بیش از یک سال از آغاز دولت تدبیر و امید به ریاست جناب حجت‌الاسلام دکتر حسن روحانی می‌گذرد. بی‌شک فرصت یک سال نمی‌تواند فرصتی کافی برای ارزیابی یک دولت باشد، اما به نظر می‌توان در این دوران برخی از خطوط کلان و نگرش‌های دولت را در عرصه‌های مختلف استنباط و استخراج نمود.

یکی از این عرصه‌ها عرصه فرهنگ است. فرهنگ در نگاه رهبر معظم انقلاب از اهمیت بالایی برخوردار است. ایشان در اولین دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در دوران دولت جدید، در زمینه‌ی اهمیت فرهنگ می‌فرمایند: «فرهنگ هویت یک ملت است. ارزش‌های فرهنگی روح و معنای حقیقی یک ملت است. همه‌چیز مترتب بر فرهنگ است. فرهنگ حاشیه و ذیلِ اقتصاد نیست، حاشیه و ذیلِ سیاست نیست، اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل بر فرهنگ‌اند؛ به این باید توجه کرد. نمی‌توانیم فرهنگ را از عرصه‌های دیگر منفک کنیم؛ همین‌طور که اشاره کردند، اینکه ما گفتیم مسائل اقتصادی و مسائل گوناگون مهم پیوست فرهنگی داشته باشد.» [1]

ریاست محترم جمهوری هم یکی از دغدغه‌های جدی خود را پیگیری دغدغه‌های رهبر معظم ‌انقلاب معرفی کرده‌اند. ایشان با تشکر از رهنمودها و ابراز حمایت‌های مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای دولت، بر پیگیری دغدغه‌های رهبر معظم ‌انقلاب تأکید کرده و تصریح می‌کند: «دولت با تمام جدیت، خود را متعهد به پیگیری رهنمودهای ایشان می‌داند.»[2]

بی‌شک این تصریح ایشان محدود به عرصه‌ای خاص نیست، بلکه این پیگیری شامل اصلی‌ترین دغدغه رهبر معظم ‌انقلاب یعنی عرصه فرهنگ نیز می‌باشد.

در این نوشتار سعی در تحلیل برخی از رویکردهای فرهنگی دولت یازدهم متناسب با دغدغه ریاست محترم جمهور در پیگیری مطالبات رهبری است؛ امید است که این نوشتار بتواند تحلیل واقعی از رویکردهای فرهنگی دولت محترم ارائه بدهد و کمکی در جهت تعالی این رویکرد باشد.

1- الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت یا توسعه غربی

یکی از راهبردهای پیگیری مطالبات رهبری در عرصه فرهنگ تکیه‌بر گفتمان اصلی ایشان، به‌خصوص در تبیین مفاهیم راهبردی است. یکی از این مفاهیم راهبردی، موضوع الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت است. نکته بسیار کلیدی این است که الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، الگویی راهبردی و درواقع نقشه راه حرکت کشور در تمامی عرصه‌ها به‌خصوص عرصه فرهنگ است.

رهبر معظم ‌انقلاب در زمینه‌ی الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت با صراحت می‌فرمایند: «دستور کار قطعی نظام جمهوری اسلامی، دنبال کردن الگوی پیشرفت ایرانی-اسلامی است.» [3]

ایشان در تبیین الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و در مورد چرایی استفاده از واژه پیشرفت به‌جای واژه توسعه می‌فرمایند:«چرا لزوم این کار را باید بیان کرد؟ خیلی ساده است؛ به خاطر اینکه امروز در چشم بسیاری از نخبگان ما، بسیاری از کارگزاران ما، مدل پیشرفت صرفاً مدل‌های غربی است؛ توسعه و پیشرفت را باید از روی مدل‌هایی که غربی‌ها برای ما درست کرده‌اند دنبال و تعقیب کنیم.» [4]

علاوه بر این از دیدگاه ایشان، برآیند نگاه جامعه‌ی غربی علی‌رغم اختلاف میان رویکردهای مختلف فلسفه‌های غربی به انسان، با نگاه اسلام به انسان تفاوت بنیادین دارد. این تفاوت نگاه به انسان سبب می‌شود تا پیشرفت که برای انسان و به‌وسیله‌ی انسان است، در منطق فلسفه‌ی غرب با پیشرفت در منطق اسلام، تفاوت پیدا کند. در این چارچوب، پیشرفت از نظر غرب پیشرفت مادی است و پیشرفت وقتی مادی می‌شود، به این معناست که می‌توان اخلاق و معنویت را در راه چنین پیشرفتی قربانی کرد؛ اما از نظر اسلام پیشرفت این نیست. البته پیشرفت مادی مطلوب است، اما به‌عنوان وسیله. هدف، رشد و تعالی انسان است.

