امروزه هر کشوری برای رسیدن به رفاه و توسعه همه‌جانبه ناگزیر به پیش‌بینی نیازها و امکانات خود در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلند مدت و سپس طراحی و اجرای برنامه‌های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در جهت تامین آن نیازها است.

در این راستا، جمعیت، ساختار و پویایی آن محور و مرکز برنامه‌ریزی‌های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی محسوب می‌شود. تحولات جمعیتی تقریبا همه جوانب زندگی و دنیای پیرامون ما را تحت‏تاثیر قرار داده و اثرات متعددی بر خرده نظام‏های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر جای می‌گذارد. از این رو، شناخت رفتار پویای جمعیت که با بررسی تعیین‌کننده‌ها و پیامدهای تغییرات در ساختار، توزیع و رشد جمعیت سروکار دارد، از اهمیت تحقیقاتی  سیاستی زیادی برخوردار است.

با توجه به تأکید مقام معظم رهبری و اهداف بلند انقلاب اسلامی برای نشرمعارف اهل بیت(ع) و با توجه به مستندات تاریخی نزدیکی وضعیت فشارهای سیاسی اجتماعی بر شیعیان آنزمان و از طرفی تهدیدات و برنامه های صهیونیسم برای کنترل و از بین بردن نسل شیعی در این زمان به مسئله راهبردهای امام موسی کاظم (ع) در افزایش جمعیت شیعی  به عنوان یکی از راههای مقابله جدی با چالش ها و شکافهای جامعه شیعی می پردازیم. جامعه شیعی  که مقام معظم رهبری در سخنان خود عنوان نمودند (( این مسئله ى افزایش نسل و اینها جزو مباحث مهمى است که واقعاً همه ى مسئولین کشور – نه فقط مسئولین ادارى – روحانیون، کسانى که منبرهاى تبلیغى دارند، باید در جامعه درباره ى آن فرهنگ سازى کنند))

محورهای شرایط سیاسی اجتماعی محدود کردن شیعیان

۱-  رواج عقاید منحرف و انگیزه ها و واپس گرایی های شعوبی و نژادپرستی و عقاید مختلف دینی

از خطرناک ترین این تبلیغات زهرآگین، تبلیغ افکار الحادی و کفرآمیز بود که قلب و دل نوجوانان را نشانه گرفته بود. موضع امام موسی(ع) در برابر این تبلیغات، آن بود که با دلایل استوار در برابر آن بایستد و با پوچی و بی مایگی  آن به معارضه برخیزد و دوری آن را از منطق و واقعیت توضیح دهد و عیوب آن را باز گوید تا آن جا که گروهی  انبوه از پیروان آن عقاید پوچ به اشتباه خود و فساد خط مشی اتخاذی خویش اعتراف کردند و به این دلیل جنبش امام درخشندگی یافت و قدرت علمی آن حضرت منتشر گردید. چندان که گروهی بزرگ از مسلمانان از آن پیروی کردند و آن را پذیرفتند و این امر بر مسؤولان حکومت گران آمد از این رو آنان را تحت فشار و شکنجه قرار دادند و در زمینه های عقیدتی آنان را از گفت وگو باز داشتند تا جایی که امام موسی(ع) ناچار شد به هشام (یکی  از اصحاب خود) فرستاده ای گسیل دارد و او را هشدار دهد تا به علت خطرهای موجود، از سخن گفتن خودداری کند و هشام تا مرگ مهدی، از سخن گفتن خودداری کرد.

۲- روش حاکمان و خلفای ستمگردر برخورد با شیعیان

از سویی ، سیاست و مشی حکومت، ستیز با شیعه بود. ضمن این که نظام استبدادی بنی عباس از موسی بن جعفر(ع) و پیروانش وحشت داشت و کینه و حسد خویش را از راه های مختلف نشان می داد.

هارون نیز روش  هادی را ادامه داد و فدک را غصب کرد و نگذاشت منافع آن به حضرت موسی بن جعفر(ع) و اهل بیت برسد. او با گماردن مأموران ویژه، ارتباط مالی امام و شیعیان را قطع کرد تا جایی که آن بزرگوار بارها از سختی  معیشت خویش می نالید. افزون بر آن، هارون هر از گاهی برای آن حضرت مزاحمت فراهم می کرد و او را از مدینه به بغداد و یا بصره منتقل می نمود و به بهانه این که مردم را به سوی خود می خواند و کارش به اختلاف و خون ریزی می انجامد، به زندانش می افکند.

هارون در سال ۱۷۰ ه. ق در برابر قبر پیامبر خدا(ص) برای فریب افکار عمومی چنین گفت: ای پیامبر خدا! برای کاری که تصمیم گرفته ام انجام دهم از تو پوزش می طلبم؛ می خواهم موسی بن جعفر(ع) را زندانی کنم، زیرا او مردم را به خویش دعوت می کند و با این کار در پی اختلاف میان امت تو و ریختن خون آن هاست.

