، نخبگان و فعالیت‌های علمی برشمرده‌اند.

با درک اهمیت مسئله‌ی آزادسازی فلسطین به‌عنوان نماد خارجی اندیشه‌ی انقلاب اسلامی، می‌توان به‌سادگی دریافت که رقابت ایدئولوژیک دولت انقلابی و هژمون در مسئله‌ی فلسطین با هم تلاقی می‌کنند و عملاً پیروزی در این میدان، ضربه‌ی بزرگی بر رقیب خواهد بود. در این مسیر، جمهوری اسلامی توانسته است با ایجاد محور مقاومت با همراهی حزب‌الله لبنان، برخی گروه‌های مبارز فلسطین، سوریه و عراق و البته افکار عمومی جهان اسلام و جبهه‌ی خود را محکم گرداند.

دوم: چالش‌های عملی (چالش عدول از دیپلماسی انقلابی)

۱٫ موازنه‌ی استراتژیک تهدید در منطقه

در منطقه‌ی حساس غرب آسیا و شمال آفریقا، ایران، ترکیه و عربستان سعودی، سه قدرت منطقه‌ای هستند که برای بسط نفوذ خود با یکدیگر رقابت می‌کنند. در نبرد علیه اسرائیل، ایران براساس اصول اسلام ناب جانب مظلوم را می‌گیرد و این همان نقطه‌ی عطف دیپلماسی انقلابی است، زیرا در قواعد دیپلماسی جهانی، هژمون و متحدان آن در پی منافع خود هستند و مظلوم و ظالم برای آنان فرقی ندارد. لذا در بحران سوریه، ایران به دنبال حفظ جریان مقاومت علیه اسرائیل است. ایران به‌عنوان کشوری انقلابی که با نظم موجود بین‌المللی مخالف است و در پی به چالش کشیدن هژمونی آمریکاست و ترکیه و عربستان که در پی موازنه‌ی راهبردی با ایران هستند، دو قطب منطقه‌ای بحران سوریه هستند.

بحران‌های منطقه‌ای دارای آثار و پیامدهای بین‌المللی‌اند و می‌توانند پای قدرت‌های بزرگ را به‌عنوان نیروی مداخله‌گر به منطقه‌ی مورد منازعه باز کنند. در مورد سوریه، آمریکا درصدد حفظ امنیت اسرائیل و ایجاد چتر امنیتی در قبال متحدین خود و اعمال هژمونی جهانی در منطقه‌ی خاورمیانه است که ایران به‌عنوان قدرت منطقه‌ای سعی در به چالش کشیدن نظم آن را دارد. محور اصلی مقابله با دولت سوریه را باید در راهبردهای امنیتی قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‌ای و بازیگران منطقه‌ای دانست. چنین اقدامی در راستای موازنه‌ی راهبردی تهدید انجام می‌گیرد.

در اندیشه‌ی ژئوپلیتیکی آمریکا و ترکیه و در رویکرد ایدئولوژیک عربستان، ایران به‌عنوان تهدید امنیتی محسوب می‌شود. به همین دلیل است که سه کشور فوق از طرح تضعیف و نابودی دولت سوریه برای کاهش قدرت منطقه‌ای ایران و ضربه زدن به محور مقاومت، بهره‌گیری می‌کنند. با عنایت به آنچه پیرامون جایگاه هژمون و مؤلفه‌های قدرت آن گفته شد و با ترسیم جایگاه ایران به‌عنوان رقیب ایدئولوژیک هژمون کنونی، می‌توان گفت تمام اقدامات ایران به‌عنوان دولت انقلابی در راستای ایدئولوژی و باورهای مطرح در متن انقلاب اسلامی است که هژمون را به چالش کشیده است.

