با نگاهی به  تاریخ اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین در می یابیم که شیعه در تاریخ مفهومی گسترده تر و خطیر تر از پیرو و رهرو خاندان پیامبر دارد. به این معنی که در این نگرش تاریخی برای شیعه، تعریفی متفاوت و فراتر از یک جریان فکری و اعتقادی ارائه می گردد. بر این اساس شیعه نه فقط یک مذهب بلکه یک تشکیلات هدفمند می باشد که مقدر و مقرر است به عنوان بازوی اجرایی ولی خدا ایفای نقش نماید. به همین دلیل، بر خلاف فرق اهل سنت که عامل تشکیل آن مسائل عقدیتی و فقهی است، در شیعه عامل ایجاد شعب مسئله ولایت و امامت می باشد.

با نگاهی به مسیر طی شده در زندگی اهل بیت علیهم السلام و واکاوی روایاتی که در آن به ترسیم چهره شیعه پرداخته شده است، در می یابیم که شیعیان در حرکت عظیم امامان در طول تاریخ صاحب نقشی کلیدی بوده اند، نقشی که به فراخور دوره زمانی و موقعیت مکانی در طول تاریخ به شیوه های مختلفی دنبال شده اما روح حاکم بر آن که تحقق عدالت و حکومت الهی تحت سرپرستی ولی الهی و برچیده شدن بساط ظلم از جهان و استقرار اسلام راستین است، همواره در تحرکات شیعی اصیل نمود و ظهور داشته است، به این معنی که در طول حیات امامان یکی پس از دیگری همین مسیر و راه به تداوم پی گرفته شده و به مرور بستر سازی لازم برای تحقق غایت حرکت اهل بیت علیهم السلام که در ظهور مهدی آل محمد صلوات الله علیه و آله متجلی است، صورت پذیرفته است.

متاسفانه امروز در بیان این مسائل کوتاهی هایی صورت می گیرد، وجه مظلومیت و غربت اهل بیت علیهم السلام بر وجه مجاهده گر و مبارز ایشان غلبه پیدا کرده است، شیعه به عنوان یک اعتقاد فردی ترویج می شود حال آنکه بر مبنای روایت متعدد اساسا شیعه به عنوان یک تشکیلات و جامعه منسجم با ارتباطات قوی با یکدیگر دارای هدف غایی و مشترک تعریف می گردد. به هر روی دغدغه و مسئله اساسی شیعه درطول تاریخ همواره بر اصول زیر استوار بوده است:

1- تعلیم معارف الهی و زنده داشتن اسلام ناب

یکی از اصول اساسی حرکت اهل بیت معرفی اسلام راستین در مقابل اسلام دروغینی بوده است که از سوی حاکمان جور ترویج می شده، در این راه یکی از وظایفی که برای شیعیان به عنوان پیروان راستین اهل بیت تبیین می گردد، یادگیری صحیح و انتقال و انتشار دقیق این معارف حقه در جامعه است. پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: لیس منّی إلا عالم‏ أو متعلّم‏.(هیچ کس از من نیست بجز دانشمند یا دانش آموز.): نهج الفصاحه،ص 665

اهمیت این موضوع در نظر اهل بیت علیهم السلام بسیار بالا و این موضوع یکی از امور بسیار جدی فعالیت های مبارزاتی اهل بیت به شمار می رفته است و حتی بر حسب شرایط زمانی و مکانی این مبارزه نرم به پر رنگ ترین فعالیت اهل بیت علیهم السلام تبدیل می شده است. مانند نهضت علمی دوران امام باقر و امام صادق علیهم السلام.

تا آنجا که از امام صادق نقل می شود  که می فرمایند: لو أتیت بشابّ من شباب الشّیعة لا یتفقّه، لأدّبته‏: اگر جوانی از جوانان شیعه را نزد من آورند که در دین تفقه و غور نکرده باشد، او را ادب خواهم نمود.(بحارالانوار،ج1 ص 214)

می توان این استاندارد تعیین شده توسط ائمه را با وضعیت امروز جامعه و جوانان شیعه تطبیق ظاهری داد، عزیزانی که به سبب غفلت مسئولین فرهنگی یا کارهای ضد فرهنگ برخی مسئولین و البته کم توجهی خودشان، به مانند نگارنده هنوز در یادگیری احکام شرعی و واجبات و محرمات خود درمانده اند چه نسبتی با جوان شیعه مورد نظر اهل بیت دارند؟ آیا وقت بیداری فرا نرسیده است؟

2- تقویت جایگاه اجتماعی و گسترش حوزه نفوذ تشیع و اسلام راستین

یکی دیگر از دغدغه های ائمه علیهم السلام، حمایت از شیعیان در مقابل توطئه های حاکمان جائر بود، توطئه هایی که دامنه آن از ایجاد محدودیت ها اجتماعی و سخت گیری اقتصادی در زندگی روزمره تا تحریم و تهدید و شکنجه و آزار و قتل گسترده بود. برای تحقق این حمایت سیاست تقیه به عنوان یک واجب دینی در میان شیعیان تعریف گردید و از این طریق برخی از شیعیان خالص به دستگاه حاکم نفوذ می نمودند که این امر باعث احقاق حقوق شیعیان و کاهش سخت گیری ها بر ایشان می شد. نمونه این تحرکات را می توان در زندگی شخصیت هایی مانند علی بن یقطین ملاحظه نمود.

