امروز، اول آبان ماه، سی و نهمین سالگرد شهادت شخصیتی است که از نظر معمار کبیر انقلاب، امید آینده اسلام و انقلاب بود.

او آقازاده‌ای است که خودش را برای کسب شخصیت، به پدر متصل نکرد. ساده زیستی و زیّ طلبگی خودش را برای همیشه حفظ کرد و در علم و مجاهدت متمرکز شد تا اینکه سرانجام در مانند چنین روزی، به ملکوت اعلی پیوست و همه شاگردان و دوستداران امام و خود را سوگوار ساخت.

شاید بتوان گفت که به شهادت رساندن سید مصطفی خمینی، آخرین حربه مشترک رژیم پهلوی و رژیم بعث، برای خاموش کردن شعله نهضت انقلابی خمینی کبیر بود. آنان به خیال خام خود چنین فکر می کردند که با این اقدام، هم بازو و دست راست رهبرانقلاب را از ایشان جدا می کنند و هم مقاومت خود حضرت امام را در هم می شکنند؛ غافل از اینکه همین شهادت و مراسمات تشییع، تدفین و یادبود هفتم، چهلم و… نهضت انقلابی حضرت امام را گسترده‌تر و آن را به پیروزی نهایی نزدیک‌تر می‌کند.

امام همین تهدید ظاهری را هم به فرصت تبدیل کردند و فوت مصطفی را از الطاف خفیه الهی دانستند و البته مانند فوت هر شخص دیگری، تنها به خواندن آیه استرجاع یعنی «انّا لله و انّا الیه راجعون» بسنده فرمودند؛ معظم له همچنین تنها چند دقیقه در مراسم تشییع پیکر پاک فرزند خود شرکت کردند و حتی خودشان، این واقعه را به دیگران تسلّی دادند.

سخن از مجاهد شهید سید مصطفی خمینی است؛ یار و همراه همیشگی امام و انقلاب که بعد از تبعید ایشان به ترکیه، او نیز به ترکیه تبعید شد و پس از آن تا عراق و نجف با امام همراه بود.

اول آبان ۱۳۵۶ است که در اوج نهضت انقلاب اسلامی، خبری ناگوار از بیت حاج آقا مصطفی به امام می رسد. امام نیز حاج احمد آقا را برای پیگیری ماجرا می فرستند. حاج احمد آقا به ماجرا پی می‌برد و در بازگشت به منزل امام، توان گفتن خبر را به ایشان ندارد. امام با تیزهوشی متوجه می‌شوند اتفاقی افتاده و می پرسند: مصطفی فوت کرده؟

گریه‌های حاج احمد آقا، خبر را تایید می کند و امام به بیان «انّا لله و انّا الیه راجعون» بسنده می کنند.

معصومه حائری یزدی، صبیّه آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی و نوه حضرت آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی به عنوان همسر شهید حاج ‌آقا مصطفی در این باره چنین می‌گوید: «همان شب که حاج آقا مصطفی این طور شد، قرار بود که ساعت ۱۲ به منزل ما میهمان بیاید. من سخت مریض بودم. آقای دعایی که همسایه ما بود برایم دکتر آورد. از طرف دیگر آقا مصطفی شبها مطالعه داشتند. آن شب ایشان گفته بود اگر میهمان آمد، من در را باز می‌کنم؛ شما بخوابید. ما دیگر نفهمیدیم که میهمانان چه موقع آمدند و کی رفتند و چه شد. صبح زود وقتی برای ایشان صبحانه می برند می ‌بینند آقا مصطفی نشسته ولی سرش به پایین خم شده است. فورا رفتم بالا. دیدم دستهای آقا مصطفی بنفش است و لکه های کبودی روی صورت و بدن ایشان خودنمایی می‌کند. آقا مصطفی را بلافاصله به بیمارستان انتقال دادیم. صحبت کالبدشکافی پیش آمد؛ امام اجازه این کار را ندادند و فرمودند عده‌ای بی‌گناه دستگیر می‌شوند و دستگیری اینها دیگر برای ما آقا مصطفی نمی‌شود. البته از طرف دولت بعث عراق نیز از اعلام نظر پزشکان جلوگیری شد و نگذاشتند پزشکان نظر خود را اعلام کنند. چون صددرصد مسمومیت بود، حتی پزشکان را تهدید کردند.»

