فارغ از بررسی های آماری مربوط به میزان بیماری ها و ضعف های جنسی و یا میزان ارزی که به منظور تأمین این کالاها به صورت قانونی یا قاچاقی از کشور خارج می شود، میزان تبلیغات داروهای جنسی و حتی افزایش روز افزون میزان طلاق در کشورمان یک سؤال اساسی در ذهن ایجاد می کند:
آیا مشکلات جنسی در کشورمان تا این حد شایع است؟!
پاسخ این است که اگر چه یکی از دلایل مهم در طلاق ها مشکلات جنسی است، ولی بخش بزرگی از این مشکلات جنسی ماحصل کارکرد همین محصولات و تبلیغات داروهای جنسی و کالاهای مربوطه است که به قصد افزایش منافع فروشندگان در جهت تحریک میل و بی بندوباری جنسی ساخته شده و برای این منظور هیچ حد و مرز جنسی، اخلاقی و حتی انسانی را به رسمیت نمی شناسد. دیدن این آثار رسانه ای اعم از عکس، فیلم، برنامه ها و تبلیغات ماهواره ای ِدر خانواده، ابتدا با این توجیه که موجب افزایش لذت جنسی بین زن و شوهر و گرمی روابط آنها می گردد شروع می شود ولی واکاوی آثار استفاده از این محصولات رسانه ای و دارویی، نشان می دهد که نه تنها دیدن این برنامه ها و استفاده از محصولات و سبک زندگی که در آنها تبلیغ می شود موجب بهبود روابط زن و شوهر نمی شوند، بلکه در بلند مدت و میان مدت باعث بروز دو نتیجه ی مخرب در افراد به خصوص زن و شوهرها می گردد که در ادامه به 3 دلیل عمده ی این مسئله اشاره می گردد:

تبلیغات جنسی
1- نارضایتی از سلامت و صلابت جنسی فرد، می تواند محصول دو حس باشد، یکی از بین رفتن اعتماد به نفس جنسی افراد در نتیجه ی آثار رسانه ای و تبلیغات جنسی و دیگری ایجاد حس طمع در لذت جویی جنسی که هر دوی این موارد باعث می گردند تا فرد به منظور ارتقای توان جنسی خود به استفاده از محصولات جنسی که در رسانه ها تبلیغ می شوند روی آورد. از آنجا که اکثریت قریب به اتفاق این محصولات فاقد خواص مورد ادعا هستند، معمولا در گام اول موجب سرخوردگی بیشتر و ناامیدی جنسی و بی علاقگی و فرار از مسائل جنسی می گردد و در گام بعد احساس نیاز و وابستگی به استفاده دائمی از این کالاها را برای داشتن حداقل های یک رابطه جنسی تلقین می نماید.

2- نارضایتی از سلامت و صلابت جنسی همسر، محصول تهیه کنندگان محصولات رسانه ای و تبلیغاتی با استفاده از افراد و یا تکنیک هایی است که فیزیک، قیافه و توانایی های جنسی و در نهایت وجود همسران را از چشم یکدیگر بیندازد. بروز توقعات جنسی سرخورده از همسر، موجب می گردد همسران به لحاظ روانی و سپس به لحاظ جسمی و جنسی دچار بحران شوند که این مسئله نیز به مانند مسئله ی قبلی از دلایل مهم تشدید و شیوع استفاده از انواع داروها، کالاها و عمل های زیبایی در صورت و سایر اندام ها می گردد.

3- از تأثیرهای غیرمستقیم اینگونه رسانه ها، تبلیغات و تحریکات جنسی این است که حتی اگر در گام اول به منظور تحکیم و تثبیت روابط زناشویی استفاده شود، ولی در نهایت با آلوده شدن نگاه، فکر و رفتار زن و شوهر موجب حیازدایی و از بین رفتن عفاف اجتماعی می گردد و با تخریب دیوارهای حریم خانه و خانواده، کمیت و کیفیت روابط هر یک از زن و شوهر با نامحرمان را افزایش و سپس گسترش می دهد و همین مسئله در نوع خود موجب کاهش گرمای خانواده های سالم، بدبینی به یکدیگر و در نتیجه افزایش اختلافات خانوادگی می گردد.

نتیجه: خاطر نشان می کنم که حقیر در این مطلب در پی آن نبودم که حل مشکلات و نارسایی های جنسی را به خصوص به عنوان یکی از دلایل مهم بروز اختلافات زناشویی زیر سوال ببرم، بلکه منظور این است که با قبول این فرض که تشخیص و رفع نارسایی های جنسی در قوام روابط زن و شوهر بسیار موثر است، باید آن را از طریق مراجع تخصصی و با شناسایی صحیح خواستگاه این مشکلات و رفع علمی هر یک از ریشه های روانی و جسمی حل نمود، نه این که با تجویز استفاده از رسانه ها و کالاها و داروهای جنسی موجب بروز مشکلات روحی، جسمی و جنسی و تشدید اختلافات خانوادگی گردیم.