به هر روی، وضع جامعه عصر امام کاظم(ع) به گونه ای بود که قیام مسلحانه ره به جایی نمی برد. به همین دلیل آن حضرت تصمیم گرفت از راه های دیگری با حکومت طاغوت مبارزه کند، که در ادامه به بعضی از آن ها اشاره می کنیم.

۳- ایجاد انشعاب دینی و فرقه ای بین شیعیان

با توجه به مستندات تاریخی بسیاری از مورخان ؛ زمان امامت امام صادق علیه السلام را زمان گسترش فرقه گرایی می دانند. تهاجم گسترده فرهنگی با ظهور کیسانیه، زیدیه،‌ غلات، معتزله، موجبه، زنادقه، به اوج خود می رسد، این دو مسئله حساسیت عصر امام صادق و امام کاظم علیهم السلام را افزایش می دهد، و در زمان امام موسی کاظم (ع) ایشان با پایه گذاری نهضت علمی عظیم هدایت علمی و فرهنگی شیعیان و جهان اسلام را بر عهده می گیرد و تحولی شگرف ایجاد می کند.

راهکارهای امام موسی کاظم (ع) در مقابله با چالش ها ی جامعه شیعی

۱- تربیت و حفظ اندیشمندان فکری و سیاسی

امام کاظم(ع) با این که از سوی حکومت  هارون تحت فشار بود و بخش عمده ای از عمرش را در زندان گذراند، اندیشمندانی  تربیت کرد که در برابر حکومت جور و گروه های انحرافی می ایستادند و در عرصه علمی و اجتماعی از وثاقت و اطمینان بالایی برخوردار بودند. امام می دانست که هدایت شیعیان و مبارزه با حکومت، نیاز به انسان های  سیاست مدار، متدیّن و عالم دارد تا مسیر او را ادامه دهند.  شاگردان امام نیز با روش های گوناگون به مبارزه علیه حکومت اقدام می کردند. حتی بعضی از شاگردان و تربیت یافتگان امام با بیان جایگاه حکومت و امامت و این که حکومت، حق خاندان پیامبر(ص) است، با حکومت وقت مبارزه می کردند.  بعضی از آن ها همانند یونس بن عبدالرحمان، صفوان بن یحیی، محمدبن ابی عمیر، عبدالله بن مغیره، حسن بن محبوب سراد و احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، از اصحاب اجماع شمرده شده اند. عظمت این بزرگان چنان بود که راویان و محدّثان هرگاه حدیث و روایت خود را منتهی به یکی از افراد فوق می دیدند، آرامش خاطر پیدا می کردند. آنان تألیفات فراوانی داشتند و برخی از آن ها سال های بسیاری را در زندان گذرانده بودند؛ همانند یونس بن عبدالرحمان، محمد بن ابیعمیرو …

۲- ایجاد وحدت و حمایت از انقلابیان

گرچه امام خود به دلیل فراهم نبودن شرایط، قیام مسلحانه انجام نداد، اما مبارزه امام در قالب دیگر بروز نمود و آن، حمایت از قیام ها و نهضت های انقلابی بود. از جمله این قیام ها، قیام شهید فخ (حسین بن علی بن حسن المثنی بن الحسن المجتبی – علیه السلام – ) بود، که حضرت از آن حمایت کرد.

وی که از ستم ها و فشارهای روحی فرماندار مدینه به علویان به ستوه آمده بود، دست به قیام مسلحانه زد و این در زمانی بود که «هادی»، خلیفه ستمگر عباسی حکومت را در دست داشت. قرار شد شبانگاهان قبل از اذان صبح حرکت آغاز شود. حسین که رهبری قیام را عهده دار بود به خدمت امام موسی(ع) رسید. حضرت توصیه هایی به او فرمود: تو شهید خواهی شد، ضربه ها را نیکو بزن و نهایت تلاش خود را بنما. این مردم، فاسق هستند، به ظاهر ایمان دارند، اما در باطن، نفاق و شک را پنهان می دارند. همه ما مملوک خداییم و به سوی او باز می گردیم.

۳- حفظ نیروهای کارآمد و تشکیل جمعیت وکلای شیعه

امام کاظم(ع) علاوه بر نیروسازی و تربیت آن ها سعی می کرد نیروهای قدرتمند، مقاوم و آشنا به مصالح اسلام را حفظ کند و در مقاطع مختلف از آنان بهره بگیرد. هم چنین توجه داشت که در حدّ امکان آن ها شناسایی نشوند، بلکه با پوشش های مختلف چنان عمل کنند که هیچ گونه حساسیتی در حاکمان غاصب عباسی به وجود نیاید. علی بن یقطین با تمام اخلاص در خدمت موسی بن جعفر(ع) بود، در حالی که پست وزارت داشت و خمس اموال خویش را به حضرت می داد و به وسایط گوناگون به یاران آن بزرگوار مساعدت می نمود. در همین راستا امام دستور تشکیل جمعیت وکلای شیعه را در سخت ترین شرایط سیاسی دادند که باعث ایجاد وحدت و یکپارچه نگهداشتن یاران ایشان داشته است.

