«شما تابحال عاشق شده اید» این جمله کسی است که امروز ۹۲ سال دارد و سال ها در عرصه های تئاتر، تلویزیون و سینما و حتی در عرصه های کتاب و ادبیات نیز فعالیت کرده است، او این جمله را در پاسخ به میزان علاقه اش به کتاب می گوید.

داریوش اسدزاده متولد ۱۳۰۲ است و در تمام این سال ها جز فعالیت های هنری عاشق مطالعه بوده است.

او یک کتابخانه دارد که می گوید کتاب هایش به ۴۰۰۰ عنوان می رسد و در آن از تاریخ گرفته تا شعر و آثار مذهبی و سیاسی و حتی نمایشنامه های خارجی کتاب دارد و تنها موضوعی که سراغش نرفته است و نمی رود رمان است که می گوید علاقه ای به آن ندارد.

اسدزاده از جمله هنرمندانی است که نه تنها درباره کتاب دغدغه دارد که می گوید عاشق کتاب است و برایش حکم فرزند را دارد. او در این سال ها کتاب هایی را هم به نگارش درآورده و منتشر کرده است.

داریوش اسدزاده آنقدر فیلم و سریال و تئاتر بازی کرده است که شاید نام بردن از نمونه کارهایش کمی سخت باشد اما اگر قرار باشد سراغ کارهای تلویزیونی او که طیف گسترده تری از مردم دیده اند، برویم می توان از سریال های دوران کودکی چون «سمندون» تا مجموعه های بزرگ‌سال تری مانند «روزگار جوانی»، «آژانس دوستی» و حتی «خانه سبز» یاد کرد.

«مهر» به مناسبت بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب گفتگویی با وی داشتیم تا نظر وی را درباره اوضاع و احوال این روزهای کتاب در جامعه جویا شویم.

تلفن را که برمی دارد می گوید اتفاقا در کتابخانه منزلش نشسته و درحال خواندن یک کتاب است.

*آقای اسدزاده این روزها که مردم بیشتر درگیر دغدغه های روزانه و فکر معاش و اولویت های دیگری هستند شما چه می کنید؟

– زندگی من با کتاب می گذرد. همین الان هم در کتابخانه خود هستم و با شما صحبت می کنم.

*چه کتابی را می خواندید؟

– کتابی تاریخی را می خواندم.

*فرصت هم دارید که به کتابفروشی ها بروید و کتاب خریداری کنید؟

– اکثر کتابخانه ها و کتابفروشی هایی که در نزدیکی منزلم قرار دارند مرا می شناسند و گاهی خودشان خبر انتشار کتاب های جدیدشان را اطلاع می دهند، با من تماس می گیرند و اطلاع می دهند و یا به عنوان هدیه برایم می فرستند.

من باید همواره در جریان کتاب ها و مطالعه باشم چون خودم هم نویسنده هستم و تاکنون ۳ کتاب نوشته ام.

*فکر می کنم کتابی هم در بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب دارید.

– بله کتاب «تماشاخانه تهران به روایت داریوش اسدزاده» را دارم که درباره تئاتر و پایه گذاری این هنر و همچنین اولین تماشاخانه تهران است.

* این روزها در اطراف شما و افرادی که می‌شناسید چقدر کتابخوان وجود دارد؟

– کتابخوانی بسیار کم شده است. مردم بیشتر به سمت تکنولوژی و ابزارهای اینترنتی رفته اند البته آنهایی که اهل کتاب و عاشق باشند همچنان در جستجوی کتاب های مورد علاقه خود هستند اما اینترنت همه را از کتاب دور کرده است.

*بعضی هم البته از همین طریق کتاب های اینترنتی مطالعه می کنند. نظرتان درباره این روش چیست؟

– برای نسل های جوان شاید خوب باشد اما ما که اهل کتاب هستیم هرکجا که احساس نیاز کنیم به کتاب ها رجوع می کنیم. خود من همیشه هرگاه در مساله ای گیر کنم به کتابخانه ام رجوع می کنم. مخصوصا ما چون بازیگر هستیم باید دایما در مطالعه و کتابخوانی باشیم چون بازیگر باید سواد داشته باشد و من اگر مشغول کار سینمایی نباشم همیشه در کتابخانه خود مشغول مطالعه هستم حتی اگر روز بعد کاری نداشته باشم گاهی نیمه شب ها بیدار هستم و متوجه می شوم که به طور مثال تا ۴ صبح در حال مطالعه بوده ام.

*چه کتاب هایی را معمولا مطالعه می کنید؟

– کتاب هایی در حوزه تاریخ، سیاست و مذهب که گاهی با هم مرتبط هستند و نمی توان از یکدیگر تفکیک کرد.

*می توانید از جمله کتاب هایی که اخیرا خوانده اید نام ببرید و یا اگر برایتان جالب بوده است توصیه کنید که دیگران هم آن را تهیه کرده و مطالعه کنند؟

– فکر می کنم هر کسی خودش باید به دنبال علاقه اش برود. برای کتابخوانی نمی توان اینگونه توصیه کرد. اگر کسی علاقمند باشد باید خودش به کتابخانه و کتابفروشی برود و حوزه مورد علاقه خود را پیدا کند. ممکن است شخصی به فلسفه علاقمند باشد و یا یکی رمان دوست داشته باشد. خود من در کتابخانه ام کتاب رمان ندارم چون به نظرم رمان تخیل نویسنده است اما من دوست دارم کتابی را بخوانم که برایم باقی بماند و درباره آن بتوانم اظهارنظر کنم.

*حدودا چند کتاب در کتابخانه خود دارید؟

– حدود ۴ هزار کتاب.

*فکر می کنید چرا مردم این روزها از کتاب دور شده اند و کتابخانه ها کمتر کتاب دارد؟

– تکنولوژی های مثل موبایل، اینترنت و دیگر ابزار همه را از خواندن دور کرده است.

*گاهی بعضی از مردم دلیل نخواندن کتاب‌های تاریخی را به تحریف حقایق از سوی نویسندگان مرتبط می‌کنند. شما هم با این مساله برخورد داشته اید؟

– بله. من حتی بعضی از کتاب ها را با چند نسخه مطالعه می کنم به طور مثال اگر چند ترجمه داشته باشد به سراغ آثار مترجمان مختلف می روم. همچنین گاهی بعضی از دوره های تاریخی را با چند مرجع می خوانم و بعد با هم مقایسه می کنم چون کتاب های تاریخ معمولا یا تحریف می شود و یا دارای اشتباهات و قصورهایی هستند.

خود من حتی کتاب هایی از تاریخ ایران دهه های ۲۰، ۳۰، ۴۰ خوانده ام که چون خودم آن دوران را درک کرده ام، فهمیده ام که اشتباه است و یا غلوهایی در آنها انجام شده است. با این حال هر کسی از درک و قدرت تشخیص برخوردار است و اگر در باب موضوعی مطالعه کند و با روایت های متناقضی مواجه شود، می تواند تحقیق بیشتری داشته باشد و بالاخره باز هم به وسیله خود کتاب به آنچه که می خواهد دست پیدا کند.

*جناب اسدزاده شما بازیگر هستید و گفتید این یکی از دلایلی است که سراغ مطالعه می روید. فکر می کنید قشر فرهیخته ما در هر شغل و حرفه ای به سراغ کتاب های تخصصی رشته کاری خود می رود؟ به طور مثال بازیگرانی که شما می شناسید چقدر درگیر مطالعه کتاب هستند؟

– رشته تخصصی خود من تئاتر است ولی دیگر در این حوزه کار نمی کنم چون قدرت بدنی و توانایی حفظ کردن دیالوگ در تئاتر را ندارم و گاهی سریال های تلویزیونی و سینمایی کار می کنم. بنابراین باید کتاب هایی را که در آنها نمایشنامه ها و فیلمنامه ها به نگارش درآمده اند، بخوانم چون باید شخصیت ها را بشناسم. هر نمایشنامه شخصیت های مختلفی دارد که مطالعه آنها به درک و آگاهی و سواد شما از نقش هایی که می خواهید ایفا کنید کمک می کند.

از اینکه چقدر بازیگران ما مطالعه دارند اطلاعی ندارم اما فکر می کنم که مطالعه داشته باشند چون این یک نیاز و الزام است و همانطور که گفتم بازیگر برای شناخت شخصیت ها باید دایم فیلمنامه ها و نمایشنامه ها را بخواند.

