مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: برادر! دوستی، راه را خیلی نزدیک می‌کند. تصدیق کن، دوستش می‌شوی. یعنی جمالش را به اشیاء و ذرّات عالم، آسمان، زمین، درخت و … تجلی می‌دهد. وقتی که او را تصدیق کردی تجلی‌های او پیدا می‌شوند و خود را به شما نشان می‌دهند. زیرا محرم شده‌ای. کد خدا را دیدی و دِه به نزدیکت آمد. آیا نگفته‌اند که کدخدا را ببین، دِه را بچاپ!؟ اقرار به ولایت و خدا و پیامبر(ص) و اینکه همه چیز، دست اوست تکمیل شد. گذشته هم که نمی‌دانستیم، دست او بوده است. او تشکیل داده است و درست کرده است و آن چیزی هم که در دست توست بکر و متعلّق به اوست.

العبدُ وَ مافی یَدِه لِمَولاهِ. گفت به لحاظ علمی این نکته برایم روشن شد. گفتم: نه! شب، نیمه شب بیشتر تصدیق کن تا آنچه اطرافت هست، این ملک و خانه و … خود را نشان دهند که ما متعلق به اوئیم. گفت: آقا که گفته است، اینها مال من هستند. اما بهتر است اینها هم بگویند که ما مال اوییم. چگونه می‌گویند؟ گفت: زیبا می‌شوند و با تجلی‌شان با تو حرف می‌زنند. می‌گویند ما متعلق به آقای تو هستیم. همگی زینت می‌گیرند و خود را برایت زینت می‌کنند. آیا نشنیده‌ای که زمین می‌گوید من عاشق تو بودم وقتی که روی من راه می‌رفتی؟ هرجا که عبور می‌کردی من هم همراه تو راه می‌رفتم.

حالا که پهلویم آمده‌ای آنچنان از تو پذیرایی می‌کنم، فضا را باز می‌کنم، تو را بغل می‌گیرم. اینها همان روایات است که من می‌گویم و به بیان عادی می‌آورم. چون تو صانع زمین را صدا می‌زدی، او هم عاشق تو شد. تو با او سر و کار داشتی، زمین هم به شما علاقه پیدا کرد. رأفت و رحمت از اولاد و مال و زن و… همه به سمت شما هجوم می‌آورند و خود را زینت می‌کنند و به شما نشان می‌دهند. گاهی اوقات به مستحبات و احکام ظاهر هم رسیده است، که وقتی یک زن ازدواج می‌کند، اگر ده لباس دارد هر شب یا هر هفته یکی از آنها را برای شوهرش بپوشد و خوب او را جلب کند و با تن چرک، نزدیک شوهرش نرود. پدر و مادر دختر – و حتی اگر داماد، خودش محرم بود – به او شش ماه، یکسال یاد بدهند که باید هر هفته یکی از این رنگ‌ها را به تن کند. زیرا زن بیشتر به زینت نیاز دارد و با مرد تفاوت دارد.

مرد، زینت نیاز ندارد و حتّی اگر لباس هم به تن نکند باز مرد است. اما زن باید خود را با آنچه دارد زینت کند. مستحب است و برایش عبادت است که سرش را شانه کند، لباس خود را تمیز نگه دارد، وقتی که تمیز نیست نزدیک شوهرش نرود و نمایش ندهد تا شوهرش پکر نشود و محبّت را حفظ کند. به مرد هم مشابه این را در قبال زن گفته‌اند که با اخلاق خوش، وارد و خارج شود و اگر در بیرون گرفتاری دارد آن را داخل خانه نبرد و بگذارد این ریحانه محفوظ بماند. زن ریحانه خدا و ائمه(ع) است که به تو عطا کرده‌اند. ببین که برای حفظ محبت و دوستی زنها و شوهرها چه کرده است. آن وقت همچون زنبور عسل، در میان گلها می‌افتید. نامش زنبور است اما عسلی می‌دهد که شِفاءٌلِلناسِ (سوره نحل آیه۶۹) است. در میان گلها می‌غلتد و به مومنین عسل می‌دهد. شفای خلق است. در دستگاه ربوبی و ولایت چنین است. بحمدالله همه شما خود، شب و روز این‌هایی را که گفتم می‌چشید. ان‌شاءالله خداوند برکت بدهد تا قلب‌ها خوب آماده باشد.

کتاب طوبی محبت؛ جلد۳ – ص ۱۷۳ | مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی