قال مولانا امیر المؤمنین علی (ع): « الدعا مخ العباده ». دعا، مغز بندگی و عبادت است. یعنی برای بنده و عبد شدن باید به سراغ دعا و آرزو رفت. و بهترین زمان برای مانوس شدن با دعا، دوره ی جوانی و نوجوانی است. دعا شما را در مسیر عبودیت و بندگی قرار می دهد ولی منظور از دعا، دعاهای موجود در کتاب نیست، بلکه آن حضور قلبی است که با این دعاها همراه می شود. پس به این نتیجه می رسیم که عبودیت با گریه کردن، صِرف صدای خوش شخصی یا نشستن در مراسم دعا از روی تفنن بدست نمی آید.

اصل دعا یعنی، آرمان ها و آرزوهای شما. اگر دنیایی باشند عبد می شوید، ولی عبد دنیا. اگر خدایی باشند شما را عبدالله می کنند. این آرمان ها و آرزوها در دعای کمیل، ندبه، زیارت عاشورا و تمام مفاتیح به چشم می خوردند و اهل بیت در هر دعا، یک جور آرزوهای ما را جهت می دهند. چون این آرزوهاست که ما را یا سعادتمند می کند و یا شقاوتمند به بار می آورد. پیامبر از این آرزوها می ترسید و می فرمود: « برای یک چیز از امّتم می ترسم و آن آرزوهای ناممکن است.» آرزو در همه ی جوانب زندگی، حیثیت و شخصیت انسان تأثیر دارد. اصل دعا یعنی آرزوهای ما و آرزوهای زیارت عاشورا این است که من تسلیم امام زمان (عج) شوم مثل آقا ابوالفضل العباس برای امام حسین (ع) .

پس بیاییم در مفاتیح دنبال آرزوهای زیبا یگردیم و با همه ی بدبختی و رو سیاهی ها، آرزوهای  قشنگ را از دست ندهیم. خدا می فرماید: «آرزوهایتان را به من بگویید، من اجابت کنم » .

همان طور که گفتیم اساساً دعا همان آرزوهای بشری است و برای اینکه انسان به آرزوهای خود برسد باید به شخص کامل رجوع کند. اگر کسی می خواهد به آرزوهای بلند دست پیدا کند باید ببیند آن کسی که مؤفق بوده، کیست؟ و از او کسب تجربه کند و برای مستجاب شدن آن دعا باید به صاحب دعا رجوع کند که او مجیب الدعوه است. پس بچه های هیأت محبین الرضا (ع) بیائید جایگاه امام رضا (ع) را مشخص کنید. آیا فقط به خاطر کرامت های آقا به ایشان علاقه دارید؟ آیا امام رضا (ع) همانیست که کوری شفا بدهد یا بیماری را علاج کند. این کارها را که شاید اشخاص دیگر هم بتوانند انجام بدهند، چون در بعضی از امتحانات خداوند به بعضی ها نیروی ماورای طبیعی می دهد.

آنگاه اگر وسعت معرفت ما کم باشد در آنجا می لغزیم  اگر معرفت ما همین اندازه باشد که امام رضا (ع) توانایی علاج بیماران را دارد، مثل آنهایی می شویم که بیماری آنها علاج شد، اما نتوانستند از غیبت رهایی پیدا کنند و یا حجاب آنها درست نشد. و اگر حکمت الهی بر این شد که این شخص بیمار بماند آن وقت رفتیم امام رضا (ع) و درمان نشدیم، آیا باز هم آقا را دوست داریم؟ در یک جمله عاشق بدون معرفت احتمال دارد که ظالم به معشوق و محبوب خود شود پس باید عشق را با معرفت عجین کرد. چون این دنیای ظلمانی آزمایشات سختی دارد و خدا گفته شما را امتحان می کنیم و هر قدر عشق بیشتر باشد، آزمایش ها مرحله به مرحله سخت تر می شود و چون امام حسین (ع) عاشق خدا بود در کربلا آن گونه آزمایش شد.

حتماً داستان دوستی خاله خرسه را شنیده اید . آری، خیلی ها عاشقانه به امام زمان (عج) ظلم می کنند. لذا شما منشاء عشق خود را احساسات نگذارید، بلکه دنبال معرفت باشید. امام رضا(ع) به دشمنان خود کرم کرده ولی آنها متوجه ی آقا نشدند ولی به دوستان خود گاهی کرم نکرد و آنها تا آخر با آقا بودند .

آرزوی خوب یک شرطش این است که بروی سر در صاحب کمال گدایی کنی، ولی آرزویت را کوچک نکنی.  یعنی به یک ذره لذت معنوی که می دهند، بسنده نکنی و خودت را برای آرزوهای بزرگ، خیلی بزرگتر از آرزوی زیارت کربلا آماده کنی. اول استغفار کن ولی نه فقط با زبانت بلکه با قلبت پشیمان شو که خدا بدی های کسانی را که ایمان آوردند و توبه کردند به خوبی تبدیل می کند.

خداوند فرموده: « من خودم اعمال این بنده را حساب می کنم ». چون نمی خواهد حتی ملائک بدی بنده اش را بفهمند.

عشق شما از احساسات منشأت می گیرد یا از روی معرفت است؟ اگر معرفت است حدود و دایره ی معرفت شما چقدر است؟ با شناخت می توان بسیاری از آرزوهای قشنگ از آقا علی بن موسی الرضا گرفت.

دعا چیست؟ و چگونه دعا کنیم؟ یکی از ضروریات فطری بشر دعا است یعنی شما ناچارید به دعا رو بیاورید تا گره از مشکلات خود بگشایید. بطوریکه اگر بچه ای را بدون اینکه به او چیزی را القا کنند یا با تربیتی رشدش بدهند، اگر بعد از مدتی به سراغش بروید، می بینید که جایی که توسل کرده ولو اینکه مصداقش را اشتباه کند. به درخت، خورشید یا به سنگ, اما در اصل ما به دنبال یک قدرت ماورای ماده هستیم تا در لحظات دشوار به او امید داشته باشیم. لذا میل به نیایش و دعا فطریست.

از دیگر مسائل فطری دربشر میل به کمال است و اگر مصداقش را اشتباه بگیرد دچار فساد  و جنایت می شود. خیال می کند کمال جویی وقتی است که دنبال پول و ثروت برود و برای بدست آوردن پول و ثروت بیشتر خودش را فدا می کند. خیلی از امورات بشر فطری است تا واسطه ی آنها به کمال برسیم،  اما اگر از الطاف الهی استفاده بد کنیم، ضرر خواهیم کرد و گناه یعنی همین، یعنی استفاده نادرست از موهبت های الهی. مثلاً از زبان برای غیبت کردن استفاده کنیم و یا دیگری وقتی که امام حسین (ع) در کربلا در حال تیر خوردن بود، خیلی ها به بهانه نماز به ایشان کمک نکردند. آیا آن نماز بی جا، معین گناه نبود؟/ منبع: ماهنامه ثامن

بخشی از سخنرانی حجت الاسلام مهدوی در جمع اعضای هیات محبین الرضا (علیه السلام) سنگر