در حالی که از آغاز روی کار آمدن دولت یازدهم، این دولت تمام هم و غم خود را به مذاکرات هسته ای گذاشته، بالاخره بعد از دو سال مذاکره، ایران و گروه ۱+۵ موفق شدند مذاکرات را جمع بندی کنند و سرانجام برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) تنظیم شد و قرار است توسط کنگره آمریکا و مجلس شورای اسلامی در ایران تصویب شود تا بدین وسیله برجام به توافق تبدیل شود و امکان اجرایی شدن داشته باشد. در آمریکا در شرایطی که جمهوری خواهان که اکثریت اعضای کنگره را تشکیل می دهند از عدم تایید برجام سخن می گویند، اما مقامات این کشور از جمله رئیس جمهور امریکا به دفاع تمام قد از برجام برخاسته و ابراز داشته در صورت مخالفت کنگره، رای کنگره را وتو خواهد کرد. به هر حال موضع گیری مقامات دولت امریکا در قبال جمع بندی مذاکرات به گونه ای است که آن ها این برجام را برای خود موفقیتی بزرگ می دانند و به این راحتی ها حاضر نیستند آن را از دست بدهند. اما در ایران نیز بحث های قابل توجهی بر سر برجام وجود دارد؛ در شرایطی که دولت یازدهم جمع بندی مذاکرات با گروه ۱+۵ را برای خود موفقیت بسیار بزرگی می داند و به گونه ای با این موضوع مواجهه می کند کانه حیات دولت به این برجام بستگی دارد، اما دولت نتوانسته در عرصه نخبگانی میدانی برای حمایت از برجام به وجود بیاورد و بخشی از گروه های سیاسی داخلی نیز برجام کنونی را به نفع منافع ملی کشور نمی دانند و معتقدند مجلس شورای اسلامی نباید آن را تایید کند. با این همه، در رابطه با تصویب یا عدم تصویب برجام در داخل ایران ملاحظاتی وجود دارد که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می شود:

۳۳۷۷۲۶۳_۸۲۹ copy

چرایی عدم تایید برجام در ایران

به طور کلی نگاهی به متن برجام نشان می دهد که هر چند جمع بندی مذاکرات در وین در مقایسه با بیانیه لوزان وضعیت بهتری دارد ولی نمی توان برجام فعلی را در راستای منافع ملی و در شان مردم ایران دانست چرا که مواردی در برجام وجود دارد که تایید آن توسط مجلس شورای اسلامی، به مثابه نقطه تاریکی در عملکرد مجلس نهم خواهد بود. لذا حتی از این منظر که مجلس نهم نمی خواهد در کارنامه خود تایید چنین متنی را بر جای بگذارد و برای ثبت در تاریخ هم که شده، بعید به نظر می رسد نمایندگان ملت زیر بار تایید برجام بروند. در واقع نگاهی به متن برجام نشان می دهد که خط قرمزهای ملت ایران در این برجام رعایت نشده و به وضوح می توان زیاده خواهی های امریکا را در آن مشاهده کرد و مشخص است که امریکا خود را برنده این جمع بندی می داند. علاوه بر این حتی اگر بخواهیم از برجام هم بگذریم از قطعنامه ای که شورای امنیت سازمان ملل مبتنی بر این برجام تصویب کرده است، نمی توان گذشت. در واقع نگاهی به متن قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت نشان می دهد که آنچه در این قطعنامه -که مبتنی بر برجام است- آمده، حتی با متن برجام هم همخوانی ندارد و در متن قطعنامه زیاده خواهی های آمریکا به وضوح مشخص است. قطعنامه ۲۲۳۱ به قدری غیرقابل قبول و در راستای منابع آمریکایی ها صادر شده که حتی اعضای تیم مذاکره کننده هم بر این مسئله اذعان دارند و جالب آنکه در پاسخ به این زیاده خواهی های تصویب شده در قطعنامه این گونه ابراز می دارند که «قرار نیست ایران این زیاده خواهی ها را بپذیرد و ما اگر بر اساس قطعنامه زیاده خواهی از آمریکا دیدیم آن را نادیده می گیریم». اما در رابطه با این قطعنامه نکته ای وجود دارد و آن اینکه اگر در رابطه با قطعنامه های قبلی، ایران مدعی بود ما این قعطنامه ها را قبول نداریم به این دلیل بود که این قطعنامه های ظالمانه هیچ گاه با نظر ایران تصویب نشده بودند و ایران هیچ نقشی در تصویب آن ها نداشت. اما قعطنامه اخیر تفاوتش با قبلی ها این است که خود ایران نیز در تصویب آن ها نقش دارد و تصویب آن ها را قبول کرده و در چنین شرایطی دیگر نمی توان گفت ما این قطعنامه را قبول نداریم. لذا در چنین شرایطی تایید برجام کنونی توسط نمایندگان مردم در مجلس اقدامی نیست که در راستای منافع ملی قابل تعریف باشد و بتوان از این اقدام دفاع کرد.