درواقع رهبر معظم ‌انقلاب، تفاوت بنیادین پیشرفت در نگاه غرب را که در ادبیات علمی از آن به توسعه یاد می‌شود را با پیشرفت از نگاه اسلام بیان می‌کنند.

ایشان در بیان دیگری در تبیین مفهوم پیشرفت می‌فرمایند: «ما اگر پیشرفت همه‌جانبه را به معنای تمدن سازی نوین اسلامی بگیریم، بالاخره یک مصداق عینی و خارجی برای پیشرفت با مفهوم اسلامی وجود دارد؛ یک بخش، بخش ابزاری است؛ یک بخش دیگر، بخش متنی و اصلی و اساسی است. به هر دو بخش باید توجه کرد. … اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل می‌دهد؛ که همان سبک زندگی است که عرض کردیم.» [5]

ایشان بخش حقیقی تمدن اسلامی یعنی سبک زندگی اسلامی را عرصه‌هایی مانند مسئله‌ی خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی، تفریحات، مسئله‌ی خط، مسئله‌ی زبان، مسئله‌ی کسب‌وکار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش و … برشمردند که این عرصه‌ها، متن زندگی فردی و اجتماعی انسان را در برمی‌گیرد.

در برنامه‌های فرهنگی دولت تاکنون برنامه‌ای راهبردی و جامع برای اصلاح چالش‌های سبک زندگی در کشور و حرکت کشور به سمت سبک زندگی مطلوب ارائه نشده ‌است. البته زمانی این مهم رخ خواهد دارد که دولت، گفتمان پیشرفت و موضوع سبک زندگی به‌عنوان بخشی از الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی را گفتمان اصلی خود قرار دهد و آن را ترویج نماید.

آنچه را که می‌توان از مجموعه بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد الگوی اسلامی–ایرانی پیشرفت استنباط نمود تکیه ‌بر سه موضوع بسیار جدی است:

  • تکیه ‌بر قطعی بودن مسیر حرکت نظام در مسیر الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت
  • تکیه ‌بر استفاده از مفهوم پیشرفت به‌جای واژه توسعه
  • تکیه ‌بر اصلاح سبک زندگی به‌عنوان بخش حقیقی تمدن سازی به معنای پیشرفت همه‌جانبه

آنچه را که در طول یک سال از دوران دولت جدید، می‌توان مدنظر قرار داد این است که دولت محترم و اعضای آن تاکنون حرکت منسجم و تأکید گفتمانی بر محورهای زیر نداشته‌اند.

تاکنون ادبیات مربوط به الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت به‌عنوان ادبیات و گفتمان اصلی ریاست محترم جمهور و اعضای هیئت دولت نبوده است و این بزرگواران بارها و بارها از واژه توسعه به‌جای واژه پیشرفت بهره برده و می‌برند.

به‌عنوان مثال ریاست محترم جمهور در سخنان خود در جمع مردم سیستان و بلوچستان خطاب به مردم این استان می‌گوید: «در دنیای امروز هیچ کشوری نمی‌تواند به‌تنهایی و یا در سایه انزوا به توسعه و رفاه مطلوب ملت خود دست یابد.» [6]

البته تکیه‌بر توسعه‌گرایی تنها محدود به دوران ریاست جمهوری جناب آقای دکتر روحانی نبوده‌ است، بلکه ایشان در دوران حضور در مرکز بررسی‌های استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بر اصل توسعه‌گرایی تأکید داشته‌اند.

