سید محسن موسوی‌زاده؛ هم‌زمان با پیروزی انقلاب اسلامی یکی از دغدغه‌هایی که در جامعه به ‌وجود آمد انعکاس دلایل و وقایع انقلاب بود. بر این اساس، برخی افراد در قسمت‌های ادبیات، تاریخ‌نگاری، فیلم‌سازی و مستندسازی مشغول به فعالیت شدند تا بتوانند از این طریق پیام انقلاب اسلامی را منتقل کنند. با این حال، به دلیل فاصله‌ی نسبتاً کم پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی این مسئله باعث شد تا ادبیات و تاریخ‌نگاری انقلاب با دفاع مقدس پیوند بخورد. به‌طوری‌که بسیاری از افراد علاقه‌مند به انقلاب وارد عرصه‌ی مستند‌سازی وقایع دفاع مقدس شد.
این مسئله سبب شد تا در ابتدای جنگ تحمیلی، شاهد ساخت فیلم‌هایی باشیم که همواره رزمندگان را به‌صورت افرادی شجاع که با عملیات‌های قهرمانانه دشمن بعثی را تارومار می‌کنند، نمایش داده شوند.
با این حال، در آن زمان، افرادی مانند شهید آوینی ضمن تأکید بر ضرورت نشان دادن شجاعت‌های رزمندگان اسلام، تأکید می‌کردند که با توجه به اسلامی بودن انقلاب ایران و جهادی بودن دفاع مقدس، نباید انعکاس اخبار و وقایع جنگ تحمیلی فقط منحصر به شرح عملیات‌های نظامی ایران و خسارت‌های وارده بر دشمن بعثی شود؛ چراکه این مسئله ضمن اینکه سبب می‌شود تا دفاع مقدس در حد دیگر جنگ‌های کلاسیک تنزل داده شود، کم‌کم باعث می‌گردد با گذشته زمان جهان‌بینی حاکم بر دفاع مقدس نیز کم‌رنگ شده و نسل‌های آینده نتوانند تفاوت دفاع مقدس و سایر جنگ‌ها را درک کنند. مسئله‌ای که می‌توانست باعث شود تا افراد دگراندیشی که در آن زمان به حاشیه رانده شده بودند، در دهه‌های آینده، با گرفتن ژست‌های روشن‌فکری و با ادعای ضدجنگ بودن وارد میدان شده و ذهنیت جوانان را به‌گونه‌ای شکل دهند که گویی دفاع مقدس عاری از هرگونه مسائل معرفتی و ایمانی بوده است. این دغدغه باعث شد تا شهید آوینی وارد عرصه‌‌‌ی مستندسازی دفاع مقدس شود. این یادداشت درصدد است تا تأثیر سبک شهید آوینی بر دفاع مقدس را مورد بررسی قرار دهد.
به اعتقاد شهید آوینی، سینمای دفاع مقدس ما با سینمای جنگ تفاوت‌های آشکار و بارزی دارد و اگر این چنین نبود، وظیفه‌ی سینماگران نیز آن بود که به‌جای فیلم سینمایی «مهاجر»، «دیده‌بان» و «سفر به چزابه»، فیلم «غلاف تمام فلزى بسازند» و نظام نیهیلیستى ارتش‌هاى دنیا را به استهزا بگیرند.
از نظر شهید آوینی، نباید سینما و تاریخ‌نگاری دفاع مقدس را با سینمای جنگ یکسان دانست. او معتقد است که سینمای دفاع مقدس هیچ‌‌یک از قالب‌های سینمای جنگ را برنمی‌تابد و می‌گوید: «اساساً سینما و تاریخ‌نگاری جنگ ملزومات و ساختارهایش از سینما و تاریخ‌نگاری دفاع مقدس متفاوت و متمایز است.» و در یک ادعای تازه نسبت به منحصربه‌فرد بودن تاریخ‌نگاری دفاع مقدس تأکید می‌کند: «تاریخ‌نگاری دفاع مقدس منحصر به واقعیت‌های جنگ ماست.» او تأکید دارد نشانه‌های ملی و ایرانی و هویت مذهبی ما همواره باید در تاریخ‌نگاری دفاع مقدس منعکس شود.(1)
شهید آوینی معتقد است درباره‌ی جنگ بسیارند کسانی که نوشته‌اند و فیلم ساخته‌اند، اما همه‌ی آن‌ها هرآنچه خود می‌خواسته به تصویر درآورده‌اند. جنگ تحمیلی بدون تأکید به سلاح‌های پیشرفته‌ی جنگی ادامه یافت. بنابراین می‌بایست از اصالت دادن به ماشین جنگی، توپ، تانک و مسلسل پرهیز کنیم که متأسفانه در بیشتر فیلم‌های جنگی ما، برعکس به ماشین جنگی اصالت داده‌اند، نه به ایمان رزمندگان. شجاعت‌هایی که در این قبیل فیلم‌ها مطرح می‌شود ریشه در نفس اماره‌ی انسان دارد. آوینی تأکید می‌کند که ریشه‌ی شجاعت اگر در ایمان نباشد، دیگر شجاعت نیست. در این صورت، تفاوت رزمندگان ما با سربازان آمریکایی در کجاست؟ از این‌ رو، تاریخ‌نگاران و فیلم‌سازان در آثارشان این تفاوت‌ها را باید لحاظ کنند.(2)