اینگونه بود که امام در برابر این واقعه مانند کوه ایستادند؛ خم به ابرو نیاوردند و فرمودند: «خداوند یک وقت نعمتی به آدم می‌دهد؛ یک وقت هم می‌گیرد؛ باید تحمل داشته باشیم.»

و اما امام در برابر بی‌تابی خانم هم فرمودند: «خانم، به خاطر خدا صبر کن. می دانم که خیلی دشوار است خیلی سخت است ولی به حساب خدا بگذار. به حساب خدا بگذاری تحملش آسان می‌شود، خدا خودش آسان می کند. می دانم می دانم که خیلی سختی کشیدی ولی به خاطر خدا صبر کن.»

این حادثه تغییری در برنامه‌های امام هم ایجاد نکرد و معظم له برنامه منظم روزانه خود را پیگیری فرمودند؛ البته امام در این باره، پیام کوتاهی هم صادر کردند:

«بسم الله الرحمن الرحیم.

انّا لله و انّا الیه راجعون

در روز یکشنبه نهم ذی القعده الحرام ۱۳۹۷، مصطفی خمینی، نور بصرم و مهجه قلبم، دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد. اللّهم ارحَمهُ و اغفِر له و اَسکِنه الجنّه، بِحقّ اولیائک الطاهرین علیهم الصّلوه و السّلام.»

پس از آن بود که حضرت آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی بر پیکر مطهر شهید سید مصطفی خمینی اقامه نماز فرمود تا این عالم مجاهد و امید آینده اسلام و انقلاب، در حرم مطهر امام امیرالمومنین (ع) و در جوار مرقد نورانی مرحوم آیت الله العظمی شیخ محمدحسین غروی اصفهانی، مشهور به «کمپانی» ، به خاک سپرده شود.

اینچنین بود که سید مصطفی خمینی به آسمان‌ها پر کشید؛ شخصیتی که نام او در جای‌جای اسناد انقلاب اسلامی خودنمایی می‌کند و نقش بی‌بدیل او در پشتیبانی از انقلاب اسلامی، فراموش نشدنی است.

این هم نمونه‌ای از دو سند کوتاه ساواک درباره حاج آقا مصطفی: «در شهرستان قم پسر آیت الله خمینی که معمم می‌باشد، به جای وی نشسته و دستورهای او را مورد اجرا می‌گذارد و اعلامیه ‌هایی تهیه و برای روحانیون می‌فرستد.» و یا «بعد از دستگیری و بازداشت آیت ‌الله خمینی، پسر وی به نام سید مصطفی که معمم نیز می‌باشد، امور جاریه را انجام می‌ دهد و پولهایی هم توسط بازاریان تهران جهت پرداخت شهریه طلاب رسیده که شهریه ماه جاری طلاب حوزه علمیه قم به وسیله نامبرده پرداخت گردیده است.»

او رفت؛ اما یاد و خاطره سفرهای بی‌شمار او به کشورهای اسلامی برای پشتیبانی انقلاب؛ دیدار با رابطان نهضت انقلابی امام و رساندن پیام امام به انقلابیون؛ هیچگاه از یادها محو نخواهد شد.

او شخصیتی بود که به تعبیر عارف واصل، حضرت آیت الله العظمی سید رضا بهاءالدینی، از نوادر زمان ما؛ بلکه از نوادر همه زمان‌ها و اعصار بود.

اینچنین شد که خون پاک او، نهال انقلاب را آبیاری کرد و الطاف خفیه الهی باعث شد تا مبارزات انقلابی ملت ایران علیه رژیم ستمشاهی، از اول آبان ماه ۱۳۵۶ شعله ور تر شود و در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به بار نشیند.

اینگونه است که امروز را باید برای همیشه پاس داشت و به روح الهی آن امید اسلام و انقلاب درود فرستاد؛ رحمت الله علیه.