جناب آقای دکتر روحانی ، ریاست محترم جمهور ، در اولین سخنرانی سال جدید در مسجد سلمان نهاد ریاست جمهوری (16/1/93 ) و در جمع کارکنان این نهاد عنوان کردند ؛ « … وقتی موفقیتمان در سیاست خارجی تکمیل شد ، مسائل را باز می کنم ، آنگاه خیلی ها خجل می شوند! »  نمی دانیم منظور ایشان از « خیلی ها » چه کسانی بوده و این چه مسائلی است که وقتی در آینده « باز » می شود ، باعث خجلت آن « خیلی ها » می شود ، اما جدا از این ابهامات ، با توجه به عملکرد چند ماهه و مسائل بوجود آمده پس از روی کار آمدن دولت یازدهم – چه در زمینه سیاست خارجی وچه مسائل داخلی – در برخی از موارد ، دیگر نیازی به« باز »کردن آنها درآینده نیست ، تا باعث خجلت شوند ! زیرا  « ما ازهم اکنون خجل گشته ایم » !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه « سواد »[!] نداریم تا اهمیت قرارداد ژنو را درک کرده و فواید این « اقدام مشترک » را در جهت بهبود وضعیت معیشتی مردم و چرخیدن چرخ های اقتصاد کشور ، محاسبه نماییم!!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه درنیافته بودیم که می توان با اقدامات « بجا »یی مانند گفتگوی طولانی مدت [!] با « جان کری» وتماس تلفنی [!] با جناب « اوباما » که با نیت ارج نهادن به نظرکارشناسی « مشاوران صدیق »[!] صورتگرفت ، در جهت استیفای حقوق ملت قدم برداریم !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه وقتی خانم « وندی شرمن » نماینده گستاخ آمریکا در 1+5 ، ایرانی ها را بصورت ژنتیکی «حقه باز» معرفی می کند ، « عزتمندانه »[!!] حضور او را در مذاکرات پذیرفته و بر اساس « مصلحت » [!!] با وی گفتگو می کنیم تا « حکمت » [!!] خویش را در مذاکرات هسته ایی ، در جهت چرخیدن چرخ زندگی مردم ، با تقلیل تعداد سانترفیوژهای در حال چرخش ( خالی یا پر فرقی نمی کند !) و اکسید کردن تمام اورانیوم غنی شده 20% ، که حاصل استقامتمان در گذشته بود ، به منصه ظهوربرسانیم !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه نمی توانیم درک کنیم ، چرا جناب « باراک » می خواهد با دستان مبارک خود ، پیچ و مهره های تاسیسات هسته ای ما را برچیند ، اما نمی تواند ؟! تازه می خواهد با بازکردن شیر و دادن حق بلوکه شده  خودمان ، به صورت « قطره چکانی » ما را در بدست آوردن « بزرگترین پیروزی قرن » [!!] یاری رسانده و مشعوف سازد!! بدتر از اینکه باز هم نمی توانیم اهمیت این بذل محبت رئیس جمهور یانکی ها را که در پی دیپلماسی « هوشمندانه » و « معتدلانه » ما حاصل گردیده و بیشترین تاثیر را در فروریختن « دیوار تحریمها » و بهبود وضعیت اقتصاد کشور داشته است را متوجه شویم !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه نمی خواهیم دشمنی های بین ما وشیطان بزرگ ( کودتای 28 مرداد32 ،حمایت همه جانبه از صدام در جنگ تحمیلی 8 ساله، هدف قراردادن هواپیمای مسافربری ایران و شهادت 290 انسان بیگناه ،حمایت از فتنه 88 وبراندازی نظام ، وضع تحریم های ظالمانه و…) را به « دوستی » [!!] تبدیل کرده و« سوء تفاهم» [؟!] های بوجود آمده را برطرف نماییم تا همراه با این شیطان قدرتمند و شیطانک های هم پیاله وی ، گام های موثری در ایجاد  « صلح و اعتدال » وجلوگیری از « افراط و خشونت طلبی » در منطقه ودیگر اقصی نقاط جهان برداشته باشیم! نمی خواهیم تا از این طریق جایگاه ویژه ای در « جامعه جهانی» [؟!]دست وپا کرده و نظر مثبت آنان را در جهت ارتباط هر چه بیشتر با ایران و نیز حضور آنان در بازارهای داخلی به منظور چرخش چرخ اقتصاد و ارتقاء معیشت مردممان جلب نماییم !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه آنقدر کند ذهن بوده ایم که درنیافته ایم ،آمریکایی ها می توانند در مدت «یک ساعت» تمام توان نظامی مان را « نابود » کنند !! همین قدر هم توانایی درک این موضوع برایمان مشکل است که بدون در نظر گرفتن قدرت نظامی افسانه ایی [؟!] آنان ، وقتی با عنوان نمایش قدرت بازدارندگی « موشک بازی » [!!]  راه می اندازیم ، آنان را عصبی کرده و برای خود ایجاد خطر می نماییم !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه نمی توانیم در حد « استانداردهای حقوق بشری» [!!] اتحادیه اروپا مانند رعایت حقوق همجنسبازان ، رفع حصر سران فتنه ، حذف مجازات اعدام و … ظاهر شویم!! آنقدر « غیرمعتدل» روی مواضعمان پافشاری کردیم تا این« اتحادیه خیلی استاندارد » [!!] با تصویب قطعنامه ای ، پیروزی « استاندارد » رئیس جمهورمحبوبمان را در انتخابات 92 « غیراستاندارد » غیر دموکراتیک و نامشروع نامید !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه نمی دانستیم ، می توان با توزیع « سبد کالا» درست در سالگرد پیروزی انقلابمان وتشکیل صف های طویل مردم برای دریافت این سبد حمایتی ، همراه با حفظ کرامت [!]آنان که توسط دولت با تجربه ها [!] طراحی گردید ، نمایه ای از« توانمندی واقتدار نظام » [!!] را ، آنهم در اثنای مذاکرات سرنوشت ساز هسته ای ، در مقابل دیدگان شبکه ها ورسانه های ضد انقلاب به نمایش گذاشت تا به آنان بفهمانیم که در این مذاکرات تبحر خاصی[!] در رعایت قواعد بازی « برد – برد » داریم  !! بگونه ای که دیگرنیاز به محاسبه «داده ها» و« ستانده ها» در متن قرارداد نباشد !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه  تا کنون نمی دانستیم ، با دعوت از هنرمندان بدسابقه و معاند ، در جشنواره های فیلم و شعر فجر و پاسداشت جایگاه فرهیخته [!!] آنان ، گسترش برگزاری کنسرت های موسیقی در سراسر کشور با چاشنی حرکات موزون واختلاط دخترها وپسرهای جوان ، عدم حمایت از برگزاری جشنواره ضدصهیونیستی « افق نو » و تحریم جشنواره مردمی فیلم عمار و… می توان پاسدار مرزهای فرهنگی انقلابی بود که حاصل خون هزاران شهید و ایستادگی هزاران جانبازو ایثارگرمی باشد !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه  به دلیل « بی سوادی » ، نمی دانستیم معنای « کلید » همان « داس » است !!  تمام مدیران ونیروهای انقلابی ( بخوانید افراطی ! ) را از دستگاههای اجرایی و مراکز آموزش عالی ، می توان بوسیله همین داس ( ببخشید کلید! ) درو کرد تا  « فضا و فرصت برای همه ایرانیانی که دل در گرو این مرزو بوم دارند!! » بویژه برای مدیرانی که حامی [!!!] نظام اسلامی در فتنه 88 بوده اند، جهت خدمت [!] فراهم گردد !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه درنیافته بودیم ، با برگزاری جشن در کاخ ملت ، با اجرای موسیقی وحرکات موزون وشاد توسط دخترکان [!] و برگزاری شوی لباس زنان ادوار تاریخ ایران توسط مانکن ها ، با حضور همسران و دختران مسئولین خدمتگزار و شخصیت ها ، آنهم در زادروز بانوی عفت وحیاء وحجاب حضرت صدیقه طاهره (س) ونیز برگزاری این جشن آنهم در یک مکان مجلل ، همزمان با توصیه به مردم برای انصراف از دریافت یارانه ها ، می توان هم شئونات اسلامی [!!] را رعایت کرد، هم گرفتار مظاهر اشرافیگری [!!] نشد وهم مقام زن ومادر را پاس داشت !!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه متوجه نبودیم ، در این مملکت می توان ، مکانی برای دفن جاسوس ( ببخشید ، ایرانشناس ) فرهیخته سازمان سیا ، جناب مستطاب « ریچارد فرای » – شخصیت مورد علاقه برخی دولتمردان قبلی وفعلی !-  پیداکرد ، بویژه در کنار زاینده رود [!!] اما در قطعه شهدا ء جایی برای خاکسپاری شهید امر به معروف « مرحوم مددخانی » وجود ندارد!!

