راستش هر جایی از این زمین خدا یک حال و هوایی دارد. مدینه یک جوری، کوفه و نجف یک جوری و مکه هم یک جوری! اما داداش جون! اینجا حال و هواش چرا اینجوریه؟ اصلا به زینبت بگو که این سرزمین کجاست.
نام زمین را که دانست، یاد حرف های مادرش افتاد. یاد بقچه و پیراهنی که کم داشت.

دومین شماره یک ورق روضه که مجلس دوم این هیات کاغذی است، به ورود کاروان اهل بیت (علیهم السلام) به کربلا پرداخته است.

می توانید فایل های مجلس دوم یک ورق روضه را در قالب JPEG  و در اندازه با کیفیت برای چاپ از طریق لینک های زیر دریافت نمائید.

دریافت صفحه اول مجلس دوم یک ورق روضه

دریافت صفحه دوم مجلس دوم یک ورق روضه


shab-3کوچک بود، خیلی …
خواهرم تقریباً سه سال دارد. این دو سه روز را در بیمارستان بستری بود. عیادت‌ش که می‌رفتم دست‌ش را می‌گرفت هی می‌گفت درد می‌کند. هی می‌گفت. فقط جای یک سوزن بود. تازه مادر بالاسرش بود، بابا می‌آمد پیش‌ش، مادر سرش را شانه می‌کرد. لباس‌ش را که گاهی خونی می‌شد مرتب عوض می‌کرد. تازه وقتی می‌خواست لباس‌ش را عوض کند آرام- خیلی آرام- گوش‌واره‌هایش را در می‌آورد تا به یقه‌ی لباس گیر نکند و گوش‌ش خدای نکرده زخم بشود. مادرش سرش را شانه می‌کرد. داداش‌هایش می‌آمدند پهلویش برای‌ش نقاشی می‌کشیدند، نازش می‌کردند، خیلی آرام دست می‌کشیدند روی صورت‌ش؛ خیلی آرام…
خواهرم بابا دارد، عمو دارد، داداش دارد.

سومین شماره «یک ورق روضه» که مجلس سوم این هیات کاغذی است، به نام نامی دردانه ابی عبدالله، عمه سه ساله حضرت رقیه بنت الحسین (علیها السلام) پرداخته است.

می توانید فایل های مجلس سوم یک ورق روضه را در قالب JPEG  و در اندازه با کیفیت برای چاپ از طریق لینک های زیر دریافت نمائید.

دریافت صفحه اول مجلس سوم یک ورق روضه

دریافت صفحه دوم مجلس سوم یک ورق روضه


shab-4زینب را در کربلا، همه جا و پابه پای برادرش می دیدی. بعد برادر، اول کسی بود که پای بدن شهدا می رسید. اما یک جا، و فقط یک جا، چشم ها هر چه چرخیدند، هر چه انتظار کشیدند و هر چه این سو و آن سو گشتند، زینب را نیافتند. زینب است دیگر! زینبی که بند برادرش است. من که کاری برای داداش نکردم. دو تا گل داشتم که پرپرشان کردم زیر قدم های داداش! این که این همه گفتن ندارد! و خوشا به حال برادر!

چهارمین شماره «یک ورق روضه» که مجلس چهارم این هیات کاغذی است، به نام نامی فرزندان رشید و دلاور حضرت زینب (سلام الله علیها) مزین شده است.

می توانید فایل های مجلس چهارم «یک ورق روضه» را در قالب JPEG و در اندازه با کیفیت برای چاپ از طریق لینک های زیر دریافت نمائید.

دریافت صفحه اول مجلس چهارم یک ورق روضه

دریافت صفحه دوم مجلس چهارم یک ورق روضه


shab-5به جانش بسته بود عمویش! قشنگ ترین خوشی اش وقتی بود که گرمی آغوش عمو را حس می کرد. عمو هم دست کمی از او نداشت. بوی برادر داشت، عبدالله.! عمو که می رفت، دستش را گذاشت توی دست های زینب. زینب جان! جان تو و جانِ عزیز و یادگار حسن! دلش گرفت! آخر عموجان! من چه کم از قاسم دارم مگر؟ قاسم فقط دو سال بزرگتر بود. آن وقت دستم را می دهی دست عمه؟ عمو شیرین نگاهش کرد. انگار با چشم هایش می گفت: کمی صبر کن. نوبت تو هم می شود.

عمو که افتاد، دیگر صبر نکرد. زینب تا به خودش بیاید، عبدالله در آغوش عمویش، گرم، خفته بود.

پنجمین شماره «یک ورق روضه» که مجلس پنجم این هیات کاغذی است، به نام نامی عبدالله ابن حسن (علیه السلام) فرزند کریم اهل بیت، حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) مزین شده است.

 می توانید فایل های مجلس پنجم «یک ورق روضه» را در قالب JPEG  و در اندازه با کیفیت برای چاپ از طریق لینک های زیر دریافت نمائید.

دریافت صفحه اول مجلس پنجم یک ورق روضه

دریافت صفحه دوم مجلس پنجم یک ورق روضه