برهه های ویژه تاریخی:

تاریخ هر ملّتی شبیه تناسب ریشه های یک درخت با درخت است. تاریخ هر ملّتی مقاطعی دارد که به آن ها برهه های ویژۀ تاریخی می گویند. این مقاطع تعیین کننده اند. یکی از چیزهایی که به مورخ جهت می دهد که از میان میلیون ها رخداد و انسان، تعداد محدودی را ثبت و ضبط کند، همین برهه های ویژه است. یعنی اگر آن برهه های ویژه نباشد، محقق و مورخ هیچ تجربۀ تاریخی و هیچ معرفتی نسبت به نوشتن رخدادها ندارد. چون در تاریخ رخدادها پراکنده اند، اما شما این رخدادهای پراکنده را به هم وصل می کنید. برای وصل کردن و ارتباط دادن مابین این رخدادهای پراکنده شما باید یک دست آویز، یک تجربه و یک معرفتی داشته باشید تا بتوانید این رخدادهای پراکنده را کنار هم بگذارید و آن ها را معنا دارکنید.

اکثر مورخین معتقدند که معرفت تاریخی مقدم بر خودِ رخداد است اما این تقدم، تقدم تاریخی نیست. تا معرفت تاریخی نداشته باشید، از میان این میلیون ها رخدادی که به وقوع پیوسته اند، نمی توانید تعداد خاصی را گزینش کنید. مورخ حتماً باید آن را داشته باشد.

چرایی اهمیت برهه های ویژه تاریخی:

برهه های ویژه تاریخی چرا اهمیت دارند؟ چون که یک نشانه اند. مثل تابلوی راهنمایی در یک مسیر بسیار صعب العبور. شما در این مسیر صعب العبور ، آیا پشت سر هم و چسبیده به هم، تابلوی راهنما می بینید؟ قطعاً این طور نیست. بلکه ممکن است با فاصله های مثلاً یک تا سه کیلومتری یک تابلو و یک نشانه ببینید.

تاریخ هم همین طور است. رخدادهای پشت سرهم اصلاً ملاک نیست. بسیاری از مورخین تصور می کنند که تاریخ یعنی گذاشتن رخدادها کنارهم. این سطحی ترین نوع تاریخ نگاری است.

تاریخِ درست و تاریخی که مبتنی بر معرفت است، تاریخی است که تابلوها را درست کنار هم قرار بدهید و درست تشخیص بدهید و این تاریخ مبتنی بر معرفت است که مایه ی عبرت می شود. بزرگان ما گفته اند که تاریخ را برای عبرت می خوانیم. عبرت یعنی این که خطاهایی را که در گذشته مرتکب شده ایم، دوباره مرتکب نشویم و کارهای خوب گذشته را چراغ راه آینده خودمان بکنیم.

برهه های ویژه تاریخی هر ملتی این نشانه ها و این تابلوها هستند که باید درست تشخیص داده شود، یعنی بفهمی که مثلاً کجا باید آن رخداد را ببینید، ازآن جا دیگر جهت داده می شود، درست مثل تابلوی راهنمایی رانندگی که از فاصله ی ۲۰ متری یک علامت را می بینید که مثلاً اینجا پیچ است که حواس باید جمع باشد که داخل درّه نیفتید. این نشانه ها همان برهه های ویژه ی تاریخی هستند.

دشمنان دنبال زدن برهه های ویژه اند:

بنابراین دشمنانی که با فرهنگ یک ملتی مخالفند، هیچ گاه نمی آیند و رخدادها را نمی زنند، کاری با رخدادها ندارند، بلکه می آیند و نشانه ها را می زنند. نشانه ها را ملاک قرار می دهند و آن وقت آن نشانه ها را می کوبند. مثلاً چرا غربی ها یک برهه ای شبیه ورود اسلام به ایران را مورد تهاجم قرار می دهند؟! چرا با قبل و بعدش کاری ندارند؟ چرا نحوه ی روی کار آمدن صفویه را مورد حمله قرار می دهند؟ چرا نهضت تنباکو را مورد حمله قرار می دهند؟ علتش این است که این ها همه، نشانه های تاریخی ماست. تابلوهای ویژه ای هستند که به ما می گویند مسیر را انحرافی نرویم.

معناداری رخدادها با برهه های ویژه:

حالا شما وقتی رخدادها را کنارهم می گذارید، یک چیز دیگر در می آید، اما اگر کسی آن برهه را بشناسد، آن نقطه ی ویژه تاریخی را بشناسد، رخدادها را طور دیگری معنی می کند. اگر شما با رخدادها می خواهید به برهه ها برسید، نمی توانید، اما اگر برهه های ویژه دست شما باشد، رخدادها همه معنا دارند. بعدش هم معنا دارد. یعنی وقایع دیگر برای شما کور نیست. یکی از کلیدهای حساس که شما در مطالعات تاریخی باید خیلی به آن توجه کنید، همین فهم برهه های ویژه تاریخی است که اگر می خواهید رخدادها برای شما معنی دار بشود و گول و فریب نخورید، شناخت و فهم همین برهه های ویژه تاریخی است. چون اگر کسی برهه های ویژه تاریخی را تشخیص ندهد، خیلی سریع فریب می خورد. یعنی پرتاب می شود به درّه. انگار که تابلو و نشانه ها را ندیده است.

این گم گشتگی نشانه هایی که در فضای مدرن و پست مدرن از آن حرف زده می شود، همین است.

در فضای پست مدرن چرا دوست دارند که نشانه ها گم بشود؟ می گویند که ما با گذشته کار نداریم. حال برای ما مهم است. اصلا تاریخ چیزی جز حضور حاضر نیست. این جدیدترین مکتب تاریخ نگاری پست مدرن است که نوعی تفکر جامعه شناسی تاریخی است.

پیش از این گفتیم که رابطه تاریخ با هر ملتی درست مثل رابطه ریشه ها با درخت است. درخت اگر ریشه هایش خشک شده و پوسیده باشد، با یک تکان کوچک می افتد. اما آن درختی که ریشه های عمیق دارد، ریشه ها پوسیده نیست، محکم و استوار است.

درخت برای پایداری، برای اینکه میوه و بهره بدهد، همیشه چند ریشه بزرگ و عمیق و محکم داردکه ریشه های اصلی اند و آن ریشه های دیگر که فرعی اند، متصل به ریشه های بزرگند. تاریخ هم همین طور است. رخدادها همه فرعی اند. آن ریشه اصلی که رخدادهای فرعی، متصل به آن هستند، برهه های ویژه و نشا نه های هستند که اگر این برهه ها را خوب تشخیص بدهیم، مابقی ریشه های فرعی هم اگر پوسیده شده باشند، بازسازی می شوند.

بهترین راه تشخیص برهه های ویژه تاریخی:

این یک کلید: که اگر میخواهید مطالعات تاریخی داشته باشید، درهر دوره تاریخی بگردید و آن نشانه ها را پیدا کنید. بهترین راه تشخیص نشانه ها آن است که مخالفان اعتقادات و تاریخ ما روی آن حساسند و آنها را می کوبند. هرچه را می کوبند، حدس بزنید که نشانه است. ببینید کدام دوره را می کوبند و مورد تهاجم قرار می دهند، تردید نکنید که آن دوره یک برهه ویژه است. در واقع یک نوع مهندسی معکوس است .

برهه های ویژه تاریخ ایران کدامند؟

مثلا آنهایی که مخالف انقلاب ایرانند، کجاها وکدام برهه ها را میکوبند، همانها نقاط حساس تاریخی و برهه های ویژه تاریخی اند:

۱ـ ظهور اسلام در ایران را می کوبند

۲ـ بر آمدن صفویه و تاریخ جدید ایران

۳- نهضت تنباکو

اصلا انقلاب مشروطه را نمی کوبند، اما نسبت به ملی شدن صنعت نفت حساس اند، نسبت به ۱۵ خرداد حساس اند.

این ها برهه های ویژه ماست که به راحتی می توان به کمک آنها رخدادهای قبل و بعدشان را معنا کرد.

تکمله:

متن فوق خلاصه ای از صحبت های استاد نامدار در اولین جلسه از سلسله جلسات تحلیلی بر تاریخ معاصر ایران است که در جمع تعدادی از اعضای هیات محبین الرضا (علیه السلام) سنگر ایراد شده است.

جهت دریافت متن کامل این جلسه می توانید به واحد انتشارات هیات محبین الرضا (علیه السلام) سنگر مراجعه نمائید.