جنگ، برایم واژه غریبی است. مرا می‌برد به سال‌هایی که نبوده‌ام. به هشت سال تحمیل آتش بر کشورم. واژه عجیبی که تصاویر آرشیوی را که تمام این سال‌ها در قاب تلویزیون ملی نشسته‌اند، در برابر چشمانم قرار می‌دهد. واژه‌ای که صدای پای رزمندگان، هنگامی که در دل شب، به‌سوی مواضع دشمن در حرکتند، صدای خش‌خش بی‌سیم و صدای مهیب انفجار را برایم تداعی می‌کند. نام چند عملیات، نام چند کتاب و نام چند فیلم سینمایی را در ذهنم ردیف می‌کند. نام حسین فهمیده، نام همت و باکری و جهان‌آرا را در گوشم زمزمه می‌کند. مرا می‌برد به هفته اول مهر سال‌هایی که دانش‌آموز بوده‌ام. یاد نمایش‌ مین و نارنجک در حیاط مدرسه‌ را در ذهنم زنده می‌کند. مرا به سوم خرداد می‌برد، وقتی سال‌ها پس از آزادسازی خرمشهر برای اولین بار از رادیو شنیدم که «خرمشهر، شهر خون و قیام آزاد شد.» مرا یاد جانبازی می‌اندازد که سال‌هاست روی ویلچر می‌نشیند.

کلمه جنگ، تصویری از گلزار شهدای بهشت‌زهرا(س) را در ذهنم نقش می‌زند، تصویر هزاران مرد میدان جنگ که به چشم ظاهربین ما در دل خاک آرمیده‌اند. واژه نامقدس جنگ، مرا به یاد سال‌های مقدس دفاع و جهاد می‌اندازد و کنار اینها همه، هزاران پرسش نیز به ذهنم هجوم می‌آورد.

به‌راستی این جنگ برای امروز و فردای این سرزمین چه ره‌آورد فرهنگی، امنیتی و… داشته است؟ نسبت آنهایی که پس از امضای قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل متحد متولد شدند با دوران دفاع چیست؟ میراث جنگ تحمیلی برای نسل‌هایی که در دوران صلح و سازندگی به دنیا آمده‌اند، چیست؟

تاریخ یا فرهنگ؟

چرایی آغاز جنگ، تصمیمات فرماندهان در طی هشت سال دفاع مقدس، مکان، زمان و چگونگی عملیات‌های نظامی، تعداد جنگ‌افزارها و سربازها، شیوه‌های جنگی، تعداد اسرا و جان‌باختگان تسلیحات جنگی اروپایی و پول‌های عربی در اختیار دیکتاتور عراق، سخت‌دلی درجه‌داران ارتش بعث، قطعنامه ۵۹۸ و دلیل امضا شدن آن، عملیات مرصاد و منافقین، تاریخ جنگ هشت‌ساله تحمیلی به ملت ایران را می‌سازد. گروهی معتقدند که این مشخصات تاریخی باید موبه‌مو به نسل‌هایی که جنگ را به یاد ندارند، آموزش داده شود تا دفاع مقدس برای همیشه در اذهان عمومی کشور حک شود تا به واسطه این حک شدن، همه بدانند در تاریخ کهن ایران تنها جنگی که سانتی‌متری از خاک کشور از دست نرفت، جنگی است که صدام با حمایت جبهه تحجر منطقه‌ای و استکبار جهانی به این سرزمین تحمیل کرد، اما به‌گمان نگارنده، آنچه مهم‌تر است، فرهنگ برآمده از جنگ هشت‌ساله است. رشادت و مردانگی رزمندگان اسلام و ایران، ایستادگی و حق‌طلبی مردم ما، پیروی ملت ایران از ولی‌فقیه زمان، تفکر و مشیی که موجب شد جوانان این سرزمین با تبعیت از فرمان امام خمینی(ره) در دفاع از کیان اسلام و خاک وطن در برابر دشمن تا بن‌دندان مسلح قد علم کنند، بسط و گسترش دادن این روحیه و فرهنگ باید در صدر اهداف کشور قرار گیرد.

