متن زیر مصاحبه خودمانی مسئول هیئت سائلین الحسین(ع) با خبرنگار احرارگیل می باشد که در اختیار شما قرار می گیرد.

از خودتان برایمان بگویید:

– سید حسین رضویان هستم و اگر خدا قبول کند مداح امام حسین، خادم امام حسین و بقیه چیز هایی که در زندگی انجام می دهم به عنوان تفریح هستند، بیشتر آن چیزی که برای ما اهمیت برخوردار است و ما برایش احترام قائل هستیم همان منسب نوکری امام حسین است و دوست داریم ان شاالله در روز قیامت هم ما را به هیچ چیز جز کسی که ذکر امام حسین می گفت، روضه امام حسین می خواند، حرف از امام حسین میزد نشناسند.

دوست دارید چطور معرفی تان کنند؟

– دوست دارم در معرفی خودم من را به عنوان یک آدمی بشناسند که زندگیش دور شمع علاقه مندی به امام حسین میچرخد. بقیه ی این حرف هایی که باید گفته شود که تحصیلات چقدر است، چه کار میکنم، چند سالم هست، کجا هستم این ها همه بهانه است و اصل مطلب همین است که خدمتتان عرض کردم.

حقیقت این است که ما به واسطه خانواده ای که خدا لطف کرد و در آن به دنیا آمدیم و بزرگ شدیم اساسا در بطن مذهب بودیم و بواسطه ارتباطاتی که با قم داشتیم از بچگی هم در مجالس مذهبی که در آن شهر برگزار می شد شرکت می کردیم.

اصالتا اهل کجا هستید؟

– من رشتی هستم اما با این تفاوت که آب و گلمان مال حضرت معصومه سلام الله علیها ست چون پدرم متولد قم هستند و بعد از انقلاب برای ترویج مسائل دینی و همچنین شرایط کاری شان به گیلان آمدند و همین جا ازدواج کردند، این جا ماندگار شدند و من هم همین جا به دنیا آمدم.

IMG_20140828_014839

چه شد که مداحی را شروع کردید؟

– من تا سن ۱۷-۱۸ سالگی اصلا در فضای مداحی و ذاکری نبودم، من هم یک مستمع ساده بودم. سال اول که ما پشت کنکور ماندیم یک فکری به ذهنمان رسید که اگر ما قبول شدیم نذر کنیم که یک خدمتی کنیم به امام حسین(ع). کنکور در رشته مدیریت صنعتی در دانشگاه آزاد رشت قبول شدیم و حالا موقع ادای نذر شده بود. در همین کنکور و پشت کنکور یکی از دلایلی که باعث شد من اصلا به این راه ذاکری امام حسین وارد شوم و علاقه مند شوم، خدا حفظشان کند حاج احمد آقای واعظی بود. ما توسط پسر عمه مان که حالا از خدام حضرت معصومه سلام الله علیها هستند قم محرم به هیات خادم الرضا می رفتیم و با مداحی حاج احمد واعظی در طریق خدا عاشق راه امام حسین شدیم. و یک سال بر مبنای آنچه که حاج احمد واعظی می خواند ما خودمان تمرین کردیم. در مدرسه قرآن هم در رشت کلاسی بود که حاج حسن کربلایی آنجا را می چرخاند و خیلی از مداحانی که در این شهر دارند می خوانند در آن کلاس رفت و آمد داشتند و من هم کوچکترین آن کلاس بودم رفت و آمد می کردیم. ما مدام تمرین می کردیم و کلاس می رفتیم و حالا موقعش رسیده بود که وارد کار شویم.

سالها قبل یک شب که به نانوایی محله مان در بلوار گیلان رفته بودیم نگاه کردیم که روی شیشه نانوایی اعلامیه ای خورده که هیئت سائلین امام حسین(ع) در چهارشنبه ها مراسم زیارت عاشورا را برگزار می کند، یکی از مداحان به نام آقا سید کمیل طبایی، از دوستان قدیم ماست که یک زمانی هم با هم همسایه بودیم که آنروز همدیگر را در نانوایی دیدیم که با چند نفر از بچه های هیئت سائلین بودند و بعد از سلام و احوال پرسی گفتند که ما امشب هیات داریم، ما هم گفتیم میخواهیم بیاییم و گفتند که حرفی نداریم و بفرمایید. آن شد که آن شب رفتیم هیئت و شب اول در مراسم آنها نشستیم و بعدها زمانه یک جوری چرخید که توفیق شد از سال ۸۱ تا الآن هم مداح و هم خادم آن هیئت باشیم.

