اشاره: آنچه در زیر می آید متنی است که توسط آیت الله حسن شمس گیلانی در کتاب علما و شعرای گیلان نگاشته شده است. این متن ظاهرا در سال ۱۳۲۶ یا ۱۳۲۷ نگارش یافته است. معاصریت و آشنایی شمس گیلانی با آیت الله رسولی سبب شد تا متنی را که او در کتابش درباره آیت الله رسولی نگاشته است را به طور کامل در اینجا ذکر کنیم:

آیت الله شیخ باقر رسولی رشتی از اکابر علمای گیلان و از برجسته گان آن دریار محسوب است و از شاگردان مرحوم میرزای نائینی است. مولانا مردی دانشمند و از رجال سیاسی شهر رشت صدمات زیادی متوجه او شده و از گیلان رنجیده مهاجرت به شهر تهران نموده و امروز از برجسته گان آن دیار و از مدرسین آن سامان است و تمام زندگی خود مشغول به ترویج احکام الهی بود در سنه ۱۳۲۶ آن جناب را دعوت به گیلان نمودند و با تجلیل تمام به شهر رشت که موطن اصلی او بود وارد شد که شاید از طرف گیلانیان وکیل گردد و چون دنیا همیشه مخالف با متدینین و رجال علم است و دسایس خارجی نگذاشت که مولانا وکیل گردد دوباره با عظمت تمام به تهران برگشت و الان در آن مکان مشغول به تدریس و ترویج است.(۱)

همچنین آنچه در زیر می آید سندی است درباره جنایات فضل الله زاهدی در گیلان. این سند بازگو کننده مبارزات اسلامی مردم رشت به رهبری آیت الله شیخ باقر رسولی رشتی علیه فضل الله زاهدی است. زاهدی در سال های ۱۳۰۵ و ۱۳۰۶ از طرف رضا شاه، حاکم و فرمانده لشکر شمال کشور مستقر در رشت بود. این سند توسط آقای عبدالله شهبازی در جلد دوم کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی درج گردیده است:

سند دوم[درباره جنایات فضل الله زاهدی]، اعلامیه «جبهه مرکزی گیلانیان» با ۳۱ امضاء است که در مهرماه ۱۳۳۱ به صورت ضمیمه روزنامه گیلانیان، به صاحب امتیازی عبدالعظیم یمینی، منتشر شد. این اعلامیه به طور اخص به افشای جنایات زاهدی در دوران حکومت گیلان (۱۳۰۵-۱۳۰۶) پرداخته است:

… این مرد [زاهدی] در سال های ۱۳۰۵ و ۱۳۰۶ حاکم و فرمانده قشون رشت بود و قبل از هرکار به دلالی ابوطالب اسدی و چند دزد تاجرنمای دیگر از طریق معاملات غیرمشروع مبالغ کثیری به جیب زد که شرح جزئیات آن از بحث ما خارج است و سپس در مدت حکومت خود مرتکب فجایعی شد که واقعاً قلم از تحریر آن شرم دارد. در ضلع جنوبی شهر رشت مجاور باغی که معروف به باغ محتشم است عمارت و حیاط وسیعی را جبراً تصرف و به وسیله سیم خاردار و سربازان مسلح محصور نمود و داخل آن محوطه به دستیاری چند نفر قواد با عده ای از زنان هرجائی طرح دوستی ریخته و شب ها تا صبح در آن محل به هرزگی و باده گساری مشغول می شد که هنوز فجایع یک سرهنگ معروف به «سرهنگ چپقی» که عامل جنایات و مشاور هوس بازی های این جانی بالفطره بود در صفحات گیلان ضرب المثل است و در ساحل بحر خزر پلاژی ساخته بود که فواحش را از تهران و همدان بدانجا می آورد و در انظار عمومی وقاحت و هرزگی را به حداعلای خود رسانید و وقتی که با تنفر و انزجار افراد شرافتمند مواجه می شد، شلاق تکفیر را بلند می کرد و به نام بلشویک معترضین را به زندان می کشید.

کم کم داستان دزدی و قساوت و بی ناموسی این مرد زبانزد خاص و عام شد و مردم شریف رشت که حتی المقدور از تماس با این آدم نمای دیوسیرت خودداری می کردند، در تماس های ضروری اداری تصمیم به مقاومت دسته جمعی و مبارزه منفی گرفتند و منتظر بودند که در اولین فرصت پیکار خونین خود را با زاهدی آغاز کنند… مرحوم حاج شیخ یوسف جیلانی روحانی بزرگ و معروف و مورد علاقه مردم رشت، که در زمینه اخلاق و فلسفه و مسائل سیاسی و اجتماعی مؤلفات ذیقیمتی دارد، یک روز از عملیات وحشیانه زاهدی انتقاد کرد، فوراً به امر این جانی پست فطرت در سربازخانه رشت زندانی شد و در تمام مدت توقیف مورد توهین و تحقیر قرار گرفت و بالاخره دستور داد ریش این پیرمرد دانشمند را بتراشند و با وضع شرم آوری که بیان آن حقیقتاً تأثرانگیز است از زندان سربازخانه اخراج کنند.