چنانچه اگر مقام معزز رهبری در سخنان خود می‌فرمایند: زنده نگه‌داشتن یاد شهیدان کمتر از شهادت نیست، بزرگ داشتن شهید به‌عنوان یک شخصیت تاریخی نیست. آن زنده نگه‌داشتنی مدنظر حضرت امام خامنه‌ای است که به تربیت انسان‌هایی ختم شود که شیفته جهاد در راه خداوند تبارک و تعالی باشند، انسان‌هایی که از نثار جان خویش در این خط و مسیر ابا نداشته باشند و چشم‌پوشی نکنند. زنده نگه‌داشتنی که نسل‌هایی را تقدیم جامعه کند که پاک‌دست، مقتدر، مستقل، آزاد و مقاوم باشند. مردان فرزانه‌ای که قدم برنمی‌دارند مگر در مسیر حق. اگر زنده نگه‌داشتن یاد شهیدان و دفاع مقدس چنین نتایجی را به‌بار نیاورد، در حق آرمان شهیدان کوتاهی کرده‌ایم و وظیفه بزرگداشت آنها را به نگهبانی قبرستان‌ها تقلیل داده‌ایم. البته ناگفته پیداست، ارجحیت فرهنگ دفاع مقدس بر تاریخ جنگ تحمیلی هشت‌ساله، به این مفهوم نیست که از تاریخ جنگ غافل شویم، بلکه این معنا را در بردارد که هدف اصلی از گرامی داشتن دفاع مقدس، توسعه و ترویج فرهنگ برآمده از آن سال‌هاست. فرهنگی که میراث جنگ هشت‌ساله است و در حقیقت نقطه پیوند مردان میدان جنگ تحمیلی با جوانان امروز و فردای کشور است. در کنار احساس غرور و عزت از مطالعه تاریخ دفاع مقدس، در کنار شگفتی از عملیات‌های نظامی سربازان حضرت ولی‌عصر(عج) در نبرد با نماینده تحجر و کفر و استکبار، باید دانست روحیه جهاد، ایستادگی و مقاومت و پیروی از ولی‌فقیه، تحفه حقیقی دوران دفاع مقدس برای ماست. الگویی که باید به معنای واقعی کلمه و آنچنان که شایسته است، سرلوحه امروز ما قرار بگیرد.

زنده نگه‌داشتن یاد شهیدان

در همه کشورهایی که در تاریخ خود جنگ را تجربه کرده‌اند، تلاش‌هایی برای بزرگداشت یاد نظامیانی که جان خود را در راه کشورشان از دست داده‌اند، صورت گرفته است. در این زمینه، مهم‌ترین میدان پایتخت فرانسه به یادمان سربازان گمنام این کشور که در جنگ جهانی اول کشته شده‌اند، اختصاص یافته است. احترام به سربازان گمنام جنگ آن‌قدر برای فرانسوی‌ها حائز اهمیت است که مراسم بازدید و ادای احترام به این جان‌باختگان را در برنامه تمام مقامات و رهبرانی که به این کشور سفر می‌کنند، قرار می‌دهند. در روسیه نیز دیوار به دیوار کاخ کرملین، سربازانی که در هجوم آلمان نازی به شوری سابق در جریان جنگ جهانی دوم، کشته شده‌اند، دفن شده‌اند. دانشگاه‌های ایالات متحده آمریکا نیز حکایتی مشابه دارند، به‌طوری که ده‌ها تن از سربازان جان‌باخته در جنگ در جایگاه سربازان گمنام دانشگاه «می‌سی‌سی‌پی» دفن شده‌اند. اقدامی که در انگلستان، بلاروس، قرقیزستان، ارمنستان، سوریه و بسیاری دیگر از کشورهای دیگر هم صورت پذیرفته است.

درباره ایران نیز باید گفت: قیاس شهدای انقلاب بزرگ اسلامی مردم ایران با کشته‌شدگان در جنگ‌های جهانی غلط است، اما پاسداشت شهدا و نمادهای دفاع مقدس برای نسل‌های آتی، امری ضروری و لازم است، هرچند که برخی با ژست‌های روشنفکرمآبانه و ضدجنگ و برخی با این مدعا که جنگ تمام شده است، تلاش داشته‌اند باب سخن گفتن از شهیدان و مسیر ایستادگی را ببندند، اما با عنایت حضرت حق و هوشیاری مردم، اقدامات مبارک و شایسته‌ای در این‌باره صورت گرفته است. تدفین پیکر پاک شهیدان گمنام در دانشگاه‌ها و شهرها، راه‌اندازی خبرگزاری دفاع مقدس و پایگاه‌های اطلاع‌رسانی در فضای مجازی با موضوع دفاع مقدس، چاپ کتاب خاطرات فرماندهان و رزمندگان دوران جنگ تحمیلی، ساخت فیلم‌های مستند و سینمایی در این‌باره و اردوهای راهیان نور، از جمله اقداماتی است که در راستای حفظ و ترویج ارزش‌های دفاع مقدس انجام شده است. ما در گزارش این شماره هفته‌نامه به بهانه آغاز دور تازه اردوهای راهیان نور، تلاش کرده‌ایم نگاهی کوتاه به این اقدام مبارک داشته باشیم.