*شما که خرید کتاب برایتان یکی از ملزومات زندگی است قیمت آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

– طبیعتا کتاب گران است، به این دلیل که کاغذ گران است و همچنین فعالیت های چاپ و نشر هم هزینه دربردارد. کتاب هایی داریم که شاید زیر ۱۰ هزار تومان باشند اما کتاب هایی هم هستند که به ۵۰۰ هزارتومان برسند و هرکسی نمی تواند تهیه کند. من نمونه ای از کتاب های نفیس دارم که به طور مثال اشعار حافظ را در چهار زبان آورده است.

*فکر می کنم با خریدن هر کتابی افراد نوعی اولویت گذاری می کنند و هزینه های دیگری را کاهش می دهند. چه دلیلی دارد که اینقدر هزینه کرده و چنین کتاب هایی را تهیه می کنید؟

– شما تابحال عاشق نشده اید؟

*چطور؟

– وقتی عاشق هستید ممکن است از هزینه ناهار و شام خود هم بزنید و برای آنچه که می خواهید پول پرداخت کنید. عشق باعث می شود که آنچه را که می خواهید تهیه کنید.

*ارزش و لذت خرید کتاب های نفیس برای شما چیست؟

– لذتش به این است که وقتی بیت «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/ گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند» را می خوانم دوست دارم بدانم این شعر در انگلیسی چطور معنا شده است و بعد می روم و زبان های دیگر را جستجو می کنم تا ببینم این عبارات در آن زبان چگونه تعریف شده اند. یا وقتی خط استاد محمد سلحشور را می بینم لذت بیشتری از مطالعه ام، می برم.

*شما کتاب های کتابخانه خود را امانت هم می دهید؟

– خیر. کتاب فرزند من است البته پیش از این چند کتابم را برده بودند و دیگر نیاوردند به همین دلیل من هم دیگر کتاب هایم را امانت نمی دهم.

*پس اگر کسی کتابی از شما بخواهد چه می کنید؟

– از او می خواهم که به کتابخانه ام بیاید و همین جا کتاب را مطالعه کند. حاضرم ناهار و شامش را هم خودم بدهم اما کتابی از اینجا بیرون نبرد.

*هیچ وقت فکر کرده اید که بعد از شما تکلیف این کتابخانه چه می شود؟

– گاهی اوقات به این مساله فکر می کنم. اینکه بعد از من کتابخانه ام به چه کسی می رسد و یا کتاب هایم به کجا می روند. از طرفی با خود می گویم که کتاب هارا به فرزندانم بدهم اما هیچ کدامشان ایران نیستند و از طرف دیگر فکر می کنم به کتابخانه یک دانشگاه و یا خانه تئاتر اهدا کنم.

*فکر می کنید بتوانید یک روز از این کتاب های دست بکشید؟

– خیر. در حال حاضر نمی توانم. حتی گاهی همسرم می گوید این اتاق را خالی کنم اما به او می گویم ممکن است بتواند مرا از خانه بیرون کند اما کتاب هایم را نمی تواند. (با خنده)

*فکر می کنید چه باید کرد تا این علاقه به کتاب در مردم هم بوجود بیاید؟

ببینید من در کودکی به تئاتر علاقه داشتم اما پدرم می خواست افسر شوم من هم از این شغل فرار کردم، آن زمان عاشق تئاتر بودم. کتاب هم یکی از علایق من است. نمی توان به مردم گفت کتاب بخوانید چون هیچ تاثیری ندارد بلکه آنها باید عاشق کتاب شوند.

*یعنی کارهایی مثل تبلیغ هم تاثیری ندارد؟

– تبلیغ موثر است اما باید افراد را به مطالعه عادت داد و این شرایط را فراهم کرد. خود من در کودکی فقط چند کتاب داشتم. آن زمان کتاب های زیادی نبودند و «امیر ارسلان نامدار» و «حسین کرد شبستری» معروف‌ترین آثار بود که من بارها این دو را می خواندم و عادت کرده بودم.

امروزه جوان ها دائم در اینترنت و در تماس با تکنولوژی ها هستند و حتی اطلاعات مورد نیازشان را هم از گوگل دریافت می کنند اما من فکر می کنم حتی گوگل هم اطلاعات کتابخانه مرا ندارد و ترجیح می دهم برای دریافت اطلاعات هم به این کتابخانه بیایم.