این فجایع ادامه داشت تا انتخابات دوره ششم در رشت شروع شد و مردم برای مبارزه ملی با زاهدی، که فرماندار رشت و در عین حال فرمانده پادگان شمال بود، آماده شدند… مردم رشت در انتخابات دوره ششم آن چنان مبارزه ای کردند که در تاریخ مشروطیت ایران نظیر آن دیده نشده. در روزهای اول انتخابات، مردم به علت آشنایی کامل از سبعیت و درنده خویی زاهدی برای یک مبارزه مردانه و خونین آماده شدند. زاهدی به دستور دیکتاتور وقت و با پی ریزی کاخ دیکتاتوری ناچار بود در صف متحد مردم رخنه و قوای متمرکز را پراکنده کند، از اسلحه انفکاک دین از سیاست که در زرادخانه استعمار صیقلی شده بود استفاده کرد و روحانیون بزرگ را با این حربه تهدید می نمود. زاهدی مصمم بود که به هر ترتیبی هست احساسات عمومی را خفه کند و دو نفر را که مولود اراده دیکتاتور وقت و مورد تمایل ژنرال کنسول انگلیس بود به مردم تحمیل نماید… بالاخره اعتراض مردم به تحصن ده ها هزار نفری در تلگرافخانه منجر شد. اعتصابات و تعطیلات هفته ها و ماه ها طول کشید. رهبری نهضت قهرمانی مردم رشت به عهده حضرت آیت الله آقای حاج شیخ محمدباقر رسولی مجتهد متجدد و ترقی خواه گیلان بود…

آتش مبارزه بر اثر بیدادگری زاهدی روز به روز روشن تر می شد و چون زاهدی به هیچ قیمت حاضر نبود تسلیم تمایلات مردم بشود، بالاخره اعتصاب عمومی شروع شد… اعتصابی که نه فقط رشت را تبدیل به آتش و مردم آن را یکپارچه احساسات ضددیکتاتوری کرده بود بلکه تا شعاع ۴۰ کیلومتری رشت اثر داشت… اعتصاب بیش از یک ماه ادامه داشت و در این مدت زاهدی در درجه اول حضرت آیت الله رسولی و سپس عده ای از پیشروان نهضت را دستگیر و به جنگل های دوردست فومنات و طوالش تبعید کرد… ولی عکس العمل این جنایات خیلی شدید بود و مردم پس از دستگیری رهبران نهضت با شدت بیشتری به مبارزه ادامه دادند. زاهدی دستور داد تمام متظاهرین را مضروب و دستگیر کنند. در روزهای اول و دوم زندان رشت و حیاط وسیع شهربانی مملو از جمعیت شد و… زاهدی دستور می دهد برای حبس آزادیخواهان از زندان دژبانی و سربازخانه استفاده شود… و در همین روزها علیرغم تمایلات مردم انجمن قلابی نظارت به دستور زاهدی مشغول قرائت آراء ساختگی بودند، ولی چندین هزار نفر از مردم غیور رشت کفن پوشیده و پس از مبارزات خونین با دسته های مسلح و سرباز و پلیس، وارد محوطه انجمن شدند و صندوق را از تصرف مزدوران بیگانه که عنوان عضویت انجمن داشتند خارج کردند… در این مدت هرزگی و عیاشی زاهدی در خدمت کنسول انگلیس شب ها در باغ محتشم ادامه داشت و روزها با عده انبوهی سرباز مسلح به شهربانی و سربازخانه می رفت و با مشت و لگد و شلاق علماء جلیل القدر و آزادیخواه گیلان و سایر سران نهضت را که درسربازخانه به بیگاری گرفته بودند شخصاً مضروب می نمود…

… یکی [از ادعاهای زاهدی] ادعای فتح خوزستان است. در این مورد باید گفت: خوزستان را از ۵۰ سال قبل انگلیسی ها فتح کرده بودند…

… موضوع دیگر کمدی دستگیری مخالفین خود عده ای از جیره خواران خود را نیز تعمداً توقیف و پس از مدتی آزاد می کند که هم در بین مردم وجیه المله و مخالف انگلستان معرفی شوند و هم نقشه های شیطانی خود را منطبق با تعلیمات جدید بنمایند. به همین مناسبت… زاهدی را مستقیماً به فلسطین بردند که بی دغدغه در کلاس مخصوص اینتلیجنت سرویس دوره جدید خدمتگزاری به لندن را بیاموزد و پس از مراجعت مراحل اداری و سیاسی را طی کند و به مقام سناتوری برسد.(۲)

منابع:

۱: تاریخ علما و شعرای گیلان (مختصری از شرح حال رجال گیلان)، حسن شمس گیلانی، کتابفروشی و چاپخانه دانش؛ تهران، چاپ اول، ۱۳۲۷ ش، ص ۱۲۸٫

۲: ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد دوم، عبدالله شهبازی، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی،چاپ سوم، ۱۳۷۰ش، ۲۵۳-۲۵۵٫

رنگ ایمان/