ایشان در افتتاحیه همایش چشم‌انداز سیاست خارجی توسعه‌گرا در اسفند 86 ضمن تأکید بر توسعه‌گرایی بیان می‌دارد: «اینکه ما هویت اسلامی و انقلابی‌مان را حفظ کنیم و الهام‌بخش باشیم و نسبت به روابط خارجی‌مان به دنبال تعامل سازنده و مؤثر باشیم، به دنبال همان جمله «توسعه» است و مهم این است که ما می‌خواهیم به توسعه برسیم.» [7]

این ادبیات و تکیه‌بر توسعه‌گرایی از سوی ایشان در جایگاه ریاست محترم جمهور نیز مطرح می‌گردد.

نباید فراموش کرد که مباحث رهبری در مورد الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت از اواسط سال 1385 آغاز شده است و یک سال پس از ادبیات انتقادی رهبری در مورد الگوی توسعه غربی و تکیه ‌بر الگوی اسلامی‌–ایرانی پیشرفت، تکیه ‌بر توسعه‌گرایی از سوی مسئول یکی از حساس‌ترین مراکز راهبردی و پژوهشی نظام جمهوری اسلامی مطرح می‌شود.

واقعیت تلخ دیگر نیز این است که در برنامه‌های فرهنگی دولت تاکنون برنامه‌ای راهبردی و جامع برای اصلاح چالش‌های سبک زندگی در کشور و حرکت کشور به سمت سبک زندگی مطلوب ارائه نشده ‌است. البته زمانی این مهم رخ خواهد دارد که دولت گفتمان پیشرفت و موضوع سبک زندگی به‌عنوان بخشی از الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی را گفتمان اصلی خود قرار دهد و آن را ترویج نماید. در برنامه پیشنهادی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب آقای علی جنتی تنها به‌صورتی کلی به موضوع ترویج سبک زندگی دینی اشاره می‌شود. درحالی‌که توقع بر این است که دولتی که خود را پیرو رهبر معظم ‌انقلاب می‌داند در برنامه پیشنهادی خود از ابتدای کار به دغدغه‌های رهبری توجه نماید و علاوه بر این مجموعه مرکز بررسی‌های استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به‌عنوان یک مجموعه پژوهشی که زیر نظر جناب آقای روحانی بوده است در این زمینه کار فکری لازم را انجام داده ‌باشد و با ارائه برنامه‌هایی به وزیر محترم ارشاد در این زمینه به یاری ایشان بشتابد. فراموش نباید کرد که دغدغه اصلاح سبک زندگی و چالش‌های آن از چالش‌های بسیار جدی نظام و مردم است که باید مجموعه‌های فکری نظام مانند مرکز بررسی‌های استراتژیک مجمع تشخیص دغدغه لازم را داشته باشند؛ اما متأسفانه تاکنون برنامه‌ای راهبردی در این زمینه از سوی دولت و وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه نشده ‌است. هرچند که انجام این مهم تنها مربوط به دولت نیست و تمامی نهادهای فرهنگی کشور را در برمی‌گیرد؛ اما دولتی که خود را پیگیر دغدغه‌های رهبری می‌داند، باید بیش از دیگران در این زمینه دارای دغدغه و برنامه باشد و در ادبیات و گفتمان خود، مروج مفاهیم و راهبردهای مد‌نظر رهبر معظم ‌انقلاب در تمامی عرصه‌ها باشد و از سوی دیگر با برنامه‌های راهبردی و جامع برای حرکت در مسیر گفتمان راهبردی و مدیریتی مدنظر رهبر انقلاب حرکت نماید.

تکیه ‌بر الگوی توسعه غربی، کشور را دامن‌گیر بسیاری از چالش‌های امروز دنیای غرب مانند بحران خانواده و نزول معنویت و اخلاق خواهد کرد. این معضلات، معضلاتی فرهنگی و عمیق هستند که اگر از آن‌ها غفلت گردد، جامعه دینی و اسلامی ما در مسیر انحطاط قرار خواهد گرفت.

این غفلت از گفتمان رهبری در مورد الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و اصلاح سبک زندگی در جامعه، تنها محدود به دولت فعلی نیست، بلکه دولت گذشته نیز در موضوع گفتمان‌سازی و ارائه برنامه راهبردی در مورد این دو موضوع غفلت‌های بسیار جدیی داشته ‌است.