آقای رضویان، هیئت سائلین از چه سالی کار را شروع کرد؟

– هیئت سائلین از سال ۷۷-۷۸ کار خودش را شروع کرد. اما محرم فقط برنامه می گرفت و در یک زمینی داربست می زدند و تکیه ای درست میکردند و جالب است به شما بگویم که هیئت سائلین مبدع اولین دسته عزاداری در گلسار است، یعنی از سال ۷۶-۷۷ بچه ها این هیئت دو-سه شب را در گلسار دسته می بردند،که شاید خیلی ها آنرا ندانند ولی ما حالا آن دسته عزاداری را نداریم اما الحمدلله ما می بینیم که امروزه دسته های عزاداری در گلسار وجود دارند.

از چه سالی هیئت سائلین مراسم هفتگی را شروع کرد؟

– از سال ۸۱ مراسم هفتگی را شروع کرد، شاید قبلا بعضی هفته ها را تعطیل می کردیم و یا ۱۳ روز اول سال را برنامه نداشتیم اما الآن به صورت مدون و بدون هیچ وقفه و تعطیلی ای جلسات هفتگی چهارشنبه ها برگزار می شود و آدرس هایش هم در سایت hazin.ir قابل رویت هست.

یکی از دلایل اصلی ای که هیئت سائلین توانسته دوازده سال مراسم هفتگی بگیرد، چیست؟

– بعد از لطف خدا، عنایت امام حسین، دعای امام زمان که این ها واقعیت های زندگی هست، این است که خدا یک محبتی در دل بچه های هیئت سائلین گذاشت و بچه های هیئت سائلین مثل برادر با هم دیگر کار می کنند بعد به جایی رسید که بچه های هیئت سائلین با همدیگر فامیل هم شدند، این علقه های خانوادگی و اخلاقی و دلی و دوستی باعث شد که این زنجیره اینقدر محکم شود که شاکله هیئت حفظ شود.

ما سعی کردیم فضای هیئت سائلین را مثل هیئت های سنتی در تهران و قم بنا بگذاریم یعنی هیئتی که در خانواده رسوخ دارد، هیئتی که همه همدیگر را بشناسند، هیئتی که درست است سعی می کند در فضای مدرن هیئت داری باشد اما سنت های هیئت داری در آن حفظ شود، آن چیزهایی که شاخصه های اصلی هیئت است، مثل این نیست که یک جلسه ای گرفته شود یک سری آدم های نا آشنا بیایند در جلسه بنشینند، نه اینطور نیست، ۷۰% افرادی که می آیند در هیئت می نشینند در مراسم همدیگر را می شناسند، با هم آشنا هستند، با هم ارتباط دارند و اصلا این جلسه برای رشد آنهاست.

هیئت می تواند محل رشد افراد باشد؟

– همه چیز در شرایط آزمایشگاهی به خود فرد بستگی دارد، آیا دانشگاه محل رشد هست؟ بله، پس چرا از بین هزاران نفر که مدرک می گیرند سه-چهار نفرشان سواد و علم آن مدرک را دارند؟ چون خودشان خواستند. به همه مدرک می دهند، ببینید نقلی هست که می گوید حضرت زهرا و حضرت خدیجه سلام الله علیهما رقعه هایی را به زوار امام حسین(ع) می دهند؛ به همه می دهند ولی چه کسانی هستند که آن رقعه ها را در جیبشان میگذارند، در ماشین لباس شویی نمی افتد، خیس نمی شود، از بین نمی رود؟! آنها کسانی هستند که آن رقعه را نگه می دارند، تا می کنند و می گذارند بالای تاقچه شان تا برای همیشه حفظ شود.