۲٫ ضربه خوردن محور مقاومت

مفهوم مقاومت در حمایت از مظلومان عالم، علی‌الخصوص حمایت از فلسطین و مقابله با اسرائیل، تبلور می‌یابد. حمایت از گروه‌های مبارز فلسطینی در راستای نابودی اسرائیل و محو آن از روی زمین و معرفی اسرائیل به‌عنوان غده‌ی سرطانی منطقه (جمله‌ی معروف امام خمینی)، عملاً یکی از مهم‌ترین دال‌های گفتمان خارجی جمهوری اسلامی ایران را شکل داده است و تمام توان خارجی و نقشه‌های راهبردی سیاست خارجی ایران براساس این گفتمان شکل گرفته است.[۱۵] جمهوری اسلامی ایران در قالب حمایت از گروه‌های مبارز در راه آزادی فلسطین، به دنبال بسط اندیشه‌ی مقاومت در برابر غرب و ایجاد مقبولیت در جهان اسلام برای اندیشه‌ی مقاومت است و در این راستا، با حمایت همه‌جانبه از مبارزه با رژیم صهیونیستی، خود را به‌عنوان رأس هرم مقاومت معرفی می‌کند.

هدف غایی این گفتمان، نه فقط رهایی فلسطین از اشغال، بلکه ایجاد باوری جدید در جهان اسلام برای خودباوری و نوسازی تمدن اسلامی است که بتواند در برابر فرهنگ سلطه‌جوی غرب به رقابت بپردازد. جمهوری اسلامی، ایدئولوژی خود را در قالب امت واحده عرضه می‌کند که در پی ایجاد نظامی جهانی مبتنی بر ادبیات رهایی‌بخش اسلام انقلابی و فقاهتی است و ویژگی اصلی این نظام، سه مؤلفه‌ی عدالت، اخلاق و معنویت است.[۱۶] با درک اهمیت مقاومت برای بقای اندیشه و ایدئولوژی انقلاب اسلامی و نیز درک اهمیت مسئله‌ی آزادسازی فلسطین به‌عنوان نماد خارجی این اندیشه، می‌توان به‌سادگی دریافت که رقابت ایدئولوژیک دولت انقلابی و هژمون در مسئله‌ی فلسطین با هم تلاقی می‌کنند و عملاً پیروزی در این میدان، ضربه‌ی بزرگی بر رقیب خواهد بود.

در این مسیر، جمهوری اسلامی توانسته است با ایجاد محور مقاومت با همراهی حزب‌الله لبنان، برخی گروه‌های مبارز فلسطین، سوریه و عراق و البته افکار عمومی جهان اسلام و جبهه‌ی خود را محکم گرداند.[۱۷] در میان تمام متحدان، جریان مقاومت سوریه به دلیل اینکه خط مواصلاتی و تدارکاتی جریان مقاومت است، نقشی کلیدی دارد. از میان رفتن هرکدام از پایه‌های جریان مقاومت، بی‌شک ضربه‌ی بزرگی بر پیکره‌ی این جریان خواهد بود. در صورت بقای سوریه در جریان مقاومت ضدصهیونیستی و با توجه به رشد اسلام سیاسی و تمدنی و گسترش دامنه‌ی حرکات اسلامی در خاورمیانه و تشدید تنازع گفتمانی بین طرفداران وضع موجود به سرکردگی آمریکا و اروپا و همراهی ایادی منطقه‌ای آنان چون عربستان سعودی و ترکیه از یک‌سو و مخالفان این وضع به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، حزب‌الله و سوریه[۱۸] از سوی دیگر، شاهد چند رخداد استراتژیک خواهیم بود:

  1. نفی بیش از پیش نظام سلطه و به چالش کشیدن هژمونی جهانی آمریکا و نقد مدیریت یکجانبه‌ی جهانی
  2. تنزل جایگاه رژیم صهیونیستی و افول کارکرد منطقه‌ای آن
  3. ارتقای تأثیرگذاری ایران به‌عنوان بازیگر فعال و قدرتمند منطقه‌ای
  4. ناکارآمدی ائتلاف‌های بین‌المللی به‌خصوص ناتو در مقابله با بحران‌های منطقه‌ای
  5. تعمیق دامنه‌ی جبهه‌ی مقاومت به‌خصوص در شمال آفریقا و خلیج فارس.[۱۹]

مواضع جریان مقاومت در سوریه، حول همین محور قابل بررسی و ارزیابی است.