تکیه‌بر اصلاح سبک زندگی و حرکت به سمت الگوی مطلوب سبک زندگیِ دینی، بی‌شک اصلاح‌کننده بسیاری از چالش‌هایی است که جامعه امروز ما را تهدید می‌کند. فراموش نباید کرد که الگوی اسلامی‌-‌ایرانی پیشرفت، الگویی است که مبنای مدیریت راهبردی کشور در تمامی عرصه‌ها به‌خصوص عرصه فرهنگ است و جنبه‌های فرهنگی آن به‌خصوص در موضوع سبک زندگی باید مبنای حرکت فرهنگی کشور باشد.

2- عدم توجه به موضوع جنگ نرم

یکی از دغدغه‌های جدی رهبر معظم انقلاب به‌خصوص از سال‌های ابتدایی دوران رهبری تکیه ‌بر موضوع تهاجم فرهنگی دشمن است.

مقام‌ معظم ‌رهبری از همان سال‌های پس از جنگ هشدارهای متعددی در مورد تجهیز جبهه دشمن برای ضربه‌ زدن در عرصه فرهنگی داشتند که معمولاً با سردی و بی‌محلی برخی نخبگان و فعالان عرصه فرهنگی مواجه می‌شد؛ اما طی چند سال اخیر تیرهای این جنگ بر همگان نمایان‌تر شده و طرح‌هایی همچون مهندسی فرهنگی برای ساخت جبهه فرهنگی مطرح شده است.

ایشان در سال‌های ابتدایی دوران رهبری خود در این زمینه می‌فرمایند: «کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی می‌کند، یک «تهاجم فرهنگی» بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی» یک «غارت فرهنگی» و یک «قتل‌عام فرهنگی» است. امروز دشمن این کار را با ما می‌کند.» [8]

ایشان در سال‌های اخیر با تکیه‌بر مفهوم جنگ نرم دوباره بر موضوع تهاجم فرهنگی دشمن صحه گذاشته‌اند: «وقتی انسان، تجهیز، صف‌آرایی، دهان‌های با حقد و غضب گشوده شده و دندان‌های با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، امام‌خمینی و آرمان‌های نظام اسلامی را می‌بیند وجود این جنگ نرم را باور می‌کند هرچند ممکن است عده‌ای این‌ها را نبینند.» [9]

ریاست محترم جمهور هم به بیان دیگری در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به موضوع جنگ نرم و تهاجم فرهنگی با بیان موضوع ناتوی فرهنگی اشاره کرده و می‌گویند: «معتقد به ناتوی فرهنگی و بالاتر هم هستم. ناتو یک بخش دارد تحت عنوان بخش فرهنگی. یک معاونت فرهنگی دارد و تلاش می‌کند از طریق فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی اذهان و افکار را فتح کند. باید در برابر آن برنامه‌ریزی کنیم اما برنامه‌های ما بسیار ناقص و ضعیف است. من برنامه دارم. صیانت از فرهنگ جامعه جزو ضرورت‌هاست.» [10]

زمانی که اسناد بالادستی و کلان کشور به‌صورت منسجم و جامع مبنای مدیریت و اداره کشور در تمامی عرصه‌ها به‌خصوص عرصه فرهنگ نیستند، تناقض‌ها، بی‌برنامگی‌ها و فقدان ارزیابی دقیق دامن‌گیر مدیریت فرهنگی کشور می‌شود.

در این برنامه ریاست محترم جمهور اذعان می‌کنند که برای حفظ و صیانت از فرهنگ کشور و مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن برنامه دارند. به نظر می‌رسد که این برنامه شامل جنگ نرم دشمن نیز می‌شود؛ اما با کمی دقت در برنامه فرهنگی دولت یازدهم به‌خصوص در برنامه فرهنگی ارائه ‌شده از سوی وزیر فرهنگ ایشان، جناب آقای علی جنتی، نکات جالبی در این زمینه می‌بینیم.

درحالی‌که در این برنامه حتی یک‌بار از کلمه «جنگ نرم» و نحوه مبارزه با آن اشاره‌ای به میان نیامده اما 5 بار از کلمه «تساهل» به‌عنوان یکی از اصولِ گفتمانِ فرهنگیِ اعتدال یاد شده و برای حل نقصان‌های اقتصاد، فرهنگ [m1] و صیانت از تنوع و تکثر فرهنگی به آن اشاره شده است. [11]

باوجود اینکه ریاست محترم جمهوری بر موضوع تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن اذعان دارند و ادعای داشتن برنامه در این زمینه را دارند، اما در برنامه‌های فرهنگی وزیر فرهنگِ ایشان، صحبتی از جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمن به‌عنوان یک موضوع اساسی و بنیادین نیست.