آغاز کنفرانس مشترک ظریف و موگرینی

آغاز کنفرانس مشترک ظریف و موگرینی

ملاحظاتی که ممکن است به واسطه آن ها برجام تایید شود

اما علاوه بر آنچه گفته شد، ملاحظاتی وجود دارد که ممکن است بر اساس آن ها ادعا شود عدم تصویب برجام، تصمیم مناسبی توسط مجلس شورای اسلامی یا شورای عالی امنیت ملی نیست. در واقع نوع مواجهه دولت با برجام و تلاشی که دولتی ها در این زمنیه می کنند موجب شده که این تلقی در کشور به وجود بیاید که مجلس شورای اسلامی ناگزیر از تایید برجام است و عدم تایید برجام به مصحلت کشور نیست. در واقع دولت یازدهم به مدد ارتش رسانه ای که در اختیار دارد به گونه جمع بندی مذاکرات با گروه ۱+۵ را موفقیتی بزرگ اعلام کرده که این انتظار را برای مردم به وجود آورده که فقط این برجام باید توسط مجلس تایید شود و محتوای مورد نظر آن اهمیتی ندارد. علاوه بر این عدم تایید برجام در داخل ایران تبعات دیگری نیز به دنبال خواهد داشت؛ در واقع طرف مقابل برجام را به گونه ای تنظیم کرده است که منافع خودش را به همراه داشته باشد و از آنجایی که منافع ملی ایران در برجام آنگونه که در شان ملت ایران است رعایت نشده، این امکان از وجود دارد که مجلس شورای اسلامی آن را تایید نکند؛ اما عدم تایید آن توسط ایران، غرب را برای مقصر جلوه دادن ایران بیشتر یاری می کند و بر این گزاره که ایران مقصر شکست مذاکرات است دامن می زند. مسئله ای که آمریکایی ها از همان ابتدا آن را دنبال می کردند و تلاش می کردند ایران را مقصر عدم موفقیت مذاکرات جلوه دهند.

۳۵۶۴۶۹_۵۴۶ copy

راه حل و مسیر عقلانی چیست؟

اما راه حل و مسیر عقلانی برای برون رفت از این مخمصه چیست؟ به نظر می رسد نگاه صفر و صدی به برجام و سخن گفتن از اینکه یا باید برجام به طور مطلق توسط مجلس شورای اسلامی تایید شود و یا به طور کامل رد شود، دامی است که توسط طرف مقابل طراحی شده و بدین شکل طرف غربی به دنبال این است تا خواسته های خود را به ایران تحمیل کند. در واقع غرب به این جهت به دنبال این است که فرایند تایید و عدم تایید برجام را مطلق کند که اگر ایران تایید نکند، مدعی شود ایران به توافق پایبند نیست و برهم زننده توافق است و اگر هم ایران برجام را کاملا تایید کند، متنی را تایید کرده که بخش هایی از آن از خطوط قرمز مشخص شده عبور کرده و این به هیچ عنوان در برگیرنده منافع ملی ایرانیان نخواهد بود. لذا با توضیحاتی که بیان شد، بهترین راه حل در چنین شرایطی این است که مسئولان و به ویژه نمایندگان ملت در مجلس، به درستی خدعه دشمن را بشناسند و زیر بار تایید یا عدم تایید مطلق برجام نروند؛ بلکه در فضایی منطقی و آرام به بررسی دقیق همه مفاد و اجزای متن برجام بپردازند و آن بخشی که در راستای منافع ملی است را تایید و آن بخش هایی که در تضاد با منافع ملی ایرانیان است را رد کنند.

smpf copy

سخن پایانی

جدای از تلاش های شبانه روزی تیم مذاکره کننده هسته ای، اما عدم توجه کافی دولت یازدهم به منافع ملی در جمع بندی مذاکرات هسته ای موجب شده که متن برجام به گونه ای تنطیم شود که ایران را در مخمصه ای پیچیده قرار دهد. به طوری که از یک طرف متن جمع بندی توافق به گونه ای نیست که در برگیرنده منافع ملی ایرانیان باشد و تایید آن توسط مجلس شورای اسلامی نقطه منفی را در کارنامه مجلس ثبت خواهد کرد که آیندگان در رابطه با آن قضاوت خواهند کرد. اما از سوی دیگر دولت یازدهم تلاش کرده همه امور کشور را به توافق گره بزند و به گونه ای القا کرده است که حیات دولت و حل و فصل مشکلات کشور به نهایی شدن توافق بستگی دارد. با این همه به نظر می رسد بهترین راه حل در شرایط کنونی، نه تایید یا رد مطلق برجام، که بررسی دقیق همه اجزا و بندهای توافق توسط مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی و تایید یا رد مفاد برجام بر اساس خطوط قرمز و منافع ملی است.