امیر اعصاری از هنرمندان گیلانی است که همواره در پیاده روی اربعین حسینی حضور فعال و دغدغه مند داشته و در انعکاس این جریان بزرگ جهانی می کوشد. وی تجربیات و مطالبی را جهت بهره مندی هر چه بیشتر مستند سازان ارائه نموده است که بشرح ذیل است:

معیارهای مستند سازی در پیاده روی اربعین

پیاده روی مقدمه مستندسازی اربعین

فیلمسازانی که می خواهند کربلا بروند پیشنهاد می کنم قبل از ساختن فیلم یکبار به آنجا بروند و تجربه کنند چون با رستاخیزی مواجه می شودکه انرژی زیاد آن فیلمساز را مسخ خود می کند.

در جاده اصلی پیاده روی اربعین قدم به قدم هیجان و قدرت روحی داده می شود و چون این عظمت در کادر شما نمی گنجد و قدرت انتخاب هم ندارید بنابراین از این عظمت دور می شوید و به حاشیه ها و انعکاس این عظمت نگاه می کنید و موضوعی را انتخاب کرده و مفصل به آن می پردازید.

سوژه، فیلم و جهان فیلم‌ساز

به نظرم اینکه سینمای مستند سینمای سوژه است ذهنیت درستی نیست، این سوژه نیست که فیلم مرا می سازد بلکه من هستم که سوژه را نگاه می کنم و زاویه من به آن هویت می دهد، ما مسخ سوژه هایمان نمی شویم و بیشتر رویکرد مدنظرمان است.، جهان درونی آدمها به فیلم بنده روح می دهد و این یک تعامل دوطرفه است که ۵۰ درصد آن دست من و ۵۰ درصد آن دست سوژه است اما نکته این است که عموما فیلم های اربعین مدیوم تلویزیون دارد و از بین اینها به تعداد انگشت های دست فیلم خوب هست. ما باید در استان ، شهر ، محل خودمان نصف فیلمها را بسازم تا وقتی به آنجا می رویم دچار سردرگمی نشوم، عراقی ها ذاتا آدم های لحظه هستند و شما به لحاظ فیلمسازی اولویت آخرش هستید و بنابراین کار با شخصیتهایی که هم زبان ما نیستند سخت است.

کسی که در استان خود فیلمش را ساخت و به عراق رفت فیلم خوبی خواهد داشت، سفر اول این ذهنیت را می دهد که اگر آنجا بروم و سوژه را انتخاب کنم نه تنها کاری نکرده ام بلکه مستند معمولی هم به مخاطب داده ام که ظلم است. مثلا برای یک شخصیت ذهنی از یافته های سفر قبلی باید بسازید و بعد پیدایش کنید و باید بدانیدکه به کجا بروم و چه بگویم و او را به سمت میزانسن خود ببرم. وقتی شخصیتی در موکب خود متمرکز است دست و بال شما باز است و زندگی و جهان آن آدم را می بینید و به او نزدیک می شوید که این اتفاق در پیاده روی نمی افتد.

آئین‌های عاشورایی و مستندسازی از ظاهر

آئین های عاشورایی ظاهر و باطنی دارند، شما می توانید از ظاهر یک فیلم بسازید که این ظاهر فضای فرمالیستی دارد و تصویر کردن فرمالیستی آئین های عاشورایی قشنگ هست ولی در حد ثبت این آئین است، فیلمی که مخاطب آن را ببیند و ۴۰ دقیقه یا یک ساعت آن را همراهی کند باید قصه داشته باشد و وارد جزئیات و مفهوم آئین ها و افرادی که این آئین ها را شکل می دهند بشود، در تلویزیون اصولا فرصت چنین پرداختن هایی به این مراسم ها نیست زیرا باید زمان زیادی گذاشت و هزینه زیادی برای تلویزیون دارد.

مفهوم محوری یا موضوع محوری

در ارتباط با سوژه رویدادهای قدسی، سهل اندیشی و نحوه درست مواجهه با این مفاهیم ، متاسفانه در برخی امور از خدا سبقت می گیریم و حساسیت ها را اینقدر بالا می بریم که اصل مطلب را نادیده می گیریم، خدا در قرآن به مشرک می فرماید چرا به ملکوت خدا نگاه نمی کنی؟ یعنی من مومن که حتما باید به ملکوت خدا نگاه کنم. خدا خیلی باز به این مسئله نگاه می کند چون اصل است و اهل بیت هم همین رفتار را تکرار می کنند. این محدوده ها دست و پاگیر است و کاری که ما باید کنیم تا دچار این حساسیتها نشویم این است که مطلب را خوب بفهمیم، هرکاری که تحقیق نداشته باشد خطاست اما اینکه از ترس اینکه نکند اتفاقی بیفتد خطاست، یعنی ما خود را از یک امکان فاصله می دهیم که مبادا اشتباهی کنیم! قصد ما که اشتباه یا توهین به ساحت قدسی نیست بلکه همت کردن است و خدا باید دستمان را بگیرد تا درست شود.

