در ایران تا دوره صفویه جامعه ما، جامعه دولت ـ ملت نبود. تا دوره صفویه هر جای ایران، در دست یک ایل بود. هر ایلی، در هر جایی، به محض اینکه عصبیت پر قدرتی  پیدا می کرد و می توانست برخی از دیگر ایلات را با خود همساز کند، علم کسب قدرت را به دست می گرفت و با زور و با شمشیر، یک حکومتی را ساقط می کرد و حکومت دیگری جایگزینش می شد.

تا دوره صفویه، ایران تکه تکه بود. در دوران قبل از صفویه، در خراسان، سربه داران حکومت می کردند. در مازندران، علویان حکومت می کردند. در گیلان، آل کیا و آل اسحاق حکومت می کردند. آذربایجان محل حکومت آق قیولونها و قراقیولونها بود، که صفویه از دل اینها بیرون آمد. در کردستان و حوزه زاگرس، علویان زاگرس حکومت می کردند. جنوب، محل حکومت مشعشعیان بود که شیعه اثنی عشری بودند. در فارس بقایای دیالمه حکومت می کردندکه البته آنها هم شیعه بودند. سیستان، حوزه حکومت بقایای سلجوقیلان بود.

در آستانه تشکیل حکومت صفویه، در تمام بخش مرزی ایران، شیعیان حکومت می کردند. درمناطق مرکزی هم، حکومت دست اهل سنت نبود. شما آن زمان، در ایران چیزی به نام حکومت مرکزی نمی بینید. هر بخشی دست یک گروه بود.

اولین حکومتی که توانست و این قدرت و شکوهمندی را داشت که ایران را واحد کند و زیر قدرت یک حکومت مرکزی ببرد، حکومت  صفویه است.

خیلی ها معتقدند که علت این امر هم این است که مذهب تشیع را مذهب رسمی حکومت کرد، نه مذهب رسمی مردم  ایران، بلکه مذهب رسمی حکومت ایران.

این یک دروغ تاریخی است که به ما گفته اند که صفویه به زور، مذهب ایران را تشیع قرار داد.  متاسفانه، برخی از مورخین خودی هم، همین را تکرار می کنند که صفویه مردم ایران را شیعه کرد. این اصلاً دروغ محض است. این یکی از همان فراروایت های تاریخی است. صفویه، ایران را شیعه نکرد، صفویه، مذهب رسمی حکومت را شیعه کرد.  حکومت های محلی، بلا استثناء شیعه بودند، صفویه آمد و همه این حکومت ها را یک کاسه کرد.

منبع: ماهنامه ثامن