امروزه صنعت انیمیشن سازی در دنیا جایگاه ویژه‎ای پیدا کرده است و به موازات صنعت سینما و یا با گامی پیشتازانه‌تر از آن، سعی در القای پیام‎های خود به ذهن و فکر کودکان و نوجوانان و حتی بزرگ‌سالان دارد. در این میان، کمپانی‌های مشهور سازنده‌ی انیمیشن دنیا همچون والت ‌دیزنی، استودیو پیکسار، دریم ورکس و چند کمپانی محدود دیگر هستند که مشخص می‎کنند نسل بعدی راجع به موضوعات گوناگون چطور باید بیندیشند، در برابر مسائل و مشکلات چه راه‌حلی را برگزینند و در نهایت اینکه کدام دسته از اعتقادات باید درون آن‌ها جای گیرد و درونی شود.

با توجه به اینکه کودکان امروز مقدار زیادی از وقت خود را پای دیدن این انیمیشن‎ها می‎گذارند، می‌‎توان گفت این محصولات نقش مهمی در شکل‎گیری شخصیت، افکار و اعتقادات فردی و حتی جامعه‎پذیری این قشر برعهده دارند.

تولید کنندگان این محصولات رسانه‎ای، با صرف مبالغ قابل توجهی برای ساخت تولیدات خود، از راه‎های گوناگون و از طرق ارتباطی مختلف پیام‎های مدنظر را در محصول خود می‎گنجانند، آن‎ها در مسیر دستیابی به اهداف خود کوچک و بزرگ نمی‎شناسند و تنها به القا و اقناع پیام می‎اندیشند؛ چراکه ماهیت این کمپانی‎ها بدین‎گونه است.

آ ن‎ها اهداف سیاست‎مداران را در تولیدات خود در نظر می‎گیرند، اینجاست که ماهیت هنر و سرگرمی رنگی ایدئولوژیک به خود می‎گیرد. این تولیدکنندگان با تولیدات خود به تسخیر ذهن و روح مخاطبان خود می‎پردازند. افکار، اعتقادات و سبک زندگی غربی را برای مخاطب خردسال به ارمغان می‎آورند. این موضوع (یعنی جنگ نرم و یا به عبارتی استعمار ذهن انسان‎ها) زمانی از استراتژی‎های پنهان سیاست‎مداران جهان بود، اما اکنون که دیگر تولیدکنندگان ذائقه‌ی مخاطبان خود را شکل داده و آن‎ها را به محصولات خود وابسته و محتاج کرده‎اند، به‌طور آشکارا در کلام سیاست‎مداران تکرار و تکرار می‎شود. سیاست‎مداران آمریکایی و اسرائیلی دائماً بر اهمیت این دسته از تولیدات تأکید می‎کنند.

اوباما در بازدید از کمپانی دریم ورکس (یکی از کمپانی‎های مشهور انیمیشن سازی ) بیان می‎کند: «هالیوود نقشی اساسی در اشاعه‌ی ارزش‌های فرهنگ آمریکایی و همچنین شکل‌دهی یک فرهنگ جهانی دارد. چه باور کنید و چه نکنید، هالیوود و صنعت سرگرمی، از برخی جهات، بخشی از دیپلماسی آمریکاست. صنعت سرگرمی بخش بزرگی از صادرات کشور ما را در بر می‌گیرد. این درست‌‌ همان چیزی است که ما را از دیگران متمایز می‌کند و ما را به یک قدرت جهانی تبدیل می‌کند. شما می‌توانید در عین حال، در هر جایی از این کره‌ی خاکی حضور داشته باشید، همچون لحظه‌ای که کودکی را در آن سوی دنیا در حالی می‌بینید که یک تی‌شرت با تصویر انیمیشن ماداگاسکار به تن کرده است و به زبان او سخن بگویید و او شما را بفهمد. در حالی‌ که مردم دیگر کشورهای دنیا از این زبان مشترک خبر ندارند.»[1]

شیمون پرز نیز در بازدید از همین کمپانی مشهور (دریم ورکس) بیان می‎کند: «نباید ارتباط حیاتی میان هالیوود و آموزش را نادیده گرفت و باید بدانید که کودکان بیش از سیاست‌مداران به بازیگران اعتقاد دارند… شما فعالان آموزش و پرورش هستید و نه فقط فعالان صنعت سینما و با کمک فعالیت‌های شما و اعتمادی که شما به وجود می‌آورید، شما می‌توانید تأثیرگذار باشید… اسرائیل علاقه‌مند است که شما پیام‌های مهمی را به مردم و کودکان برسانید.»[2]

بنابراین امروزه نمی‎توان تولیدات کمپانی‎های انیمیشن سازی را تنها در حد یک محصول سرگرم‎کننده‌ی کودکانه دانست، بلکه باید به ایدئولوژی پنهان در آن اذعان و اعتقاد داشت، اما باید دانست که ایدئولوژی به شکل ناب خود، در کار هنری بیان نمی‎شود و کار هنری حامل منفعل ایدئولوژی نیست. بلکه خود اثر هنری نیز ایدئولوژی را هماهنگ با قواعد و قراردادهای تولید هنری معاصر، در قالب زیبایی‌شناختی بازسازی می‎کند.[3]

بنابراین در بحث انیمیشن نیز ایدئولوژی سازندگان آن در قالب داستان و زبانی کودکانه بیان می‎شود تا برای این دسته از مخاطبان ملموس و اقناع‌کننده باشد و این بزرگ‌سالان هستند که باید با نگاه تحلیلی، این محصولات را مورد ارزیابی قرار دهند و خوراک فکری نسل آینده را بی‎محابا در اختیارش قرار ندهند و از ابتدا آموزش نقد و ارزیابی این محصولات را به فرزندان خود بدهند و نگاه منفعلانه را به نگاه منتقدانه بدل کنند.