۳٫ هضم شدن در مناسبات بین‌المللی

هضم انقلاب اسلامی و سیاست‌های خارجی جمهوری اسلامی در مناسبات ناعادلانه‌ی بین‌المللی، باعث عقب‌نشینی ایران از گفتمان اسلام ناب محمدی می‌شود. عوارض این موضوع به شرح زیر است:

اول) الگوی انقلاب اسلامی که خاص جمهوری اسلامی بوده و یکی از مهم‌ترین عناصر هویت‌بخش آن است، تضعیف می‌شود.

دوم) گفتمان مقاومت مبنی‌ بر سلطه‌ستیزی، کارکرد نهضتی مبنی بر حمایت از مسلمانان، مستضعفان و نهضت‌های آزادی‌بخش که حول جمهوری اسلامی ایران تعین یافته است، تضعیف می‌شود.

سوم) نفوذ منطقه‌ای و الهام‌بخشی جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام تضعیف می‌گردد. *

پی‌نوشت‌ها

[۱]. Krasner, s. (1981), “structural causes and regime consequences” world politics 29: 47-317 & Cox, Robert w., with timothy, Sinclair, (1996), “approaches toward order” Cambridge: Cambridge university press, p.151.
[۲]. Griffiths, m. (1999), “fifty key thinkers in international relation”, London and New York Rutledge.
[۳]. Armstrong, David, (1993), “relation and world order”, oxford: Clarendon press.
[۴]. Ozceli, sezai, (2005), “Neorealist and Neo-Gramscian Hegemony in International Relations and Conflict R Resolution During The 1990’s”, Ekonomik ve Sosyal Arastrmalar Dergisi, (1), pp.88-114.
[۵]. Katzenstein, peter. (2009), introduction: domesticate and international forces and strategies of foreign economic policy” international organization, p 587-606.
[۶]. مشیرزاده، حمیرا و جعفری، هرمز (۱۳۹۱)، قدرت هژمون و دولت‌های انقلابی: مطالعة موردی آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، فصلنامة روابط خارجی، سال چهارم، شمارة اول، بهار.
[۷]. همان.
[۸]. Levy, jack, (2008), deterrence and coercive diplomacy: the contributions of Alexander George” political psychology 29(4), p 537-552.
[۹]. دهقانی فیروزآبادی، سید جلال و ذبیحی، رضا (۱۳۹۱)، «انقلاب اسلامی ایران و عدم مطلوبیت نظم بین‌المللی موجود»، فصلنامة مطالعات انقلاب اسلامی، سال نهم، شمارة چهارم، زمستان، ص ۷۱ تا ۹۰٫
[۱۰]. همان.
[۱۱]. محمدی، منوچهر (۱۳۸۴)، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، فصلنامة تخصصی مطالعات انقلاب اسلامی، شمارة ۲، ص ۵۱ تا ۸۴٫
[۱۲]. امام خمینی، سید روح‌الله (۱۳۷۱)، صحیفة نور، مجموعة رهنمودهای امام خمینی، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
[۱۳]. همان.
[۱۴]. همان.
[۱۵]. جوادی ارجمند، محمدجعفر و چابکی، ام‌البنین (۱۳۸۹)، هویت و شاخص‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، فصلنامة سیاست، مجلة دانشکدة حقوق و سیاست، دورة ۴، شمارة ۱، ص ۳۹-۵۹٫
[۱۶]. محمدی، همان.
[۱۷]. حاجی یوسفی، امیر (۱۳۸۸)، هلال شیعی، فرصت‌ها و تهدید‌ها برای ایران، اعراب و آمریکا، دانش سیاسی، سال پنجم، شمارة اول، ص ۱۵۹-۱۹۲٫
[۱۸]. دهشیری، محمدرضا (۱۳۹۲)، آوردگاه تغییر نظم منطقه‌ای، همشهری دیپلماتیک، شمارة ۷۰، فروردین‌ماه ۱۳۹۱، ص ۳۷٫

[۱۹]. همان.