هیئت هم همین شکلی است خیلی ها در هیئت می آیند، هیئت محل رشد است ولی خود آدم باید استفاده کند. هیئتاساسا برای پست گرفتن در مجامع اقتصادی، فرهنگی، اداری نیست، هیئت اساسا برای اینکه شما جمعیتی جمع کنی در سیاست به جایی برسی، وکیل، وزیر و نماینده مشخص کنی نیست، هیئت برای این نیست که عَلَم و کُتَلی دور خودت جمع کنی در خیابان راه بیفتی و بگویید میخواهم حرفم را بزنم، اگر حرف مرا گوش ندهید این همه آدم پشت سر من است، هیئتبرای این نیست که مداح و سخنران اش خودشان علم شوند، هیئت برای این است که از منِ مداح گرفته تا آن آقای سخنران تا آن بچه هیئتی بیاید در این خاک و خول زمانه ما خودش را بشوید و بیاید بیرون لااقل چند ساعتی صاف و زلال باشد تا ایستگاه بعدی امام حسین(ع)، دوباره خودش را تمیز کند.

متأسفانه الآن هیئت برای ما شده مجموعه ای که میخواهیم قدرت مان را نشان دهیم، امام حسین دارد قدرت خودش را نشان می دهد تو از قدرت امام حسین خودت را آباد کن برو.

بایسته های هیئت تراز انقلاب از نظر شما چیست؟

– این اصطلاحِ تَرازِ انقلاب الآن در جامعه هیاتی انقلابی ما خیلی استفاده می شود، برای اینکه بحث روشن شود می پرسم، در انقلاب اسلامی مردم شعاری که بعد از مرگ بر شاه می گفتند چه بود؟ استقلال آزادی جمهوری اسلامی بود، ما به جمهوری اسلامی رسیدیم و همه تحت زعامت ولی فقیه در جامعه هستیم، روی مبحث استقلال و آزادی چون هم میتواند شخصی باشد و هم اجتماعی باید کار بکنیم، خدا را شکر ما الآن کشور آزاد و مستقلی هستیم، اما آیا ما آدم های آزاده ای هستیم؟ ما آدم های مستقلی هستیم؟ منی که میگویم منِ شهروند است، یعنی چه آدم آزاده؟یعنی به خاطر صد تومان دویست تومان فلان آقایی که پست دارد در مملکت به نام امام حسین و به کام خودمان برای نزدیکی به آقای صاحب منصب خودمان را خراب میکنیم یا نمیکنیم؟ ما آدمهای مستقلی هستیم ؟یعنی به آنجایی رسیدیم که برای امام حسین هیئت برگزار کنیم، مراسم بگیریم، ولی شأن مان را که شان نوکر ابی عبدالله است راحفظ کنیم یا نه؟

IMG_20140828_014934

تربیت افراد در کار هیئتی چقدر مهم است؟

– هیئت تراز انقلاب یعنی هیئتی که اعضایش همواره در میدان حاضر باشند. هیئت تراز انقلاب اسلامی، هیئتی که بخواهد فرد انقلابی بیرون بدهد اول باید اشخاص مومن تربیت کند. شما نمی شود بگویید که من آدم انقلابی هستم اما آدم مومنی نیستم (در مرام اهل بیت). ولی آدم مومن آدم انقلابی می تواند باشد، (مسلمان عرض نمیکنم بین مسلمان و مومن فرق است.) وقتی می گوییم أشهد أن لا اله الا الله، أشهد أنَّ محمداً رسول الله می شویم مسلمان، أشهد أنِّ علیً ولی الله می شویم شیعه ولی التزام عملی ما به این ها معاد و قیامت و اصول دین و فروع دین می شویم مومن. انقلاب را چه کسایی انجام دادند؟ ایرانی های مومنی که نه به دنبال آب بودند نه به دنبال غذا بودند نه به دنبال آزادی اجتماعی بودند نه به دنبال حقوق کارگری و غیره، فرق انقلاب اسلامی با بقیه انقلاب ها در این است که این انقلاب، انقلاب ایدئولوژی و عقیده بود این چیزی است که در تاریخ انقلاب اسلامی می آید. اگر انقلاب اسلامی انقلاب اندیشه است، انقلاب عقیده است، انقلاب دین هست پس هیئتانقلاب اسلامی، هیئتی است که بچه هایش دین دار باشندصاحب اندیشه و عقیده باشند. این هیئت خود به خود در تراز انقلاب اسلامی می شود چون انقلاب اسلامی مولفه اش هیچ با دین فرق نمی کند. وقتی امام می فرمایند که انقلاب اسلامی ادامه راه انبیاء و اولیاست یعنی این انقلاب منطبق با مولفه های دین هست پس برای اینکه تو آدم انقلابی ای باشی، هیاتی انقلابی باشی، باید آدم دین داری باشی.