ترقیب به افزایش جمعیت شیعی

اگرچه ترقیب به افزایش جمعیت شیعی بطور مستقیم باتوجه به شرایط سیاسی و خفگان موجود زمان از سوی حاکمان مستبد در بیان امام (ع) دیده نشده است، لیکن آن امام همام مسئله ترویج نسل را از خود شروع نموده و به روشنگری سیاستهای متجاوزانه بر علیه شیعیان پرداختند  که در شرایط امروز دشمنان چه هدفی را دنبال نموده اند تا شیعه را با روشهای مختلف محدود نمایند .  دشمنانی که همیشه در پی از بین بردن یاران ایشان بوده اند و امام (ع) در شرایطی قرار گرفتند که می دانستند چنین هدفی از زمان امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) توسط بنی امیه و بعد حجاج بن یوسف و متوکل عباسی که بسیاری از سادات را به شهادت می رساندند شروع شده است.

متوکل عباسی دهمین نفر از خلفای عباسی (متوکل) پسر معتصم است زندگی او آکنده از شرارت نفس و ظلم و ستم مخصوصاً به علویّین است.

پیوسته زائران مشاهده مشرّفه را تحت فشار قرار می داد و فتح بن خاقان که وزیرش بود با او همدستی می کرد در روایتی از امیر المومنین علیه السلام نقل شده ست که حضرت فرموده است:  دهمین نفر از خلفای عباسی کافرترین آنهاست.

متوکل در سال ۲۳۶ دستور داد که حرم مطهر و بارگاه حضرت سید الشهداء علیه السلام را با زمین هموار ساختند و به منظور زراعت آب بر آن بست ولی هر چه تلاش کردند آبها به سمت روضه منوره جاری نشد و فقط اطراف قبر اّن حضرت می چرخید و این مسئله مایه حیرت مردم شده بود بدین جهت به سرزمین مقدس کربلا و روضه منوره حائر می گویند.

متوکل دشمنی سرسختانه ای با امیرالمؤمنین و اهلبیت و بطور کلی با شیعیان داشت به گونه ای که سخت ترین روزگار شیعه، دوران خلافت متوکل بوده است. لذا امام موسی کاظم(ع) در مواجه با حجم عظیم دشمنی و نسل کشی شیعه با حفظ نیروهای کارآمد، حمایت از شیعیان و تربیت اندیشمندان فکری و سیاسی و می توان یکی از دلایل بسیار مهمی که آن امام همام دارای فرزندان زیادی بود به دیگر شیعیان آموخت تا با این شیوه باعث ماندگی جمعیت شیعی شوند.

سخن پایانی:

باید گفت پیوند خوردن منافع امپراتوری القاعده و آمریکا در ماجرای حمله به سوریه، عراق، افغانستان، بحرین ، یمن ، پاکستان، لبنان و حتی در آفریقا و اروپا و به شهادت رساندن برخی شخصیتهای تاثیرگزار یکی از مهم ترین و اساسی ترین نکاتی است که در این رویداد مهم تاریخی می بایست به آن توجه نماییم و باید پرسید چه هدف مشترکی میان اقدامات امریکا و القاعده وجود دارد که آنها را در کنار هم قرار داده است؟

یعنی سیاست اسلام هراسی که امروزه یکی از پدیده‌های رایج دنیای استکبار و دنیای غرب است و ایجاد جنگ روانی بر علیه شیعیان و  شیعه کشی از مهمترین مولفه ها و دستور کار ایادی آمریکا در این زمان می باشد که با هوشیاری مقام معظم رهبری که در سخنرانی خود تأکید بر بررسی وضعیت عمومی شیعیان خصوصا تولید نسل در کشورمان، داشته اند فرد فرد شیعه را به داشتن  نقش بسزایی در بسامانی این امر وا می دارد.

اگرچه شیوه های مبارزه سیاسی امام(ع) به موارد ذکرشده خلاصه نمی شود، و آن  امام همام در قالب دعا، موعظه و حتی زندان رفتن نیز به مبارزه با حاکمان عباسی پرداختند و سرانجام حکومت، آن امام بزرگوار را درتاریخ پنجم رجب المرجب سال ۱۸۳ هجری بدست سندی بن شاهک به دستورهارون الرشید به شهادت رساند.

گردآوری و تنظیم: حجت الاسلام ولی الله معدنی پور، مبلغ و کارشناس دینی حوزه علمیه قم/