مروری بر آثار آوینی نشان می‌دهد که در هیچ‌یک از مستندهای او به خود جنگ یا ابزار جنگ اصالت داده نشده است، بلکه همواره ایمان رزمندگان اصالت دارد. به همین ترتیب، از شجاعت‌های کاذبی که به‌طور معمول در فیلم‌های آمریکایی شاهد آن‌ها هستیم پرهیز می‌کند. شجاعت مؤمنانی که او روایت می‌کند از یقین و ایمان رزمندگان ناشی می‌شود و نه از جنگ‌طلبی و خوی حیوانی.(3)
خود او می‌گوید: «همه‌ی جنگ‌ها بد است، مگر جهاد فى سبیل الله و لذا چون دفاع مقدس ما مسلخ و مقتل عُشّاق و عرصه‌ی حضور دلیران حق‌پرستى چون شهید همت و شهید خرازى و دیگران که از مقام خلیفه‌الهى بشر دفاع مى‌کردند، بوده است، سینمای دفاع مقدس ما با سینمای جنگ تفاوت‌های آشکار و بارزی دارد و اگر این‌چنین نبود، وظیفه‌ی سینماگران نیز آن بود که به‌جای فیلم سینمایی مهاجر، دیده‌بان و سفر به چزابه، فیلم غلاف تمام‌ فلزى بسازند و نظام نیهیلیستى ارتش‌هاى دنیا را به استهزا بگیرند.»(4)
آغاز افتراق عمده‌ی سینمای دفاع مقدس و سینمای جنگ از نظر آوینی جهاد فی سبیل الله است، زیرا در جهاد فی سبیل الله، رزمندگان از جنبه‌ی روحی و شخصیتی، انسان‌های مقدسی هستند که نه به دلیل آنکه اگر خود نمیرند دشمن آن‌ها را می‌کشد و نه به دلیل اینکه خانه و مزرعه‌شان توسط دشمن ویران شده است، بلکه به دلیل اینکه جهاد امری معنوی است، می‌جنگد. از این‌ رو، تاریخ‌نگاری دفاع مقدس علاوه بر وجود مقدساتی از قبیل اسلام، میهن، ولایت، شهادت و جهاد، به دلیل وجود سربازان و جنگ‌آوران مؤمن و معتقد رنگ‌وبوی الهی گرفته است.(5)
براساس تفکر آوینی، تفاوت عمده‌ی روایت‌گر دفاع مقدس با روایت‌گرهای جنگ‌ها در نوع هستی‌شناسی این دو است. کسی که در فضای دفاع مقدس روایت‌گری می‌کند در حقیقت با نگاه همان رزمنده‌ی مقدسی گره خورده است که برای دفاع از آرمان‌هایش به جبهه رفته است، اما یا روایت‌گران جنگ به دنبال نشان دادن تکنولوژی و ادوات پیشرفته و صحنه‌های هیجانی هستند و یا مدام از زشتی‌های و سیاهی‌های جنگ می‌نالند. برخلاف این‌ها، روایت‌گر دفاع مقدس نگاهش نگاه مادی و مبتنی بر هنر مدرن نیست، بلکه تمام وقایع را از دید هستی‌شناسی الهی نگریسته و بر این اساس نگاه می‌کند. در این نگاه، انسان از اسارت تکنولوژی و ادوات خارج شده و با پیوند حقیقت الهی معنای واقعی خود را می‌گیرد.
تأثیر شهید آوینی بر دیگران
تأکید شهید آوینی بر ارجحیت ارزش‌ها و انسان‌ها نسبت به تکنولوژی، ادوات و انسان سبب شد تا سبکی در سینمای روایت‌گری دفاع مقدس ایجاد شود که همواره دید انسانی و عرفانی در آن برجسته بوده و روایت‌گران در آن به دنبال خلق قهرمان‌های دست‌نیافتنی، که یک‌تنه دشمن را قتل عام می‌کنند، نیستند. در این نگاه، قهرمانان همان مردم ساده‌ای هستند که سالیان سال با آن‌ها زندگی کرده‌ایم و اکنون در میدان نبرد، ابعادی دیگری از آن‌ها که منطبق بر وجهه‌ی الهی‌شان است نمود پیدا می‌کند. بر این اساس، لحظه‌به‌لحظه حضور این افراد در دفاع مقدس قهرمانانه تلقی می‌شود؛ چه آن زمان که در حال عبادت‌اند، چه آن زمان که می‌جنگند و یا شهید می‌شوند.