خجل گشته ایم ؛ برای اینکه تاكنون نمي دانستيم ، غير از « سواد » ، « شناسنامه »[!] هم براي نقد نداريم! متاسفانه  تاكنون، اكثر آنهايي كه اقدام به نقد دولت فخيمه[!!] نموده اند، مجهول الهويه بوده اند! من بعد، قبل از هر نقدي بايد  سري هم به ثبت احوال زد!!

و در آخر خجل گشته ایم ؛ برای اینکه نتوانستیم به توصیه خانم « چوچانگ » عمل کرده و از دریافت یارانه انصراف دهیم !! ما از اول هم نیازمند نبودیم . زیرا نمی خواستیم به عنوان نیازمند ، « صدقه » گیر [!] دولت شده ودر طرح دولت قبلی که به نوعی با پرداخت نقدی یارانه ها ، همه را « متوقع » [!] و « گداپروری » [!] را رواج داده بود ، شرکت نماییم . منتهی به خاطر تورم و گرانی که حاصل عملکرد سیاه [!] دولت نامشروع [!!!] قبلی بوده ونیز تاثیر وارونه تبلیغات صدا وسیما ، در انصراف از دریافت یارانه ها ، به دلیل عدم مقبولیت [!] این نهاد در میان مردم ، جو گیر شده وثبت نام نمودیم!!

…… حال با این تفاسیر باید گفت که ما طاقت به دوش کشیدن بار این همه « خجالت » را که نتیجه « ندانم کاری ها » ، « ناتوانی ها » ، « ناآگاهی ها » و « سوء ظن ها » یمان است را نداریم . تازه این همه خجلت فقط در طی عملکرد درخشان چند ماهه  « دولت تدبیر وامید » که از درک آن مانند موارد فوق عاجز مانده ایم ، بر ما وارد گردیده است !! بماند ، اینکه در آینده ، وقتی موفقیت ها [!] چه در سیاست خارجی و چه در داخل کامل [!!] شد و مسائل « باز » گردید ، خدا می داند ، چه قدر باید از خجالت آب شویم ؟! بهتر است رئیس جمهور محترم و مجموعه دولت خدوم ، بیش از این ما را خجل نسازند !! چون :

از« طلا » گشتن پشیمان گشته ایم         مرحمت فرموده ، ما را « مس » کنید !