شاخصه های هیئتی انقلابی چه چیزهایی است؟

امروز همه میخواهیم بگویم هیئت باید انقلابی باشد و شاخصه ی انقلابی بودن را هم این شکلی تعریف می کنیم: یکی ۲۲ بهمن حضور فعال داشته باشد، روز قدس باشد، ۸ و ۹ دی باشد، فلان جا اجتماع شد باشد، این ها درست است اما این پوسته انقلابی بودن است، آیا خداباوری و دین داری بچه ها در آن هیات لحاظ می شود؟ دین داری بچه ها منظور این نیست که همه یک مَن ریش داشته باشند یا مثلا یقه ها همه بسته باشد، نه، ضمن رعایت حدود شرعی آنقدر از لطافت و بوی خوش اسلام داشته باشند تا اگر یک نفر این ها را در خیابان دید، آدم غیر، به دلش برسد که این ها رنگ و بویی از خدا و امام حسین دارند.

مطمئن باشید بچه های ما مخصوصاً بچه های گیلان این ها اصلا عطر و بویشان با بقیه بچه های ایران فرق می کند، من دیده ام که این ها بچه هایی هستند که خیلی استعداد های قوی ای دارند. اگر این ها دینداری برایشان صحیح تعریف شود انقلابی تر از همه جای ایران هستند. شما جنگ تحمیلی را نگاه می کنید، بیش از هشت هزار شهید اینجا تقدیم جنگ کرده است، اینجا که گاهی اوقات می بینید خیلی از حرف ها در شهرهای دیگر در موردش می زنند که صحیح نمی باشد. پس این بچه ها استعدادش را دارند، ذائقه اش را دارند.

هیئت تراز انقلابی یعنی هیئتی که بچه هایش، بچه های دینداری باشند. اما نه دین انجمن حجتی، نه دینی که آقایانی در ده- دوازده شبکه می آیند و منهای سیاست تبلیغ می کنند، من دین امام علی (ع) را میگویم. ایشان به وقتش مهربان اند، به وقتش دافعه دارند، به وقتش جاذبه دارند به وقتش در میان مومنین فرح آفرینی می کنند، به وقتش سیاست مدار ند، به وقتش پدر خانواده اند، به وقتش شاگرد رسول الله اند، این دین را می گویم.

ما سخنان شهید بهشتی را که می خوانیم، سخنان شهید مطهری را که می خوانیم، سخنان حضرت امام را که می خوانیم، سخنان رهبر معظم انقلاب و … را می خوانیم آیا غیر از این ها هست؟ اگر آدم ها در شهر ما و در هیئت ما به این دیدی که برگرفته از الگویی از دین امام علی (ع) هست برسند، به دینی که برگرفته از شخصی مثل امام حسین (ع) است. امام حسینی که بیش از ۶۰ سال سن در کربلا داشتند، همین امام حسین را اگر ببنید صُلحِش به موقع است، جنگش به موقع است، خانواده داری اش به موقع است، نطقش به موقع است، قیامش به موقع است. و شما هم اگر یک آدم به موقع در تراز دین علی (ع) باشید، مطمئن باشید مجموع این ها در مجموعه هیئت اگر باشد می شوید در تراز انقلاب اسلامی.

رسالت و برنامه اصلی هیئت سائلین چیست؟

– سوال سختی است، قاعدتاً رسالت هیئت این است که ما کمک بکنیم به قیام حضرت مهدی(عج). حقیقتاً گاهی وقت ها خود من هم به ذهنم می رسد که باید شرایط را آماده کنیم برای قیام، ما باید خودمان را آماده بکنیم برای ظهور، ما باید آماده باشیم بعداز اینکه ظهور رخ داد در شهر چه می خواهیم بکنم. ناگهان شوکّه نشویم چون ظهور شوک آمیز است. یک روزی شما در رسانه های خبری همه جهان می بینید که امام دوازدهم شیعیان ظهور کرد، تازه در آن موقع نمی توانیم تصمیم بگیریم که حالا چه کار کنیم.

