راهی برای رهایی از ظلمات

۱ـ و قال الرسول یا رب انّ قومی اتّخذوا هذا القرآن مهجورا.
و پیامبر عرضه داشت، پروردگارا! این قوم من، از قرآن دوری جستند( متروک و مهجورش کردند).

با توجه به اوصافی که از رسول اعظم(صلی الله علیه و آله) نقل شده، انتظار می رود که آن وجود نازنین دستگیر و شافع همه مسلمین در آخرت باشد. اما آیه شریفه فوق، نشان می دهد که آن حضرت در مقام شاکی قرار گرفته و از قوم خودش شکایت می کند! چرا؟ چون قرآن مجید، این امانت بزرگ الهی، و رسولش را مهجور کردند! یعنی از متن زندگی خود دور کردند. اسم و ظاهر قرآن را تکریم کرده، اما رسم و باطن قرآن را خیر! نام قرآن را بلند کردند، اما از مرام قرآن غافل شدند. الفاظ و حروف قرآن را بالای سر بردند، ولی احکام و حدود قرآن را زیر پا گذاشتند. قرآن را که جامع ترین کتاب الهی و بهترین قانون زندگی حقیقی است، هم برای زندگی فردی و هم زندگی جمعی، هم مادی و هم معنوی است.

کتابی که به فرموده خود قرآن «تبیانا لکل شیء» است و هیچ چیز نیست که مورد نیاز انسان برای رسیدن به قله کمال و سعادت باشد، مگر اینکه در قرآن شریف آمده است: ما فرّطنا فی الکتاب من الشیء. اما مسلمین با این سرمایه الهی فقیرند. چرا؟ چون مغز و محتوای این کتاب الهی را کنار گذاشتند و منبع تفکر و اندیشه خویش قرار ندادند، بلکه در احکام زندگی و قوانین حکومتی و آئین زمامداری از کفار و مشرکین گدایی کردند!! این هدیه عظیم الهی را که به فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بهترین مائده و غذای آسمانی است، سفره کامل الهی است که تمام نیازهای انسان را رفع می کند، اما مسلمین غافل و کفور، این بساط گسترده الهی را با نادانی و بی ادبی جمع کرده و با شرمندگی تمام، سر سفره بیگانگان و دشمنان خدا نشسته و دست نیاز و ذلت به سوی آنان دراز کرده اند!

این کتابی که شافی همه بیماری های انسان است، کنار گذاشته و به انواع بیماری های خطرناک مبتلا شدند.

اگر مسلمین با آیات نجات بخش قرآن کریم آشنا می شدند و با آن انس می گرفتند و در زندگی خویش بکار می بستند، آیا هویت ارزشمند انسانی و گوهر گرانقدر خویش را گم کرده و سرگردان می شدند؟ آیا در چاه عمیق و تاریک جهل و سراب فریبنده دنیا گرایی سقوط می کردند؟ و یا در باتلاق متعفن تفرقه و اختلافات فشل کننده دست و پا می زدند؟ به این همه عقاید باطل و اخلاق رزیله و گفتار و کردار زشت، گرفتار می شدند؟

مگر پیامبر رحمت نفرمود: «فادا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. آنگاه که فتنه ها و آشوب، همچون شب ظلمانی شما را احاطه کرد، برای رهایی از آنها، به قرآن پناه ببرید.»

پس چرا مسلمین گرفتار این همه فتنه های گوناگون شده اند؟ آیا غیر از این است که از احکام نورانی قرآن فاصله گرفته اند؟ این همه فرقه های بی پایه و اساس و ضاله، این همه بی قیدی و بی بند و باری در جوامع اسلامی، این همه فساد و فحشاء و رشوه و ربا و … آیا غیر از این است که قرآن را از متن زندگی خویش دور کرده اند؟ مگر قرآن کریم نفرموده: «فا آتاکم الرسول فخذوه و ما فهاکم عنه فانتهموا» پس چرا مسلمانان، فرمایشات نجات بخش آن عزیز را نادیده گرفتند و حرف به گوش فلانی و بهمانی دادند؟

مگر قرآن نفرموده: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. پس چرا بجای پیروی از اولی الامر معصوم که اطاعت از آنها در ردیف اطاعت از خدا و رسول خدا و بدون هیچ قید و شرطی واجب شده، مطیع طاغوت های بنی امیه و بنی عباس شده و دنبال حاکمان فاسد و ستمگر رفتند؟

مگر قرآن مجید، دشمن ترین دشمن مومنین را «یهود» عنود و لجوج معرفی نمی کند؟ پس چرا دولت های اسلامی با یهود و خصوصا با آن لایه افراطی، جنایتکار و خونریزش (صهیونیزم) دوست شده و با دوستان اهل بیت دشمنی می کنند؟

پس بیاییم برای رهایی از ظلمات، به قرآن پناه ببریم. با قرآن قانون وضع کنیم. با قرآن قضاوت کنیم. با قرآن اجرا کنیم. با قرآن تجارت کنیم و در یک کلمه با قرآن زندگی کنیم. ان شاالله