فرارسیدن عید نوروز و موسم بهاری فرصتی رقم زد تا برگی از دفتر هزاران برگ عزیزانی را مرور کنیم که در این ایام دل از دنیا و تعلقاتش شسته و تنها برای رضای دوست که فرمود:” وَ مَن یَخرُج مِن بَیتِه مُهاجِراً اِلی الله وَ رَسولِه ثُم یَدرِکُه المَوت فَقَد وَقَعَ اَجرهُ عَلی الله وَ کانَ الله غَفوُراً رَحیماً” به مناطقی محروم از استان گیلان هجرت کردند. jahadi روایت جهادگرانی است که ره صد ساله عابدان را یک شبه طی کردند. قصه ی بزرگانی کوچک اندام که با جهاد خویش بزرگی دنیا را در نظرها خوار کردند. شهید مسلکانی که شاید سنشان کم و توشه دنیوی آنان ناچیز باشد اما با هجرت از خویش به سمت خدا و دعای محرومانی که وارثان زمینند به معامله با رب خویش رفته و ما را یاد قلی پورها و املاکی ها ونقیبی رادها میاندازند. مقصد هجرت اینبار دو دیار بود. ۱- روستایی به نام لوآلی که در عین طراوت و سرسبزی ساکنین آن از نعمت آب آشامیدنی سالم محروم بودند که با لطف خدا و همت جهادی جهادگران گروه عاشورا پروژه بهسازی چشمه,حفاری و لوله گذاری به طول ۱۵۰۰ متر,ساخت سیل گیر و ساخت منبع بتنی دفنی ۳۰۰۰۰ لیتری در این روستا انجام شد. ۲- روستای ۲۵۰ خانواری پیشکلیجان که خانه بهداشتش همه چیز داشت غیر از خانه و بهداشت. ساختمانی فرسوده که به جهت صدور حکم تخریبش امکانات بهداشتی و درمانی به آن تخصیص داده نمیشد که با لطف خدا و همت جهادگران گروه عاشورا کار حفاری پی , پی ریزی , کرسی چینی و نصب ورق(base plate) انتظار جهت نصب سازه ریمونتاژ انجام شد. و تمام این دو پروژه که در دو روستا با فاصله حدود ۳۰ کیلومتر از هم و با جاده ای صعب العبور آن هم به دست کسانی که تا قبل از این شاید حمل کیف و قلم سنگین تری کار آنان بوده در کمتر از یک ماه و با هزینه ای در حدود ۱/۵ هزینه مصوب آن به سرانجام رسید.پروژه ای که انجام آن به دست پیمانکارفارغ از اینکه کوچکترین عواید فرهنگی و اعتقادی برای مردم منطقه ندارد در بیشتر موارد با هزینه ای بیش از هزینه مصوب انجام شده و بعضا پیمانکار با ناتمام گذاشتن کار و ایجاد نارضایتی عمومی دولت را برای پرداخت پول بیشتر, تحت فشار میگذارد. البته بد نیست بدانیم که برخی مسئولین به جای مغتنم شمردن این فرصت و کمک صد چندان به این گروه ها که کار فرهنگی و عمرانی و پزشکی محوله به دولت را بدون کوچکترین چشم داشت شخصی وقربة الی الله با کمترین هزینه انجام میدهند,در بهترین حالت به یک تماس تلفنی و تشکر لسانی بسنده میکنند. اینکه کسی که دانشجوی دکتری و عضو هیئت علمی یکی از بهترین دانشگاه های کشور است و تنها برای لبیک به هل من ناصر رهبرش در سال همت و مدیریت جهادی در حالی که عالی ترین مقام اجرایی کشوربه جهت تفریح به همراه خانواده در تعطیلات نوروز در کیش به سرمیبرد , ازخانواده و همسر و تفریح عید خود گذشته و با هجرت به مناطق محروم بیل به دست میگیرد با این فرض محال که از فرماندار کاری جز یک تماس تلفنی و خدا قوت بر نمیاید!!!!,دریغ کردن این حداقل از جانب فرماندار جز خواب زمستانی و عدم درک حداقلی وی و مجموعه مدیریتی دولت از حرکت جهادی و مدیریت جهادی چه چیزی به ذهن متبادر میکند؟ پس جای این تدبیر کجاست؟ مسئولی که گروه های جهادی وظایف محوله به او را تکلیف مدارانه انجام میدهند برای اهداء ۵۰ عدد کنسرو آن هم از باب رفع تکلیف پس از یک جلسه ۱ ساعته کنسروهای تاریخ گذشته اش را اهدا میکند کجای عَلَم انقلاب را گرفته؟تدبیرش کجاست؟ نماینده ای که صدقه وار در پیش چشم مردم حوزه انتخاباتی خود سعی در اهدا چند بن ۱۰۰۰۰ تومانی به جهادگران از باب ترمیم وجهه حقوقی خود میکند کجای همت جهادی قرار گرفته؟ مصداق بارز گفتمان مدیریت جهادی که درون مایه اصلی آن ایثار و از خود گذشتگی است را میتوان در ۸ سال دفاع مقدس یافت.همانطور که در دفاع مقدس فرماندهان بیش و پیش از همه دغدغه مندانه به عرصه کارزار وارد میشدند,گفتمان جهادی را باید در سیره پیامبر اسلام جویا شد در ساده زسیتی ایشان در ایثار ایشان در پرکاری ایشان.در برهه کنونی نیز شایسته است مدیریت اجرایی کشور قبل از همه و با همتی دو چندان سایرین به عرصه مبارزه با عدم عدالت اجتماعی و فقر فرهنگی بشتبابد نه اینکه دانشجویی که هیچ مسئولیت اجرایی بر دوشش نیست پیش و بیش از رئیس جمهورش از سفر و خواب و خوراک و خانواده خویش زده و در جهت برقراری عدالت اجتماعی بکوشد.