همچنین ائمه علیهم السلام با استفاده از وجوهات و مبالغی که از اقصی نقاط جهان اسلام به دست مبارکشان می رسید و همچنین اهتمام به امر تولید و تجارت، اداره اقتصاد جامعه  و حمایت اقتصادی از شیعه را برعهده داشتند. از همین رو در روایات، مسئله عزت شیعیان به عنوان یکی از مسائل کلیدی و عامل بازدارنده دشمنان بر شمرده شده و شیعیان به افزایش سطح ارتباط و تعاون با یکدیگر فراخوانده شده اند.

نصاب  بالایی در روایات برای شیعیان در تعامل با برادران دینی تعریف شده است که امروزه بیشتر به آرمان و افسانه شباهت یافته است. غرق شدن در ظواهر زندگی مادی دنیا، چشم ما را بر روی وظایف خطیرمان در قبال این نظام مبارزاتی که اهل بیت آن را پی ریزی نموده اند بسته و محاسبات زندگی روزمره ، توان تاسی به روایات اهل بیت علیهم السلام را در خصوص روابط میان شیعیان از ما گرفته است.

3- مبارزه تشکیلاتی با دستگاه جائر

یکی دیگر از وجوه مبارزاتی شیعه که توسط اهل بیت علیهم السلام ترسیم  و طراحی گردیده بود، ایجاد یک قدرت تشکیلاتی مخفی و یک هیمنه و اهرم فشار بر دستگاه جور به نام شیعه بود. در تمام ادوار حاکمیت حاکمان جور، شیعه یک گروه مدعی  و منتقد محسوب می شد که آرامش را بر ظالمان حرام می کرد. به همین سبب نیز همواره شیعیان مورد تعقیب و مراقبت جاسوسان و دستگاه امنیتی حکومت ها بودند.

در زمان امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام، این تشکیلات پیچیده و گسترده چنان با مهارت مدیریت می گردید که از یک سو باعث سردرگمی و عجز خلفای بنی عباس می شد و از سوی دیگر حلقه های اجتماعات شیعی را به یکدیگر پیوند می داد. اگر در ظاهر تاریخ این فعالیت های هیچ گاه به مبارزه سخت برای تثبیت حاکمیت حق منجر نگردید، اما شالوده ای را بنا نهاد تا پس از هزار و چند صد سال، مفهوم تشیع در میان این همه دشمنی ها و سخت گیری ها به رشد و گسترش خود ادامه دهد.

این نگرش تاریخی حساسیت های شیعه بودن را بیش از پیش برای ما روشن می سازد و این واقعیت که ما در این زمان میراث دار یک حرکت انقلابی اصیل تحت ولایت اهل بیت هستیم که در طول تاریخ با تلاش شبانه روزی و سختی فراوان و از دست رفتن جان های پاک و خون سرخ شهیدان به تدریج تکامل یافته و اکنون به ما رسیده است، مسئولیت خطیر ما را در این زمان بر ما آشکار می سازد.

امامان در طول حیات مبارک خود همواره در دو جبهه به فعالیت و نبرد پرداخته اند، یکی جبهه جهل نظری و مبارزه عقیدتی با انحرافات مطرح شده نسبت به اسلام راستین و دیگری جبهه جهل عملی و مبارزه با مصادیق جهل و گمراهی که در دستگاه حکومتی حاکمان جائر تجسم می یافت. این بزرگواران برای حضور در این دو جبهه مبارزه دست به ایجاد شبکه های به هم پیوسته و تشکیلات شیعی زدند و مفهوم شیعه را از یک مذهب و عقیده، به یک اصل زنده و پویا و یک انقلاب همه جانبه باز تعریف نمودند و اینچنین حفاظت از اسلام ناب و مخالفت با ظالمان برای شیعیان مقدر گردید.

این تقدیر، از حرکت 20 ساله امیر المومنین علیه السلام که شالوده افکن و پی ریز تفکر شیعی بعد از پیامبر اکرم صلوات الله علیه بود و مجاهدت امام حسن مجتبی علیه السلام در نجات نهال نوپای اسلام راستین از خطر نابودی و موقعیت شناسی اباعبدالله الحسین علیه السلام در بازگرداندن قطار اسلام به ریل و جهت صحیح و از بین بردن خطر انحراف کلی در دین تا پی ریزی نظام معرفتی اسلام راستین توسط امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهم السلام و ایجاد شبکه بهم پیوسته شیعی به عنوان بازوی اجرایی و تبلیغاتی اهل بیت علیهم السلام توسط امام موسی بن جعفر و امام رضا و امام جواد علیهم السلام و توسعه این شبکه عظیم تبلیغاتی و تعلیماتی و زمینه سازی برای بنا نهادن یک ساختار مستحکم شیعی که بتواند در دوران غیبت تا زمان ظهور به حرکت عظیم و الهی خود ادامه دهد، در زمان امامان عسگریین علیهم السلام ، همان میراثی است که امروز به دستان ما سپرده شده است تا ما نیز با ایفای نقش تاریخی خود زمینه ساز ظهور منجی عدالت گستر باشیم.

با این توصیف اکنون شاید وقت پرسیدن این پرسش باشد که خود ما و جامعه ما چه میزان آماده ایفای این نقش خطیر و حساس و ادای این تکلیف و مسئولیت  بزرگ هستیم؟