بنابراین به برخی از استراتژی‎های اصلی کمپانی‎های انیمیشن سازی در تولیدات اخیرشان اشاره خواهد شد:

جا‌به‌جایی مفهوم زشتی و زیبایی مسئله‎ای است که هدف بسیاری از انیمیشن‎ها شده است. سازندگان سعی دارند که زشتی را جایگزین زیبایی کنند. امروزه اغلب انیمیشن‌ها شخصیت‎هایی دارند که با معیارهای مخاطبان بزرگ‌سال، چهره‎ای زشت و زننده دارند، اما همین شخصیت‎ها در نظر مخاطب خردسال زشت تلقی نمی‎شوند. این نشان از موفقیت تولیدکنندگان این آثار دارد؛ چراکه به‌خوبی توانسته‌اند در مفهوم زشتی و زیبایی خلط کنند و ذائقه‌ی این دسته از مخاطبان را آن‌گونه که خواستار آن بوده‎اند، تغییر دهند.

رویکرد دیگری که در انیمیشن‎ها بسیار بر آن تأکید می‎شود، رویکرد پوزیتیویستی است که نشئت‌‌گرفته از اندیشه‎ها و سبک فکری غربی است. پوزیتیویست به معنای حسی‎گرایی و اصالت دادن به حس مدنظر است.

رابرت لوپز یکی از افرادی است که به‌عنوان آهنگ‌ساز در کمپانی والت دیزنی حضور دارد. او می‎گوید: «ذکر نام خدا و به‌طور کلی استفاده از مضامین دینی در محصولات والت دیزنی کاملاً ممنوع است.»[4]

باید توجه کرد که برخی انیمیشن‎ها به‌گونه‎ای امور ماورایی از جمله خدا را زیر سؤال می‎برند و با کالبد بخشیدن به امور ماورایی، آن‎ها را به عالم ملموس حسی وارد می‎نمایند و اینجاست که مخاطب خردسال را سردرگم می‎نمایند.

مفهوم قهرمان و قهرمان‎پردازی در انیمیشن‎ها مسئله‌ی دیگری است که اگر نگوییم در تک‌تک انیمیشن‎ها، در بسیاری از آن‎ها بر آن تأکید شده است. کمپانی‎های انیمیشن سازی می‎کوشند تا برای نسل بعدی، قهرمان‎سازی کنند و تا در آینده این قهرمان‎های ساختگی، الگوی آنان در مراحل مختلف زندگی شوند.

مسئله‌ی مهم دیگر، مطرح کردن روابط آزاد و زیر پا گذاشتن اخلاق و شکستن برخی از حریم‎ها نزد مخاطبان خردسال است. کمپانی‎های انیمیشن سازی روزبه‌روز بر اشارات و کنایات اروتیک در محصولات خود می‎افزایند و با این اشارات، کودک را از فضای پاک کودکانه بیرون می‎آورند و دغدغه‎هایی فراتر از سن او برایش ایجاد می‎نماید که این موضوع در نهایت می‎تواندمنجر به انحرافات اخلاقی در میان آنان شود.

نتیجه‎گیری

با توجه به مطالبی که بیان شد،در وهله‌ی اول لزوم نظارت مسئولین به مقوله‌ی پخش و دوبله‌ی انیمیشن‎های خارجی و در وهله‌ی بعدی، لزوم نظارت هرچه بیشتر والدین بر محصولات سرگرم‎کننده فرزندان، روشن گردید. در این راستا، مسئولان می‎بایست با نظارت دقیق بر محتوای انیمیشن‎های وارداتی، از مواجهه‌ی نسل آینده با محتواهای مخرب جلوگیری کنند و والدین نیز باید تلاش کنند تا در سن خردسالی، محصولات گزینش‌شده و مناسب در اختیار کودک قرار گیرد تا ذائقه‌ی او جهت‎دهی شود و در نوجوانی نیز نگاه انتقادی و تحلیلی به او آموخته شود. این‌گونه تا حدی می‎توان نسل آینده، که همین کودکان امروز ما هستند، را از آسیب‎های جدی این محصولات رسانه‎ای این عصر در امان داشت.

به امید روزی که قهرمان کودکان ما از جنس قهرمانان این مرزوبوم شوند و محصولات رسانه‎ای تولیدشده در داخل بتوانند در رقابت با تولیدات غرب پیروز میدان شوند و هدایت افکار و ذهن کودکانمان را خود به دست گیریم.(*)

[1]. رجا نیوز:  http://rajanews.com/detail.asp?id=184054
[2]. مشرق‌نیوز:  http://www.mashreghnews.ir/fa/news/291618/
[3]. ولف، جانت (1367)، تولید اجتماعی هنر، ترجمه‌ی نیره توکلی، تهران، نشر مرکز.
[4]. سایت خانه‌ی انیمیشن.
فاطمه موسوی | کارشناس مسائل فرهنگی-برهان