تاریخچه اردوهای راهیان نور

مرحوم «سیدعلی‌اکبر ابوترابی» را باید بنیانگذار اردوهای راهیان نور دانست. روز عرفه در سال ۱۳۷۲ تعدادی از آزادگان سرافراز با هدایت سیدعلی‌اکبر ابوترابی برای قرائت دعای عرفه امام حسین(ع) راهی مرز خسروی می‌شوند، اقدامی که بازتاب گسترده‌ای پیدا می‌کند و موجب می‌شود گروه‌های مختلف مردم به شکل خودجوش برای بازدید از مناطق جنگی راهی استان‌های غربی کشور شوند، حرکتی که سال به سال با استقبال بیشتر مردم روبه‌رو شد تا آنجا که روز عرفه سال ۱۳۷۹ ده‌ها هزار نفر دعای عرفه حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) را در مرز خسروی زمزمه کردند. این استقبال کم‌نظیر و علاقه وصف‌ناپذیر مردم از یک سو و از سوی دیگر، تأثیرات مثبت و قابل توجه فرهنگی این بازدیدها، مسئولان فرهنگی کشور را مجاب کرد تا مقدمات برگزاری اردوهایی برای بازدید منظم و مستمر از مناطق جنگی را فراهم کنند به‌طوری که امروز میلیون‌ها نفر از هموطنان ما هر ساله از این مناطق بازدید می‌کنند. امروز دیگر مانند سال‌های ابتدایی آغاز این سفرها نیست که تعداد معدودی از مردم آن هم دانشجویان یا رزمندگان دوران جنگ به این مناطق سفر کنند. امروز مناطق جنگی یکی از اصلی‌ترین مقاصد سفرهای نوروزی خانواده‌های ایرانی است. موضوعی که دو مسئله را پیش روی ما قرار می‌دهد.

۱ـ چگونگی اجرای اردوهای راهیان نور

ضرورت هر سفر زیارتی و سیاحتی برای اردوهای راهیان نور نیز صادق است که در این‌باره باید به چند موضوع اصلی توجه داشت.

الف- حمل و نقل: ایجاد یک ناوگان حمل‌ونقل سریع و مطمئن که امکان جابه‌جایی حجم بالایی از مسافر را داشته باشد، از ضروری‌ترین و ابتدایی‌ترین اقداماتی است که باید در راستای اجرای اردوهای راهیان نور صورت گیرد، چرا که از یک‌سو وقتی برای سفر به مناطق جنگی تبلیغ می‌شود، باید امکان اعزام به مناطق جنگی نیز فراهم شود. از سوی دیگر نیز وقتی سیاست‌های فرهنگی ایجاب می‌کند گروه‌هایی از دانش‌آموزان و دانشجویان را راهی اردوهای راهیان نور کنیم، این ضرورت وجود دارد که والدین و خانواده‌های دانش‌آموزان و دانشجویان از امنیت وسایل حمل‌ونقل اطمینان داشته باشند چرا که، برخی فرصت‌طلبی و جریانات ضدفرهنگی در صدد تخریب اردوهایی از این دست هستند، همانند آنچه در جریان واژگونی اتوبوس دانش‌آموزان راهیان نور در مسیر مناطق جنگی رخ داد تا این سفرها را به این بهانه‌ها به تعطیلی بکشانند.

ب- اسکان و بهداشت: حتماً شما هم شنیده‌اید که عده‌ای معتقدند که سفری از جنس سفر به مناطق جنگی، سفر متفاوتی است و سختی و رنج، جزئی از ذات این سفرهاست. این گروه معتقدند مسافران مناطق جنگی باید ذره‌ای از سختی‌هایی را که رزمندگان تجربه کرده‌اند، بچشند. اما آیا مسافران نیز تمایلی به این مسئله دارند؟ فرم‌های ثبت‌نام اردوهای راهیان نور هیچ نشانی از سختی‌های سفر نمی‌دهد. همچنین وقتی از خانواده‌ها همراه با فرزندان‌شان دعوت می‌شود که به مناطق جنگی بیایند، چطور می‌توان انتظار تحمل سختی‌ها را داشت؟! البته این سخن به معنای این نیست که قرار است امکانات خاص و ویژه در این اردوها ارائه شود، بلکه راحتی و رفاه متوسطی که خانواده‌ها را با خیالی راحت از بهداشت و اسکان یافتن در طول سفر راهی مناطق جنگی کند، باید ایجاد شود؛ این کوچک‌ترین خدمات چنین سفرهایی است که باید داده شود.

ج- تغذیه: در سال گذشته، راه و رسم تأمین مواد غذایی مسافران راهیان نور به این صورت بوده که حجم زیادی مواد غذایی، با مدیریت اردوهای راهیان نور از تهران و استان‌های همجوار به مناطق جنگی منتقل و توزیع می‌شد، شیوه‌ای که گاه با اسراف و گاه با نقص‌ها و کمبودهایی همراه بوده است. اگر به‌جای این شیوه، تأمین غذای مسافران راهیان نور برعهده مردم بومی مناطق جنگی گذاشته شود، هم کیفیت و تنوع غذایی که به مسافران ارائه می‌شود، افزایش می‌یابد و هم درآمدزایی و فرصت‌های شغلی برای مردم این مناطق که عموماً از لحاظ مالی ضعیف هستند ایجاد می‌شود. البته مدیریت اجرایی اردوهای راهیان نور نیز باید با تسهیل تأمین مواد اولیه غذایی برای مردم منطقه و همچنین تعدیل قیمت مواد غذایی به‌منظور کاهش هزینه مسافران، نقش خود را ایفا کنند.

۲ـ سیاست‌های فرهنگی اردوهای راهیان نور

«اگرچه جنگ تمام شده است، اما مبارزه همچنان باقی است.» این جمله شهید مرتضی آوینی، شاه‌بیتی است که تمام اهداف اردوهای راهیان نور و پاسداشت شهدا در آن جمعند. جمله‌ای که ما را دوباره به بحث ابتدایی گزارش بازمی‌گرداند. به این پرسش که یادآوری دفاع مقدس، بازخوانی تاریخ است یا کلاس درس مبارزه و مقاومت؟

در این اردوها مردم ما به میان سرزمین‌هایی می‌آیند که روزی، میدان جنگ نظامی ما با تمام پلیدها و پلیدی‌ها بود، مردمی به یادمان شهدای هشت سال دفاع جانانه می‌آیند که خود امروز در میدانی فراخ‌تر در حال مبارزه با پلیدها و پلیدی‌هاست، سفر به این یادمان‌ها در حقیقت، آماده‌سازی و آبدیده شدن برای مقاومت و پیشرفت در میدان مبارزه امروز است که برای تحقق هر چه بیشتر این هدف می‌توان چند پیشنهاد را به مجریان این حرکت عظیم فرهنگی داد:

الف- الگوسازی: شهید حسین فهمیده، شهید حاج‌ابراهیم همت، شهید مهدی باکری، شهید حسین علم‌الهدی، شهید حسن باقری و صدها نام دیگر، مردانی هستند با صفت‌های یک انسان سلحشور، مؤمن و اهل مبارزه که هر یک از آنها می‌توانند یک ستاره و نمونه‌ای ممتاز برای جوانان امروز ما باشند. دستگاه فرهنگی ما باید منش و رفتار این شهیدان را به معیار عمل جامعه تبدیل کند که اگر این‌گونه شود، پیروزی در جنگ فرهنگی نیز قطعی و حتمی خواهد بود.

ب- دشمن‌شناسی: یکی از آفت‌هایی که به‌ویژه در سال‌های اخیر و گسترش رسانه‌ها با آن روبه‌رو هستیم، گم شدن چهره واقعی دشمن پشت دروغ‌های رسانه‌ای است. متأسفانه برخی جبهه دشمن را گم کرده و با خودی اشتباه گرفته‌اند. این اردوها فرصت مناسبی است تا با بیان آنچه دشمنان بر ملت ما روا داشتند، نقاب از چهره آنها برداریم.

ج- تبیین عوامل پیروزی: یکی دیگر از اهداف راهیان نور می‌تواند تبیین و تشریح عواملی باشد که موجب پیروزی رزمندگان ما در جنگ شد، رموز پیروزی که امروز نیز می‌تواند برای جامعه ما راهگشا و سرنوشت‌ساز باشد. به عبارت بهتر می‌توان گفت اردوهای راهیان نور همان فرصت طلایی است که باید با سود جستن از آن، فرهنگ برآمده از دفاع مقدس را به نسل آینده آموخت و جامعه را در برابر هجمه‌ها و دشمنی‌ها واکسینه کرد و روح ایثار و خودباوری و مقاومت را در میان مردم و به‌ویژه جوانان تقویت کرد.