سید مجتبی نعیمی از جوانان فعال در حوزه رسانه است که مدت هاست مقالات و نوشته های وی در رسانه های کشور منتشر می شود. به مناسبت 9 دی دقایقی کوتاه پای صحبت های وی نشستیم. نگاه نعیمی به برخی از ابعاد حضور حماسی نه دی قابل تامل و دقت است.

سراج: به نظر شما دلیل وقوع فتنه 88 چه بود؟

رهبر انقلاب به درستی فرمودند که فتنه‌ی 88، یک پدیده‌ی پیچیده بود. در نتیجه، در وقوع این پدیده‌ی پیچیده نمی‌توان به یک یا دو عامل اکتفا کرد. بلکه باید به آن نگاه منظومه‌ای داشت و فتنه‌ی 88 را محصول چندین عامل داخلی، خارجی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی-هنری-رسانه‌ای، اقتصادی، روان‌شناختی، منطقه‌ای، بین‌المللی و حتی تمدنی دانست.

بدیهی‌ست در این فرصت اجمالی نمی‌توان همه‌ی این ابعاد را بررسی کرد اما در یک بیان مختصر می‌توان گفت که فتنه‌ی 88 از آن جهت که فتنه بوده، محصول ادغام ناقص و جانب‌دارانه‌ی اندکی واقعیت با حجم قابل توجهی دروغ رسانه‌ای بود. آن واقعیت ناقص و جانب‌دارانه، تراکم عملکردهای ضعیف نهادها و افراد منتسب به نظام بود. و آن دروغ، بزرگ‌نمایی‌هایی بود که از واقعیت‌های موجود صورت گرفت.

این ادغام، با یک پمپاژ رسانه‌ای به جامعه تزریق شد و فتنه‌ی 88 را ایجاد کرد. فتنه‌ای که دو سه روز بعد از اعلام نتایج انتخابات سال 88، تعداد زیادی از مردم تهران را در حد فاصل میدان انقلاب تا آزادی به خیابان کشاند.

سراج: مهمترین پیام 9دی چیست؟

مهمترین پیام این روز تاریخی آن است که ارزش‌های دینی، هنوز هم پر رنگ‌ترین خط قرمز مردم ایران است. دقت کنید وقتی می‌گوییم مردم ایران، یعنی همه‌ی اقشار این جامعه. از دانشجو و کارمند گرفته که شاید سیاسی‌ترین بخش جامعه است تا فلان روستایی ساکن در بهمان روستای دورافتاده که شاید هیچ شناختی از سیاست به مثابه آنچیزی که در دوره‌ی ما مصطلح است ندارد.

ببینید وقتی ماجرای 13 آبان 88 پیش می‌آید، وقتی ماجرای 16 آذر 88 و دیگر روزهایی که فتنه‌گران اغتشاش کردند پیش آمد و یا حتی وقتی بعد از عاشورا و 9 دی 88، در 23 بهمن 88 آن ماجراها پیش آمد، شما چنین حضور سراسری از مردم را نمی‌بینید. چون وجه سیاسی اتفاقات پر رنگ‌تر از مابقی وجوه بوده و ظلمی که به نظام و ولایت در آن روزها شد، زیر سایه‌ی سنگین این وجه پنهان می‌ماند. در نتیجه، ناهنجاری‌های انجام گرفته در آن روزها، با واکنش سراسری مردم روبه‌رو نشده و تبدیل به یک دغدغه‌ی ملی نمی‌شود.

اما وقتی در عاشورای سال 88، آن اهانت اکبر رخ می‌دهد، چون عمل فتنه‌گران مستقیما به یک فوق ارزش دینی مربوط می‌شود، واکنش به آن تبدیل به یک اتمسفر فراگیر ملی شده و آن حماسه شکل می‌گیرد. حماسه‌ای که نظام و ولایت همیشه وابسته به ارزش‌های دینی را نیز از آن مظلومیت درآورده و یکبار دیگر، بقای آنرا تضمین می‌کند.

سراج: مردم گیلان یک روز جلوتر از همه کشور  و در 8دی 88 به میدان آمدند. تحلیل شما از این پیشگامی مردم گیلان چیست؟

بنده سال پیش در متنی که برای یک رسانه‌ی کشوری نوشته بودم به این قضیه اشاره کردم و آنجا گفتم که “پیشتاز بودن یعنی اگر تو نبودی شاید هیچ اتفاقی نمی‌افتاد.” یعنی اگر مردم گیلان در 7 دی و خصوصا 8 دی 88 آن پیشگامی را به خرج نداده و غیرت دینی‌شان را خرج نمی‌کردند، شاید حضور شکوه‌مندانه 9 دی در سراسر کشور هیچ‌وقت به وقوع نمی‌پیوست یا اینکه در زمانی دیرتر اتفاق می‌افتاد و معلوم نبود در آن زمان دیرتر، آیا اثرگذاری مدنظر تحقق پیدا می‌کرد یا خیر؟