این نگاه آوینی سبب شد تا افرادی مانند ابراهیم حاتمی‌کیا از او تأثیر بگیرند؛ به‌طوری‌‌که این تأثیرپذیری سبب شد تا در فیلم «مهاجر» به کارگردانی حاتمی‌کیا، که در خصوص یک هواپیمای بدون سرنشین مخصوص شناسایی بود، کارگردان به دنبال نشان دادن غلبه‌ی انسان بر تکنولوژی و ادوات باشد؛ به‌طوری‌که در بخش‌های مختلف این فیلم، بر بُعد انسانی و الهی جنگ و ناچیز پنداشتن ادوات و تجهیزات بر بُعد انسانی تأکید می‌شود.(6)
از نظر شهید آوینی، روایت‌گر دفاع مقدس نگاهش نگاه مادی و مبتنی بر هنر مدرن نیست، بلکه تمام وقایع را از دید هستی‌شناسی الهی نگریسته و بر این اساس نگاه می‌کند. در این نگاه انسان از اسارت تکنولوژی و ادوات خارج شده و با پیوند حقیقت الهی معنای واقعی خود را می‌گیرد.
اما تأثیر شهید آوینی فقط منحصر به روایت‌گری دفاع مقدس نماند؛ به‌طوری‌که وی با ساخت آثاری در خصوص مقاومت در لبنان و فلسطین، تلاش‌هایی را که تا آن زمان صورت می‌گرفت تا نشان دهد جنگ‌های صورت‌گرفته در این نواحی نیز از جنس جنگ‌های قومیتی است که در تمام نقاط دنیا اتفاق افتاده و هدف آن سلطه‌ی قومی بر قوم دیگر است، نقد می‌کرد.
شهید آوینی با ورود به این عرصه و نشان دادن بُعد الهی و عرفانی مقاومت در این مناطق، ضمن رد کردن این نظریه نشان داد که مقاومت مردم فلسطین و لبنان از جنس قومیتی نیست، بلکه ریشه در انتخاب راه و روش اسلامی و دینی آن‌ها دارد. مسئله‌ای که باعث شده تا ابرقدرت‌های دنیا به کمک رژیم اشغالگر قدس بیایند تا نگذارند این حرکت رشد کند. این مسئله باعث شد تا بعد از شهادت آوینی، شاهد پُررنگ‌تر شدن روایت‌گری بُعد الهی و اسلامی مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین باشیم.
فرجام سخن
بررسی آثار شهید آوینی نشان می‌دهد که او در روایت‌گری دفاع مقدس هیچ‌گاه به دنبال نشان دادن صحنه‌های قهرمانانه و اکشن نبوده است؛ صحنه‌هایی که باعث ایجاد هیجان و شوق کاذب در تماشاچی شده که البته بعد از ساعتی فرومی‌نشیند. آثار آوینی سرشار از انسان‌های الهی است که در دفاع مقدس حضور یافته و برای دفاع از ارزش‌هایشان آماده‌ی تقدیم جان‌هایشان هستند. در این نگاه، مجاهدان مرعوب ادوات دشمن و حمایت‌هایی که ابرقدرت‌ها از آن می‌کنند نبوده و اصراری ندارند تا با خلق صحنه‌های قهرمانانه تماشاچی‌ها برایشان سوت و کف بزنند.
قهرمان شهید آوینی افرادی هستند که نه تنها مرعوب تکنولوژی جدید و غرب نشده‌اند، بلکه قدرت ایمانشان سبب شده تا دنیای غرب با تمامی قدرت و تکنولوژی‌اش در برابرشان زانو بزند. بر این اساس، می‌توان یکی از مهم‌ترین تأثیرات شهید آوینی را پررنگ نشان دادن وجهه‌ی الهی دفاع مقدس و ممانعت از تقلیل جنگ تحمیلی به یکی از جنگ‌های کلاسیک دنیا عنوان کرد.(*)
پی‌نوشت‌ها:
 
1. فاطمه ابراهیمی، همسفر آسمان، انتشارات سوره‌ی مهر، 1392، ص 212.
2. حبیبه جعفریان، سیری در آثار شهید آوینی، انتشارات کتاب صبح، 1375، ص 116.
3. علی تاجدینی، همسفر خورشید، مرکز فرهنگی نشر قبله، 1374، ص 120.
4. مرتضی آوینی، مبانی نظر هنر، مؤسسه‌ی انتشارات نبوی، 1377، ص 114.
5. حبیبه جعفریان، همان، ص 115.
6. علی‌اصغر کشانی، سینمای دینی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 236.