کار گردآوری و تدوین خاطرات تاریخ شفاهی در گیلان پدیده ای تقریباً نوپا است، اما در همین مدت اندک به خروجی ها و کتابهای خوبی رسیده است، از کتابهای حوزه هنری گرفته تا گروه های خودجوش دیگری که دارند کار می کنند.

با این همه تاریخ شفاهی گیلان هنوز کارها دارد، گیلان پر از سوژه های ناب و دست نخورده است و جالب این جاست که بعضاً با هر کتاب یا محصول تازه ای که ذیل مجموعه تاریخ شفاهی گیلان منتشر می شود فصل تازه، ناگفته و ناشنیده ای از تاریخ گیلان برای علاقه مندان باز می شود یا شخصیت تازه و گمنام دیگری به کشور معرفی می گردد. همین انباشتگی گیلان از سوژه های ناب دست نخورده است که کسی را از جنوب کشور وا می دارد تا خاطرات شاخص ترین شهید بعد از انقلاب گیلان، استاندار مردمی و مکتبی ما، شهید مهندس علی اخوین انصاری را جمع کند و کتابی فوق العاده خواندنی درباره اش بنویسد.

اگر چه درباره شهید انصاری یک کتاب کوچک به نام «استاندار شهید» و یک مستند به نام «هفت باماداد خونین» نیز تولید شده است اما هر دوی این آثار به رغم تلاش درخور تقدیر سازندگان و مؤلفان نتوانسته بودند آنگونه که باید حق مطلب را ادا کنند، البته این چیزی از زیبایی کار کسانی که اولین بار سراغ شخصیت شهید انصاری رفتند کم نمی کند.

کتاب «استاندار آسمانی» که به همت عبدالرضا سالمی نژاد به نگارش در آمده است نه تنها بهترین اثر مکتوب یا چند رسانه ای درباره شهید انصاری است و توانسته است فصل هایی از زندگی و مجاهدت های این شخصیت کم نظیر را معرفی کند بلکه از اکثر کتابهای خوب تاریخ شفاهی گیلان هم یک سر و گردن بالاتر است. این موفقیت و برتری از یک سو ریشه در شخصیت شهید انصاری دارد و از سوی دیگری به خاطر ارائه ناگفته های بسیار شنیدنی از تاریخ مبارزات پیش و پس از انقلاب اسلامی در گیلان است.

واقعیت این است که برای ما از وخامت اوضاع گیلان در ابتدای انقلاب ـ که عمده اش به خاطر توطئه ها و کارشکنی های گروه های چپ بود ـ نگفته اند و نگفته اند که کار آن قدر پیچیده و بلبشو بود که امام درباره حوادث گیلان صحبت کرده باشد یا رهبر انقلاب حوادث گیلان در ابتدای انقلاب و تسلط گروه های چپ بر این مناطق را تحیرآمیز بنامند تا حدی که «در آن شرایط انسان گمان نمی کرد که پنجه متجاوز آن بیگانه پرست ها، از این شهر و از این استان کنده شود.» (1) و حالا کتاب «استاندار آسمانی» از عظمت مرد و مردمی که گیلان را در سریع ترین زمان به آرامش رساندند و از استیلای گروه های ترور و نفاق رهایی بخشیدند ناگفته ها دارد.

«استاندار آسمانی» خط سانسور تاریخ انقلاب در گیلان را شکسته و تصویر زیبنده ای را از شاخص ترین شهید ترور گیلان به رخ کشیده است. (2) حالا اما قصه پرغصه، محرومیت گیلانی ها از دسترسی به این کتاب است. آستاندار آسمانی بجز یک باری که در مراسم سالگرد شهید انصاری در گیلان عرضه شد و بعضاً چند مورد محدود، در کتابفروشی های گیلان یافت نمی شود.

در همین کتاب قسمتی از سخنرانی امام راحل (ره) درباره گیلان آمده است: «منطقه شما، مشکل ترین مناطق است برای اینکه شما بتوانید در آن فعالیت کنید، هیچیک از مناطق اینطور نبوده است،… قم آسان است که جوانهایش را مثلاً اصلاح کنند… اما گیلان مشکل است… همّت می خواهد.» (3) خجالت می کشم از بی همتی ما، از اینکه حتی عرضه توزیع کتابی را که دیگری زحمت تولیدش را کشیده است نداریم. از اینکه امام به ما گفته است و باز بی خیالیم. من، تو، او برای دیده شدن این کتاب ناب در گیلان دست به کار شویم، با کتابفروشی ها صحبت کنیم، خودمان در اجتماعات مختلف نمایشگاه بزنیم، درباره کتاب یادداشت بنویسیم یا لااقل بعضی از خاطراتش را در وبلاگ و وب سایتمان بازنشر کنیم، از رسانه های منطقه و شهرستانمان بخواهیم درباره این کتاب مطلب بنویسند، خلاصه همّت کنیم و به همّت واداریم که «همّت می خواهد.» (4)

پی نوشت:

1- روزنامه اطلاعات 12/02/80 ص 1 و 2

2- شخصیت شهید انصاری هنوز کامل معرفی نشده است. سرفصلهایی از زندگی ایشان مثل دوران تدریس . معلمی هنوز سر به مهر باقی مانده است.

3- صحیفه امام، ج 15، ص: 487

4- من این کتاب را به جهت کار روی شخصیت یک شهید ترور دیگر منطقه که بسیار گمنام مانده است گرفتم، صبح از ساعت هشت مطالعه کتاب را شروع کردم و دیگر تا ساعت 12:45که درگیر کاری شدم نتوانستم کنارش بگذارم. 60 صفحه باقی مانده از این کتاب 376 صفحه ای را هم در اولین فرصت خواندم. قبلاً هم گفتم که نمی توانم بگویم این کتاب کمتر از «دا» برایم شیرین بوده است. جفاست که گیلانی باشیم و این کتاب را نخوانیم.