علاوه بر این موضوع تهاجم فرهنگی و موضوع جنگ نرم در ادبیات گفتمانی ریاست محترم جمهور پس از انتخاب ایشان، به‌عنوان یک دغدغه جدی مدنظر قرار نگرفت و به‌ندرت از این موضوع به‌عنوان یک دغدغه یاد می‌شود. درواقع موضوع جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمن در ادبیات گفتمانی ریاست محترم جمهور و دولت محترم به‌خصوص وزیر محترم ارشاد دارای جایگاهی راهبردی و جدی نیست.

3- جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

با نگاهی عمیق به دو موضوعِ الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، به‌خصوص موضوع سبک زندگی به‌عنوان یکی از ابعاد آن، از یک‌سو و موضوع جنگ نرم از سوی دیگر، می‌توان گفت که این دو ، بنیان‌های حرکت فرهنگی کشور هستند.

متأسفانه غفلت و عدم توجه به این دو موضوع راهبردی، به‌خصوص بحث تهاجم فرهنگی که دارای سابقه بیشتری در ادبیات راهبردی کشور می‌باشد، آثار تلخ خود را به‌خوبی نشان می‌دهد. افزایش آمار طلاق و روند رو به گسترش برخی از ناهنجاری‌ها مانند بدحجابی و … همه و همه به‌نوعی از آثار این غفلت هستند.

متأسفانه این غفلت که در دولت‌های قبل وجود داشت، در دولت فعلی نیز ادامه دارد و عدم توجه جدی به این دو موضوع راهبردی و کلان در عرصه مدیریت فرهنگی کشور به‌نوعی سبب ایجاد یک عدم انسجام در مدیریت فرهنگی کشور می‌شود. زمانی که اسناد بالادستی و کلان کشور به‌صورت منسجم و جامع مبنای مدیریت و اداره کشور در تمامی عرصه‌ها به‌خصوص عرصه فرهنگ نیستند، تناقض‌ها، بی‌برنامگی‌ها و فقدان ارزیابی دقیق، دامن‌گیر مدیریت فرهنگی کشور می‌‌شود.

به نظر می‌رسد که دولت محترم می‌تواند این غفلتِ خود از مبانی راهبردی فرهنگی مدنظر رهبر معظم انقلاب را در تدوین نخستین برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور که توسط دولت یازدهم تهیه و تدوین می‌گردد، جبران نماید و دو موضوع کلان و راهبردی الگوی اسلامی–ایرانی پیشرفت، به‌خصوص موضوع سبک زندگی به‌عنوان بخش فرهنگی آن و موضوع تهاجم فرهنگی و جنگ نرم، دو موضوع بنیادین در طراحی و سیاست‌گذاری در برنامه ششم باشند.

امید است که دولت یازدهم با پرهیز از غفلت دولت‌های گذشته، با تکیه ‌بر این دو موضوع راهبردی، زمینه‌ساز حرکت منسجم کشور در عرصه فرهنگ و مقابله با چالش‌های فرهنگی باشد؛ اما متأسفانه باید اعتراف کرد که دولت تاکنون در این زمینه قدمی جدی و راهبردی برنداشته است.

پی‌نوشت‌ها:

[1] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 19/9/1392

[2] سخنان ریاست‌جمهور در جلسه هیئت دولت، 12/6/1393

[3] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اساتید و دانشجویان، 15/5/1392

[4] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، 25/2/1386

[5] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جوانان استان خراسان شمالی، 24/7/1391

[6] سخنان ریاست محترم جمهوری در دیدار با مردم سیستان و بلوچستان، 27/1/1393

[7] سخنرانی دکتر روحانی در افتتاحیه همایش سیاست خارجی توسعه‌گرا، 8/12/1386

[8] رهبر معظم انقلاب در دیدار فرماندهان گردان‌های عاشورای نیروی مقاومت بسیج، 22/4/1371

[9] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اهل هنر، 14 شهریور 1388

[10] مصاحبه ضبط شده ریاست محترم جمهور با شبکه خبر در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، 14/3/1392

[11] متن برنامه‌های وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی برگرفته از سایت وزارت فرهنگ و ارشاد