یکی از دلایلی که الان سینمای ما به جای اذیت کننده ای رسیده این است که به جای اینکه محور را روی مفهوم بگذاریم، روی موضوع می گذاریم. وقتی محورتان مفهوم باشد در آن موضوع هست اما وقتی معیار را موضوع قرار دهیم حاکمیت فکر، هنر، زیبایی و چیزی غیر از مفهوم می شود و همین تحت‌الشعاع قرار می دهد. دانشگاه ها بیشتر این مبنا را راه انداخته اند و البته تقصیری ندارند چون از غرب آموزش دیده اند و غربی ها درست و مفهوم محور حرکت می کنند ولی به ما موضوع را تبلیغ می کنند. مفهوم محوری خیلی از مشکلات را حل می کند. نگاه بنده مستندساز نیست و نقاشم و معتقدم هنرمند باید پیشرو باشد و نگاهش به آینده باشد، هنرمند باید مدرن زمان باشد و مدام خودش را تجدید اطلاعات کند و به اطرافش نگاه کند.

برای کار هنری باید از قیدها جدا شد

در بحثها خیلی به دنبال مدینه فاضله هستیم و به نظرم مدینه فاضله خداوند برای شیعیان و جهانیان راهپیمایی اربعین است. مدینه فاضله اسم کوچکیست برای آنچه که شیعه طراحی می کند، چون خدای ما خیلی بزرگ است و ما همیشه در راهیم، در مدینه فاضله ی شیعه سکون معنا ندارد و همیشه حرکت هست و مدام به سمت نور می رود و با اختیار هم نمی رود بلکه جذب می شود و این از قابلیت های حسینی است، بعد از فوت پیامبر درهای آسمان به روی خلایق بسته شد و تنها راه باز شدن آسمان شهادت امام حسین بود، برای همین حضرت زینب فرمود چیزی جز زیبایی ندیدم. برای کار هنری باید خود را رها کرد و نباید با قیود رفت، بعد از راهپیمایی شروع به کار تابلویی کردم که نامش آسمان حسین بود و این تجربه از اربعین به تابلوهایم منتقل شده بود.

رها شدن یک نکته کلیدی است، در این فضاها گاهی چاره ای جز حذف خودتان ندارید تا رابطه تماشاگر و سوژه به بهترین شکل اتفاق بیفتد، شما خیلی نمی توانید موضوع انتخاب کنید و این موضوع است که شما را انتخاب می کند. بنده با طراحی قبلی سر صحنه می روم اما از یک جایی به بعد قصه ایشان را پیش می برم و اگر بنده بخواهم آن را تغییر دهم با یک جریان واقعی که در حقیقت زمان اتفاق می افتد مقابله می کنم.

حساسیت‌های عاشورا و مستندسازی از اربعین

فیلمسازی در حوزه هر پارادایمی سخت است و در قصه عاشورا حساسیتهای بسیار زیادی هست که متاسفانه جاهایی دست و پای آدم را می بندد اما کارگردان جایی که می خواهد فیلمش را شروع کند باید محیط بر سوژه باشد نه محاط. من با اعتقاد فیلم می سازم اما نه تکنیک و نه اعتقاد را روی زمین نمی گذارم و تا جایی که می توانم مبتنی بر ساختارم اما خروجی چیزیست که فکر می کنم در ساختار به آن رسیده ام. من برای شخصیت میزانسن طراحی می کنم و مثلا می گویم بوعلی بنشین به افق نگاه کن و از ذهنت اینها را بگذران، من پلان خودم را می گیرم چون دنبال آن های زندگی او هستم که نمی توانم آن را به درستی به دست بیاورم و متاسفانه اتفاق خطرناک این است که بچه ها ثبت می کنند و می آورند و این زندگی آن فرد نیست. خود واقعی آدمها در اربعین کنار هم قرار می گیرد و فضایی است که نمونه اش را در حج می توان دید و آن جایی است که انسان به برهنگی عناوین می رسد، اتفاقی که در سینما می افتد این است که با یک سایز و قاب مواجهید که همین کار را سخت می کند.

سختی‌های فیلمسازی در عراق

اعصاری در پایان گفته های خود به کسانی که قصد مستندسازی در اربعین را دارند بیان داشت: خواهش می کنم کسانی که تجربه اولشان است، این تجربه اول را در اربعین و مسائل اعتقادی و جنگ نگذارند و دعوت می کنم از کسانی که به الفبای ماجرا مسلط هستند در این فضا کار کنند. فیلمسازی در عراق به شدت سخت است و هر اقلیم و محله ای قانونی دارد و این کار را سخت می کند، باید خودشان را برای خوابیدن در هر نقطه ای آماده کنند و یک کوله پشتی جمع و جور و کیسه خواب داشته باشند و حتی الامکان همراهشان یک فرد که عربی بداند و هرکاری می تواند برای ماجرا انجام دهد باشد.