احساس می کنم که رسالت هیئت چه در حال و چه برای آینده این هستش که برای حضرت آقا که امام زمان (عج) باشند آماده می شوند، این زیارت عاشورا ها، این مراسم های روضه و این مراسم های جشنی هم که برگزار می شود برای خود سازی روح آدم هایی است که می خواهند آماده شوند برای آن ظهور. اگر ما یقین نداشته باشیم که امام زمان در مجالس امام حسین (ع)، در مجالس دیگر اهل بیت حضور پیدا می کند، جفا و خیانت است به شخص امام زمان (ع)، آقایی که از تمام دقایق ما مطلع است و نامه اعمال ما هفته ای یکی دوبار خدمت ایشان می رود، غیر از تسلای دل ایشان، من فکر میکنم رسالت ما این است که باید آماده کنیم خودمان را برای ظهور امام زمان و کمک کنیم به حفظ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی.

نظر شما درباره تعهد هیئتی و وفای به هیئت چیست؟

– در حقیقت در بحث تشکیلاتی و در بحث مدیریتی برای یک مدیر هیئت خیلی سخت است که یک نوجوان را بیاورد، این را رشدش بدهد و بزرگش کند و وقتی به سن هجده سالگی میرسد، پر بکشد و برود به یک هیئت دیگر. چون شما به عنوان یک مدیر بازو های اجرایی خود را در برگزاری یک مراسم یا در فرآیند هیئت داری از دست خواهید داد، اما شاید به شخصه از این موضوع غصّه بخورم اما می گویم چون دستگاه، دستگاه امام حسین است اگر طرف می رود به یک هیئت دیگر به من ارتباط ندارد، مال امام حسین است خودش می داند هر کاری می خواهد بکند و ما در خدمتش هستیم.

نیاز هست که تعهد هیئتی و تشکیلاتی باشد؟

– ببینید مثالی میزنم که برایتان روشن شود، در ثواب مداحی امام حسین (ع) می گویند که اگر خودتان بخوانید، ده نفر گریه کنند، شما و آن ده نفر می روید بهشت؛ می گویند شما بخوانید و یک نفر گریه کند، شما و آن یک نفر می روید بهشت؛ بخوانید و خودتان گریه کنید، شما می روید به بهشت، این ها حدیث است از معصوم.

شما یک وقت می روید به یک روستای ساده ای و می بینید که یک پیرمرد دارد بر اساس اصول سنّتی می خواند و برای خودش اشک می ریزد ، شما نمی توانید بگویید این بهره نبرده و فیض نبرده است، این مرد فیضش را به دست امام حسین (ع) برده است. یک موقع به فرض مثال می آیید به شهری که سید حسین رضویان دارد با زبان الکن می خواند و ده نفر دارند گریه می کنند، خب این ها هم ثوابش را می برند و می روند به بهشت، شما یک موقع می بینید در شهر رشت یک نفر دارد می خواند و ۷۰۰ – ۸۰۰ نفر گریه می کنند خب آن هم می روند بهشت، شما می روید تهران می بینید که فلان مداح معروف هم دارد میخواند و این ها، این سلسله مراتب همه ختم به بهشت هستند؛ چه آن پیر مرد و چه آن مداح آخری. اما برای اینکه کار تشکیلاتی انجام شود و برای اینکه هیئت فقط مجلس و مراسم گرفتن نباشد، ما به نیرو هایی احتیاج داریم که بتوانند راهبر باشند، کار های دیگر هم انجام بدهند و در نهایت تشکیلات را به نتیجه برسانند. هیئت زمانی که از قالب هیئت بودن خودش در می آید و تبدیل می شود به یک مجموعه دینی، به یک مجموعه فرهنگی مذهبی که حالا مراسم گرفتن هم بخشی از کارش هست احتیاج دارد به تشکیلات؛ تشکیلات را هم، آدم ها و نیروی انسانی می سازند، وقتی نیروی انسانی از این تشکیلات فاصله می گیرد یعنی شما کسی را که می آورید با ذائقه های آن مجموعه تربیت می کنید، حالا از دوازده – سیزده سالگی به هجده سالگی رسید جایی که این باید بیاید میوه بدهد، بار بدهد، کار بکند، این می گذارد و می رود برنامه ریزی شما را برای بلند مدت به هم می ریزد یعنی شما ده سال دیگر باید بیایید، تلاش کنید و یک نیرو را از صفر بسازید تا به آن سن برسد.

مهمترین دغدغه شما و هیئت سائلین چیست؟

– مهمترین دغدغه من این هستش که یک موقع خدای نکرده این اعتمادی که امام حسین (ع) به ما کرده ومردم به احترام امام حسین (ع) آمدند و ما را قبول کردند، این اعتماد خدشه دار نشود، ان شاء الله. و اینکه ما بهره کافی و وافر را خودمان در ابتدا از مجلس امام حسین(ع) ببریم. حقیقتاً دغدغه من و بیشتر بچه هایی که داریم در هیئت سائلین داریم کار می کنیم این است که عاقبت به خیر شویم. من مداح در این شهر می شناسم که ابتدای انقلاب می خواند و کسی در روضه آن بدون اشک بر نمی گشت ولی الآن اصلا در این فضاها نیست.

مشکلی که ما داریم مثل همه مجموعه های شهر در شرایط فعلی مملکت مشکل مالی هست، متأسفانه بیست و هفت نهاد فرهنگی قرار است که در استان کمک کنند به بحث فرهنگ اما نمی دانیم که دست ما به کجای آنها بند است و بعد از آن هم مشکل نیروی انسانی برای کارهای بزرگی که در سر داریم.

ما حقیقتاً به دنبال حمایت هیچ مسئولی از کارمان نیستیم چون ما کار را برای مسئولین انجام نمی دهیم. من این ها را در قبال دیگر دوستانم می گویم این ها را در قبال دیگر بچه های هیئتی میگویم. یک زمانی در این شهر محرم می شد بیست تا هیئت پرده عزا می زدند، الآن غیر از ما و چند تا هیئت دیگر کسی توان سیاهپوش کردن شهر را ندارد، هیچ کس نمی تواند بیاید یک بنر نیم متری نصب کند، ببینید خرج این روضه گرفتن از جگر ها می رسد؛ این جمله نشان می دهد که رفقای من چه دارند در این شهر می کشند. شما نگاه کنید که بچه های هفده – هجده ساله در دل اینها افتاده بیایند مراسم بگیرند با چه گرفتاری ای! با چه گرفتاری ای! در این شرایط اقتصادی؛ باید متولیان به آن ها رسیدگی کنند. ما بحمدالله خودمان هستیم، دوستانمان هستند، بچه های هیئت سائلین هستند، همه از جیب خودشان می گذارند.

برنامه آینده شما برای هیئت چیست؟

– برنامه آتی هیئت غیر از جلسات هفتگی دعای عرفه هست طبق روال هر ساله ساعت ۱۵ در مسجد طالقانی برگزار می شود؛ قبل از محرم هم یکم آبان انشاءالله سوگواره ی عاشورایی طوفان واژه ها را با حضور استاد سیدحمیدرضا برقعی از ساعت ۱۹ در سالن مرحوم رحمدل مجتمع خاتم الانبیا رشت داریم و مراسم محرم ما هم با حضور حاج آقای فلاحتی انشالله از ساعت ۳۰/۲۰ در مسجد طالقانی خیابان بیستون رشت برگزار می شود.

چند تا کلمه می گوییم اولی چیزی که، اولین تصویری که به ذهنتان می رسد را برایمان بگویید:

هیئت سائلین الحسین: مُهرش روی قلب من است

رشد و پیشرفت: با توکل بر خدا

فضای مجازی: آخ آخ آخ (با خنده)

بچه بسیجی: اصلش همه ی جنبه هایش خوب است

تعصب هیئتی : چیز خوبی نیست ولی باید به هیئت عرق داشت، تعصب حسینی خوبه.

نوجوان: صداقتی که دیگر هیچ موقع تکرار نمی شود

جوان: آغاز آزمایش

رهبری: آقا و سید ما ،اعتقاد دارم از خیلی از این امامزاده هایی که مردم می روند زیارت می کنند مقام رهبر ما بالاتر است

مداح: نوکر امام حسین

اشک: شال عزای امام زمان

همت در هیئت : ما کارگر خانه امام حسینیم

کثرت هیئت ها: حتی اگر هر خونه یک هیئت باشد باز هم به عشق ارباب خوب است

جذب نیرو: مهربانی و ادب

آقای رضویان اگر به عنوان حرف آخر، صحبتی جا مانده است، بفرمایید تا از آن استفاده کنیم:

-همیشه دوست داشتم در نوکری امام حسین آن خادم شماره یک دنیا بودم بقیه اش مهم نیست.

و تشکر می کنم از شما بابت این وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

– بنده هم از شما تشکر می کنم، انشالله ذیل سایه امام عصر مؤید و موفق باشید.