 البته نکته‌ی بسیار مهمی که در این بین وجود دارد و کمتر به آن پرداخته می‌شود این است که وقتی ارزش پیشتازی معلوم می‌شود که بدانیم پیشتاز بودن، توأم با ریسک بسیار بالا بوده و می‌تواند هزینه‌ی بسیاری برای فرد یا جامعه‌ی پیشتاز داشته باشد. چون اتفاقات آینده و پذیرش سراسری آن حرف تازه‌ای که قرار است فرد و جامعه‌ی پیشتاز بیان کند مثل هندوانه‌ی سر بسته است و معلوم نیست مورد قبول همگان بیافتد. و در این شرایط باید دید آیا ما حاضر به پذیرش هزینه‌ی این پیشتازی هستیم؟

به عبارت دیگر، وقتی مردم گیلان پیش خودشان به درستی تحلیل می‌کنند که فتنه‌گران به یک فوق ارزش دینی تعرض کرده و باید تمام قد در برابر آنها ایستاد، این احتمال می‌رفت که مردم دیگر استان‌ها چنین درک و تحلیلی از واقعه‌ی فوق نداشته و با این تظاهرات همراهی نکنند. تصور کنید اگر چنین اتفاقی می‌افتاد، چه ذهنیتی در مورد مردم گیلان در سراسر کشور ایجاد می‌شد؟ و چه هزینه‌ای باید پرداخت می‌کردند تا این ذهنیت درست شود؟

مسلم است همه‌ی این برآوردها شده و مردم گیلان با فرض اینکه شاید دیگران چنین تحلیلی از اغتشاش عاشورای 88 نداشته باشند و عمل آنها می‌تواند برای‌شان دارای هزینه باشد به میدان آمده و تکلیف دینی خود را ایفا کردند. در حالی که سایرین که جزو پیروان قرار می‌گیرند، در آن شرایط توأم با ریسک قرار نمی‌گیرند و به نوعی، عمل تضمین شده انجام می‌دهند. اما فرد ویا جامعه‌ی پیشتاز، تنها تضمینی که دارد، توکل، اعتماد به نفس و اعتماد به تحلیلی‌ست که از شرایط موجود دارد. و همین‌هاست که یک پیشتاز را در جایگاهی بالا و متفاوت از دیگران قرار می‌دهد.

سراج: فتنه گران با شیوه های مختلف به دنبال کم جلوه دادن حماسه 9دی هستند؟ وظیفه فعالان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در این زمینه چیست؟

به نظر می‌رسد در این مورد باید دو خط سیر مشخص در رسانه‌های جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی دنبال شود. خط سیر اول اینکه به جامعه بیان شود، عمل فتنه‌گران دقیقا و مستندا چه هزینه‌هایی برای کشور داشته است و چرا آنها نه تنها به جمهوری اسلامی که به تاریخ ایران خیانت کردند. یعنی به همه‌ی آنهایی که در این دو سه هزار سال اخیر تلاش کردند جامعه‌ی ایرانی ثبات داشته باشد تا به قله‌های پیشرفت برسد خیانت کردند. متأسفانه این قضیه چندان برای توده‌ی مردم معلوم و ملموس نیست و همین عدم آگاهی، بهترین زمینه را برای فتنه‌گران مهیا می‌کند تا تلاش آنها برای کم جلوه دادن حماسه‌ی 9 دی محقق شود.

دومین خط سیری که باید مدنظر قرار بگیرد این است که 9 دی، تنها یک نماد تاریخی خنثی در برابر اتفاقات روز نباشد. 9دی باید تبدیل به نماد مبارزه با فتنه در طول تاریخ جمهوری اسلامی شود. چون همان‌طور که می‌دانید، جامعه‌ی اسلامی با فتنه‌های مختلفی مواجهه بوده و همین امروز هم مبتلاست. در نتیجه 9دی باید یادآور مبارزه‌ی همیشگی ما با ذات فتنه‌گری بوده و همان‌طور که ما با اصل “امام حسین و شمر زمانه‌ات را بشناس” حماسه‌ی حسینی را زنده نگه‌داشتیم، باید با اصل “فتنه‌ی زمانه‌است را بشناس” نیز حماسه‌ی 9دی را زنده نگه‌داریم.

سراج: مهم ترین وظیفه نیروهای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی برای جلوگیری از وقوع رخدادی شبیه فتنه 88 چیست؟

مسلما اصلی‌ترین کار، شناخت دلایل وقوع آن پدیده‌ی پیچیده و داشتن جسارت لازم برای انجام اقدام عملی در جهت رفع آنهاست. دلایلی که در ابتدای بحث هم عرض کردم متعدد بوده و نباید آنها را تنها در یک یا دو عامل دید.